نقدی بر یک بیانیه

کنفرانسی درتاریخ ۲۲ سپتامیر ۲۰۱۸ با فراخوان ۶ سازمان ، حزب و سازمان کمونیست برگزار شد که در پایان آن بیانیه ای تحت عنوان “یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است “،انتشار یافت. مطالعه این بیانیه و یا سند ا که از تحلیل اوضاع شروع می شود و خواهان سرنگونی رژیم اسلامی ، آلترناتیو  سوسیالیستی است .آنچنان به  عام گویی افتاده است که تهیه کنندگان این سند فکر کرده اند با عام گویی می توانند به متحد کردن و ایجاد آلتر ناتیو سوسیالیستی کمک های شایانی کرده باشند.

تجربه حداقل سه دهه همکاری بصورت اتحاد عمل ، ایجاد تشکل های دموکراتیک ، ایجاد کمیته های کارگری ، ایجاد شوراهای دموکراتیک چپ و غیره در خارج کشور نشان داده است که این نوع همکاری های در فرمول بندی های گوناگون و نیز اشکال متنوع ذکر شده نتوانسته است که جنبش کمونیستی را متحد کند. و راهکارهای عملی و فکری درستی در جهت برون رفت از پراکندگی جنبش کمونیستی ارائه دهد. ما در سطح گسترده تر اتحاد چپ کارگری و اتحاد نیروهای چپ و کمونیست و نیز اتحاد نیروهای چپ و کمونیست انقلابی را شاهد بودیم که با عدم موفقیت در اهدافشان روبرو شدند و بعد از مدتی عملا از هم گسیخته  شدند. اما آنچه که باعث تکرار مداوم این  نوع نشست ها در بین نیروهای جنبش کمونیستی شده است .ناشی از زمینه های مادی اجتماعی یک معضل است  که فقط و فقط جنبش کارگری –کمونیستی قادر به حل آن است.امروزه هیچ نیرویی در بین نیروهای رادیکال “چپ” نیست که اعتقاد نداشته  باشد که حل مشکلات انقلاب از سرنگونی رژیم ، سازماندهی جنبش کارگری ، طرح خواست های دموکراتیک و برپایی انقلاب سوسیالیستی با نیروهای پراکنده  و ضعیف موجود امکان پذیر نیست. نه طبقه کارگر و بالطبع جنبش کمونیستی نمی تواند بطور دائم خود را در حال تدارک انقلاب ببیند.آنهم  با درکی کاملا پاسیویستی که در بزنگاههای تاریخی تئوری انقلاب را بجای ابزارهای انقلاب می نشاند.

در طی حداقل ۳۰ سالی که سازمان های جنبش کمونیستی در خارج هستند، دهها برنامه برای حل مشکلات جنبش کمونیستی و ایجاد یک نیروی متحد پرقدرت مطرح شده است.برخی از آنها از جمله ” یک آلترناتیو سوسیالیستی و…….” هچگونه راه حل بطور واقعی و عملی ارائه نداده اند و برخی دیگر که برنامه هایی ارائه کرده اند که می تواند خصلت عملی بخود بگیرد ولی در عمل قادر به  اجرای نشده اند.نتیجه اینکه جنبش کمونیستی همچنان از پراکندگی و  سردرگمی در رابطه با اوضاع در مخمصه طبقاتی گیر کرده است.نشست های گذشته سازمان های سیاسی بعلت اینکه نه خواستند و موضع آنرا داشتند که حلال مسئله باشند و خرده کاری را به حرکتی رادیکال ترجیح دادند ، نهایتا با دادن چند اعلامیه و یا اطلاعیه به کار خود پایان دادند و خود را موظف به جمع بندی از شکست نشست های سازمان های چپ و کمونیست ندیدند.

دلایل متعددی را می توان در رابطه با پراکندگی جنبش کمونیستی و سازمان های درونی آن ذکر کرد.

  1. متحد نبودن بر سر خط مشی استراتژیک و تاکتیک
  2. عدم درک گوناگون  از تئوری های انقلاب و کمونیسم علمی
  3. پر بها دادن به نیروی خود و خودمحور بودن
  4. عدم اعتقاد به ضرورت وجودی حزب کمونیست برای انقلاب
  5. حضور خرده بورژوازی بطور وسیع در جنبش کمونیستی چه بصورت عناصر چه بصورت فکری و جدائی از جنبش زنده کارگری
  6. حضور طولانی مدت در خارج از کشور و تاثیر سوسیال دموکراسی کشورهای پیشرفته بر آن
  7. شخصیت گرایی در رهبری سازمان های موجود
  8. زمینه های گذشته کاملا جداگانه به لحاظ فکری و نظری از همدیگر

در نتیجه نکات بالا تقریبا اکثر سازمان های سیاسی برای حفظ وضع موجود خود را راضی به اتحاد عمل هایی با اسامی گوناگون اتحاد پایدار ، اتحاد انقلابی و….. کرده و حاضر به وحدت تشکیلاتی بر سر خط مشی برنامه ای نیستند.برخی از این سازمان ها به نحوی خود را معرفی می کنند که گویا طبقه  کارگر ایران را پشت سرخود دارند و یا از خط مشی برخوردارند که به قول معروف مو لای درزش نمی رود.با نگاهی به سازمان های موجود بسیاری از سازمان هایی را می بینید که به لحاظ خط مشی برنامه ای بسیار نزدیک هستند اما وقتی پای وحدت و گذار به تشکیلاتی بزرگتر  می شود حاضر به ترک چهارچوب تنگ و بسته سازمانی خود نبوده و ترجیح می دهند با شعارهای پر طمطراق در سازمان های خود ظاهرا به کار انقلاب بپردازند.آنها به پای تشکیلاتی فراگیر رفتن  را  بی وقت و نامناسب اوضاع می دانند اما تشکیلات کوچک و از نفس افتاده خود را رهبر آینده انقلاب. جالب است که در تمام این سال ها ، نزدیک ترین سازمان ها هم حاضر به وحدت تشکیلاتی نشدند.و هر نشستی به پراکندگی و جدایی بیشتر انجامید.

در نشست هایی که طی این سال ها برگزار شد، در ابتدا شوق و شوری در بین فعالین کمونیست بوجود آورد اما  واقعیات سرسخت تر از آمال و آرزوهای ماست.واقعیت این است که کمونیست  ها نمی توانند به اتحاد با یکدیگر برای مبارزه متحد با بوروژوازی دست بزنند.تجربه انقلابات کارگری و سوسیالیستی در جهان نشان داده است که حزب طبقه کارگر ابزار طبقه کارگر برای انقلاب است و کمونیست ها باید با متشکل شدن در این حزب و نه بصورت گروههای پراکنده مبارزه طبقاتی را جلو ببرند.این نکته که اوضاع و شرایط عینی برای انقلاب آماده است ولی شرایط ذهنی از اوضاع عقب افتاده است و قادر به رهبری تقابلات طبقاتی نیست، ضرورت یک آلترناتیو سوسیالیستی را اجتناب ناپذیر کرده است و برای این کار برای ایجاد آن بایستی یک راهکار عملی را جلوی پای خود و دیگران گذاشت و نه تنها یک توصیه و یا پیشنهاد  را ارائه کرد.توصیه  ای که هیچ برنامه عملی مشخص از ملزمات آن نیست و همه چیز گفته که هیچ چیز  و به اصل مسئله که این برنامه ها چگونه بایستی خصلت عملی  بگیرد و برای آن چه تدارک و ملزومات عملی پیش پای جنبش کمونیستی است چیزی نگفته  است.بالاخره این الترناتیو سوسیالیستی چگونه بایستی ساخته شود و نقش کمونیست ها و سازمان های درون جنبش کمونیستی چیست هیچ جوابی نداده است. و مسئله آخر اینکه رفقای تشکیل دهنده این کنفرانس که تا این حد به ضرورت و امکان پذیری یک آلترناتیو سوسیالیستی اعتقاد دارند چرا حاضر به  تشکیل عملی آن در یک تشکیلات واحد نیستند و فقط همچون گذشته به  دادن یک اطلاعیه اکتفا کرده اند. ما از یک چنین اعلامیه هایی بیش از انکه امر اتحاد پایدارد و وحدت عینی و عملی را ببینیم نوعی خالی کردن از زیر بار مسئولیت وحدت کمونیست های ایران را درک می کنیم. به قول معروف خوش بود گر محک تجربه آید به  میان تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد.

برخی از رفقا می گویند این یک کنفرانس است و از یک کنفرانس نمی توان انتظارات انقلاب کردن داشت. اگر در یک کنفرانس سمت انقلاب کردن موجود نباشد در نتیجه کنفرانس به محلی برای خود بزرگ بینی و یا جدال های روشنفکری تبدیل خواهد شد که نه جنبش کمونیستی و حتی دموکراتیک هیچ بهره عملی و آینده سازی از آن نخواهد برد .

بایستی به خرده کاری خاتمه داد و رفقای کمونیست خود را برای کارهای اساسی آماده کنند.وظایفی که نه تنها انقلاب را به جلو براند بلکه با تئوری های انقلاب وفق داشته باشد و بتوان از آنها به نتایج مشخص و ملموس طبقاتی دست یافت.

جنبش کارگری در ایران بطور جدی می خواهد از این موانع فکری و ذهنی عبور کند.فرقه گرائی و شخصیت گرائی دیگر به گذشته تعلق دارد . آیا رفقایی که این بیانیه را صادر کرده اند در کمک به رشد بیشتر جنبش کارگری قادر خواهند بود فرقه گرائی را درهم بشکنند و به پای یک وحدت تشکیلاتی بروند  . در غیر اینصورت بیانیه نشانی از این مثل فارسی دارد که می گوید “تجربه را تجربه کردن خطاست”

ع.غ

  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *