بدون تئوری انقلابی، جنبش انقلابی ممکن نیست

تاریخ جنبش کارگری و کمونیستی از ۱۷۰ سال پیش با طلوع مانیفست حزب کمونیست، تئوری جنبش انقلابی کمونیستی و کارگری جهانی؛ ۱۰۱ مین سالگرد تکامل این تئوری با پیروزی جنبش انقلاب اکتبر روسیه کارگری تحت رهبری حزب کمونیست روسیه، ۶۹ مین سالگرد تکامل این تئوری با پیروزی انقلاب دموکراتیک نوین چین تحت رهبری حزب کمونیست چین می گذرد که در این سالها هم تئوری کمونیسم علمی و هم پراتیک ماتریالیستی – دیالکتیکی خلاقانه کمونیسم انقلابی به طور درخشانی در هدایت موفقیت آمیزبه پیش جنبش کارگران و زحمتکشان جهان گام بزرگی را به پیش رهنمون شدند.

آموزش از این تاریخ پرثمر تنها قدردانی ازآنها کافی نیست بلکه به کاربستن این آموزشهاست که امروزه شرط نشان دادن صداقت و تعهد کمونیستها نسبت به این تاریخ مملو از فداکاریها و جان دادنها دربه دست آوردن این تئوریها ی علمی و پراتیک غنی مبارزاتی و تلاش در تکامل آنها درعمل انقلابی پیروز قابل دفاع می باشد.

ازنظر تاریخی در به کار بستن تئوری بورژوازی، خرده بورژوازی به مثابه وسیع ترین نیروی بینابینی درآرزوی کشیدن خود به سطح بورژوازی، بهترین نیروی زیر دست خودی را یافت که در مقابله با نیروی کارگری با به عاریت گرفتن از آنارشیسم در ظاهر چپ، سوسیال دموکراسی در قالب رفرمیسم، اپورتونیسم و حتا رویزیونیسم نظیربرنشتینیسم، کائوتسکیسم چه با به عاریت گرفتن تئوری کمونیسم علمی مارکس و انگلس تا شروع قرن بیستم انشقاق بزرگی در جنبش کارگری بوجود آوردند. بعد ازرشد و تکامل دادن این تئوری توسط لنین، قبل و بعد از انقلاب اکتبر جماعت خرده بورژواها توسط پلخانوفها و تروتسکی ها و حزب منشویکی نه تنها با تکامل تئوری علم کمونیسم بلکه علیه شروع ساختمان سوسیالیسم در کشور شوراها بازهم به کمک خرده بورژوازی توطئه ی تاریخی به نفوذ در درون حزب کمونیست و منتظر اخلال و حتا تا سطح همکاری به فاشیسم هیتلری در براندازی این کشور به پا خاستند تا نهایتا در سطح خروشچف و امثالهم با کودتا (۱۹۵۶) درسطح دفترسیاسی حزب کمونیست شوروی قدرت دولتی رویزیونیستهای مدرن را به دست گرفته و تدریجا با رشد دادن مناسبات بورژوائی دست آوردهای سوسیالیسم را از بین بردند.

درچین پس از پیروزی انقلاب اکتبر ۱۹۴۹ دو وظیفه ی اساسی حل مسئله ارضی و پایان دادن به سلطه ی بقایای مالکان ارضی از یک سو و گسترش قدرت کارگری در خلع ید بقایای سرمایه داری و در عین حال تکامل تئوری کمونیسم علمی توسط مائودر حل مسائل مربوط به پیش بردن انقلاب دموکراتیک نو و چگونگی گذار به سوسیالیسم مبارزه شدیدی بین رویزیونیستهای درسطح رهبری تحت عنوان خلع ید مالکان شدیدا در درون حزب کمونیست آغاز شد و کلا در ادامه این مبارزه و در سطح پیشبرد انقلاب فرهنگی و تحکیم مناسبات تولیدی دیکتاتوری پرولتاریا و علیه رویزیونیسم مدرن دولتی تا سال ۱۹۷۶ این مبارزه ادامه یافت و دراین مبارزه نیز خرده بورژوازی به کمک رهبران نفوذ یافته در سطح رهبری حزب کمونیست کمونیست چین – نظیر- لیو شائو چی تن سیائو پین – وغیره، راه سرمایه داری را برای رشد  دادن این مناسبات به کاربستند.

بدین ترتیب با یک ارزیابی کلی در کلیه ی این دوران عصر تکامل تئوری کمونیسم علمی با مارکس و انگلس، لنین و مائو در شرایطی که احزاب کمونیست تحت هدایت کمونیسم علمی مبارزه را پیش می بردند، پیروزی احزاب کمونیست تا به آن حدی پیش رفت که انقلابات اکتبر عظیمی به پیروزی رسیدند. اما در دورانی که خطر مبارزه علیه نیروی خرده بورژوازی به درستی به خصوص در درون احزاب کمونیست و تخریب در ساختمان سوسیالیسم تشخیص داده نشد و این مبارزه طبقاتی نادیده گرفته شد، ضربه مهلکی از این نادیده گرفتن مبارزه چه در درون جنبش کارگری و کمونیستی نظری و عملی و چه در درون مبارزه بیرونی وارد آمد که امروز بزرگترین تشتت فکری و تزلزلی به وجودآورده که محکم به دست گرفتن آموزشهای کمونیسم علمی و افشای نظرات  بورژوائی و خرده بورژوائی و وحدت کمونیستی و افشای فرقه گرائی و نفی وحدت کمونیسها را ایجاد کرده که  ایجاد حزب کمونیست متحد و یک پارچه در هرکشور و وحدت کمونیستها در سطح جهانی تنها راهی است که این سردرگمی را باید پایان داد. شرط وفاداری به انقلابات کارگری،احترام به این پراتیکها و عمل کردن به آنهاست و نه تبریک گوئی و عمل نکردن به آموزشهای انقلابهای پیروز جهانی و تفرقه اندازی به وحدت مبارزاتی کارگری و توده های جهانی در زمانی که امروزاستثمارگری و ستمگری بورژوائی بربریت را هرچه بیشتر در جهان رایج ساخته ست.

ک.ابراهیم –  ۲۱ آبان ۱۳۹۷ – (۱۲  نوامبر ۲۰۱۸ )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *