فاشیسم و طبقه کارگر

رفقا، تمایلات فاشیستی و میکروب های جنبش فاشیستی در قالبی کم و بیش توسعه یافته تقریبا در همه جا یافت می شود. با توسعه بحران بسیار عمیق اقتصادی و همچنین با بحران عمومی سرمایه داری که به شدت در حال تشدید است، در حالیکه توده های کار و زحمت انقلابی میشوند، فاشیسم اقدام به تعرضی گسترده می کند.حاکمیت طبقه سرمایه دار بقای خویش را بیشتر و بیشتر در اعمال فاشیسم می یابد وبه همین جهت بدنبال اقدامات استثنایی علیه توده زحمتکش می باشد. تدارک برای جنگ غارتگرانه امپریالیستی و تقسیم مجدد جهان با حمله به روسیه و چین

فاشیسم قدرت سرمایه مالی است که ارتجاعی ترین تفکر عناصر عقب‌مانده جامعه را بسیج میکند. تشکیلات تروریستی است که جهت انتقام جویی از طبقه کارگر و متحدین آن عمل میکند در سیاست خارجی، فاشیسم میهن پرستی افراطی را در بی رحمانه ترین شکل نفرت از دیگر فرهنگ‌ها و ملت‌ها ترویج میکند.

منبع تأثیر گذاری فاشیسم بر توده ها چیست ؟ فاشیسم می‌تواند توده ها را جلب کند زیرا برای رفع فوری ترین نیازها وخواسته های آن‌ها به عوامفریبی وجنجال متوسل میشود. فاشیسم نه تنها تعصباتی را که عمیقاً در میان توده ها ریشه دارد شعله‌ور میسازد بلکه روی تمایلات بهتر آن‌ها از جمله در درک عدالت جویی و سنت‌های انقلابی آن‌ها نیز تأثیر می گذارد، محافل امپریالیستی تلاش می‌کندد که بار بحران سرمایه داری را به دوش کارگران و مردم زحمتکش منتقل کنند، و بهمین جهت نیاز به اعمال فاشیسم دارند.

آن‌ها در تلاش برای حل مشکل بازار به تصرف و تسخیر کشور های ضعیف ، با تشدید استعمار ، ظلم و ستم وتقسیم مجدد جهان از طریق جنگ مبادرت می ورزند، بهمین دلیل به فاشیسم نیاز دارند. آن‌ها در صدد جلوگیری از رشد نیروهای انقلاب (طبقه کارگر سازمان یافته) ،با توسل به سرکوب نیروهای انقلابی و پتانسیل متحده کلیه کارگران و بوسیله حمله نظامی به روسیه وچین.بهمین جهت به فاشیسم نیاز دارند.تاریخ نشان داده است که این محافل امپریالیستی قبل از آنکه توده ها بطور مصمم وقاطع رو به انقلاب آورند ، موفق شده‌اند که شکست را به طبقه کارگر تحمیل کرده و دیکتاتوری فاشیستی را برپا سازند.به همین جهت ضروری است که کارگران در عمل علیه پیروزی فاشیسم متشکل و متحد شوند.

از لحاظ تاریخی پیروزی فاشیسم نشاندهنده ضعف طبقه کارگر، عدم تشکل و سازماندهی و افلیج بودن بواسطه سیاست متلاشی کننده سوسیال دموکراسی (سوسیال فاشیسم)، یعنی حزب کار، سبز ها و برخی از رهبران اتحادیه های صنفی و غیره ، و همکاری با طبقه سرمایه دار. رهبران سوسیال دمکرات چهره واقعی و جوهر طبقاتی فاشیسم را از توده ها پنهان می‌کنند و آن‌ها را به مبارزه علیه اقدامات ارتجاعی طبقه سرمایه دار فرا نمی خوانند.. آن‌ها مسئولیت تاریخی بزرگی را مبنی بر این واقعیت که در لحظه تعیین کننده تهاجم فاشیستی آلمان ، بخش بزرگی از طبقه کارگر آلمان و تعدادی دیگر از کشورهای فاشیست، خون آشامترین هیولای سرمایه مالی را در فاشیسم که بدترین دشمن آنان محسوب میشد تشخیص ندادند وبرای همین توده ها آمادگی مقاومت در مقابل آنرا نداشتند.

همین پروسه (روند)امروز در استرالیا جریان دارد. این در عین حال ضعف خود طبقه سرمایه داری را بیان می کند، ترس از تحقق یک مبارزه متحد طبقه کارگر ، ترس از انقلاب و عدم توانائی در پوشاندن دیکتاتوری پنهان علیه طبقه کارگر با شیوه‌های کهنه دموکراسی و پارلمانتاریسم سرمایه داری.

نهاد بلشویکی استرالیا غربی – برگرفته از ونگارد ، ارگان حزب کمونیست استرالیا، مارکسیست لنینیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *