اقتصاد بحرانی و وضعیت کارگران

سال های گذشته جنبش کارگری و زحمتکشان در ایران از جنبه های مختلف شاهد رشد ، گسترش ، تعمیق بوده است که به هیچ وجه با خواست های رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی نه تنها همخوانی نداشته است بلکه به مانعی در راه دست درازی آزادانه این رژیم بر سر کارگران از جمله دستمزد، اخراج های دسته جمعی ، قراردادهای سفید امضاء و غیره تبدیل شده است. بگذارید قبل از اینکه به وضعیت طبقه کارگر و فعالیت های اعتراضی آن نگاهی بیاندازیم. آمار زیر را مورد بررسی قرار دهیم

دلار در فروردین ۹۶ ،۳۷۲۰ تومان ، دلار فروردین ۹۷ ،۹۰۰۰ تومان

حقوق کارگر با مزایا فروردین ۹۶ ،۱۲۲۰۰۰۰۰  پایه ۹۲۹۹۳۱تومان

حقوق کارگر با مزایا فروردین ،۹۷ ۱۶۷۰۰۰۰  پایه ۱۱۵۰۰۰۰ تومان

زندانیان سال ۹۶ ۲۲۰ هزار ،زندانیان سال ۹۷  ۲۴۰ هزار

آمار بالا که از سایت های داخل کشور اقتباس شده است. بسیار گویاست. این آمار نشان می دهد که در عرض یک سال قیمت دلار حدودا ۲۵۰ درصد گران شده است. بعلت این که معاملات ایران بطور عمده با دلار انجام می شود. به این معنی است که اکثر اجناس وارداتی حداقل همین مقدار در صد گران شده است.دولت جمهوری اسلامی امسال ظاهرا گشاد دستی به خرج داده و ۱۹درصد به حقوق ها اضافه کرده است. با یک حساب سرانگشتی طبقه کارگر ۶۰ درصد قدرت خرید خود با گران شدن دلار و بقیه ارزهای خارجی را از دست داده است. در همین سال تعداد زندانیان ۲۰ هزار نفر افزایش را نشان میدهد. ارتباطی که بین آمارهای بالا وجود دارد نشان از گسترش فقر و منتج از آن بالا رفتن تعداد جرم و جنایت در ایران است.در مقایسه قیمت های سال ۱۳۹۶ و سال ۱۳۹۷ آماری دقیقی مبنی بر افزایش قیمت ها وجود ندارد ولی با مراجعه موردی می توان چشم انداز عمومی از گرانتر شدن کالا ها بدست آورد .سایت تابناک در بررسی قیمت زمین و مسکن افزایش را در فروردین و اردیبهشت ۹۷ برابر۲۹٫۵ در صد اعلام کرده است ( که کاملا غیر واقعی است ) در حالیکه قیمت گوشت با افزایش ۲۰۰ در صد روبرو بوده است . کالاهای اساسی مانند مواد غذایی مسکن بویژه خدمات دارویی و بهداشتی  و تهیه برخی از اقلام دارویی به ۳۰۰ در صد هم می رسد .ناشی از کمبود مواد اولیه برای تولید دیگر مواد مانند روغن مایع و جامد ، خوراک دامی و …..بسیاری از واحدهای تولیدی یا تعطیل و یا با ظرفیت های تا یک چهارم تولید کار می کنند. که نتیجه اش گسترش بیکاری ، گرانی کالاها و گسترش کارهای مجرمانه و در بهترین حالت دستفروشی ، دلالی و غیره است.اما موارد بالا فقط نشان دادن وضیعت بسیار بد مردم در ایران است. اما چرا اوضاع به اینجا رسیده است. چرا رژِیمی که با ادعای مستضعف خواهی به قدرت رسیده بود . مردم را با اهرم های اقتصادی به گروگان گرفته است. چرا سرزمینی که از منابع وسیع انسانی ، طبیعی ، منابع ملی و…. برخوردار است حتی قادر به تامین احتیاجات اولیه مردم نیست،چرا هنوز تمامی بچه های این سرزمین از امکانات تحصیلی برخوردار نیستند. این چراها و صدها سئوال های دیگر وجود دارد که ظاهرا جمهوری اسلامی برای آنان یا جوابی ندارد و یا با فریبکاری آنرا به گردن دیگران می اندازد. تا دو دهه اول آنها مقصرین وضعیت بحران را رژیم گذشته و سپس آمریکا و غرب می دانستند. ولی از رژیمی که با ۴ دهه حاکمیت نتواند حداقل کالاهای اساسی را برای مردمش تامین کندچه انتظاری می تواند داشت.وقتی به آمار بودجه های سالانه مراجعه می کنید. می توان نمای کلی از این وضعیت را در بودجه سالانه رژیم دید.

در تمام سال های گذشته اولویت های بودجه ، سازمان های امنیتی و نظامی ، دم و دستگاههای مذهبی و نهادهای وابسته ، بطور رسمی و سند سازی و رانت خواری های عظیم از طریق نهادهای انگلی بطور غیر مستقیم همچون حوزه  های علمیه و…..نهادهای کاغذی توسط آیت الله های متعدد و آقازادهایشان، حیف و میل بودجه به گونه های مختلف را شامل شده است ولی در برابرش اقتصاد با کم کردن بودجه های آموزشی ، بهداشتی ، خدمات اجتماعی. و معلق کردن و یا بازسازی صنعت و کشاورزی و یا اجرای طرح های عمرانی روبرو بوده است.با یک چنین بودجه ای که عمدتا  ازصدور نفت و در کنار صادرات محصولات نفتی همراه بسیار کمی از صادرات کالاهای دیگر و تجارت و دلالی آنهم از طریق ورود کالاهای غیر ضروری و تجملی مصرفی برای طبقات حاکم انگلی جامعه در درجه  اول و سپس اجناس بنجول و متوسط از خارج تامین می شود دارای پی آمدهای بس سنگینی برای کارگران ، مزدبگیران ،زحمتکشان جامعه بوده است.بطوریکه چند شیفته کار کردن برای تامین حداقل زندگی برای اکثر خانواده های کم در آمد به امری عادی تبدیل شده است. در کنار آن بیکاری ،کارهای موقتی ، دستفروشی ، مسافرکشی ، به کارهای رسمی تبدیل شده است که جمهوری اسلامی در تعدیل و باز بینی قانون کار در سال گذشته در بیکاری سازی نیروی کار آنرا عملی کرد.اکثر کودکان کار ، زنان و مردان کارتون خواب ، ولگردان و پادوهای گروههای بزهکار و مواد مخدر از طبقات کم درآمد و فقیر جامعه هستند.رژیم جمهوری اسلامی با  سیاست های فوق ۱ – با تعطیلی واحدها و کارخانجات تولیدی باعث از هم پاشیدگی و ضیعف شدن نقش طبقه کارگر در تولید شده و صف طویلی از طبقه کارگر بیکار را به عاملی برای فشار به دیگر کارگران در حال کار تبدیل کرده است ۲ – اقتصادی کمپراد وریزه شده ای را به پیش می برد که چنگال های اقتصادهای پر قدرت امپریالیستی را در بدنه اقتصاد بیمار ایران بیشتر فرو می کند ۳ – با تشدید اختلافات طبقاتی و گسترش اعتراضات توده ای بیشتر به نیروهای نظامی برا ی حفظ قدرت تکیه  نموده و در نتیجه نظامیان در قدرت نقش روزافزونی را بازی می کنند.۴- ناشی از فشار جنبش های معترض بویژه از جانب کارگران و توده های وسیع مردم تضادهای درون حکومتی تشدید شده است ۵ – طبقه ای از اشرافیت روحانی و سرمایه داری نو کیسه کاملا انگلی را سازماندهی کرده است که بدون هیچگونه کار مفید اقتصادی و اجتماعی همچون زالو شیره و ثمره کار کارگران و مزدبگیران جامعه را از طریق بانک ها ، عدم پرداخت حقوق ها ، گرانتر کردن روزمره کالاها ،دلالی و قاچاق بالا می کشند و در دایره منحوس قدرت بورژوازی اسلامی در ایران جولان می دهند.

حال به خبرهای چند ماه اخیر توجه کنید

کارگران هپکوی اراک و بستن خط راه آهن شمال و جنوب و اولتیماتوم به کارفرما ،ادامه اعتصاب کارگران فولاد اهواز،اعتصاب فرهنگیان علیه خصوصی سازی ،اعتصاب رانندگان کامیون ها در بیشتر شهرها مرکزی حمل و نقل،اختلاس یک میلیارد و چهارصد میلیون دلاری و فرار عناصر مرتبط به خارج از کشور ،مسئله بی آبی و خشکشالی در ایران ،مسئله رکود اقتصادی،اعتصاب و اعتراض کارگران راه آهن،اعتصاب کارگران پروژه ای ” ایران مال “،تجمع اعتراضی و اعتصاب رکارگران نیشکر هفت تپه،اعتصاب بازاریان کردستان ،اعدام سه نفر بلوچ، ۴ نفر کرد در کردستان و کرج ، حمله موشکی به مقرات دو حزب دموکرات کردستان و حزب دموکرات کردستان ایران و کشته و زخمی شدن بیش از ۷۰ نفر،

در کنار مبارزات اجتماعی ، سیاست های اقتصادی رژیم اجتماعی پی آمد های متعددی داشته و دارد که  به برخی بطور کاملا موردی اشاره می کنیم

کشف ۲۱ تن مواد مخدر در ایران در هفته گذشته،رشد ۱۰ تا ۶۰۰ در صدی   بیماری های ایدز، آسم،سرطان،قلبی و عروقی……، افزایش بی سابقه طلاق و خودکشی، پارتی بازی و رشوه خواری.بالا رفتن شدید جرم و جنایت ،خشونت های فردی و گروهی ،

دستگیری دهها نفر در ارتباط با اعتراضات مختلف اجتماعی از اعتصاب بزرگ کردستان گرفته تا فعالین سندیکایی مانند ،حسن سعیدی، عطا باباخانی و داوود رضوی،

آمارهای ارائه شده اگر چه دقیق نیستند ولی کاملا گویا و مکمل همدیگر در درک شرایط واقعی جامعه ایران هستند.بر سر هر کدام از موضوعات بالا به مثابه یک مشکل اجتماعی جدی می توان نقش سیاست های ارتجاعی رژیم جمهوری اسلامی را به عیان دید. سیاست هائی که فقر را آنچنان گسترش داده است که زندگی حداقل انسانی را برای طبقات کم درآمد جامعه ناممکن کرده و زندگی را برای طبقات استثمار شده جامعه به جهنمی که برای  دشمنان خود تبلیغ می کنند ،تبدیل کرده است. اوضاع بحرانی کنونی اما در خود شکل های جدیدی از مبارزه بیرون می دهد، اکثر اعتراضات جمعی و تا حدودی منظم و سازمان یافته جلو می روند و امید به تغییر را در شکل سازمان یافته آن به یک خواست واقعی و قابل دسترس تبدیل می کند.ما در بیشتر عرصه های اجتماعی با کشمکش های موثر و بزرگی روبرو هستیم که بطور مستقیم  و یا غیر مستقیم بر روی جامعه تاثیر گذار هستند، از جمله در جنبش زنان بر سر حقوق اجتماعی برابر، در بین روشنفکران و هنرمندان بر سر برخورد به سانسور رژیم ، در جنبش دانشجویی بر سر حقوق صنفی و سیاسی و بالاخره در جنبش کارگری بر سر دستمزد ، حقوق معوقه و…..جنبش کارگری بویژه در حال رشد کیفی هم هست. تقریبا در همه اعتراضات ، اعتصابات اطلاعیه های مطبوعاتی و پشتیبانی صادر می شود. این روند در سایه حضور توده های کارگر در صحنه مبارزه برای درخواست خود محقق شده است و تلاش و سازماندهی این نیروی کارگری قدم های موثر بعدی را امکان پذیر کرده است.

در جنبش کنونی که در کف خیابان های بیش از صد شهر و شهرک ها علیه گرانی و بی لیاقتی حکومت با افت و خیزهایی ادامه یافته، شعار سرنگونی و مرگ بر خامنه ای و مرگ بر دیکتاتور،سرنگونی  کلیت رژیم و خواست عمومی را مطرح می کند این جنبش از طبقات فرو دست و کم درآمد جامعه سربرآورده است.اکثریت آنان را جوانان خانواده های کارمندان دون پایه ،کارگران ، بیکاران تشکیل می دهند.

یکی دیگر از مسائلی که اقتصاد ایران با آن روبرو است تحمیل  تحریم های اقتصادی است که توسط آمریکا و بطور زیرکانه ای شرکای اروپایی علیه رژیم ایران در حال پیاده شدن است. البته دلالان و قاچاقچیان ارز  و کالا های اولیه و بخشا لوکس برنده گان این ماجرا هستند.که از طریق واردات شریان های اصلی اقتصاد تحریمی را در کنترل دارند و اساسا با ارگان های نزدیک به ولایت فقیه و سپاه پاسداران همکاری دارند.سهم طلبی رژیم اسلامی در خاورمیانه همچون دوران رژیم شاهی برای تبدیل شدن به ژاندارم منطقه دیگر مورد قبول آمریکا و غرب نیست و مهار آنچیزی که رژیم به آن محور مقاومت می گوید تبدیل به یک موضوع منطقه ای و رقابت های جهانی شده است.که بسوی تشدید و تنش های بیشتری در آینده جلو خواهد رفت.تحریم های اقتصادی در واقع سفره خالی زحمتکشان و مزدبگیران جامعه را هدف قرار داده است.امپریالیسم آمریکا در تحریم های و فشار بیش از حد اقتصادی به کارگران و زحمتکشان انتظار شورش های بدون برنامه و رهبریی را می کشد که بتواند نیروهایی از دست سلطنت طلبان و مجاهدین اصلاح طلبان درون و بیرون حکومتی را به عنوان آلترناتیو به مردم ما حقنه کند و یا با تحت فشار گذاشتن و تزریق بحران های مضاف بتواند با خود رژیم به توافقات مطلوبش برسد. اما زدو بند ها و معاملات پشت پرده بین ایران و آمریکا به هر نتیجه ای دست یابد از همین حالا روشن است که در وضع طبقات کم درآمد و مزدبگیران پایین جامعه تاثیر چندانی نخواهد داشت.نباید اجازه داد که رژیم و آمریکا کارگران و زحمتکشان ایران را به مرگ گرفته تا به تب راضی شوند باید توطئه های هر دو رژیم اسلامی و آمریکا را با شکست روبرو کرد و این ممکن نیست مگر با سرنگونی رژیم اسلامی و ایجاد حکومتی بر مبنای منافع کارگران و زحمتکشان جامعه .

ع.غ