اقتصاد جهانی و جنگ اقتصادی

بالاخره جنگ اقتصادی بعد از به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا علیه قدرت های رقیب چین ، اتحادیه اروپا فرا رسید.آمریکا با تعیین تعرفه های ۱۰ و ۲۵ در صدی برای آهن و آلومینیم وارداتی شیپورهای جنگ را به صدا در آورد. و در مقابل چین با تعرفه های سنگین به مواد غذایی و تکنولوژی وارداتی از آمریکا و اتحادیه اروپا با بستن مالیات های سنگین به اقلام وارداتی گوناگون از آمریکا جنگی را که آمریکا شروع کرد با حملات اقتصادی تلاقی جویانه پاسخ دادند .

این جنگ اقتصادی افسار گسیخته که بر تمامی عرصه های اجتماعی در سطح جهانی تاثیرات خود را خواهد گذاشت از مدتها پیش شروع شده بود که با بحران های اقتصادی ۲۰۰۸ تشدید شده و اختلاف نه در عرصه اقتصادی بلکه در سطح سیاسی نظامی رو به گسترش است. بر طبق آمار کویل و به نقل از سایت آمار ایران صادرات چین ۲٫۳۴۲,۳۳ و صادرات آمریکا ۱٫۶۲۰,۵۳میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ بوده است با محاسبه رشد ۶٫۸ % بطور متوسط چین از ۲۰۱۴ تا بحال با مقایسه با رشد بطور متوسط آمریکا ۲٫۴ % می توان دریافت که این فاصله باز هم بیشتر شده است و چین بطور فزاینده ای از تمامی کشورهای جهان با شتاب در حال توسعه و رشد و بازار یابی در سرتاسر جهان است . میانگین آمارهای مختلف نشان می دهد که اتحادیه اروپا بویژه آلمان هم دارای رشد صادراتی بالایی است بقیه کشورها با فاصله زیاد آنها را دنبال می کنند. در بقیه عرصه های دیگر مانند اسلحه هم تقریبا وضع به همینگونه است در آمار مربوط به اسلحه و نفت روسیه جایگاه ویژه ای داردو بعد از آمریکا بزرگترین فروشنده اسلحه در جهان است .در رابطه با مسائل دیگر اقتصادی مانند صادرات روسیه بعداز تحریم های اقتصادی غرب مجددا به یک کشور صادراتی و با رشد اقتصادی تبدیل شده است.بطور مثال روسیه با نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار صادرات غله بزرگترین کشور صادر کننده در این زمینه است .بیشترین عرصه صادرات متعلق است به قدرت های معظم جهان از جمله آمریکا ، اتحادیه اروپا و چین. رقابت تنگاتنگی که این سه کشور و بلوک دارند و دقیقا همین اتحادیه اروپا و چین هستند که مورد حملات اقتصادی آمریکا واقع شده اند.روندهای اقتصادی که آورده شد از سال های ۱۹۸۰ شکل گرفت که فروپاشی شوروی در این روند وقفه ای بوجود آورد آما طولی نکشید که روند رشد اقتصادی اتحادیه اروپا و چین بویژه بعد از ۱۹۹۵ بطور جهش وار به رشدش ادامه داد.

بوجود آمدن پول یورو نه تنها اوضاع را به تعادل و ثبات نرساند بلکه به جدایی اقتصادی کشورهای حوزه یورو با دلار با روند پر شتابی دامن زد.یورو نه تنها قوانین برتون وودز را کان لن یکن اعلام کرد بلکه باعث شد که سبد ارزی تقریبا اکثر کشورهای جهان و حتی بانک های درجه دوم از یک ارز انحصاری به نام دلار آمریکا خارج شده و پول های دیگری را به نام یورو ،یوان ، ین با درصدهای مختلفی جای دلار آمریکا را بگیرند. دلار پولی بعد از آزاد شدن از پشتوانه طلا و سیالیت ارزشی آن، ارزش پایه ای خود را با معیارهای دیگری مانند رشد تولید و ثروت عمومی و منابع طبیعی و قدرت اقتصادی عوض کرده بود به پولی تبدیل شد که به آمریکا اجازه چاپ بدون پشتوانه آنرا برای غارت و کنترل اقتصادی کشورهای دیگر دنیا می داد. از دست رفتن قدرت انحصاری دلار در واقع از دست رفتن قدرت انحصاری آمریکا به مثابه سرکرده امپریالیست های غرب بود. البته در این میان برخی از کشورها برای تسلط بر اقتصاد خود به معاملات پایا پای و یا معاملات بانکی با ارزهای کشوری خود دست زده اند. که البته هنوز وزنه اقتصادی چندانی در عرصه بین المللی ندارد ولی با تشدید رقابت های اقتصادی در سطح جهانی این امکان هر روز بیشتر و بیشتر می شود.روشن است هنوز آمریکا بر بسیاری از ارگان های بین المللی سرمایه مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و سازمان ملل نقش تصمیم گیرنده با حقوق برتر را ایفا می کند که این هم در حال کمرنگ شدن است. بطور مثال در حال حاضر دلار ارز مرجع برای معاملات نفتی در سطح جهانی و ارتباطات بانکی است.هنوز بانک های آمریکا قادر به کنترل و فشار به اکثر بانک های جهان برای ایجاد تحریم های بانکی و غیره هستند.اما هر روز که می گذرد  این قدرت بعلت حضور رقبا ،کاهش بازارهای انحضاری و روی آوردن اکثر اقتصادهای جهان به صادرات در جهت باروری تولید داخلی ، کمتر می شود.در عین حال آمریکا با تولید نفت شیل توانسته است کمی از وابستگی به  نفت خارج از آمریکا بکاهد که این مسئله در بازسازی اقتصاد آمریکای بعد از جرج بوش پسر تاثیر به سزائی داشته است. رقابت افسار گسیخته کنونی که در بین بلوک های امپریالیستی در حال تشدید است. باعث شده است از یک طرف قدرت انحصاری سیاسی برخی از بلوک های فوق بر سر کشورهای تحت سلطه کم رنگ شده و یا ازبین رفته و از طرف دیگر به ویرانی و ضعف هر چه بیشتر کشورهای جهان سوم انجامیده است. این دو روند که ظاهرا متضاد یکدیگرند صرفا ناشی از ویژگی شرایط  گلوبالیزاسیون کنونی نظام سرمایه داری امپریالیستی. پی آمدهای یک چنین تضادهایی از یک طرف می تواند به طبقه کارگر این امکان را بدهد که بهتر در جنبش های توده ای حرکت کند ولی از طرف دیگر نهادهای سرکوب دولتی برای درهم کوبیدن تشکلات کارگری دست بازتری دارند.سطح آنرا وضعیت طبقاتی هر جامعه و قدرت طبقه کارگر آن تعیین می کند.تحرکات دوران گلوبال برای بورژوازی دوران رشد ، درهم شکستن تشکلات کارگری – کمونیستی و بازپس گرفتن دست آوردهای اجتماعی از کارگران و زحمتکشان جوامع بود.اما این دوران ناشی از صف بندی های جدید امپریالیستی در حال سپری شدن است. حداقل این رقابت های اقتصادی در سی سال گذشته به خانه خرابی میلیون ها انسان ، اسارت بیش از پیش کارگران کشورهای متروپل به سرمایه از طریق پنجه های سرطانی قرض های بانکی در گلوی آنان ، ویرانی بسیاری از کشورهای جهان سوم و اقتصادهایشان ، ویرانی سیستم های محیط زیستی، جنگ های داخلی و بین کشوری ، در مناطق مختلف و……. انجامیده است. جنگ جدید کنونی نه تنها به این انحصارات میدان عمل بیشتری می دهد بلکه روند ویرانی و جنگ های نیابتی را تشدید و فقر را هر چه بیشتر گسترش خواهد داد. آمار ها نشان می دهد که تشدید رقابت ها و جنگ های اقتصادی کنترل بسیاری از منابع اقتصادی و طبیعی را انحصاری تر کرده است بطور مثال رشد صدور سرمایه از طریق کشورهای امپریالیستی به کشورهای تحت سلطه در طی ۳۰ سال گذشته به ۷۰ در صد رسیده است که نشان از وابستگی هر چه بیشتر این کشورها به امکانات و تکنولوژی کشورهای پیشرفته سرمایه داری دارد.از طرف دیگر صدور سرمایه فقط یک مسیر را نداشته بلکه کشورهای بزرگ امپریالیستی هم در کشورهای رقیب دست به سرمایه گذاری های عظیم برای نفوذ در اقتصادهای یکدیگر زده اند.

بطور واقعی می توان گفت که سرمایه ملی و یا مستقل در هیچ کجای جهان یا وجود ندارد و اگر هم بطور ضعیفی در نقاطی وجود دارد قادر به هیچ تحرک اقتصادی در جوامع نیست. برای طبقه کارگر مفهوم سیاسی آن دو قطبی شدن تقریبا اکثر کشورهای جهان است. نیروهای بورژوایی چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اقتصادی یا ویران شده اند و بطور کامل مضمحل شده اند و یا راه زدو بند با سرمایه های بزرگ جهانی را در پیش گرفته اند.و به عامل آکاه و یا ناآگاه و سرسپرده تبدیل شده اند.ما در کشور خودمان ایران هم این نیروهای سیاسی در درون و بیرون حکومت را خوب می شناسیم .

رقابت ها و جنگ های بلوک های رقیب جهانی از یک طرف توانسته است شرایط را برای برخی ایستادگی های سیاسی توسط دولت های تحت سلطه علیه حاکمین جهانی باز کند از طرف دیگر آنها را هر چه بیشتر به طرف تسلیم بدون چون و چرای اقتصادی  به سرمایه داری امپریالیستی رانده است.

بر طبق آمار بانک جهانی از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۵ تلاش برای صادرات یک سیاست عمومی در تمامی اقتصادهای جهان بوده است. برخی کشورها منابع طبیعی و کالاهای پایه ای مانند نفت و فلزات را صادر کردده اند و برخی دیگر با تحمیل اعتبارات سنگین کالاهای صنعتی ، نظامی  و کارخانه ای را فروخته اند.براساس همان جدول بانک جهانی معمولا وزنه معاملات با معیار دلار به ضرر کشورهای تحت سلطه و یا جهان سومی بوده است .این آمار هنوز از جنگ های و تاثیرات مخرب آن برای جوامع و سود های میلیاردی برای کمپانی های بزرگ جهانی هیچ داده ای بدست نمی دهد.(رجوع شود به  https://data.worldbank.org/indicator/NE.EXP.GNFS.ZS) و یا بر طبق آمار سایت  نیشن ماستر صادرات پنج کشور اول جهان در۲۰۱۲ عبارتند از چین ، آمریکا ، آلمان ، ژاپن ،فرانسه هستند که اساس رقابت های جهانی هم توسط آنها بعلاوه روسیه به پیش برده می شود. این رقابت با هدف درهم شکستن و عقب راندن رقیب از بازارهای جهانی و در واقع تقسیم مجدد جهانی کنونی بر اساس توان ها و ظرفیت هایشان انجام می شود که صرفا در سطح یک جنگ اقتصادی نمانده و توطئه ، جنگ ، ویرانی ، جاسوسی ،کودتا و…..به عنوان ابزارهای جدید پیش برد این اهداف مورد استفاده گسترده قرار می گیرد.

مسئله  دیگر در رقابت بین گروههای معظم امپریالیستی در عرصه تولید ، سرمایه در گردش مجبور به تغییر مسیر به طرف سرمایه ثابت جهت تحقیقات و توسعه امر تولید ،برای رشد تکنیکی و کمی است . عقب ماندگی در عرصه تکنولوژی یعنی شکست و بلعیده شدن توسط کمپانهای رقیب. این تغییر مسیر که عمدتا از طرف بودجه های دولتی حمایت می شود. از جیب تولیدکنندگان پرداخت می شود.نتیجه این پروسه کم کردن خدمات اجتماعی ، کاهش دستمزد و گرانتر شدن دائمی کالاها است. به این روند بازی های مالی ، سیاسی ، بازارهای بورس ، را هم اضافه کنید آنگاه  به وضعیت کنونی کشورهای آفریقا و خاورمیانه و …. می رسید.در واقع سرمایه گذاری در بخش تحقیقات تکنولوژیکی باعث عقب افتادن دیگر اقتصادهای کوچکتر و در نتیجه متوقف شدن تولید در کشورهای عمدتا تحت سلطه و وابسته شده است و واردات و کارهای خدماتی محور درآمد زایی در این کشورهاست .توقف تولید باعث بیکاری گسترده اجتماعی و راندن عظیم طبقه کارگر به نیروی ذخیره بیکار شده است . اگر کشورهای نفت خیز را که با پول نفت با واردات حداقل مسائل معیشتی مردم را به سختی تامین می کنند بگذریم بقیه کشورها تحت سلطه با پول های قرضی از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و…و حراج منابع مالی ،انسانی ، طبیعی امرار معاش می کنند.بطور مثال ایران که یکی از کشورهای نفتی است دارای بیکاری بالای ۱۲درصد است .ما برای نمونه از سایت تابناک آماری می آوریم تا تا با همه نا دقتی ها با نمای کلی از وضعیت بیکاری آشنا شویم

“نرخ بیکاری در ایران با ۱۲.۱ درصد در بین کشورهای آسیایی رکورددار است و بیش از کشورهای ترکیه، اندونزی، روسیه، چین و امارات متحده عربی قرار گرفته است.

به گزارش فارس به نقل از اسپکتاتورایندکس، نرخ بیکاری در بین مردم ایران به ۱۲.۱ درصد رسیده که در بین کشورهای آسیایی تقریباً رکورددار است. در بین کشورهای آسیایی ترکیه ۹.۶ درصد، اندونزی ۵.۱ درصد، چین ۳.۸ درصد و امارات متحده عربی ۱.۷ درصد نرخ بیکاری دارند که همه این کشورها بیکاران کمتری نسبت به ایران دارند.

تنها در کشورهای آفریقای جنوبی با ۲۷ درصد، یونان ۱۹.۵ درصد، نیجریه ۱۸.۸ درصد، اسپانیا ۱۵.۳ درصد، برزیل ۱۲.۴ درصد ،درصد بیکاری نسبت به ایران بیشتر است”.

جنگ اقتصادی کنونی بین گروههای معظم سرمایه داری نهایتا پی آمدهایش به فشار ، بیکاری ،کاهش دستمزدها، تعطیلی واحدهای تولیدی ،کاهش نیروی کار طبقه کارگر انجامیده است.روشن است که جنگ اقتصادی کنونی در رشد خودش به جنگ های نظامی نیابتی و غیر مستقیم و ادامه ویرانی بخش های مختلف جامعه بشری و طبقه کارگر فرا خواهد روئید. برای جلوگیری از روند انهدام و نابودی محیط زیست و زندگی شرافتمند انسانی فقط نیروی طبقه کارگر متحد در سطح جهانی یارای مقابله با این روند را دارد.روند کنونی جنگ و رقابت همراه با مذاکره و سازش و اشغال گری روند های عادی در این رقابت افسار گسیخته امپریالیستی است که نباید باعث ایجاد توهم شود. آنهائی که چشم به امپریالیست ها برای فرار از وضع موجود دارند باید این مثل را بخاطر بیاورند که گوشت را دست گربه ندهند.

ع.غ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *