انقلاب مسیر بغرنج ،سخت و طولانی را طی می کند

مبارزه طبقاتی در جامعه ایران هر روز شدت می یابد و دامنه اش با سرعت در حال گسترش است. این مبارزه وتکامل آن تا یک انقلاب اجتماعی بسود اکثریت عظیم مردم روند بغرنج ، سخت و چه بسا طولانی ای  را طی  می کند.

تاریخ مبارزه ی طبقاتی گواهی است بر این حقیقت سترگ . تا قبل از کشف داهیانه مارکس که در جامعه طبقاتی تضاد میان طبقات و مبارزه طبقاتی موتور اصلی پیش روی به جلو است ، فیلسوف ها ودانشمندان وپیامبران  وادیان آسمانی متافیزیک به خورد مردم می دادند  که جهان را خداوند در شیش روز بوجود آورد، جامعه طبقاتی ابدی است و جزئی از طبیعت  جوامع بشری است. اما از زمان انتشار مانیفست کمونیست در سال ۱۸۴۸  که بیش از یک قرن ونیم می گذرد اوضاع تغییر کرد و علم کمونیسم   آسمان هزاران  سال سلطه ی متافزیک و دروغ را شکاف انداخت و افکار را برای یک تعییر رادیکال و انقلابی برای نجات بشریت از بردگی فراهم ساخت.از آن زمان تابحال  بارها طبقه کارگر بعنوان گور کن سرمایه داری مبارزه  سخت و طولانی را سازمان داده تا استثمارگران را از تخت قدرت به زیر کشد ، زمانی حتی فتح قله های بلندی را جشن گرفته و به بشریت نوید برپایی دنیایی بدون زندان ، بدون تبعیض ، بدون جنگ ، بدون ستم و استثمار انسان از انسان را داده است.

اما جهان امروز را  همچنان سرمایه داری و امپریالیسم بر گور میلیون ها کارگر و زحمت ، بر گور صد ها هزار کمونیست بار دیگر  برپا کرده و همه دستاورهای کمونیسم را پس گرفته است . درست در  چنین اوضاعی است که ما با ایران در حال تغییر روبرو هستیم و خیزش های عظیم کارگران و توده های ستمدیده را شاهد یم.

درجام جها ن نمای کمونیسم و تاریخ مبارزه طبقاتی با توجه به انقلاب کنونی ایران چه دیده می شود . بگذارید یکی پس از دیگری روی دگمه های سه گانه بالا که اشاره شد :بغرنج ،سخت و طولانی فشار بدیم و سیمای عمومی را بررسی کنیم.

از دگمه بغرنجی آغاز می کنیم :  .

امروز ما با صفوفی از اپوزیسیون روبرو هستیم که از لحاظ طبقاتی در صف دشمنان طبقاتی قرار دارند و هدف از براندازی آنها نه براندازی نظام سرمایه داریست بلکه  تغییر قدرت سیاسی بسود بخشی دیگر از صاحبان سرمایه و امپریالیسم است. بغرنجی مسئله از همین جا ناشی می شود . چنانچه وضع جامعه کنونی ایران چنان بود که صد وپنجاه سال پیش مانیفست حزب کمونیست با توجه به اوضاع اروپا مطرح کرده ،یعنی یک صف خط کشی شده بین بورژوا زی و پرولتاریا دیده می شد و تشکلات کمونیستی موجود هم درونشان لبریز از کارگران  پیشرو طبقه  که متحد و سراسری در نبرد های طبقاتی با پرچم سرخ به میدان می آمدند  درک اوضاع بسا آسان تر بود. اما  اوضاع در واقعیت عینی جامعه کنونی ایران  چنین نیست . تشکل های کمونیستی و سوسیالیستی وفادار به طبقه کارگر اکثرن خالی از کارگران اند  و صفوف اقشار خرده  بورژوازی بر اثر بحران عظیم اقتصادی هر روز گسترده تر شده و به صفوف بیکاران و کارگران می پیوندند و طبعن عقاید وسبک زندگی و کار خود را به درون طبقه کارگر می برند. از سوی دیگر سرمایه داری ایران یکدست نبوده ، از بازاری سنتی که تنها واسطه است گرفته تا تولید کننده ی ابزار صنعتی ،از سرمایه ی مستقل داخلی گرفته تا سرمایه های بزرگ وابسته به سرمایه های جهانی ،از  سرمایه بوروکراسی دولتی گرفته تا سرمایه های کلان نظامی شکل گرفته است .باید بدان اضافه کرد سرمایه های صنف رو حانیت که در این چهل سال عملن با سرمایه های نظامی شریان اصلی اقتصاد را در دست دارند. براین تفاوت ها ،و ناهمگونی ها که خود تضاد های زیادی را بوجود آورده وبر بغرنجی اوضاع شکل درهم بر همی داده است باید ناموزونی رشد را هم اضافه کرد . هنوز در جایی کولبران وسیله حمل ونقل هستند ودر جایی دیگر برای صدور نفت و بارگیری در کشتی های غول پیکر نفت کش ،  پیشرفته ترین لوله کشی های کنترل شده با کا مپیوتور کار می کنند.

بدین ترتیب جنگ طبقاتی در ایران کنونی ما از بغرنجی خاصی حکایت دارد. چنانچه بخواهیم به علل شکست های احزاب چپ وکمونیست ایران برخورد کنیم نمی توانیم از این واقعیت بگذریم که در آخرین تحلیل قادر نشده اند تجزیه تحلیل درستی از جامعه بغرج ایران ارائه  دهند و درست ریشه انحرافات آنها در آنجا بوده که نتوانستند طبق او ضاع مشخص جامعه ایران با دوستان واقعی انقلاب متحد شوند و با دشمنان واقعی طبقه کارگر مبارزه کنند.نمونه بارز آن در انقلاب سال ۵۷ است که نماینده جناحی از بورژوازی  در لبا س  روحانیت زیر شعار  “همه با هم ” علیه جناح حاکم بورژوازی  توده های عظیم مردم را بسوی خود کشید . وعملن نیروهای کارگری وچپ ضد سرمایه داری را در مصافی نا برابر در نبردهای پراکنده یک بیک شکست و به عقب نشینی وا داشت.عقب نشسنی که هنوز بعد از سه دهه چپ نتوانسته بر خیزد .

ادامه دارد