تحریم ها و وضعیت زندگی در ایران 

در طی بیش از ۴۰ روز گذشته رژیم جمهوری اسلامی با فریب و دوز و کلک های روانی در بازار ارز و با بالا و پائین کشیدن قیمت دلار و دیگر ارزهای موجود . و اعدام دو نفر از صرافان بزرگ بازار ارز ، با یک تیر چندین نشان را هدف قرار داده است .جمهوری اسلامی اولا سلطه بلامنازع خود را مجددا بر بازار ارز که در حال تلاطم و ناشی از تبلیغات تحریم ها بود تثبت کرد. دوما هزاران نفر از مردمی را که با تبلیغات فریبنده وا تحریما سرمایه های خود را در بازار ارز برای خرید دلار و حفظ سرمایه ها وارد کرده بودند با فروش گران تا ۱۶ هزار تومانی و سپس در مدتی کوتاه با پائین آوردن قیمت دلار به سطح ۱۰ هزار تومان، میلیارد ها دلار را از جیب نه دلالان ارز بلکه مردمی که یک عمر برای پس اندازهای خود زحمت کشیده بودند بالا کشید. و در عین خانه خرابی دهها هزار خانواده در ایران قیمت کالاها را آنچنان افزایش داد که یک شبه قدرت خرید ها را تا ۳۰۰ در صد پائین آورده است. آنچه که رژیم جمهوری اسلامی از این سیاست نسیبش شده است میلیاردها دلار پولی است که بطور غیر قانونی وارد سیستم دولتی از طریق فروش سکه و ارز توسط بانک مرکزی ولی توسط دلالان خصوصی شده است که در حساب و کتاب های دولتی قابل بررسی نیست و از نوع پول هایی است که بطور سنتی در جمهوری اسلامی توسط آقازاده ها و عوامل دولتی بالا کشیده شده و یا در بودجه های سیاست امنیتی و خارجی و غیره صرف می شود.

تحریم های آمریکا علیه ایران که بسیار جنایتکارانه طراحی شده است و مستقیما مردم و بویژه فقیرترین آنها را هدف قرار داده است ظاهرا برای تنبیه حکومت ایران در نظر گرفته شده است . اما این نوع تحریم ها که قبلا عراق ، لیبی و برخی کشورهای دیگر را هدف قرار داده بود دارای نتایج بس اسفناکی برای مردم این کشورها بود.جهش قیمت کالاهای اساسی از مواد غذایی تا کالایی و بهداشتی از اولیه ترین نتایج این نوع تحریم های امپریالیسم آمریکا علیه کشورهای مخالف است . مجموع برخوردها و حرکات رژیم جمهوری اسلامی و دولت آمریکا نشان می دهد که هردوی آنها از قبل این جنگ تحریمی از سودهای بادآورده ای برخوردار شده اند . رژیم این پول ها را از قبل دزدی از جیب مردم و دولت آمریکا از قبل فروش اسلحه ناشی از بالا کشیدن تشنج های سیاسی نظامی در خاورمیانه بدست می آورند و هردوی آنها منافع مشخصی را دنباال می کنند.رژیم جمهوری اسلامی بخوبی می داند که در طولانی مدت قادر به پایداری اقتصادی و سیاسی در برابر فشار تحریم های آمریکا نخواهد بود مگر اینکه در سطح بین المللی متحدینی پیدا کند که بتواند با بهره گیری از آنان یا تحریم ها را دور زده و یا آنرا بی اثر کند و نهاتیا برای خود زمان بخرد. رژیم بعلت روابط حسنه با چین و روسیه و هند تا حدی در گذشته توانسته است که فشارهای بین المللی بویژه از جانب آمریکا را بی اثر کند. اما این بار وضعیت متفاوت است . 

سیاست فشار حداکثری ترامپ نه تنها بر رژیم ایران بلکه بر تقریبا تمامی مخالفین و یا رقبای بین المللی ظاهرا نشان داده است که توانسته است اروپا را به موضع مخالفت بکشاند. اما این رفتاری که اروپا در رابطه با تحریم ها پیش گرفته است و می خواهد با راهکارهای خود بتواند سیاست “مستقل “خود را پیش بگیرد مسئله ای است که احتیاج به کار درازمدت برای ایجاد ساختارهای متعدد بانکی ، اقتصادی و…… دارد. در واقع سیاست کنونی اروپا برای تشکیل کمیسیون مشترک مالی برای ارتباط با ایران ، تنها به ایران محدود نخواهد شد و در آینده در برابر آمریکا قد علم خواهد کرد. موضوعی که آمریکا بشدت با آن مخالف است و می داند که این سیاست می تواند در آینده سیاست های تحریمی آمریکا را بدون تائید اروپا بی اثر کند . اما در حال حاضر اروپا بعلت درهم تنیدگی سرمایه ها در سطح بین المللی و عدم آمادگی مادی قادر به فرار از سیاست های هژمونی طلبانه آمریکا در بسیاری زمینه ها منجمله ارتباط با ایران و دور زدن تحریم ها در مرحله فعلی نیست. معطل کردن اروپا در ایجاد این نهاد مالی هم از همینجا ناشی می شود.در گذشته هم اروپا مواضعی همچون آمریکا علیه مخالفین خود اتخاذ نمی کرد بلکه بعد از موضع گیری های آمریکا از آن پشتیبانی می کرد. مخالفت اروپا و سیاست دو دوزه بازی کردن با ایران از شرایط بسیار ناثبات اقتصادی و بحران های  اجتماعی اتحادیه اروپا ناشی می شود .آمریکا هنوز حقوق جنگ جهانی دوم را در اروپا برای خود محفوظ می داند در حالیکه کشورهای معظم اروپا و بطور مشخص آلمان و فرانسه تلاش برای خارج شدن از زیر سرکردگی امپریالیسم آمریکا داشته و خواهان نفوذ در بازارهای جهانی بدون ممانعت آمریکا هستند. در واقع پیچیده گی اوضاع امکان مانورهای اقتصادی و سیاسی نه تنها برای آمریکا بلکه ایران هم باز کرده است که در بین قطب های بین المللی مانور دهد اگر چه دامنه این مانورها در مسئله تحریم ها خیلی کارساز نبوده است.با تمام این احوال هنوز زود است که گفته شود ایران زیر فشار آمریکا سرخم خواهد کرد.آنچه که روشن است تحریم های آمریکا تاثیرات سنگینی برای مردم و رژیم جمهوری اسلامی داشته است. این تاثیرات سنگین  بر روی مردم با رژیم دارای تفاوت های کاملا بارزی است . مردم با شتاب بسوی فقر و مسکنت بیشتر سوق داده می شوند اما جمهوری اسلامی بعلت تنگناهای بانکی و نفتی دامنه فعالیت های نفوذ در مناطق مختلف ، مقابله نظامی و ادامه سیاست هایش در سوریه و یمن و عراق و مشغول کردن آمریکا در خاورمیانه را به مقدار زیادی از دست خواهد داد.از هم اکنون رژیم جمهوری اسلامی مجبور شده است که از دست و دلبازی های بودجه ای دست برداشته و بسیاری از بودجه های نهادهای دولتی و زیر مجموعه دولتی ، عمرانی ،فرهنگی ، خارجی و…. را کاهش داده و یا قطع کند.در شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی هر چه بیشتر مورد نفرت عمومی قرار می گیرد اما مجبور شده است که با تغییر روش ها و سیاست ها سرکوب های گسترده را در دو عرصه شمشیر از رو بستن و برخورد ظاهرا پاسیو با تظاهرات توده ای و اعتراضات ،اجتماعی جلو ببرد. این دوسیاست باعث شده است که در عین اینکه امکان مانور رژیم را افزایش دهد ولی اعتراضات اجتماعی با قدرت بیشتری در روی صحنه ظاهر شوند. پروسه نه چندان طولانی در آینده تعیین خواهد کرد که کدام نیروی اجتماعی از اصلاح طلبان حکومتی تا ترامپیست های وطنی و یا نیروی رادیکال چپ و کارگری قادر به قدرت گیری اجتماعی خواهد بود . کاسه صبر مردم لبریز شده است. فقر بشدت گسترش یافته است. بیکاری بصورت گروه های وسیع خیابانی کاملا قابل مشاهده هستند.عقب نشینی های رژیم که کاملا موردی و تحت فشار بوده است نتوانسته است که نه فقر را کاهش دهد و نه جامعه را به لحاظ روانی آرام کند. خلاصه کنیم دیگر تیغ سرکوب رژیم به مردم نمی بُرد. روحانیت و مذهب کاملا شکل تقدسی بودن خود را از دست داده اند و بسیاری از مردم از مذهب فاصله گرفته اند.رژیم اسلامی از دو جانب تحت فشار است یکی از جانب توده های به جان آمده با سمت براندازی دومی از جانب آمریکا برای دست برداشتن از برخی سیاست ها و تسلیم و همکاری با آمریکا .بعلت ترس شدید حاکمین از جنبش های مردمی در بین عناصر و جناح های رژیم اختلافات جدی بر سر مذاکره با آمریکا بخاطر گذار از این مخمصه موجود است. آیا  این امکان وجود دارد که روسیه بتواند مشکلات اقتصادی رژیم را حل کند؟ مشکل این جاست که نگاه روانی جامعه به غرب و نگاه سیاسی حاکمیت به شرق است . این نگاه اجتماعی به غرب در طول یک سده شکل گرفته است در حالیکه نگاه سیاسی به شرق توسط حاکمیت جدیدا در دو الی سه دهه گذشته بوجود آمده است . و این تضاد تقابل نانوشته ای را بصورت روزمره دامن می زند . تضاد ناشی از تاثیر تقابلات امپریالیستی در جامعه ایران                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         

برای جمهوری اسلامی و اروپا خرید زمان در برابر حفظ اوضاع کنونی به این دلیل که آمریکا در طولانی مدت قادر به فشار مداوم بر رقبا و نیز ایران نخواهد بود.با پائین رفتن قیمت نفت این تنها ایران نیست که متضرر خواهد شد بلکه کشورهای دیگری هم دچار ضررهای سنگین و کمبود بودجه نفتی خواهند شد که متحد آمریکا به عنوان تولید کننده نفت خواهند بود. همانطور که جمهوری اسلامی با دلار به سرکیسه کردن مردم مشغول است ، دولت آمریکا هم با بالا و پائین کشیدن قیمت نفت و دخالت در قیمت گذاری دیگر اقلام مورد احتیاج کشورهای مخالف مشغول سرکیسه کردن آنها و به ویرانی کشیدن اقتصاد آن کشورها است.

 شرایطی سختی که رژیم جمهوری اسلامی در آن گیر کرده است که یکی از مشکلاتش مسئله تحریم های آمریکا و قیمت نفت و مبادلات مالی بین المللی است .اما بعلت اینکه رژیم جمهوری اسلامی سالها هر مسئله و مشکلی را که پیش آمده به گردن آمریکا و اسرائیل گذاشته است دچار حکایت آن  چوپان دورغگویی شده است که وقتی گرگ به گله گوسنفدان زد مردم که فکر می کردند چوپان همیشه دورغ می گوید اعتنایی به در خواست کمک چوپان نکردند. جمهوری اسلامی در سال هایی که حداقل حدود ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشت و مردم در فقر بودند گناه فقر و بدبختی مردم را به گردن آمریکا می گذاشت ولی حالا که آمریکا حداکثر فشار را بر این رژیم گذاشته است. مردم دیگر به یک رژیم دزد و دورغگو دیگر اطمینان نمی کنند.به همین دلیل حتی رهبران رژیم به این موضوع که مردم دیگر این رژیم را نمی خواهند به صراحت اذغان می کنند. 

فشار اقتصادی از یک سو و از دست دادن کامل حداقل مشروعیت رژیم اسلامی توسط اکثریت مردم ، باعث رشد و گسترش اعتراضات اقشار تحتانی جامعه اعم از کارگران و معلمان ، زنان ، دانشجویان ، روشنفکران و نیروهای سیاسی و…. شده است.رژیم جمهوری همچون بختکی پوسیده در برابر اعتراضات دائمی هر چه بیشتر به طرف مرگ محتوم خود پیش می رود. اما به علت اینکه هنوز آن آلترناتیو مورد اعتماد اکثریت عظیم توده های مردم بوجود نیامده است، احتمال شکست و برگشت ورق به نفع رژیم وجود دارد . در اوضاع حساس کنونی که هنوز مسئله کی بر کی روشن نیست ،رژیم در نفرت عظیم توده گیر کرده است و نیروهای بورژوایی در حکومت و اپوزیسیون بی هویت شده اند.  وظیفه سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی بر دوش طبقه کارگر تحت رهبری حزب کمونیست است که با درهم شکستن این رژیم قرون وسطائی نقطه پایانی بر یکی از دوره های سیاه تاریخ ایران بگذارد.طبقه کارگر در دهه گذشته نشان داده است که توانایی مبارزاتی و قدرت اجتماعی کافی را برای این کار دارد. نکته مرکزی کمبود وجود یک حزب کمونیست است که در عین رهبری طبقه کارگر دیگر زحمتکشان جامعه را زیر پرچم خود متحد کرده و به یک آلترناتیو توده ای تبدیل شود. هر تغییری در این اوضاع با نیروهای بورژوایی و یا توسط آنها هیچ دردی از مردم ما درمان نخواهد کرد و وضعیت کنونی را به دوری تکرار وار تاریخی تبدیل خواهد کرد تاریخی که چند دهه یک بار با تغییر رژیم ها در ایران سرکوب ها نیز مجددا از سرگرفته و جنبش کارگری – کمونیستی را زیر ضرب و سرکوب خواهد گرفت. حتی اگر اعتراضات کنونی به انقلاب دیگری فرا روید بدون نقش رهبری کمونیستی، آنهم با شکست دیگری روبرو خواهد شد. برای جلوگیری از تکرار مضحک دوباره تاریخ باید آستین ها را بالا زد و برای ایجاد حزب کمونیست واحد، مبارزه جدی را علیه فرقه گرایی پراکندگی کمونیست ها به پیش برد.در این راستا و با توجه به شتاب روند تحرکات طبقات اجتماعی و شدت گیری مبارزات طبقاتی در ایران آلترناتیوی که برای ازادی و سوسیالیسم می جنگد بی شک تنها آلترناتیو ممکن مترقی خواهد بود.

مهران