اوضاع خوبست

دنیا را همه یکجور نمی بینند .تفاوت ها ، ناشی از موقعیت اجتماعی د ر درجه اول و ناموزونی سطح دانش وفرهنگ است. موقعیت اجتماعی انسان ها در مناسبات تولیدی وباز تولید تعیین کننده نظرات وعقاید آنهاست مگر اینکه آگاه شوند . گفته ایست از لنین چنانچه منافع افراد در میان باشد بدیهی ترین فرمول ریاضی هم زیر سوال می رود ودو دو تا می شود پنج تا. در جامعه سرمایه داری انسان باید خود راسن در جستجوی حقیقت باشد ونه آنچه که هست و عرضه می شود – به پدیدها ، نظرات و جریانات عمومی تبلیغاتی و فرهنگی حاکم باید با دید شک وتردید نگاه کرده ، به آمار و فاکت های مبلغان اعتماد نکند. هر نظر و سیاستی را مورد بررسی قرار دهد و در جستجوی آن باشد که منافع کدام طبقه پشت آن پنهان است.

در اوضاع کنونی که هرج ومرجی بس دامنه دار جهان سرمایه داری را فرا گرفته است و موج های بحرانی ساختار شکن یکی پس از دیگری بنیاد نظام سرمایه داری را شدیدن تکان می دهد مراکز فکری جمعی کمونیستی را طلب می کند که بتوان به این اوضاع نسبتن بغرنج و متحول جوابی بسود کارگران و انقلاب جهانی داد. آگر بنابود که تئوری ها واصول همه پاسخ ها را برای پیشروی پرولتاریا به جلو بدهد که کاری آسان میشد ،” جوهرمارکسیسم در تلفیق آن با شرایط مشخص است ” طبیعی است که از دانشمندان و استادان دانشگاه نمی توان انتظار داشت آن چنان مراکز فکری باشند که راهکارهای ادامه رهایی پرولتاریا را نشان دهند .مارکس وانگلس خود جزو فعالان جنبش تازه پا گرفته کارگری و کمونیستی بودند و لنین خود را یک اکتیویست معرفی می کرد تا تئوریسین امروز هم جنبش کمونیستی کارگران و روشنفکران کمونیستی را طلب می کند، که در موضع تاریخی طبقه قرار گیرند و با کارجمعی و تحقیق وبررسی مشخص وبا سبک کار مارکسیستی از توده به توده ، از عمل به تئوری وبازهم از تئوری به عمل ، جمعبندی از هر قدم عملی و یافتن درست و نادرست و مهمتر نقد دایمی برای رفع اشتباهات ، به اوضاع کنونی پاسخ گویند. لاشه گندیده نظام سرمایه داری اسلامی حاکم در ایران که فساد و جنایت سراسر آن را فراگرفته است فرومانده و درمانده توی خیابان هاست ، امپریالیسم و راس آن ترامپ و دارودسته اش می خواهند آنرا به سود خود به خاک سپارند و برای انجام اینکار به پشتیبانی کلیه مخالفان رژیم حاکم ضد کارگری و ضد کمونیست بر خاسته از اصلاح طلبان داخل و خارج گرفته تا مجاهدین ، ناسیونالیست های ملیت های ایران تا سلطنت طلب ها نیازمند است. همه ی این ها در پی استقرار نظامی دیگر از نوع سرمایه داریند و هدفی جز ادامه استثمار کارگران در سر ندارند. به این جبهه جهانی ضد رژیم ایران همچنین از سوی ارتجاع منطقه ای بویژه عربستان و اسرائیل همه جانبه تقویت می شود. در مقابل این جبهه بدیل کارگری وچپ و کمونیست قرار دارد که ضمن هدف قرار دادن رژیم حا کم و مبارزه برای سرنگونی نه به امپریالیسم و دشمنان قسم خورده ی ضد کمونیست منطقه می گوید و برای آزادی ، استقلال و ایرانی سوسیالیستی با تکیه به عظیم ترین نیرو های توده ای مبارزه می کند. از این دیدگاه و مشی عمومی سیاسی است که کمونیست های موجود ایرانی باید از پراکندگی دوری جویند ، متحد شوند و راهکارهای نوینی را طبق شرایط موجود برای سازماندهی بدیل سوسیالیستی در برابر بدیل دیگر و بر داشتن جنازه جمهوری اسلامی اش بسود کارگران و توده عظیم مردم ایران ارائه دهند. اوضاع برای بدیل کارگری هر روز بهتر می شود. طبقات و نمایندگان سیاسی طبقات اوضاع را متفاوت می بینند.خوشبختانه امروز دیگر برای کارگران ایران روشن است سرمایه داران برای منافع خود کار می کنند. البته سرمایه داران و نمایندگان سیاسی آنها زودتر از کارگران در همان یورش های اولیه کارگران به دژ سرمایه ، به گفته ی داهیانه کارل مارکس باور آوردند که کارگران گور کن نظام سرمایه داری اند. .سرمایه داران شاید هیچگاه کتاب سرمایه مارکس را نخوانده اند اما بخوبی به مبارزه طبقاتی آگاهند و بخوبی دشمن خود را طبقه کارگر می دانند و مراکز فکری آنها و کلیه موسسات فرهنگی و تحقیقاتی آنها چنان هدایت می شوند که طبقه کارگر را در زنجیر بردگی نگهدارند. البته نه به صورت برده داری زنجیر به پا بلکه با شیو ه های به روز شده ی سلطه . اما متاسفانه هنوز در صفوف اقشار خرده بورژوا بعضی ها چنین می پندارند که سرمایه دارها و دولت های آنها برای پیشرفت علم و راحتی بشریت است که آزمایشگاه های تحقیقی بر پا میدارند و راه حل های موثرتری را برای کار آمدی پیدا می کنند . نه سرمایه دار با هدف سود بیشتر اینکار را انجام داده و پیوند ناگسستنی با خوارکردن نیروی کار ،با دهن کجی به آن کردن و نهیب زدن به کارگران است اگرتسلیم نشوی ماشین جایت را خواهد گرفت. سرمایه دار نمی تواند جز به سود بیشتر از طریق استثمار کارگران عمل کند. در جامعه طبقاتی ما نه گرایش علمی بیطرف داریم ونه تکنولوژی بدون طبقه . در جامعه طبقاتی هم اندیشه وهم رفتارو کردار انسان ها مهر طبقاتی خورد ه است . بدیل امپریالیستی ترامپ و دارودسته های پشتیبانش به طبقه جهانی سرمایه تعلق دارد. متاسفانه شاگردان مارکس به خوبی که سرمایه داران مارکس را فهمیدند آنها نفمیدند . چنانچه علل اصلی شکست های پرولتاریا را بررسی کنیم می بینیم ریشه در عدم درک همه جانبه کمونیست ها از نقش کارگر کش سرمایه داری دارد.

پنجاه سال پیش هنگامی که سا زمان انقلابی حزب توده ایران با نقد مشی رفرمیستی رهبری از آن جدا شد و پای در عمل برای سازماندهی کمونیستی برای انقلاب کردن گذاشت ، پس از شرکت عملی اولیه در پراتیک اجتماعی و تحقیق وبررسی از اوضاع مشخص ایران متوجه شد که تاکید یکجانبه روی مبارزه مسلحانه براساس ارزیابی ذهنی از اوضاع ایران بوده و شرایط برای آن فراهم نیست این گام نخست در شناخت واقعی از ایران بود اما هنوز باید در درون خود به مبارزه میان دو خط ادامه می داد . هنوز باید در پیوند با کارگران قرار می گرفت تا به عمق آموزش های کمونیستی پی می برد و انشعاب اول بر سر همین موضوع بود. سازمان انقلابی به چها ر دسته تقسیم شد ند :

آنهائی که در پی احیای حزب توده بودند و اصرار داشتند که حزب توده نه رفرمیست بلکه انقلابی وکمونیستی بوده است

آنهایی که همچنان روی مبارزه مسلحانه جدا از توده ها و چریکی پافشاری کردند و اولین عملیات خود را هم با موفقیت به سرانجام رساندند،

آنهایی که متوجه شدند انقلاب کردن آنهم روی خط مشی مسلط در سازمان انقلابی که از همان آغاز پایه ریزی شده بود رفتن به ایران و ادامه مبارزه در داخل سخت است و عمد تا به مبارزات دمکراتیک خارج خود را محدود کردند ،

سازمان انقلابی اکثر کادرهای خود را که از روشنفکران بویژه دانشجویان خارج کشور بودند برای سازماندهی و نوسازی آنها به درون کارگران گسیل کرد . در میان این رفقا دکترهای تحصیل کرده از آلمان و آمریکا هم بودند. تجربه بسیار خوبی بود در درک بیشتر وضع فلاکت بار کارگران ایرانی مهاجر در کویت ودبی . اما برجسته ترین دست آورد که مربوط به نقطه نظر طرح شده در این نوشته است پی بردن بازهم بیشتر به کینه ی سرمایه داران نسبت به کارگران و آگاهی یافتن آنها بود. رفیق عباس تمبرچیان که زندگی در کالیفرنیا را رها کرد و با شور شوق و مصمم به دبی رفت و برای مدت طولانی به یک کارگر پنجره ساز وتراش کار در یک کارگاه دبی تبدیل شد در گزارش خود در آن زمان نقل کرد: روزی یکی از رفقای پزشک ما را که در یک کارخانه کوچکی کار می کرد و کارگران او را بخاطررفتار کمونیستی اش دوست داشتند ، صاحب کار صدا می کند و می گوید حرف با کارگران بزنی با دو هزار دینار می توانم بدم سرت راببرند و همین پشت دیوار کارخانه چالت کنند. یاد رفیق عباس تمبرچیان عضو دفتر سیاسی حزب رنجبران ماندگار باد که سال ها بعد بدست جلادان رژیم اسلامی در خراسان دستگیر و به جوخه اعدام سپرده شد. عباس همیشه تاکید می کرد چند سال کارمیان کارگران وکارکردن درک مرا نسبت به آموزش مارکس در مورد نقش سرمایه ودشمنی سرمایه دار با کارگر همه جانبه کرد.

در این زمانه ی پر آشوب که باردیگر مبارزه طبقاتی به مرحله حادی رسیده و طبقه کارگرهر روز استوارتر برای کسب حقوقش مبارزه می کند ومتشکل ترمی شود ، چنانچه کمونیست ها بخواهند در خدمت آن قرار گیرند تا اینکه به مانند فرقه ای جدا گانه عمل کنیم باید درک همه جانبه ای از صف آرائی طبقاتی بین بورژوا و پرولتاریا در ایران کنونی بدست آوریم. تما م نقشه ها وپیشنهادات ، بدیل ها و راه حل ها ی مطروحه مهر طبقاتی خورده اند. از سلطنت طلبان گرفته تا مجاهدین ،از دمکرات های سکولار گرفته تا اصلاح طلبان رنگارنگ برای نجات نه ایران بلکه برای نجات سرمایه داری کار می کنند. بی خود نیست آنها حتا بدیهی ترین وقایع تاریخی را نادیده می گیرند ، نتایج کودتای بیست هشت مرداد ۳۲ را حتی بخشی از ملیون فراموش می کنند و بخشی از سلطنت طلبان هم که دست در دست دستگاه های امنیتی آمریکا و اسرائیل و عربستان داده اند نقش آمریکا را در براندازی شاهشان در انقلاب ۵۷ زیر سیبلی رد می کنند و به گفته لنین دو دو تا را پنج می دانند. درست بر اثر همین چرخش بازیگران سیاسی ناسیونالیست های ملیت های ایران و رهبران خود فروخته مجاهدین ، سلطنت طلبان است که ترامپ و دارودسته اش دور گرفته وبدون در نظر گرفتن خواست اکثریت مردم که سال هاست برای سرنگونی رژیم جنایتکار حاکم مبارزه می کنند در برابر جنبش عظیم کارگری مستقل ایران دارودسته های دست پرورده ی خود را با پول جیبی های سخاوتمندانه بعنوان بدیل آینده پشتیابانی می کنند. شرم باد بر خود فروشانی که به حکم وزارت امور خارجه آمریکا و جنایتکاران صیهونیستی اسرائیل در پی رهبر سازی برای جنبش توده های مردم ایران هستند . تاریخ دارد تکرار می شود. بازهم همانند دوران کودتای بیست و هشت مرداد ۳۲ و انقلاب ۵۷ امپریالیسم نقش عمده را در میدان داری بازی می کند و با امکانات و جاسوسانی که در سطح رهبری های آنها دارد تلاش می کند صف متحدی از این دسته ها درست کند تا عبور از رژیم ولایت فقیه را به سود غارت بیشتر و استقرا ر نظا می سرمایه داری با رنگ ولعاب نوینی آسان تر سازند . هدف یکی است سرکوب جنبش بپا خاسته ی تودهای کنونی ، منحرف کردن آن. تلاش در جلوگیری از رادیکالیزه شدن جنبش عظیم توده ای که چون توفانی سهمگین دیر یا زود با شرکت متشکل تر طبقه کارگر ، با متخد شدن کمونیستها در حزبی در پیوند فشرده با طبقه ، با یک مشی عمومی سیاسی که ضد سرمایه داری حاکم و امپریالیسم است و هدفی جز سوسیالیسم در پیش ندارد بر می خیزد. چنین است اوضاع و صفبندی های سیاسی کنونی.

اوضاع خوبست و به سود کارگران و زحمتکشان وتوده های عظیم مردم در حال تکامل است. کمونیستها و نیروهای ضد امپریالیست و ضد رژیم سرمایه داری حاکم از خیزش عظیم مردمی دیماه ۹۶ با شوروشوق استقبال کردند و آنرا آغازی برای پیشروی برای گرفتن قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر دانستند، این یک ارزیابی درست و یاری دهنده به جنبش کارگری بود . کمونیستها بنا به آموزش های داهیانه مارکس متعلق به طبقه کارگرند ، فرقه ودسته ای جدا از طبقه نیستند و درست از این موضع و با جهانبینی طبقه کارگراست که اوضاع کنونی را خوب ارزیابی می کنند . دشمنان طبقه کارگر چه آنها که حاکمند و چه آنها که در مخالفت با حکومت به یاری امپریالیستها ومرتجعان منطقه در پی به قدرت رسیدن اند ظاهرا پر قدرت به نظر می رسند اما هم در درون خود دارای تضاد هستند و هم با خیزش هر چه بیشتر جنبش توده ها در ایران منفرد تر می شوند. کمونیست های ایران امروز پس از صد سال مبارزه و تاریخ خونبار لشکر آنها با درایت تر بایدعمل کنند و در جهت تاریخ حرکت نماید هرروز که می گذرد پایه های جنبش های توده ای گسترش می یابد و متشکل می شود ، هر روز گور کنان سرمایه داری دست به اعتصاب می زنند و هر روز آگاهتر از روز قبل در عمل در رودر رویی با سرمایه داران و ماموران امنیتی آنها به توانایی وقدرت خود پی می برند . چنین است اوضاع از دید واقعی طبقاتی و جهانبینی پرولتاریا .

بورژواها چه آنها که حاکمند و چه آنهایی که میخواهند جای آنها را بگیرند ایران را در حال فرو پاشی می بینند . حاکمان در مانده و حلقه به حلقه در محاصره ی مخالفانشان . بدیل بورژوازی مخالف درپی ره یابی میان بری با یاری آمریکا هستند که به اصطلاح به هرج وهرج کنونی پایان دهند و بار دیگر در لباسی دیگر حکومتی اما سکولار بر پاسازند وطبقه کارگر را همچنان در قید نظام سرمایه داری مهار کنند

طبقه کارگر نه در بازار بورس شریک است ونه در خرید وفروش دلار دستی دارد. هرج ومرج کنونی را پرولتای ایران می تواند تبدیل به یک موج انقلابی کند و به عنوان یک بدیل سیاسی برای تغییر بنیادی جامعه در صحنه سیاسی بطور موثر حاضر شود.

کمونیستها باردیگر برخاسته اند ،خون های ریخته شده رفقایشان را پاک کرده، غم ها وزخم های عمیق را به نیرو باید تبدیل کنند ، به دوران پراکندگی و فرقه گرایی نه بگویند از سراسر جهان که پراکنده شده اند و از قعر کارخانه ها که سال هاست با درد وزحمت زیاد به کار مشغول بوده اند فریاد یکی شدن را بلند وبلند تر کنند. “باید یکی شویم، آنها هراسشان از یکی شدن ماست”

به دورباد طاعون پراکندگی وفرقه گرائی

زنده باد جنبش نوین یکی شدن و پیوند با جنبش کارگری عظیم ایران

پیروزی بدیل طبقه کارگر حتمی است ونجات مردم ایران از همین راه بدست می آید

نه به تما م کوره راه حل ها وبدیل های بورژوائی و امپریالیستی.

دیلم – ۱۵ اوت ۲۰۱۸

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *