از هفت تپه تا پاریس

از هفت تپه تا پاریس حکایت از مبارزه و مقاومت است. در هر دو جا کارگران و زحمتکشان ، گرسنگان و در کلمات   انترناسیونال  – هیچ بودگان  در اعتراض به نظام ستمگران و استثمارگران ، به نظامی که مشتی غاصب و انحصار طلب را صاحب همه چیز کرده است به خیابان ها در آمده اند.فریاد زن ومرد پاریس وشوش ، اهواز و مارسه ی یکی است انگار که  کلمات مانیفست حزب کمونیست را مشترکن فریاد می کنند که مارکس و انگلس بیش از صد و پنجاه سال پیش  نوشتند.: کارگران سراسر جهان متحد شوید !

اروپای پیشرفته به اصطلاح  متمدن ، با سابقه آنهمه  انقلابات پر معنی و معروف همچون انقلاب کبیر فرانسه و تسخیر کمون پاریس توسط پرولتاریا که مارکس در ستایشش آنرا گامی بزرگ در مارش تسخیر جهان تو سط گور کنان سرمایه داری، کارگران  می خواند ، با تمام پیروزیش در انقلاب کبیر اکتبر جهان را به قولی در ده روز تکان داد و دوران تاریخی انقلابات پرولتاریایی را آغازید  شلاق سیاه سرمایه همچنان بر گرده ی توده های ستمدیده و استثمار شده فرود می آید و همچنان مردمانش در فقر  به سر می برند و برای گرفتن حقشان به خیابان ها روی آورده  و خیزش نوینی را بر پا  کرده اند.

ایران خواب رفته ارباب رعیتی هنگامی که اروپا بیدار شده بود ، با تمام گذشته های پر رونق و مبارزات پر هزینه ی مردمانش در صده های پیشین ،  در دوران معاصر  انقلاب مشروطه ، استقرار اولین قدرت سیاسی شورا یی در ایران پس از پیروزی انقلاب کبیر اکتبر – شوروی گیلان که نوید آزادی را به جهان استعمارزده آسیا ، افریقا و آمریکای لاتین  می داد ، جنبش مبارزه علیه استعمارگر پیر فرتوت انگلیس در جریان نهضت ملی کردن صنعت نفت با رهبری دکتر مصدق ، انقلاب عظیم توده ای در براندازی نظام سرکوبگر سلطنتی امروز جامعه اش را سراسر بحران و شورش در گرفته است . مردمانش کارد به استخوانشان رسید عده ای در بدر و ویلان ،جمعی در پی اسکندری  اما اکثریت عظیمی در پی سازماندهی ،متشکل شدن و تدارک  برای تغییری بسود کارگران و تهیدستان آماده می کند.

با اینکه مردمان دو کشور یکی در سال ۱۷۸۹ و دیگر در سال ۱۹۰۷ انقلاب را به پیروزی رساندند و ایران صد وبیست سال بعد  فرمان مشروطیت را تازه با تمام نواقصش از دست پادشاهش گرفت اما امروز توده های عظیم مردمانش در مبارزه ای مشترک و با محتوای یکسان ضد نظام غارتگر سرمایه داری مبارزه می کنند. این واقیعیت تاریخی که توسط مارکس در تحلیل خود از روند سرمایه داری نشان داد همچون معجزهای جلوه می کند اما در واقع  نشان میدهد که کمونیسم علمی بر پایه های استواری بنا شده که  بکاربرد درست قوانینش، انسان های مسلح به آنرا  به تحلیل گران راستین گذار جوامع طبقاتی کنونی تبدیل می کند.

امروز با دیروز زمان مارکس تغییرات عظیمی رخ داده است ، سرمایه داری جهانی شده ، استعمار کهن سراسر برانداخته شده اما قوانین اساسی سرمایه داری که مارکس برای اولین بار در تاریخ بدست داد همچنان معتبر باقی مانده است.قانون ارزش اضافی همچنان اساسی ترین شیوه ی استثمار انسان از انسان است با اینکه در کیفیت و کمیت  انباشت سرمایه و سازمان های آن تغییرات اساسی صورت گرفته است  اما طبقه کارگر همچنان استثمار می شود ،منافعش همچنان در تضاد با منافع سرمایه دار قرار دارد .

در این سال های طولانی مبارزه که منطق مرتجعان و سرمایه داران سرکوب ،زندان ،شکنجه ، جنگ همراه با پراکندن خرافات ودین و ایدئولوژی کاذب بورژوایی بوده است متاسفانه توانسته مقاومت ها ، قیام ها ،شورش ها و حتی انقلابات توده های عظیم مردم را در هم شکند و جهان را همچنان در چنگال پر جراحت وخونینش اسیر نگهدارد.اما منطق مردم بنابر شرایط اجتماعی شان مقاومت ومبارزه بوده است . این قانون سترگ مبارزه طبقاتی است که منطق آن مقاومت و مبارزه است و چون در دوران نوین تاریخی تجربه مبارزه را به درستی جمعبندی کرده اند امروز این طبقه با داشتن پیشرفته ترین تئوری ها که بر سنگ خارای مبارزات ؛پیروزی ها و شکستها حک شده است  به نیروی کمی عظیمی تبدیل شده که بی شک در آخرین نبرد های انقلابی اش برای همیشه بنیاد جهان نوینی را فرو خواهد ریخت.

در ایران ما طبقه کارگر بیش از صد سال است هوشیار و آگاه همراه با پیشروان انقلابی اش در نبرهای پی در پی بغرنج ،سخت  در گیر بوده است. امروز آگاهتر از هر زمان دیگر با داشتن لشگری از ادامه دهندگان راه گلگون شده ی پیشقرولان طبقاتی اش روی یکی شدن کلیه نیرو های پیشرو خود در یک حزب متحد سیاسی انقلابی مسلح به کمونیسم علمی پافشاری دارد ،امروز فریاد چاره رنجبران وحدت وتشکیلات است در سراسر ایران پیچیده است  و نیروی عظیم کار وزحمت میرود که با تمام ویژگی های منطقه ای  اتحادی سراسری را در اشکال متنوع وطبق شرایط مشخص بوجود آورد وبر جسته اینکه امروز پرولتاریای ایران پرچم اتحاد بزرگ فرودستان و زحمتکشان در سطح کشوری  بعنوان بدیل اجتماعی بلند کرده و مشی سیاسی طبقاتی خود را با نه گفتن به رژیم جهموری اسلامی ونه گفتن به دخالت ترامپ وامپریالیسم روشن کرده است.  در اینجا باید از خدمت بزرگ شاهرخ زمانی یاد کرد که به درستی این مسیر تاریخی را در نوشته هایش ترسیم کرده و جان خود را بی دریغ در این را فدا کرده است . او در  با درایت کامل ضمن تاکید روی ایجاد حزب انقلابی پیشرو طبقه کارگر ، ضمن تاکید روی ایجاد تشکلات متحد کارگری و ضمن انگشت گذاشتن روی اتحاد معلمان ،پرستاران ،دانشجویان در پیوند با طبقه کارگر مصرانه آگاهی می دهد که در این مسیر مبارزه علیه فرصت طلبانی که  در لباس میش خود را دوستداران طبقه کارگر معرفی می کنند فراموش نشود.ما دراین چند ماهه بخوبی این هشدار شا هرخ زمانی را  تجربه کردیم چه در مبارزه ی سندیکای اتوبوس رانی تهران وچه در هفت تپه.

ر.دیلم