علم بدون عمل، درخت بدون ثمراست

این تجربه تاریخی را شاعران ما قرنها پیش درایران سروده اند که درکی علمی جهانی است. با توجه به این که آموزش کمونیسم علمی به مفهوم قبول بینش ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی در به عمل درآوردن مبارزات طبقه کارگرمی باشد، ضرورت محکم به دست گرفتن راه حلهای به اثبات رسیده ی این تئوری علمی و به کار بردن آن درعمل است که کیفیت کمونیست بودن  ما را نشان می دهد. ازجمله ایجاد حزب سیاسی پیشرو طبقه کارگر یکی از اولین رهنمودهای این اصل طبقه کارگرمی باشد. عدم  به کار گیری چنین تعهد علمی پرولتاریائی به صورتی که، عمل نکردن تعدادی از تشکلهای نیروهای چپ درایران در قالب پلورالیسم سیاسی و رویزیونیسم را آشکار می سازند معنائی جزعدول ازاین آموزش نمی باشد.

کمونیسم علمی تجربه پیروز ساختن حزب بلشویک روسیه را به مثابه آفتاب آمد، دلیل آفتاب  به طور درخشانی صحت خود را نشان داد که توسط لنین رهبر کبیر پرولتاریا در کشور سرکوبگر تزاری مرتجع نمونه ای شد برای به اجرا درآوردن آن و تلفیق این آموزش با شرایط مشخص هر کشور از طریق: وحدت روی اصول کمونیسم علمی و سپس نکات اساسی برنامه و تاکتیک آن کشورگام اول  در ایجاد حزب طبقه کارگر روسیه و در گامهای بعدی تعمیق دیگر نکات مربوط به استراتژی و تاکتیک انقلاب با تکیه به روش پرولتری با اجرای مرکزیت – دموکراتیک در تصمیم گیریها در درون حزب در پیشبرد وظایف انقلابی پرولتاریا.

این روش کمونیستی زمینه ی مناسبی را در تقویت و تحکیم پیشروی حزب بلشویک و گسترش پایه توده ای در میان طبقه کارگرو توده های زحمت کش بوجود آورد. این پراتیک پیروز ایجاد حزب طبقه کارگر، نمونه ی علمی مثبتی در دیگر کشورها – از جمله درایران و درچین – جهت ایجاد، تقویت وحدت نظری و عملی حزب گردید. اما پس از تاسیس حزب کمونیست، سرکوب شدید در ایران به علت اتخاذ برنامه و تاکتیک نادرست ، با گذشت نزدیک به۸۰ سال پس از آن سرکوب، مدعیان کمونیست هنوزدرخم یک کوچه در سردرگمی ایجاد حزب قرار دارند:

درایران، با وجودی که بعد از به کارگیری درست اول کمونیسم علمی در ۱۲۹۹ با ایجاد حزب کمونیست ایران و تشکلهای سندیکائی کارگری توانستند به ایجاد جمهوری سرخ در گیلان همراه با نیروهای بورژوائی – خرده بورژوائی میرزا کوچک خان در ابتدا بپردازند که در ادامه کار به دلیل عدم به کارگیری کمونیسم علمی در تحلیل مشخص از شرایط مشخص در ارزیابی درست توازن نیرو بین قوای انقلاب و ضد انقلاب،  به علت چپ روی برخی از فرماندهان نظامی در سازماندهی حمله نظامی به سوی تهران با شکست سختی از نیروهای نظامی مرتجع حاکم رو به رو شده و با رشد اختلاف با نیروهای غیرکمونیست جنبش در گیلان با تفرقه مواجه شد و سرکوب حزب کمونیست ایران با روی کارآمدن رضا خان قزاق آغاز گشت. امری که نشان داد بدون پیش بردن سیاست درست پرولتری، پیروزی سهل و آسان حاصل نمی شود. درحالی که حزب کمونیست چین در مبارزه درون حزبی با مبارزه اصولی با دو خط اپورتونیستی چپ و راست در درون حزب خط درست غالب شده و تا سال ۱۹۷۶ آن حزب تحت رهبری اندیشه مائو با پیش روی همراه گردید. اما پس از درگذشت مائو، با غلبه خط اپورتونیستی – رویزیونیستی سه جهانی تن سیائو پین حرکت سرمایه داری شدن کشور بزرگ چین آغاز شد.

اما درایران، پس از سرکوب حزب کمونیست ایران توسط رژیم سلطنتی رضا شاه پهلوی و اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ درجریان جنگ جهانی دوم نیروهای متفقین وضعف رژیم سلطنتی، شرایط مساعدی برای ایجاد حزب کمونیست بوجودآمد. ولی بقایای حزب کمونیست با نیروهائی که ماهیتی سوسیال دموکراتیک و رفرمیستی داشتند حزبی به نام حزب توده ایران را تاسیس نمودند. مبارزه ایدئولوژیک در درون این حزب در دهه ی ۱۳۲۰ در رابطه با تغییرماهیت پرولتری آن شروع شد ولی کیفیت کادرها آنچنان نبودکه  این مبارزه را به سوی خط مشی و رهبری کمونیستی سوق دهند. بعد از پایان جنگ امپریالیستی و بیرون رفتن متفقین از ایران، علیرغم سازماندهی وسیع حزب توده و نهایتا با غلبه رویزیونیسم مدرن وسرکوب شدید بعد از۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سردرگمی و بدبینی سختی نسبت به ایجاد حزب کمونیست و جنبش کارگری در ایران بدون درک عمیق از عامل اصلی، در کنار گذاشته شدن حزب سازی، در به کار گیری اصول کمونیسم علمی و نه بدبینی از حزب کمونیستی بود

دردهه ی ۱۳۴۰، خانه تکانی در حزب رویزیونیست توده  در هماهنگی با جنبش کمونیستی جهان برای ایجاد حزب کمونیست درایران بوجود آمد که انشعاب از حزب توده در خارج ازکشور به وقوع پیوست درمبارزه علیه رویزیونیسم مدرن در طرد دنباله روی رهبری حزب توده از رهبری حزب رویزیونیست شوروی. ولی به دلیل درک نازل از محکم به دست گرفتن اصول کمونیستی ،اصول فرقه گرائی در میان ضد رویزیونیستها شروع شد. دراین میان سپس با بروز جنبش جنگل و سپس جنبش فدائی به جای مبارزه با سازماندهی درتشکیل حزب کمونیست،  شعار ” مبارزه مسلحانه هم استراتژی؛ هم تاکتیک” خط جدا از سازماندهی کارگران و توده ها، خط ماجراجوئی را انتخاب کردند و علیرغم فداکاریها بدانجا رسیدند که ایجاد حزب  کمونیست را محول به بعد از پیروزی انقلاب نمودند. اما بخش بزرگی ازاین حرکت، متمایل به سطح رویزیونیسم گشته و حتا بخش معروف به فدائیان اکثریت با بقایای رهبران حزب توده متحد گشتند و بقایای دیگر به دو بخش مدافعان “مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک” تکه تکه شدند. این بخش از فدائیها در ایجاد حزب کمونیست گامی جدی به جلونگذاشته و علیرغم تکه تکه شدنها غرق در خود مرکزبینی درسطح فرقه های خودی گشتند و گروه دیگری نیزاز درون این جنبش به نام راه کارگر بوجود آمد. علاوه برجماعت وسیع فدائی سازمانهای مختلف دیگری که قبل و بعد از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بوجود آمده بودند تنها خود را کمونیست می دانستند،سرکوب شدند. اما کمونیسم علمی را قاطعانه در ایجاد حزب  با خصلت خود مرکز بینی، باخود حمل نکرده و توسط رژیمهای سرکوبگر سلطنتی و جمهوری اسلامی از پا درآمدند.

در اواخر دهه ی ۱۳۵۰ جنبش شبه تروتسکیستی حیله گرانه ای با ظاهر کارگر- کارگری و نفی تجارب گذشته جنبش کمونیستی جهانی، ولی خودمرکزبین بوجودآمد و چون پایه ای نداشتند با شکار سازمان انقلابی کردستان ایران که در مبارزه مسلحانه ای در کردستان علیه دو نظام سلطنتی و اسلامی – کومه له -، پرداخته و از اعتبارخاصی در میان توده ها برخورداربودند با انگ پوپولیستی بودن و تحقیر آن شروع به از نفس انداختن آن مبارزه ی مسلحانه و تحت عنوان تمرکز کار درمیان کارگران در شهرها که درسطح حرف باقی ماند به ایجاد حزب با خط شبه تروتسکیستی باهم دعوت نمودند. درحالی که این دو مبارزه درمیان کارگران و پیش بردن مبارزه مسلحانه ضد یک دیگر نبودند. بدین منظور ایجاد حزب کمونیست را با کومه له مطرح ساخته و برنامه ای هم تهیه نمودند.

علیرغم پیشنهاد حزب رنجبران ایران در ده بیژوه کردستان قبل ازتشکیل حزب آنان، که پیشنهاد  برگزاری جلسه مشترک با نیروهای مختلف چپ بحث برسر وحدت با دیگر نیروها قبل از ایجاد حزب واحد کمونیست ایران بود، جواب مثبت ندادند و پیوستن دیگر تشکلها را به برنامه آنها تنها راه حل ایجاد حزب دانستند. اما، آنها نیز پس از چند سال پس از ایجاد حزب کمونیست بدون پایه کارگری، کاریکاتور غیر کارگری طبق اقرار خودشان منفجر شدند. امری که نشان داد این حزب نیز از هیچ استحکام ایدئولوژیک سیاسی و تشکیلاتی کمونیستی برخوردارنبوده و تشکیل چندحزب کمونیست و نیروهای دیگرسوسیالیست از این جریان نشان دادند که نسبت به آموزشهای کمونیسم علمی  بیگانه هستند و مصمم درپیاده کردن  شبه تروتسکیسم و گروه گرائی به فرقه گرائی آلوده می باشند.

تلاشهای بعدی گروههای مختلف باقی مانده از حرکتهای گذشته مدعی کمونیست بودن ازبقایای تشکلهای چپ در نزدیک به ۲۰سال اخیر، علیرغم تلاش حزب رنجبران ایران با شرکت درگرد هم آمدن این تشکلها به خاطر وحدت براساس اصول کمونیسم علمی، دست برداشتن از فرقه گرائی و طبق رهنمود لنین بعد از مذاکره روی وحدت روی اصول کمونیسم علمی و وحدت روی نکات اساسی برنامه و تاکتیک وحدت ایجاد حزب واحد کمونیست را درپیوند با و شرکت کارگران کمونیست برپا داریم در پیوند فشرده با جنبش کمونیستی و کارگری ایران ، تشکلها تحت عناوین “اتحاد نیروهای چپ و کمونیست” و کلا اتحادی سیاسی و نه ایدئولوژیک – سیاسی – تشکیلاتی – سبک کاری متکی برمرکزیت – دموکراتیک با بروزاختلاف نظری ازهم پاشیده شدند. امری که نشان داد تا زمانی که فرقه گرائی مد روز باشد و این نیروها در حفظ خود پافشاری کنند، در مقابل ایجاد حزب کمونیست خواهند ایستاد که نشانه ی اعتقاد عمیق به چاهی است که توسط بورژوازی و خرده بورژوازی کنده و رویش را پوشانده، وتشکلهای چپ را به سرگردانی درافتادن به این چاهها دعوت می کنند تا یکی بعد از دیگری از پا درآیند. مبارزه ایدئولوژیک حرب رنجبران ایران در دعوت به مبارزه ایدئولوژیک  درون این گردهم آئیها در وحدت اثربخش نشد و به دلیل اختلافات فرقه ای این تجمعها از هم جداشدند.

درحالی که فقط حرکت کارگران کمونیست است که می تواند با صلابت این فرقه ها و آشفتگی آنها را عریان کرده و دست کمونیستهای دیگر ایران را در عضویت یابی به این حرکت راستین کمونیستی در ایجاد حزب کمونیست واحد راه نما گردند. امری که این حرکت درخشان از طرف کارگران کمونیست در دهه ی اخیر شروع شده و دوران جدید پر افتخاری آغاز گشته است. این حرکت اصولی کارگران کمونیست از داخل کشور گروه گرایان خارج از کشور که در تمام این دهها سال در تجمعهای فوق شرکت داشتند، برا ی تداوم به فرقه گرائی دوباره در حد چند تشکل محدود دوباره با اعلامیه و پلاتفرم دهی حتا بدون در نظر گرفتن مبارزه آشتی ناپذیر ایدئولوژیک  سخت با خیالبافی استحکام حزبی چنین تجمعی  با وفاداری به فرقه گرائی بار دیگر ازهم  جدا خواهند  شد. اینها اگر راست می گویند که کمونیستند چرا به دستور کمونیسم علمی پاسخ روشن وفاداری و عمل کردن به آن نمی دهند؟

بدین ترتیب پراتیک این تجارب سخت فرقه گرائی چندین بار ثابت نموده است که حرکت روی تجارب غیر کمونیستی نتیجه ای جز افتادن از چاله ای به چاه دیگری ندارد و خوشبختانه با حضور کارگران کمونیست و ارائه ی نوشته عمیقی از جانب رفیق جانباخته شاهرخ زمانی این آلترناتیو را در برابر کمونیستها قرار داد که دیگر عرصه ی گروهی گری – بقایائی ازفدائی، بقایائی از حکمتیستی، بقایائی از راه کارگری – ربطی به مبارزه ی کارگران ندارد و ایجاد حزب کارگری از فعالیت در حیطه ی کارگران می گذرد و از این طریق فرقه گرایان را نه تنها با ادامه ی این طرز فعالیت خرده بورژوائی با مشکل روبه رو نموده است..

بنابراین براساس پیشنهاد تئوری کمونیسم علمی ضرورت دارد کسانی یا تشکلهائی که معتقد به ایحاد حزب هستند قبل از هر چیزی در یک جا باهم مشورت کنند وببینند تا چه حدی از نظراصول با هم وحدت دارند و درنکات اساسی نیز چه دید مشترکی دارند آگاه است که زمینه وحدت برنامه ای براساس مرکزیت  دموکراتیک رای گیری معلوم شده و می توانند سر وحدت با کارگران را شروع بکنند در ایجاد  حزب کمونیستی که، نماینده واقعی طبقه کارگر باشد.

ک.ابراهیم -۸ آبان ۱۳۹۷ (۳۰ اکتبر ۲۰۱۸ )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *