ادامه اعتراضات در ایران

اعتراضاتی که با درس گیری از  جنبش دیماه همچنان  در روزهای اخیر در سطح وسیع تری به رشد خود ادامه داده و اقشار وسیع تری را به خود جلب کرده است . سالها سرکوب خواسته های اولیه و بحق توده های ستمدیده و استثمار شده، شکنجه و اعدام و زندانی های پر شده و مجموعه وسیعی از سیاست های ارتجاعی و بشدت حقارت  آمیز علیه طبقات و اقشار پائین جامعه در طی نزدیک به ۴ دهه  حکومت سرمایه داری اسلامی ، جان مردم را به لب شان رسانده است.نه  تنها رژیم اسلامی بلکه هر حکومت ضد مردمی بالاخره روزی جوابگوی اعمالش خواهد بود.به قول معروف می گویند دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. آیا هزاران نفر از خانواده های اعدام شده گان سیاسی و غیر سیاسی می بخشند و فراموش می کنند.هزاران و میلیونها زن تحقیر شده و کتک خورده از بی حجابی و نداشتن حقی نسبت به فرزندانشان ، روشنفکران سانسور شده ، سینماگرانی که فیلم هایشان در وزارت ارشاد سالهاست خاک می خورد و نویسندگانی که کتاب های با ارزش شان به خمیر های کاغذ تبدیل شدند و سالها تولیدات فرهنگی شان به یفما رفته است ،خانواده هایی که زنان و دختران شان  را برای تن فروش به کشورهای خارجی برده اند و یا در موسسات صیغه اسلامی به کار واداشتند ،حتی صاحبان سرمایه های کوچک را که آقازاده ها به مثابه تجار و دلال ها به ورشکستگی کشیدند. دانشجویانی که کتک خوردند ،اخراج شدند و ستاره دار شدند، کودکانی که از شدت فقر به دستفروشی و خیابان گردی روی آوردند و هیچ کسی و یا ارگان و نهادی نیست  که دست آنها را بگیرد الا مردم ،مالباختگانی که زندگیشان را نوکیسه های رژیم اسلامی و آ،قا زاده هایشان به ویرانی کشیده اند،آیا پرستاران و معلمانی که در زیر خط فقر و با درآمدهای ناچیزی همیشه در حسرت یک زندگی انسانی بوده اند ، ایا زنانی که سالها توسط ارگان های سرکوب در خیابان ها با بهانه حجاب مورد توهین و هتک حرمت قرار گرفته اند می توانند خواستی کمتر از سرنگونی این رژیم را بخواهند ؟.تجربه عینی و تظاهرات دیماه و ادامه آن نشان داده که نه تنها جمهوری اسلامی هیچ راه مسالمت آمیزی برای مردم باقی نگذاشته است بلکه مردم سالهاست که رای به سرنگونی انقلابی آن داده اند. اما مانند هر جنبش اجتماعی رشد و  گسترش آن زیر سرکوب ، تجربه اندوزی ، اتحاد و  مبارزه شکل می گیرد.امروز دیگر صرفا اعتراضات موردی و محدود  نیست که در کف خیابان به مصاف رژیم رفته است. فراتر از آن یک جنبش اجتماعی در عرصه های مختلف با در خواست های نسبتا مشخص صنفی و سیاسی است در حال سازماندهی  است. شعارهایی همچون آخوند برو گمشو،مرگ بر دیکتاتور، حتی یک دزد کم بشه مشکل ما کم میشه ،تا دیکتاتور رو کاره قیام ادامه داره ،جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم،ننگ ما ننگ ما رهبر الدنگ ما ؛

تعداد نیرویی که امروز در خیابان هاست بسیار گسترده تر از دیماه است به همین دلیل  نیروهای سرکوبگر که زمانی در ضعف جنبش اعتراضی پرقدرت، می  نمودند، اما اینبار در خشم و تندر توده ای چاقوهایشان دیگر قدرت برش و لت و پار کردن سابق را ندارد و هر عملی را عکس العملی شدیدتر از طرف جوانان جواب گرفته و پا به فرار می گذارند .زمینه های اجتماعی  این اعتراضات که از دفاع از حقوق زندانیان سیاسی ، تا حجاب اختیاری ، کودکان کار ، آزاد سازی محیط سیاسی ، علیه سانسور،حق تشکل یابی و….در عرصه اقتصادی فقر و سفره های خالی و نابرابری در درآمد در ابعاد صدها برابری ، عدم پرداخت حقوق ها ، گرانی سرسام آور ، عدم امکانات پشتیبانی از افراد کم درآمد، بیکاری در ابعاد میلیونی ، دزدی از بودجه های اجتماعی و مدیریت بی کفایت و دزد دولتی ؛ راندخواری ،کاهش دستمزد ها از طریق ایجاد تورم و بازی با ارزهای جهانی و خالی کردن جیب مردم از این طریق و…..نکات نمونه ای هستند از هزاران مورد دیگر که مردم  از دست آنها به ستوه آمده اند.سیاست های رژیم اسلامی مشخصا کارگران و زحمتکشان را مورد حمله قرار داده و در درجه اول وضع آنها را به فلاکت کشیده است.به همین دلیل جنبش کنونی عمدتا جوانان طبقات کارگر و زحمتکش را به میدان کارزار با رژیم به خیابان ها کشیده است.

بسیاری بر همین اساس دچار ارزیابی های نادرستی از آن هستند .بسیار فکر می کنند که جنبشی که شعار سرنگونی رژیم را فریاد می کند می تواند بقیه مسائل را هم حل کند. این ارزیابی کاملا ذهنی گرایانه و نه در خدمت بلکه علیه جنبش کنونی است به این دلیل ساده که بدون تشکیلات انقلابی و توانا برای رهبری و با اندیشه های روشن و علمی این امکان هست که حتی جنبش کنونی بساط رژیم جمهوری اسلامی را برچیند ولی بعلت عدم حضور سازمان پرقدرت با برنامه ، سیاست ،تاکتیک و استراتژی که بطور واقعی و در عرصه عملی جنبش کارگری را با زحمتکشان و دیگر جنبش های مترقی اجتماعی همچون زنان ، جوانان ،روشنفکران ، معلمان و پرستاران و دیگر اقشار تحتانی پیوند زده و نیرویی عظیمی را متمرکز کند ، این جنبش می تواند مجددا به کجراهه رفته و با به قدرت رسیدن نیروهای مرتجع که از پشتیبانی امپریالیست ها برخوردارند مورد سرکوب و تکرار ماجرای انقلاب سال های ۵۶ -۵۷ قرار بگیرد.

امروز هرمعترضی که کف خیابان ها رژیم را به چالش می کشد بایستی فنون مبارزه علیه پلیس سیاسی ، نحوه سازماندهی و ایده های روشن سوسیالیستی را فرا بگیرد و متشکل شود. هیچ راه دیگری که از مبارزه توده های وسیع زیر رهبری حزب کمونیست بگذرد برای آزادی ، رهائی انسان ایرانی از این نظام استثماری و عقب مانده و دزد و غارتگر،وجود ندارد . اوضاع برای سازماندهی ، اموزش و فراگیری از درس های این انقلاب بسیار مساعد است نیروی متحد و متشکل و نه پراکنده می تواند روی این اوضاع تاثیر تاریخی خود را بگذارد . به قول معروف دیر است وقت را دریابیم و متشکل و متحد شویم.فعالین کارگری و کمونیست ها باید بجای نگرانی از آینده دست به سازماندهی و آموزش بزنند تا بتوانند پیگیری و ادامه کاری این جنبش را تضمین کرده کاری نه چندان آسان آما سرنوشت ساز. مخفی کاری در این اوضاع بایستی همچنان رعایت شود این تجربه که جنبش های توده ای می تواند باعث علنی شدن تشکیلات مخفی شود را نباید فراموش کرد.در عین حال مخفی کاری بیش از حد می تواند به انفعال و سردرگمی بیانجامد. اینها بخشی از درس هایی است که انقلابیون بایستی بطور دائم مرور کرده و خود را نوسازی کنند. انقلاب کاری سخت ، طولانی و پر از فداکاری است. اعتراضات خیابانی می تواندد باز هم ضعیف شود و تاکتیکی عقب بنشیند و دچار افت و خیز هایی باشد، اما این هم فرصت های خوبی را در جهت باز بینی ، آموزش و نوسازی بوجود می آورد .این ها درس هایی است که ما در آموزش دادن و دیدن فرا می گیریم. اوضاعی خوب و انقلابیونی پراکنده با سازمان های ضعیف . نقش ما نه صرفا تحلیل آن بلکه تغییر آن به نفع مصالح عالی طبقه کارگر و ایجاد حزب کمونیست طبقه کارگر ایران است.

ع.غ.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *