درباره :حزب رنجبران ایران در مبارزه طبقاتی

حزب رنجبران ایران در مبارزه طبقاتی پاسخش به” چه می شود ؟ ” و “چه باید کرد؟” چیست

برای پاسخ به این پرسش ها ضروریست اشاره ای کنیم که این حزب در این سال های طولانی و قبل از تاسیس تشکلاتی که آنرا بنیاد گذاشتند چه گونه به این پرسش ها پاسخ گفته اند ،سیر تکاملی آنها با رشد وانکشاف جامعه چه بوده است . چهار دهه از ایجاد حزب رنجبران ایران می گذرد. تشکیل د هندگان آن  ۹ تشکل کمونیستی که سالهای طولانی در امر سازماندهی کمونیستی در شرایط سخت دیکتاتوری محمد رضا شاه در گیر بودند از طریق تبادل نظر و راه یابی مشخص و در محیطی گرم ورفیقانه با آموزش و مشورت در کلیه سطوح تشکیلات با هدایت کمیته مشترک وحدت پایه ریزی شد.  کادر های تشکیل دهندگان اولیه ” کمیته وحدت ” که در همان ماه های اول سال ۵۸ تشکیل شد و حدودن یک سال در تدارک برگزاری اولین کنگره حزب  کارکرد ند ،اکثرن نمایندگان  بازماندگان لشکر خونین کمونیست هایی بودند که دو دهه  در نقد مشی رفرمیستی حزب توده ایران برای یافتن راه انقلابی مبارزه ی نظری همه جانبه ای را  به پیش برده ، در عمل انقلابی برای ایجاد حزبی  از نوع بلشویکی آن  شرکت کرده و کادر ها و اعضای آن  جان خود را بی دریغ در راه کمونیسم فدا کرده بودند. از میان آنها سازمان انقلابی حزب توده ایران دارای سابقه ی طولانی تر و ارتباطاتی گسترده تربود که با ارائه جمعبندی از پراتیک شانزده ساله خود و سند پایه ای بنام پلاتفرم وحدت مارکسیست- لنینیستها برای ایجاد حزب کمونیست ایران در کمیته وحدت ۹ تشکل بالا  شرکت کرد. در اینجا ما تنها اشاره ای به شانزده سال مبارزه ی سازمان انقلابی داریم . جا دارد  یاد آوری کنیم که  هشت سازمان دیکر هم در همین مسیر بنا به توانا یی های خود  کارکرده واز تجربه عملی مبارزاتی بر خوردار بودند.

حزب رنجبران ایران از زمان تشکیل تا بحال مسیر پر پیچ وخم و سختی را گذرانده وهمچنان براین باور است که بدون یک حزب انقلابی که از وحدت کمونیستها بوجود آید و در پیوند فشرده با طبقه کارگر باشد ،انقلاب سوسیالیستی که امروز به بدیل اجتناب ناپذیر جامعه ایران تبدیل شده است تحقق نخواهد یافت.امروز حزب رنجبران ایران با توجه به اوضاع و پراتیک خود وظیفه مبرم و فوری جنبش کونیستی و کارگری ایران را ایجاد یک حزب متحد انقلابی بر اساس اصول ، برنامه و تاکتیک می داند وبر این نظر است که شرائط برای انجام چنین وظیفه ای هر روز آماده تر می گردد . چرا که از سویی  آگاهی طبقاتی و لزوم تشکل سیاسی پیشرو طبقه ، کادرهای فعال را به لشکر عظیم کار عرضه می کند که به نوبه خود نقش مهمی در مبارزه با تفرقه کنونی دارد و از سوی دیگر اکثریت رفقای کمونیست از این تفرقه و گرایش سکتاریستی به ستوه آمده اند وخواهان خاتمه دادن به این وضع هستند.بدست آوردن این مواضع و نقطه نظر ها در مسیر یک راه راست وصافی بدست نیامده است ، ده ها افتادن ها وبرخاستن ها ، اشتباهات و تصحیحات حتی انحرافات وغلتیدن به چاله های اپورتو نیستی چپ وراست بوده است ،اما در طول این مسیر کمونیسم علمی و پافشاری کادرها روی اصول آن توانسته  حزب را به ادامه راه انقلابی پرولتاریا  سوق دهد. این یکی از ویژگی های حزب رنجبران است که  با تما م فرازو نشیب هایش امروز همچنان در سمت انقلاب پرولتاریای ایستاده و از کمونیسم دفاع می کند.  این ارزیابی که حزب کمونیست باید از وحدت کمونیست ها شکل بگیرد در پشت خود یک پراتیک شصت ساله دارد .در طول این مسیر هرجا با تشکل های کمونیستی روبرو شده ضمن دست همکاری دادن به آنها روی یکی شدن وایجاد یک حزب متحد از کل جنبش کمونیستی  پافشاری کرده است .حزب  در تجربه آموخته است از یکسو باید بعنوان گردانی از جنبش کارگری و کمونیستی با معیار های  حزب سازی لنینی به کار  مستقل خود  بپردازد واز سوی دیگر باید برای ایجاد حزب یکی شده ومتحد کمونیستی که براساس اصول و برنامه مشترک کمونیستی بوجود می آید مبارزه کند.همه راه های دیگر جز انحلال طلبی و گروهی گری ثمره ای به بار نخواهد آورد. در شرایط اجتماعی ایران که دیکتا توری  ضد کارگری وکمونیستی بیداد می کند ،امپریالیسم و بورژوازی هیچگاه  به طبقه کارگر این امکان را نداده ونخواهند داد که در بستر مبارزات جاری به خود آگاهی و تشکیلات سیاسی کمونیستی خود برسد. این واقعیت تاریخی از زمان ایجاد حزب کمونیست ایران  حدود یک قرن پیش تا به امروز ادامه یافته است. درست با توجه به شرایط است  که کمونیست ها باید در هر قدم به جلو وموازی بارشد وگسترش جنبش کارگری سلول های کمونیستی یکی شده ، زبده و مخفی در میان توده ها بوجود آورد.جنبش دیماه ۹۶ که در صد شهر ایران وتا ده روز دوام یافت  تحولی تاریخی در مسیر جنبش کارگری ایران بوجود آورد که امروز بزرگترین لشکر تغییر را توده های وسیع کارگری و پابرهنگان و نیروهای آگاه طبقاتی و کمونیستها وسوسیالیستها تشکیل می دهند. جنبش دیماه عبور از یک مرحله ی “انتخاب بد از بدتر” ونه به ارتجاع داخلی وامپریالیسم جهانی بودو تائید مشی سیاسی پرولتاریا  که امروز اکثریت نیروهای چپ وکمونیست مهر تائید بدان می زنند. این یک پیروزی بزرگی برای جنبش کارگری ایران است و شاید آیندگان جنبش دیماه را تولدی نوین  برای صعود طبقه کارگر به حساب آورند.

ماتریالیست های تاریخی اوضاع و تکامل مبارزه طبقاتی را همیشه در پیوند با گذشته مورد بررسی قرار می دهند و  در پرتو تجارب گذشته و اوضاع مشخص حال برنامه و سیاست های خود را پایه می ریزند. جمعبندی های پراتیک و مبارزات به ما کمک می کند تا از یکسو بهتر به چگونگی رسیدن به مواضع کنونی خود پی ببریم و چرا بر روی چنین مواضعی ایستاده ایم

سازمان انقلابی حزب توده ایران  در روند پایه ریزی چون یکی از نقد های اساسی اش از رهبری حزب توده بی عملی و خارج نشینی بود در همان آغاز با رفتن گروهی ازاعضای بریده از رهبری  به ایران بعنوان معیاری در پیوستن به آن مشخص کرد و تشکیلاتی را سازمان داد که اعضا و کادر هایش می بایستی پای در رکاب باشند و طبق ا حتیاج به داخل روند و در مبارزه طبقاتی تحت  شرایط دیکتاتوری سیاه پهلوی فعالیت کنند.این باز گرداندن آب رفته به جوی ومسیر درست بود. بعد از سرکوب خونین کودتای بیست وهشت مرداد ،  تلاشی سازمان افسری و فرار رهبری حزب توده به خارج ، آغازی نوین و انقلابی بود که نسلی جوان پرچم آنرا بلند کرد .درست در  پیروی از سیاست شرکت در عمل انقلابی و رفتن به ایران ، سازمان انقلابی  به مبارزه مسلحانه در جنوب ایران در میان ایل قشقائی پیوست و دونفر از کادر های سازمان انقلابی رفقا عطا کشکولی و ایرج کشکولی را از خارج برای شرکت در آن  مخفیانه به داخل گسیل داشت. در آنزمان ایران در یک شرایط بحرانی قرار داشت ومردم کارد به استخوانشان رسیده بود و سازمان ارزیابی می کرد که  شرائط برای مبارزه مسلحانه فراهم است و از یک جرقه حریق  بر خواهد خاست وبر این اساس  دو رفیق سازمان انقلابی که در دوره های آموزشی حزب کمونیست چین که تجربه انقلاب پیروزمند چین را بیان می کرد ند  شرکت کرده بودند  و با توجه به اینکه  محلی وسابقه مبارزاتی در میان ایل   داشتند هنگامی که قیام بهمن قشقائی بر پا شد برای اینکار انتخاب شدند. یکسال هم این گروه مسلحانه دوام داشت ولی   با حیله وزیر دربار وقت اعلم و پشت قران امضا کردن و امان دادن به بهمن قشقائی اورا به تور انداختند و در نتیجه گروه مسلحانه هم چون براساس وابستگی های ایلی بوجود آمده بود  پراکنده شد ومعلوم شد قسم شاه واعلم خدعه ای بیش نبوده چون او را پس از تسلیم شدن به جوخه اعدام سپردند.  عطا وایرج  با کاردانی و آگاهی به منطقه توانستند از محاصره وسرکوب توسط نیروهای دولتی  بیرون روند وپس از گذستن از مناطق کوهستانی و راه پیمایی طولانی  خود را به بندر عباس برساند ند و از آنجا با کمک تشکیلات به دبی واز دبی به اروپا منتقل شوند.  سازمان انقلابی اولین تجربه مبارزه مسلحانه خود را پس از جدا شدن از رهبری حزب توده جمعبندی کرد و تحت نامه ای از جنوب در  “توده ” ارگان سازمان انقلابی انتشار داد.

در همان زمان با حادثه معروف به کاخ مرمر که یک سرباز جانباز دربار شمس آبادی   در قصر شاه قصد کشتنش را کرده بود ، رفقای ما را جمعی دستگیر کردند و اتهام تروریست به آنها زدند. دستگیری آنها که اکثرن از اعضای کنفدراسیون بودند حرکتی بس  متحد کننده در خارج کشور بوجود آورد و  با تشکیل دادگاه علنی در تهران و دفاع مستدل پرویز نیکخواه در رد اتها ما ت تروریستی از یکسو ودفاع از فعالیت های کمونیستی گروه و افشای وضع امنیتی جامعه ، صدای جنبش نوین کمونیستی جدا از رهبری حزب توده را به کلیه محافل چپ و مترقی رساندند  و جان تازه ای به جنبش چپ دادند.احکام طولانی زندان و سرکوب شدید  ساواک عملن این تجربه راهم به شکست تشکیلاتی کشاند با اینکه هر دو تجربه توانست از لحاظ سیاسی پیروزی بزرگی را به سود مشی پای در عمل بودن بدست آورد و از لحاظ تشکیلاتی  سازمان انقلابی در برابر رهبری حزب توده توانست  بیش ازنود درصد اعضای حزب توده را به خود جلب کند. درس اساسی این دو تجربه این بود که سازمان باید خط مشی تودهای را در پیش گیرد و امر کار در میان کارگران را اساس قرار دهد. هربار که در حرکت عملی انقلابی سازما ن شرکت می کرد با اینکه  در نبرد با دشمن طبقاتی ودستگاه های نظامی و امنیتی آن شکست می خورد اما منطق سازمان ادامه مبارزه بود چون از همان آ غاز به منطق طبقه کارگر مبارزه ،شکست بازهم مبارزه  تا پیروزی خود را مسلح کرده بود واعضا و کادر هایش آگاهانه جرات به روبرو شدن با دشمن قوی تری را در خود تقویت می کردند. بیخود نبود که کمی دیرتر هنگامی که اسماعیل شریف زاده رهبر  پیشمرگان انقلابی حزب دمکرات ایران و ملا آواره از سازمان برای پیوست به آنها دعوت شد  یکی از کادر های رهبری را فورن برای ایجاد ارتباط  با گروه مسلحانه به کردستان گسیل می دارد و با ملحق شدن نماینده سازمان انقلابی به گروه پاتیزانی محلی و روشن شدن مواضع رهبری جنبش که خود را مارکسیست می دانستند و با استقبال توده ی دهقانی منطقه روبرو شده بودند .سازما ن انقلابی بر اساس گزارش رفیق رهبری اعزامی گروهی از کادرهای خود را که در چین و کوبا وفلسطین دوره های تعلیماتی دیده بودند  از جمله دو پزشک  که در خواست مبرم رفیق اسما عیل شریف زاده بود ،به کردستان اعزام کرد. متاسفانه هنگامی کادر های سازمان انقلابی   به کردستان رسیدند که رژیم ایران با همدستی دارودسته بارزانی توانسته بودند با سیاست محاصره و سرکوب پیشاهنگان گروه مسلحانه را از جمله  شریف زاده و ملا آواره را به قتل برسانند. اما همچنان منطق سازمان انقلابی مبارزه ، شکست ،مبارزه بود.  باردیگر سازمان باید به آن دو سئوال پاسخ می داد : چه می شود و چه باید کرد ؟ اولین گام جمع بندی از تجربه مبارزه مسلحانه و شکست آن بود . رفقای سازمان انقلابی توانستند با کمک اتحادیه میهنی کردستان بازماندگان گروه مسلحانه را پیدا کنند و مشترکن اوضاع را پس از آن بررسی نمایند.نتیجه جمعبندی این بود که باید به کار طولانی تری برای در میان کارگران و زحمتکشان ده بپردازند و مهمتر اینکه با کل جنش سراسری باید پیوند فشرده ای  بر قرار باشد و این امر تنها از طریق یک حزب کمونیست امکان پذیر است. درست است که این سه حرکت عملی سازمان انقلابی بخاطر توازن قوا و تاکید روی مبارزه مسلحانه جدا از توده ها به شکست رسید اما در اینجا این پای در عمل بودن سازمان انقلابی ثمره ای ببار آورد که همچنان تا به امروز پا برجاست. تماس با حنبش مقا ومت مرد م در ایل قشقائی وجنبش انقلا بی کرد و مبارزه برای بردن کمونیسم علمی به میان انقلابیون راستین از خود گذشته کرد که بنا بر  گفته رهبرانی چون جلال طالبانی و نوشیروان مصطفا  نقش مهمی را در این زمینه  به سازمان انقلابی داده اند. اما اوضاع کردستان و تغییرات سریع در اوضاع ایران بویژه جمعبندی از یک دهه سازماندهی پراکنده  رهبری سازمان انقلابی را به نتایج عملی نوینی رساند که این سیاست تا انقلاب ۵۷ هفت ادامه یافت.:ایجاد تشکیلات داخل ،گسیل رفقای شناخته شده باتغییر هویت به داخل ،گسترش کار توده ای بویژه در میان کارگران ،  ایجاد تشکیلات حزبی در کویت ودبی برای گسیل کادر های شناخته شده  ، تجدید تربیت آنها با کارکردن در شرایط کاری بسیار سخت ودر عین حال جلب نیرو از میان کارگران ایرانی مهاجر در منطقه. بدین ترتیب سازمان توانست  نه تنها با تمام سرکوب های یکی پس از دیگری توسط رژیم جنایتکار پهلوی زنده باقی بماند  و هربار که رفیقی را اعدام می کردند جوانان دیگری را برای ادامه مبارزه متشکل ساز د  بلکه کار مخفی وعلنی را باهم تلفیق  دهد ،تشکیلات خارج کشور را کاملن و همه جانبه در خدمت تشکیلات داخل نوسازی نماید. این مقاومت وایستادگی مشت محکمی بود به دهان وادادگانی از میان صفوف سازمان که نتوانستند به تعهد خود به جمع وتشکیلات وفادار بمانند و به صف دشمن پیوستند و کار عمده شان مبارزه با سازمان انقلابی و نیروهای چپ و کمونیست بود.

مبارزه ی سخت ،بغرنج سازمان برای ایجاد حزب کمونیست که در بریدن از حزب توده بعنوان وظیفه مرکزی مشخص شده بود از یک روند همه جانبه ایدئولوژیک – سیاسی گذشت.سازمان انقلابی حزب توده ایران  به درستی به این جمعبندی رسید که بریدن از حزب توده نمی تواند  محدود به تشکیلات باشد ، باید  واساسی تر است که در قلمرو ایدئولوژیک و سیاسی گسترش یابد و عمیق شود. این مبارزه تاریخی تا به امروز همچنان علیه اپورتونیسم راست حزب توده و رویزیونیسم هنگامی که رهبری به طرفداری از خط سه مسالمت آمیز خروشچف بر خاست ادامه یافته است.  در آن زمان که  تازه نوک دکل انحراف بزرگ تاریخی رویزیونیسم نمایان شده بود و رفیق مائوتسه دون با جمعبندی داهیانه اش از مبارزه بین دو خط مشی در جوامع سوسیالیستی  اولین نقد خود را بر نظرات رهبر حزب کمونیست ایتالیا رفیق تولیاتی نوشت ،مبارزه ای سخت جهان کارگری و کمونیستی را فرا گرفت. پایه گزاران سازمان انقلابی جزو اولین پرچمداران این جنبش نوین ضد رویزنونیسم در ایران بودند و  در اولین کنفرانس خود که در تیرانا تشکیل شد  قاطعانه علیه رویزیونیسم حزب کمونیست شوروی موضع گرفتند . بدین ترتیپ حزب رنجبران ایران نه تنها در عمل از مبارزه ای سخت گذشت بلکه با برافراشتن پرچم سرخ اندیشه مائو تسه دون  و مبارزه ای بی امان علیه رویزیونیسم مدرن از لحاظ ایدئولوژیکی چون سنگ خارا در برابر حملات همه جانبه حزب توده ایران ،چریک های دنباله رو آنها   تا به امروز ایستادگی کرده است. این مبارزه تا آنجائی پیش رفته که رهبری حزب توده و چریک های اکثریت در همکاری با دستگاه های امنیتی رژیم اسلامی تشکیلات حزب رنجبران را لو می دادند و آقای نگهدار در مصاحبه تلویزونی با بی بی سی نه تنها به آن اقرار دارد بلکه چنین جنایتی را هنوز هم درست می داند.

خوب باید یک نکته مهمی را در این سیر تکاملی  باز گو کرد . عقاید صحیح از آسمان نازل نمی شود ، خط مشی صحیح انقلابی برای رهایی طبقه کارگر و بشریت در دورانی که نظام سرمایه داری در تمام زمینه ها از فرهنگ گرفته تا دین و روابط خانوادگی حرف اول را می زند  و حتی احزاب کمونیست را مثل حزب بلشویک و  حزب کمونیست چین را از  گردونه انقلابی و طبقه کارگر بیرون پرت می کند سازمان انقلابی و حزب رنجبران ایران مبارزه بی امانی را علیه نظرات انحرافی که هر چند یک بار در درونش شکل می گرفت به پیش برد و با تاکید  پافشاری بر اصول کمونیسم علمی هر بار توانست با جمعبندی از پراتیک خود ، با انتقاد وانتقاد از خود ، با آموزش و کمک آموزشی به رفقایی که دچار اشتباه شده بودند و خواست نوسازی داشتند ، به نوسازی ادامه دهد. حزب رنجبران ایران از یک مسیر بغرنجی برای  حفظ استحکام افکار هدایت کننده اش گذشته   و امروز روی اصول کمونیسم علمی ، دفاع همه جانبه از دستاوردهای عظیم طبقه کارگر جهانی و کلیه مارکسیست – لنینست های جهان ، همچنان به راه انقلاب تا آ خر با براندازی کل نظام سرمایه داری جهانی ،امپریالیسم و ارتجاع محلی ومنطقه ای ،برای جهانی بدون ستم ،بدون تبعیض ،جهانی خالی از استثمار انسان از انسان مبارزه می کند. و در برابر  پرسش ” چه می شود ؟ ” پاسخش اینست انقلاب خواهد شد و برای اینکه این انقلاب منحرف نشود و بسود مردم تکامل یابد در برابر پرسش دوم ” چه باید کرد ؟ ” حزب رنجبران ایران  روی مشی سیاسی مبارزه برای پیروزی بدیل  کارگری در برایر بدیل های بورژوازی وسرمایه داری و امپریالیسم مبارزه می کند و برای پیشبرد این مشی و ایجاد شرایط برای پیروزی اش درسه زمینه فعالیت کنونی خود را سازمان می دهد :

یکم

ایجاد حزب متحد بلشویکی را که  افکار هدایت کننده اش کمونیسم علمی ، ساختمان تشکیلاتی اش  بر استخوابندی کارگران پیشرو استوار باشد ودر   سبک کار از خط مشی توده ای – از توده به توده ها ، انتقاد وانتقاد از خود و مرکزیت براساس دمکراسی پیروی کند  در دستور کار مبرم و ضروری خود قرار داده است ودرست در خدمت این وظیفه روی وحدت کمونیستها ویکی شدن پافشاری می کند .

دوم

مبارزه برای بسط وگسترش تشکل های کارگری طبق شرائط مشخص هر واحد تولیدی و ایجاد شوراهای کارگری هر جا وهر زمان میسر است چه بدون چنین وحدت و تشکیلاتی از کارگران نه بدیل سوسیالیستی می تواند اجتماعی شود ونه حزب کمونیست متحدی شکل بگیرد .

سومین

مبارزه برای ایجاد وسیعترین اتحاد توده ها از کلیه نیروهایی که دوستان وطرفداران  بدیل کارگری دربرابر بدیل بورژوازی وسرمایه داری و امپریالیسم  هستند.

به باور  حزب رنجبران ایران که از مسیر طولانی ،سخت و بغرنجی گذشته و راهش با خون بهترین فرزندان خلق گلکون است انجام چنین وظایفی عملی است و پیروزی بدیل سوسیالیستی ممکن. باید یکی شویم ، باید حزب کمونیست را از یکی شدن کمونیستها بوجود آوریم ،باید بیش از پانزده میلیون کارگر را یاری دهیم تا متشکل  شوند وبر چنین استخوانبدی طبقاتی اتحادی بازهم وسیع تر و عظیم تر برای پیروزی در انقلاب سوسیالیستی به پیش رویم .

به پیش بسوی یکی شدن وایجاد حزب متحد کمونیست ایران

به پیش بسوی بسط وگسترش تشکلات مستقل کارگری درسراسرایران

به پیش بسوی بسیج عظیم ترین توده های ستمدیده ، استثمار شده برای پیروزی انقلاب سوسیالیستی

ر.دیلم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *