پایگاه های جدید ایالات متحده آمریکا به منظور تقویت و حفظ سلطه جهانی خود

ستاره سرخ، نشریه حزب کمونیست هند، اکتبر ۲۰۱۸، برگرفته از نشریه پیشگام: ارگان حزب کمونیست استرالیا (مارکسیست – لنینیست)

اعلان اینکه امپریالیسم آمریکا پایگاه های جدید خود را در آرژانتین طرح ریزی کرده،  نشان دهنده تجدید نظر نظامی با سه سنجش و ملاحظه اصلی است که صورت می گیرد.

اولا آرژانتین از لحاظ تاریخی یک مرکز قطب منطقه ای برای « منافع ایالات متحده آمریکا » بوده است. معهذا، در دوره سالهای ۲۰۱۵ – ۲۰۰۳ » منافع ایالات متحده « توسط دولت های چپ میانه رو در بوئنوس ایرس تهدید شد. در حال حاضر به نظر می رسد که دولت کنونی ترامپ تلاش می کند که آرژانتین را به عنوان یک مرکز استراتژیک و منطقه ای در اولین فرصت بازسازی کند.

ثانیا، ملاحظات گسترده از جمله ونزوئلا، بولیوی و اکوادور هم چنان به عنوان یک تهدید رسمی برای موقعیت های منطقه ای استراتژیک ایالات متحده عمل می کنند. با این حال، ایالات متحده تا همین اواخر وبال گردن دولت ها بوده که تمایلی به پذیرفتن اهداف سیاست خارجی آن نداشته اند.

سرانجام، ایالات متحده تلاش می کند تا نفوذ چین در آرژانتین، در سراسر منطقه آمریکای لاتین و در سطح جهانی، از طریق امکانات نظامی خود در آرژانتین مرتبط با سایر نقاط در مناطق دیگر، از جمله استرالیا، محدود سازد.

آرژانتین برای مدت زیادی یک مرکز مهم منطقه ای برای « منافع ایالات متحده » در آمریکای لاتین بود. آرژانتین در حالیکه کمترین کمک نظامی ایالات متحده را دریافت می کرد و کمتر پرسنل نظامی آموزش دیده آمریکائی را نسبت به کشورهای دیگر در سراسر نیمه جنوبی آمریکای لاتین دریافت می کرد، آرژانتین مرکز عملیات برای پنتاگون بود. معهذا، به زودی پس از هزاره جدید، آرژانتین با بسیاری از کشورهای دیگر در منطقه باپیوستن و با دیکته کردن های امپریالیستی ایالات متحده کمترمخالفت می کرد، بطوریکه مشکلات عمده ای را برای برنامه ریزی های امنیت و دفاع منطقه ای ایالات متحده بو جود آورد. بین سال های ۲۰۱۵ – ۲۰۰۳ ، این کشور توسط نستور کیرچنر تا سال ۲۰۰۷ و سپس توسط همسرش کریستینا، تا سال ۲۰۱۵ ، هر دو از سیاستهای مستقل و محبوب داخلی و خارجی پیروی می کرد

 

در حال حاضر ایالات متحده قرار است سه پایگاه نظامی جدید در آرژانتین، در نیوکوئین، میسیونس و آشوایا ایجاد کند. این حرکت با برنامه ریزی دفاعی و امنیتی ایالات متحده هدایت شد که از اواسط دهه ۱۹۶۰ با پیشرفتهای تکنولوژی آغاز می شد که پنتاگون از آن جهت با ارتقاء موقعیت های هژمونیک و با ارتباطات اطلاعاتی جهانی استفاده میکرد. در اکتبر سال ۱۹۶۹ ، خوانندگان روزنامه ستاره در آفریقای جنوبی، از اهمیت سه برنامه: در مورد آرژانتین، آفریقای جنوبی و استرالیا برای طرح دفاعی و امنیتی برای اقیانوس های جنوبی و مرکزیت کشورشان به منظور طرح دفاعی و امنیتی غرب مطلع شدند. به همین ترتیب، در سال ۱۹۷۲ ، یک مجله نظامی نخبه بریتانیا، گزارش سالیانه براسی (پیمانکار مهندسی عمران انگلیسی و تولید کننده مصالح ساختمانی – مترجم)، به اهمیت سه برنامه ریزی عمده برای غرب اشاره کرد.

بعدها، در اوایل سال ۱۹۷۳ ، کل طرح نظامی عملیاتی شد؛ ستاد عملیاتی و ارتباطات دریائی در منطقه معدن نقره، نزدیک کیپ تاُن در آفریقای جنوبی با امکانات مشابه در دیِگو گارسیا و پاین گپ در مرکز استرالیا مرتبط بود.محدوده اعلام شده از تسهیلات معدن نقره عبارتند از آرژانتین، شمال آفریقا و قطب جنوب،  تامین تدارک دفاعی و امنیتی برای جنوب اقیانوس اطلس با پوشش اقیانوس هند در بنگلادش. تماس مستقیم با ایالات متحده از طریق پورتوریکو، با تماس مشابه با وایتحال در لندن از طریق موریتیوس برقرار شد.

تجهیزات نظامی بطور مداوم به روز شده است، روندی که تا به امروز با بودجه نظامی آمریکا ادامه داشته است.

با استفاده از نقشه واقعی جهان به نام نقشه پیتر، مقیاس:۱ : ۱.۲۳۰.۰۰۰.۰۰۰ ، فاصله بین بوئنوس آیرس، سیلور ماین، دیگو گارسیا و پاین گَپ، همه با ۱۷ سانتیمتر ثابت باقی می مانند، که دمسازی سیستم های انتقال علامت را معلوم می کند. مطالعات بعدی در زمینه تدارک دفاعی و امنیتی بیشتر ایالات متحده هر دو دیگو گارسیا و گوام را به عنوان مرکز عملیات نظامی توسعه یافته نشان داد. هم چنین آنها بر روی قوس ۱۷ سانتیمتری پاین گپ قرار دارند، و به عنوان “هدف واحد نشانه گیری به سمت چین” اشاره می کنند. لینک نهائی در زنجیره ارتباطات اطلاعاتی در سراسر اقیانوس اطلس از آرژانتین و اقیانوس هند در حال گسترش است، شعاع جلو تر ۱۷ سانتیمتری قوس از گوام  است که ارتباطی با فرماندهی ایالات متحده در اقیانوس هند/اقیانوس کبیر که واقع در هاوایی است دارد.

باید تعجب نکنید که ایالات متحده با توجه به افزایش نفوذ چین، ملاحظات مرتبط در آمریکای لاتین با سایر امکانات نظامی در منطقه آسیا و اقیانوس آرام ارتباط دارد. در بسیاری از دولتهای آمریکای لاتین در سالهای اخیر،  پکن سرمایه گذاریهای بزرگ و تجارت مطلوب را جذب کرده است.

هم چنین، ایالات متحده تقریبا دو دهه در ونزوئلا مشغول ایجاد تحولات بود. دولت های چپ گرا بطور موفقیت آمیز موقعیتهای سنتی تسلط امپریالیسم آمریکا را به چالش کشاندند. علی رغم توطئه های بی ثبات سازی گسترده توسط ایالات متحده، دولت کنونی نیکولاس مادورا، رئیس جمهور فعلی، هنوز محبوب است و طرح دور بیشتر از قوانین مترقی را که شامل افزایش حد اقل دستمزد به ۴۰ دلار در ماه  می باشد را برنامه ریزی کرده است. (۹ ) ونزوئلا به عنوان یک کشور غالب در منطقه، هم چنین موفق به رهبری سایر دولتها شده است تا از دستور العمل های امپریالیسم آمریکا پیروی ننمایند، این حرکت باعث شد که دولت ترامپ در حال حاضر در واقع در باره تهاجم احتمالی به کشور نام برده را اخیرا به بحث بگذارد.

در نقاط دیگر، در بولیوی و اکوادور، دولت های مترقی هم چنان توسط اقشار و طبقات پائین جامعه فعالانه حمایت می شوند. معهذا، در بولیوی، عملکردهای قانون اساسی ممکن است تغییرات عمده دولت در سال جاری را شامل شود. در اکوادور، دولت انگیزه کمتری در سال های اخیر به منظور چالش ایالات متحده، مانند مورد جولیان اسانژ از خود نشان داده است. ایالات متحده،  با این وجود، متعاقب دهه ها حمایت از رژیم های سرکوب گر، در آمریکای لاتین عمیقا بدنام و منفور باقی مانده است. با این حال،  اکنون به نظر می رسد تلاش برای بازگرداندن هژمونیک های سنتی با سرکوب و از بین بردن دولتهای مخالف و به چالش کشیدن نفوذ چین در منطقه اهداف سیاست خارجی آمریکا می باشد.

در سیاست خارجی ایالات متحده مدام در مورد چین شکایت دارد که پنتاگون پس از برابر فرض کردن قدرت اقتصادی در حال افزایش پکن و توانائی آن در شکل گیری امور منطقه ای و جهانی با افزایش توان نظامی و اطلاعاتی، یک ذهنیت جنگ سرد را علیه پکن اتخاذ کرده است. قانون جدید دفاع ملی که اخیرا در ایالات متحده به تصویب رسید نمونه دیگری از موضع جنگ سرد این کشور می باشد. به این نکته اشاره شده است که قوانین سختگیرانه و بی رحمانه در مورد « شرکت های چینی مایل به سرمایه گذاری در ایالات متحده را تحت “نظارت دقیق تر ” قرار می دهند، به ویژه با استفاده از فنآوری های دو جانبه که تصور می شود برنامه های غیر نظامی و نظامی داشته باشد ».

جالب است که در این نکته توجه کنید که چگونه بعضی از عناصر تخصصی چینی بیشتر توجه آمریکا را نسبت به دیگران جلب کرده است: به عنوان مثال، در سال ۲۰۰۹ ، دولت کریستینا کرچنر، رئیس جمهور آرژانتین تصویب کرد که چین برای توسعه یک سیستم ردیابی ماهواره ای به منظور تحقیقات فضایی برای مطالعه قسمت تاریک کره ماه را انجام دهد. آرژانتین مورد استفاده قرار گرفت هم چنانکه چین ضرورت یک مکان استراتژیک در پشت کره ماه (دور افتاده ترین نقطه از کره زمین – مترجم) را برای بر قراری ارتباطات در نظر گرفته بود. این تأسیسات در سال ۲۰۱۶ مورد استفاده قرار گرفت و بنابراین تصادفی نیست که پایگاه تازه پیشنهاد شده ایالات متحده در نوکوئن (۱ ) در نزدیکی سیستم مشترک ردیابی ماهواره ای چین/آرژانتین قرار دارد.

در نتیجه، تلاش های ایالات متحده برای به عقب برگرداندن نفوذ چینی در آرژانتین هم چنین بخشی از برنامه ریزی گسترده تراست که شامل استرالیا از طریق ارتباطات اطلاعاتی است. ما باید بر اساس دستور العمل های آمریکا مراقب باشیم برای احتمال تجاهل و دخالت نظامی ارتش استرالیا در نیمه جنوبی آمریکا، متعاقب مداخلات مشابه در سایر نقاط، از جمله عراق، سوریه و شبه جزیره کره.

پیشگام: ارگان حزب کمونیست استرالیا (مارکسیست – لنینیست)

۱ – Nuequen

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *