تصمیم ما بر اینست کز زندگانی بد بیشتر از مرگ بترسیم.

از برتولت برشت: در جریان مبارزه طبقاتی هنگامی تضاد ها حاد می شوند  و در عصر ما دو طبقه متخاصم پس از تجربه طولانی مبارزه در کلیه زمینه ها باهم جنگی میان مرگ وزندگی در جا معه برپا می شود . امروز پس از چهل سال حکومت روحانیت بر جامعه ایران اوضاع بسوی جدال نهایی دارد تکامل می یابد .

زندگی در ایران بسیار بد شده است . بیش از پنجاه میلیون از مردم در زیر خط فرق زیست می کنند . قیام عمومی واعتصاب سراسری  برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به گفتمان مردم از کنج خانه به خیابان آورده شده است  و اکثر احزاب و سازمان های مخالف در این زمینه مشترک القول شده اند. براندازان در حال یارگیری و تدارک برای گرفتن قدرت سیاسی هستند و هر کدام بدیل های خود را عرضه کرده اند.

در چنین او ضاعی  در این یکسال گذشته  بدیل کارگری و سوسیالیستی با تمام نداشتن امکانات رادیو تلویزیونی اما به شکرانه ی خیزش دیماه ۹۶ وادامه اعتصابات کارگری ،اعتصابات سراسری رانندگان کامیون ها و اعتراضات سراسری معلمان و بازنشستگان  بطور همه جانبه تقویت شده است . کمبود اساسی این حرکت عظیم میلیونی کارگری و پا برهنگان نبود یک حزب از نوع بلشویکی است که کل آنرا به پیروزی هدایت کند.

زنده یاد شاهرخ زمانی از درون سیاه چال های رژیم جمهوری اسلامی چنین روز هایی را به درستی پیش بینی می کرد و به کمونیست ها وچپ هشدار می داد روزی میرسد که مثل بهار عرب توده ها قیام می کنند و جنازه رژیم در خیابان ها عریان می افتد اما بخاطر نبود تشکیلات و رهبری انقلابی کسی نیست جنازه را بر دارد. او برای  رفع این کمبود طبق شرایط مشخص ایجاد سه سازمان یا تشکیلات را که مکمل همدیگرند و بهم کمک می کنند را پیشنهاد می کرد و خود نمونه بسیار برجسته ای در این زمینه بود.

او در زندان پیشروان کارگری را به ایجاد سلول های کمونیستی تشویق می کرد و کمونیسم علمی را راهنمای عمل قرار می داد . بودند  کارگرانی که هیچگونه آگاهی از کمونیسم نداشتند ، اما در زندان در مکتب شاهرخ زمانی کمونیست شدند.

شاهرخ در سخت ترین شرایط همچنان روی سازماندهی مستقل کارگری اصرار می ورزید و پیروزی جنبش توده ای و انقلاب را در وجود تشکلات کارگری می دانست و معتقد بود بدون چنین فعالیتی نمی شود سازمان پرولتاریا یی پیشرو را بوجود آورد .این ها مثل لب ودندان می مانند.

شاهرخ زمانی برای اطمینان به اینکه  انقلاب رادیکال پیش رود و توازن قوا را بسود انقلاب تغییر دهد  تا دودمان سرمایه داری وامپریالیسم را از بنیاد بکند و نابود سازد در سازماندهی به اتحادی با هم بزرگتر اعتقاد داشت  و همه جا پرچم ستمدید گان ،زنان و خرده بورژوازی له شده زیر چکمه های بوروکراسی اداری – نظامی را بر می افراشت

امروز ما وفادار به آموزش های شاهرخ تاکید داریم مشی عمومی سیاسی  یا بدیل انقلا بی سوسیالیستی چتری است که با لای سر هر سه تشکیلات  با ید باز شود.هژمونی طبقه کارگر در انقلاب در حال شدن کنونی ایران تنها از طریق خط مشی عمومی پرولتاریا میسر است . چنانچه ما قادر شویم خط را به میان توده ها بریم  و توده ها در عمل درستی آنرا آزمایش کنند ،انوقت چنان نیرویی بوجود می آید که هیچ قدرتی را یارای مقاومت در برابرش نخواهد بود.

هر طبقه اجتماعی نه تنها خط مشی سیاسی خود را دارد بلکه سبک جنگیدن و کار خود را هم در مبارزه طبق شرایط مشخص هر جامعه  بدست می آورد که ماهیتن با دیگر طبقات متفا وت است.پرولتاریا چون در کشور ما پس از صد سال مبارزه متشکل و طی یک روند بغرنج و سختی امروز به نیروی تعیین کننده ای در تغییر انقلابی ایران تبدیل شده است تلاش می کند سبک کار خود را برای پیشبرد مبارزه ارائه دهد. کارخانه ها سنگر  کارگران است در حالیکه  دو بدیل دیگر بورژوازی که امپریالیسم آمریکا پشتیبانشان است سنگرشان  تلویزیون ها یا قبر رضاشاه و کورش کبیر می باشد.  پرولتاریا روی تشکیلات و شورا ها تکیه دارند ولی بدیل های بورژوازی ضد رژیم روی شخصیت ها و بدست آوردن پشتیبانی شخصیت های با نفوذ در دستگاهای بیگانگان است.  تفاوت دیگر در قربانی دادن و نهرا سیدن از مرگ است.  شعر برشت گویا ودر عین حال دلیل جرات به مبارزه ی عناصر آگاه انقلابی پرولتاریای است. این روز ها ماشاهد مبارزات کارگری هستیم که چگونه بی هراس از دستگاه های امنیتی دست به اعتصاب و راه پیمایی می زنند و فریاد می کنند ما دیگر از شما نمی ترسیم.

ر.دیلم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *