بحران دولت سازی پارلمانتاریستی

به همان ترتیبی که با رشد نظام مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله به سطح سرمایه داری به آخرین سطح رشد سرمایه داری امپریالیستی ازخود بیگانگی را درکلیه ی فعالیتهای اجتماعی تکامل داد، درعرصه ی سیاسی در حزب سازی و در تشکیل دولت با تکیه به رقابت حزبهای ظاهری، دولت سازی دچار بحران رو به فزونی سراسری شده اند.

اگر نمونه های انتخابات پارلمانتاریستی در کشورهای پیشرفته ی سرمایه داری با دقت نگاه کنیم، علیرغم انتخابات حزبی در عرصه های تشکیل مجلس، دولت، ریاست جمهور، به خاطرحفظ ظاهر دموکراتیک بودن نظام سرمایه داری، مدت زیادی بعد از پایان انتخابات و معلوم شدن نماینده گان احزاب کوچکتر چند درصدی که صلاحیت  ورود به مجلس ندارند و به دنبال آن انتخاب نخست وزیر یا رئیس جمهور به دلیل نیاوردن اکثریت آراء در تعیین این دو نوع شخصیت بالای مسئول دولتی با تضادهای زیر رو به رو می شوند:

۱)- از ۱۰۰% تعداد افراد حائزشرایط شرکت در انتخابات در تمام کشورها، در بهترین حالت ۷۰-  ۸۰% رای دهنده ی شرکت کننده گان و۳۰ تا ۲۰% ممتنعین درانتخابات، در مثلا از کل جمعیت کشور ۸۰ میلیونی (۵۶ تا ۶۴ میلیون) نفر رای دهنده برای یک کاندیدا بحساب ماکزیمم ۶۴ میلیونی رای دهنده، ۸ .۴۴% (برای ۶۴ میلیون ضرب در ۷۰ %آراء ) وماکزیمم رای ۸۰% آراء با۲٫ ۵۱ % ( ۶۴ میلیون ضرب در ۸۰% آراء)که تنها انتخابات اکثریت بالاتر از ۵۱%نماینده منتخب قابل دفاع از انتخابات می باشد که حداقل اکثریت دموکراتیک می باشد که هیچگاه هم در انتخابات چنین آرائ حداقلی به وجود نمی آید.. در حالی که درصورت جود دو یابیشتررقیب شرکت کننده مختلف برای نخست وزیر و رئیس جمهور شدن هرگزنمایندگان منتخب  نماینده اکثریت مجلس و یا برای نخست وزیری و ریاست جمهوری منتخب مردم نبوده و این گونه انتخابات فقط بامحاسبات جعلی درکشورهای سرمایه داری و ماقبل سرمایه داری دموکراتیک ترین حکومت کشورها به حساب نباید آورده شوند.

۲)- کمتر کشوری را درجهان میتوان یافت که تقلبهای ازجانب حکومتها یا احزاب سیاسی در قدرت در انداختن رای های قلابی با تعویض جعبه های رای ریخته شده و یا رای افرادی که از جهان چشم فروبسته اند یا خرید رای و دیگر انواع کلکها آراء نماینده گان خود را جهت پیروز شدن فراهم می کنند.امری که نشان می دهد ادعای دموکراسی پارلمانی به پائین تر از آنچه که در نکته بالا آمد به طرف کمتر سقوط می کند.

۳)- در کشورهائی که آزادیهای دموکراتیک به مثابه حقوق دموکراتیک توده های کارگر و زحمت کش نه تنها مراعات نمی شوند، بلکه مبارزات این اکثریت تحت استثمار و ستم حتا در ایجاد تشکلهای سندیکائی با شکنجه و زندان و اعدام روبه رو می گردند، احزاب چپ و کمونیست با ممنوع بودن،  کمونیستها شدیدا با کنترل فاشیستی روبه رو می باشند، صحبت از انتخابات دموکراتیک، در کشورهای سرمایه داری جعل تاریخی بزرگی می باشد.که بالاترین رای “دموکراتیک” ریاست جمهوریها بین ۲۰ تا ۳۰% رای می باشد.

اما انتخاب تاریخی بزرگی در اثر پیشرفت مبارزه طبقاتی و افسار گسیخته گی ظلم و ستم نظام سرمایه داری و بالا رفتن درک توده های کارگر و زحمت کش از ماهیت  ضد دموکراتیک انتخابات پارلمانی و با مبارزات درخشان رهائی بخش جنبشهای کارگری و توده ای، در تجربه بیش از ۲۰۰ ساله توده های کار و زحمت دیده اند که احزاب و دولتهای سرمایه داری به موقع انتخابات قولهای زیاد به نفع توده های مردم جهت دزدیدن رای آنها می دهند، ولی به محض پایان انتخابات چرخ حاکمان برهمان پایه ی ادامه ظلم و استثمار و ستم در خدمت به بقای حاکمیت سرمایه داری با تکیه بر حفظ جهان خود از هیچ جنایتی  ابا نمی کنند.

امتناع بیش از ۲۵% دارنده گان حق رای، بی آبرو شدن احزاب بورژوائی  خرده بورژوائی در خدمت به حفظ حاکمیت موجود، افزوده شدن حزب سازیها و بی اعتباری این احزاب حتا درکشورهای سرمایه داری امپریالیستی بزرگ نظیر آمریکا، آلمان، انگلیس، ایتالیا، اتریش و سوئد و غیره جالب بررسی می باشد. جلب آراء اکثریت ۵۱% انتخابات چه درشرایطی که احزاب به تنهائی قادر به کسب اعتماد اکثریت آراء مردم نیستند از یک سو با مذاکره احزاب مختلف درخدمت به شیره مالیدن به سر مردم در حفظ نظام سرمایه داری به صورت فریب ائتلاف درازمدت(allience)احزاب وحدت “همه باهمی” را به وجود آورند مثلا وحدت در جنگی که در پیش دارند تا بتوانند دولت و غیره را تشکیل دهند و یا وحدت گذرا ئی موقت در ایجاد دولت به صورت (coalition) که وحدتی ممکن است به ادغام در یکدیگر و یا جدائی از هم صورت گیرد.

هر دوی این تلاشها نشانی جز این نیست که به علت عدم اعتماد توده های مردم ، انتخابات  نوع پارلمانی به سطح گندیده گی رسیده و انتخابات نوع شورائی که از دست آوردهای مبارزاتی طبقه کارگر انقلابی روسیه و پشتیبانی قاطع حزب بلشویک روسیه به رهبری این حزب ، امروزه با کیفیت کمونیستی آن طرد انتخابات پارلمانی بورژوائی را نشان داده و کارگران جهان را بیش از پیش در آموزش به اصول این انتخاب به مراتب دموکراتیک باید کارگران جهان را آگاه، متحد و مبارزه با تغییر نظام سرمایه داری با تحقق انقلاب سوسیالیستی تحت رهبری احزاب کمونیست فراهم نمایند و ازخود بیگانگی سازی جهان طبقاتی ضدبشری را به زباله دانی تاریخی بریزند.

ک.ابراهیم –  ۲۴ مهر۱۳۹۷ ( ۱۶اکتبر۲۰۱۸ )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *