بود ونبود بشریت در سر دو راهی

طبق گزارش دانشمندان محیط زیست  چنانچه اقدام جدی توسط حاکمان قدرت های انحصاری بزرگ جهان صورت نگیرد تا دوازده سال دیگر خسارت جبران ناپذیری  که به کره زمین وارد شده ، دیگر قابل ترمیم نیست.  پرولتاریا که اکثریت عظیم مردم جهان را تشکیل می دهند که مارکس لقب گورکن سرمایه داری را به آن داد ،امروز  وظیفه دارد  جلو این حرکت فزاینده  و خانمانسوز سرمایه داری را که جامعه بشری را به لبه نابودی وبربریت کشانده با تمام قدرت بگیرد. بورژوازی دیگر به طبقه ای ضد کل بشریت تبدیل گردیده و رهبرانشان بیشتر و بیشتر برای نجات نظام پوسیده و گندیده شان فاشیستی عمل می کنند و در پی ایجاد جهانی سوخته و لعنت خورده می باشندکه روزا لوگزامبورک سوسیالیست  اوایل قرن بیستم  آنرا بر بریت نامید. امروز بورژوازی  طبقه ایست که کره زمین را به این مصیبت دهشتنا ک کشانده و همچنان نمایندگان بزرگ آن بر این مسیر ضد بشریت پافشاری دارند. مبارزه علیه سرمایه داری  باید در بر گیرنده مبارزه برای پاک نگهداشتن محیط زیست باشد. بورژوازی ایران و نمایندگان حاکم آن که زیر عبای اسلام و شعیه اثنا عشری عمل می کنند  در این جنایت تاریخی سهم بزرگی دارند. وسرزمین ایران را به یکی از بحرانی ترین کشور های جهان از لحاظ محیط زیست تبدیل کرده اند.رودخانه و در یاچه را خشک کرده اند ،جنگل ها را سوزا نده اند و اکثر شهرهای بزرگ  با آلودگی هوا دست به گریبانند.  در این مورد رژیم جمهوری اسلامی دارای سیاست مشترکی با دارودسته ی ترامپ در آمریکا است. .

ترامپ  نماینده کنونی امپریالیسم آمریکا در کاخ سفید  با کورس جدید جهانی اش و طرد نظر های دانشمندان در باره ی وضع وخیم  تغییرات جوی که تاکید دارند ناشی از فعالیت های نا هنجار سرمایه داریست ، بی شک در رقابتی بازهم بیشتر برای ادامه سلطه در جهان قرار می گیرد. ترامپ در مصاحبه شصت دقیقه ای در کانال ای بی سی  در روز یکشنبه چهاردهم اکتبر بار دیگر نظرات اخیر دانشمندان را رد کرد و گفت همچنان نه به جهان بلکه به منافع آمریکا نظر دارد و تاکید کرد در پشت گزارش دانشمندان یک برنامه سیاسی است که با منافع آمریکای من در تضاد است. ترامپ رییس جمهور آمریکا با سرعت  آمریکا را بر سیاستی که  خود آنرا ” آمریکا اول ” لقب داده است به دوران جنگ سرد جدیدی سوق می دهد اما اینبار نه آمریکا و متحدان ناتوی اروپائی اش در برابراتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  و دیگر کشور های سوسیالیستی بلکه جنگ سردی که طبق سخنرانی اخیر معاون رئیس جمهوری آمریکا  علیه جمهوری توده ای چین است . این کورس دولت ترامپ بی شک از ماهیت سرمایه داری انحصاری سلطه گرا آمریکا بر می خیزد و مها ر کردن آن با توجه  به تاریخ  تحولات سرمایه داری آمریکا  و گرایش هژمونی طلبی آن در چند قرن ا خیر امریست نزدیک به نا ممکن . بربریت در انتظار بشریت  حلقه د ر را به شدت می کوبد و دانشمندان بر این تاکید دارند که بربریت هم اکنون وارد شده

هنگامی که اقتصاد دانان  در اوایل قرن بیستم در تکامل سرمایه داری در یافتند گرایش انحصاری جریان عمده را تشکیل می دهد و جنبه عمده را در تضاد ورقابت بین انحصارات  می دانستند  غاقل از این بودند که در ادامه ی جهانگشائی سر مایه ،  گرایش هژمونی طلبی یا سرکردگی بر جهان به سیاست اصلی ابر قدرت ها تبدیل می شود.

پس از جنگ جهانی دوم وزیر امور خارجه آمریکا در سال ۱۹۴۵ به جهان اعلام کرد  قرن بیستم قرن آمریکاست و در پایان قرن بیستم باردیگر سیاست مداران آمریکا یی بویژه با فرو پاشی کشور شوروی  اعلام کردند قرن بیست ویکم هم قرن آمریکاست و تعریف کردند که جهان و کلیه سازمان های جهانی باید  در چنین واقعیتی شکل بگیرد و بدان خدمت نماید. بحران ساختاری سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ چنان ضربه ای به توهم تاریخی بزرگ سرمایه داران بویژه سیاستمداران آمریکایی وارد ساخت که  امروزهم همچنان تلو تلو میروند. چین را که عضو  جی هفت نبود به جی بیست دعوت کردند و برای نجات سرمایه از او تقاضای کمک نمودند.. چین از این بحران سرمایه داری  با قدرتی عظیم بیرون آمد همانطور که آمریکا از جنگ جهانی دوم به قدرت اول جهان غرب تبدیل شد. غولی را که خود از شیشه بیرون آورده بودند دیگر نمی توانستند به بطری بر گردانند. امروز چین با ادامه سیاستی جهانی و  مدافع سر سخت جهانی کردن اقتصاد  سرکردگی آمریکا و قرن آمریکا را زیر سوال برده است. رسالت ترامپ به نمایندگی از بخشی از سرمایه آمریکائی  سد کردن چین در پیشروی بسوی یک ابر قدرت سرکرده است. این کورس جدید آمریکا که بعضی ها آنرا جنگ سرد نو می خوانند بزرگترین عامل تشدید کردن خسارات  محیط زیست خواهد بود.

واقعیات اقتصادی جهان نشان می دهد که قرن ۲۱ در حقیقت قرن دوم آمریکا نخواهد بود بلکه قرن چین است ولی هنوز کی برکی فائق می آید حل نشده است و درست بدین خاطر است که امروز حاکمیت آمریکا به سرکردگی ترامپ برای جلوگیری از رشد بازهم بیشتر چین  سیاست جنگ سرد را در پیش گرفته است و جنگ اقتصادی اش به جنگ سیاسی ارتقا یافته و اخیرن  ناوگان های جنگی شان در در یای چین تا چهل متری فاصله از هم  پیش رفتند. جنگ ادامه سیاست با وسایل دیگر است  و کورس سیاسی دولت ترامپ چین را هم که یکی دیگر از کشور های تولید کنند ه گازهای سمی است به رقابت بیشتر وادار خواهد کرد . شواهد عینی وعملی زیادی موجود است که نشان میدهد  آمریکا استراتژی جهانی خود را در مقابله با قدرت سیاسی ونظامی چین تغییر داده است و قرن بیست ویکم قرن جدال این ابر قدرت ها برای سرکردگی بر جهان است. این سیاست سرکرده گرائی آمریکا در قرن بیستم و اوایل قرن کنونی چیری جز جنگ و بدبختی برای کارگران و زحمتکشان  به بار نیاورده است.و امروز در ادامه آن نابودی کل کره  زمین را تهدید می کند. باید با آن به مبارزه بر خاست . تنها راه نجات هم سوسیالیسم است  و گرنه سرنوشتی جز بربریت  در انتظار بشر یت نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *