به دفاع از مبارزات کارگری

دور جدید مبارزات کارگری علیه حاکمیت فاسد مجددا سر براورده است ، کارگران هفت تپه ، فولاد اهواز ،اعتصاب رانندگان کامیون ، کارگران هپکو اراک بر سر خواست های تقریبا یکسان از جمله تامین امنیت شغلی ، پرداخت حقوق ها ، مسائل بازنشستگی ،مبارزه با تورم و گرانی ، مبارزه با فساد ،.آزادی بازداشت شدگان و….  باز هم  دست به تحصن ،اعتصاب، تجمع و … زده اند. هر بار که از اعتراضات می گذرد حمایت توده ای از این اعتصابات و تحصن ها بیشتر می شود . هجوم نیروهای انتظامی به اعضای سندیکای نیشکر هفت  تپه و دستگیری ۱۸ نفر تا تاریخ دوشنبه و سپس آزادی ۸ نفر از آنان هم نتوانست که خشم کارگران  و معلمان و زنان و دانشجویان و حتی مغازه داران حامی این حرکت را خاموش کند و تحضن کارگران فولاد اهواز و نیز کارگران نیشکر هفت تپه در همبستگی و حمایت توده ای گسترش یافته است. رژیم در عین فرستادن یگان های ضد شورش برای سرکوب اعتراضات ولی با دست پاچگی اعلام کرد که یکی از اعضای هیئت مدیره فراری است و هیئت دولت در آخرین جلسه خود موضوع خواست های کارگران هفت تپه و فولاد اهواز را مورد بررسی قرار داده و تصمیم به حل مشکلات آنها گرفته است.

تا زمانی که این مطلب نوشته  شده است اعتصاب کارگران هفت تپه و فولاد اهواز ادامه داشته  و آزادی کارگران بازداشتی از جمله اسماعیل بخشی به یکی از فوریت های کارگران تبدیل شده است. فریبکاری جدید دولت با وعده پرداخت حقوق معوقه و رسیدگی به درخواست های دیگر وهمزمان فرستادن نیروهای سرکوبگر به منطقه ،همچون وعده دولت در مذاکره با رانندگان کامیون اعتصابی نتوانسته توهمی در کارگران ایجاد کرده و کارگران خواهان انجام عملی خواست هایشان از جانب  دولت هستند .

در وضعیت پیش آمده برای کارگران دولت نقش درجه اول و مستقیمی را ایفاء کرده است. دولت با فروش این واحد در سال ۱۳۹۴ به بخش خصوصی که با پولشویی و حیف و میل های زیادی همراه بود. بی ثباتی فراگیری را در بخش های مختلف این واحد صنعتی – کشاورزی که قبلا هم ناشی از کهنگی ابزار آلات رنج می برد،بوجود آورد.از همان زمان هم عقب افتادگی حقوق کارگران و کارمندان به امری متداول تبدیل شد. در اعتراض های سال های گذشته دولت یا  با وعده و وعید و یا با سردواندن کارگران درخواست های محقانه کارگران را بی جواب گذاشت. اخراج ، عدم پرداخت حقوق ها و مزایا در موعد مقرر و…. به سیاست های رسمی ولی نا نوشته دولت در برابر اعتراضات اجتماعی تبدیل شده است. دولت ضد کارگر اسلامی نه تنها در عرصه اقتصادی بلکه در عرصه سیاسی و امنیتی هم دیگر قادربه ایستادگی در برابر اعتراضات کارگران و معلمان نیست. این موقعیت در طی ده سال گذشته با فداکاری ، زندان و شکنجه بسیاری از کارگران بدست آمده است.تحصن کارگران فولاد اهواز در میدان مرکزی شوش و حمایت توده  ای از آن یک قدم بزرگ  مبارزه برای سرنگونی رژیم اسلامی به جلو است.رژیم اسلامی را از سرنگونی راه  خلاصی نیست اما چگونگی این سرنگونی و نیروهای سرنگون کننده  این رژیم ارتجاعی با تجربیاتی که مردم از اوضاع کنونی و چند دهه گذشته ایران و جهان کسب کرده اند بر دو اصل تکیه به نیروی خود و دفاع از وسیع ترین آزادی های اجتماعی برای طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان جامعه آنهم بصورت متشکل گذاشته اند.در عین حال اعتراضات همزمان و مشترک کارگران هفت تپه و فولاد اهواز نشان داد که قدرت طبقه کارگر در همبستگی بخش های مختلف آن توان مقابله با بورژوازی و عناصر و عوامل آنرا صد چندان خواهد کرد.

دولت جمهوری اسلامی بر طبق معمول هر مشکلی را یا به خارج و یا ضد انقلاب ربط می دهد. و دست تا مرفق به خون خود می پوشاند. در اعتراضات اجتماعی چند سال گذشته هم این روش و سیاست رژیم جمهوری اسلامی ادامه داشته است. آنها تحریم های اقتصادی را مبنای مشکلات کنونی قرار می دهند و از فساد و رانت خواری و دزدی های میلیاردی خود و آقازاده ها چیزی نمی گوید . آنها شرکت کشت و صنعت هفت تپه را به چندین برابر زیر قیمت فروختند و پولش هم پرداخت نشد. و به قول خودشان از بیت المال ( بخوان سفره مردم مزدبگیر و کارگر ) پرداخت شد.دست درازی مدیریت جدید تا آنجا پیش رفت که دست به فروش زمین های زیر کشت بزنند. نتیجه این زد و بند و رانت خواری در هفت تپه وضعیت نابسامانی است که مدیریت کارخانه بوجود آورده است. کارگران راه حل های مشخصی هم برای برون رفت از این اوضاع دارند که با مخالفت دولت مواجهه است . از آنجمله کنترل کارگری و شورایی برآن و یا داشتن نماینده واقعی شان در مدیریت.در صورتیکه کارگران هفت تپه بتوانند کنترل این  واحد صنعتی را بدست بگیرند روشن است که بسیاری از مشکلات اداری و مالی آنرا بسرعت حل خواهند کرد. اما مخالفت دولت ناشی از دو مسئله است یکم اینکه کارگران در عمل نشان خواهند داد که توانایی بیشتری در اداره جامعه کارگری و کل جامعه خواهند داشت دوم این می تواند سنتی برای واحد  های کارگری دیگر بوجود بیاورد .روشن است که خواست دولت نه راه اندازی تولید و به قول خودشان اقتصاد مقاومتی بلکه ساکت کردن کارگران و رانت خواری از قبل آنان است.

وزارت تعاون و رفاه  اجتماعی هم با همدلی های ظاهری فریبانه با کارگران در عمل به پشتیبانی از بخش خصوصی و مدیریت عمل کرده است.دستگیری های جدید هم این تجربه را بازهم در مبارزات کارگری پیش روی مبارزان و فعالین کارگری می گذارد که از دل این مبارزات بایستی نیروهای جوانی را در جهت و سمت و سوی ادامه مبارزه تربیت کرد. نیروهای جوان در مبارزات کنونی نه تنها ادامه مبارزات را تضمین خواهد کرد بلکه می تواند تجربیات مثبت و منفی گذشته را در جهت پیروزی های آینده انتقال بدهد و مانع گسست انتقال تجربیات به نسل های آینده ناشی از سرکوب و فاصله نسل ها شود.

شعارهایی که در طی ۱۴ روز گذشته اعتراضات سرداده شد .نشان می دهد که اکثریت کارگران از شناخت  خوبی نسبت به دشمن و نیروی خود دارند. دولت  می داند که با سرکوب نمیتواند این اعتراضات را خاموش کند این بار سرکوب می تواند به  متشکل شدن بیشتر کارگران و کشاندن خانواده های آنان و توده های وسیع تری به خیابان ها بیانجامد که این زنگ خطر جدی برای حاکمیت فاسد کنونی درایران است.رژیم اسلامی باید و به فوریت حقوق های عقب مانده کارگران را پرداخت کند. آزادی بدون قید و شرط و فوری دستگیرشدگان ونیز بایستی  به بقیه خواست های معترضین جامعه عمل بپوشد. ما از  همه انسان های آزادیخواه و عدالت طلب می خواهیم که از اعتراضات کارگران هفت تپه و کارگران فولاد  اهواز و هپکوی اراک بصورت متحد و متشکل حمایت کنند.

پیروز باد مبارزات به حق کارگران علیه رژیم سرمایه داری اسلامی

کارگر، معلم، دانشجو اتحاد اتحاد

ع.غ