آمریکا  آیا واقعا از سوریه عقب می نشیند؟

ترامپ رئیس جمهور آمریکا اخیراً اعلام کرده است که بزودی از سوریه نیروهای نظامی کشورش را بیرون خواهد برد. و گفته است که بایستی امنیت نیروهای دمکراتیک سوریه تامین شود. بسیاری آنرا یک حیله ، برخی آنرا یک شکست و عقب نشینی و گروههایی آنرا یک خط مشی جدید در اوضاع جدید بین المللی تلقی می کنند. آنچه که روشن است سیاست های ترامپ در بسیاری موارد بلف بوده است. سیاست جدید یعنی عقب نشینی حدود ۲۰۰۰ نظامی آمریکا از سوریه در داخل و خارج آمریکا توسط برخی از گروهها و کشورها مورد انتقاد و توسط بسیاری مثبت ارزیابی می شود. بطور مثال ترکیه و سوریه آنرا بدیده مثبت و دمکرات های آمریکا و اسرائیل و عربستان از آن اظهار ناخشنودی می کنند. سیاست های ترامپ می تواند هر سه نکته بالا را داشته باشد یعنی هم حیله و شکست و عقب نشینی را یکجا داشته باشد.

سیاست های امپریالیسم آمریکا برای مردم جهان کاملا روشن است آمریکا که به هر کجای جهان پا گذاشته ویرانی و مرگ و قدرت هژمونیک به همراه داشته و مورد نفرت مردم جهان بوده است. عقب نشینی آمریکا از هر نقطه برای مردم جهان همیشه جای خوشحالی بوده است زیرا که عفریت مرگ و ویرانی از بالای سر آنها دور شده است . این بار آمریکا بعد از شکست عوامل دست نشانده اسلامی خود در سوریه بازی را باخته است. دفاع از کردهای سوریه و استفاده از آنان به عنوان سربازان پیاده نظام برای پیشبرد سیاست های نظامی خود هم نتوانست جلوی باخت آمریکا را بگیرد. یکی از دلایل آن عدم اعتماد کردها نه تنها در سوریه بلکه در دیگر کشورها که حضور پررنگی دارند مانند ایران، ترکیه، عراق است. وقتی کردها در این کشورها زیر تیغ جلادان حاکم و بمباران رژیم های این کشورها بودند آمریکا مهر سکوت برلب زده بود و از رژیم های شاه، نظامیان ترکیه و صدام  دفاع می کرد. این تجربیات تاریخی نشان داده است که وقتی آمریکا به پشتیبانی از کردها برمی خیزد که منافعی شیطانی را در منطقه دنبال می کند.

در رقابت تنگاتنگ بین المللی و رقبای پرقدرتی مانند چین، درگیریهای منطقه ای آمریکا بودجه های هنگفتی را می بلعد که اجازه تحرک های بیشتر اقتصادی – نظامی را از آمریکا می گیرد. در واقع ترامپ دارد به سیاست های اوباما در زمینه بین ا لمللی نزدیک می شود. آمریکا در طی سه دهه گذشته قدرت هژمونیک سیاسی خود را در سطح جهانی از دست داده است و آنرا فقط با اسلحه نمی تواند مجدداً بدست آورد. اینرا آمریکا در تجربیات متعدد بعد از فروپاشی شوروی و بویژه در عراق فهمیده است. قدرت رقابتی کشورهایی مانند چین، اتحادیه اروپا در عین اینکه بازارهای گسترده ای را برای سرمایه داری باز کرده است ولی کنترل این بازارها توسط رقبا چالش های متعددی را برای سرمایه داری این کشورها نیز در بر دارد.

برخی از صاحب نظران معتقد هستند که آمریکا در حال تمرکز نیرو برای حل مسئله ایران به طروق مختلف است. آمریکا با وجود رژیم جمهوری اسلامی بطور جدی با موانعی روبرو است که اجازه تحرک آزادانه سیاسی نظامی را به آمریکا نمی دهد. نظر دیگر تمرکز آمریکا بر روی چین را در نظر دارند و برخی معتقد هستند که آمریکا برای ایجاد شکاف بین روسیه و ترکیه در حال خالی کردن میدان و بجان هم انداختن ترکیه و روسیه در سوریه است. اما اینها تنها نکات محتملی است که می تواند اتفاق بیافتد.

آمریکا  در عراق هم در دوره ای نیروهایش را بیرون کشید و بعداً آنرا را به عراق برگرداند. مانوری که آمریکا در شکست و ناکارآمدی نیروهای نظامیش در عراق انجام داد،. به نحو دیگری در سوریه در حال تکرار است. وقتی آمریکا نیروهایش را از مناطق عمدتاً عربی عراق عقب کشید که به قول فرماندهان نظامی آمریکا روزانه صدها  بار به صورت پارتیزانی در عراق مورد حمله قرار می گرفتند و  جمع کردن صدها هزار نفر کاری بس مشکل و هزینه بر بود. آمریکا در وضعیت عراق نیست. ولی حضورش علاوه بر اینکه به نفرت خلق های عرب بصورت اشغالگر دامن می زند،. بلکه در عین حال نتوانسته است که در اوضاع سوریه بجزء ویرانی گسترده ناشی از بمباران های دائم تاثیر چندانی بگذارد.

متحدین اروپایی آمریکا بیشترین بهره را از حضور نظامی آمریکا در سوریه برده اند. آنها اولاً آمریکا را درگیر جنگ سوریه نموده اند دوماً بعلت معلوم نبودن اوضاع در ظاهر به خود نقش درجه سوم داده اند. تا هیچگونه مسئولیتی در قبال کشتار و ویرانی های سوریه نداشته باشند. در واقع اروپا در سوریه در نقش تماشاگر نبرد ببرها ظاهر شده است. تا وقتی جنگ مغلوبه شد به هر حال سهمی از طعمه سوریه را داشته باشد.

همانطور که برخی از رهبران آمریکا بعداً موضع ترامپ را تعدیل و سعی کردند به سیاستی که اوباما در عقب نشینی و بعدا بازگشت بصورت ” نرم و بی سرو صدا” در عراق انجام داد نزدیک شوند. آمریکا می داند که عقب نشینی در خاورمیانه به از دست دادن بسیاری از میدان های نفتی و بازارهای اقتصادی پردرآمد منجر خواهد شد. با توجه به آن آمریکا در حال مانور و جابجایی نیروهای نظامی خود و ایجاد هرج و مرج بیشتر در اوضاع سیاسی خاورمیانه است.

آمریکا تلاش بسیار زیادی کرده است که کشورهای اروپایی را به ” خطر” چین جلب نماید اما امپریالیست های اروپایی اولاً خود درگیر مشکلاتی هستند که چین و آمریکا و اخیراً روسیه در آفریقا برای هژمونی طلبی های اروپا بوجود آورده اند. ثانیاً اروپا هنوز به آن درجه ای از استحکام نرسیده است که در همه جبهه هایی که آمریکا از اروپا انتظار دارد وارد معرکه رقابتی و نظامی شود. اروپا در اوضاع کنونی به دنبال خرید زمان برای استحکام درونی خود برای تهاجمات بیشتر در آینده است. بطور مثال در اروپا ما با اعتراضات میلیونی در چند سال اخیر بعلت طرح سفت کردن کمربندها مواجه بودیم، یونان، اسپانیا، ایتالیا و اخیراً جلیقه زردهای فرانسه آن نیروهایی هستند که بطور دائم دست امپریالیست های اروپا را برای همراهی با امپریالیسم آمریکا در سرکوب بیشتر مردم جهان محدود می کنند.

حضور آمریکا در سوریه نه مقابله با داعش، نه حمایت از کردها بلکه صرفا ایستادن جلوی روسیه و یا سرنگونی رژیم سوریه و به قدرت رساندن طالبان و یا داعش ها در سوریه و در صورت به سرانجام نرسیدن آن، ویرانی سوریه بود که حداقل آخری را به انجام رساند.

نکته آخر اینکه از زمانی که آمریکایی ها ایران را یکی از کشورهای محور شرارت شناختند،. موضوع پایان دادن به اختلاف با ایران برایشان مطرح بوده است. در طول سال های گذشته آنها از روشهای مختلف، فشارسیاسی، تهدید نظامی، تحریم اقتصادی، گفتگوهای علنی و غیر علنی برای تسلیم ایران و یا نزدیکی به آن استفاده کرده اند. ایران دروازه  آسیا با جمعیتی ۸۰ میلونی و مملو از نفت و منابع طبیعی است، که برای منافع آمریکا در خاورمیانه بسیار استراتژیک است. اما رقبای آمریکا هم بر این موضوع واقف هستند که از دست رفتن ایران و افزایش نفوذ آمریکا می تواند برای منافع شان فاجعه بار باشد. آنچه که روشن است آمریکا سیاست های دقیق و طولانی مدتی برای ایران در نظر گرفته است. آنها تجربیاتی از کشورهایی که در دو دهه اخیر در آن دخالت مستقیم داشته اند اندوخته اند که در حال بکار بردن آن در رابطه با ایران هستند. بر طبق خبرها آمریکا در نظر دارد که نیروهای نظامی خود را از سوریه به کردستان عراق منتقل کند مکانی که با مرزهای ایران فاصله نزدیکی داشته و تهدیدی برای ایران بحساب می آید.

عملکرد تجاورگرانه و قلدر منشانه امپریالیسم آمریکا علیه دشمنان و حتی متحدینش افکار عمومی جهان را برانگیخته است. این نفرت عمومی برای حکومت های مرتجع و سرکوبگری مانند جمهوری اسلامی فرصتی بوجود آورده که اختلافات خود را با آمریکا از دریچه این نفرت عمومی توضیح دهند. و سعی کنند که برای خود حقانیتی بخرند البته مردم ما آگاه تر از آن هستند که فریب بازی های امپریالیسم آمریکا در  حمایت از مردم ایران را بخورند. سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی در ایران و به قدرت رسیدن یک رژیم سوسیالیستی،  آن نیروی لایزال و پرقدرتی را بوجود خواهد آورد که نه تنها برای مردم ایران یک سپر امنیتی مطمئن علیه امپریالست ها را بوجود خواهد آورد بلکه در عین حال کمکی است برای دیگر نیروهای عدالت طلب و آزادیخواه.

مانور دهی امپریالیسم آمریکا در سوریه ربطی به مردم سوریه و دیگر کشورهای خاورمیانه ندارد. این عقب نشینی مانوری در راستای جنگ و گریز های منطقه ای و رقابت های امپریالیستی است. مردم خاورمیانه خواهان کوتاه کردن دست همه نیروها و دولت های مرتجع منطقه و بازیگران جهانی از سر مردم نه تنها درخاورمیانه بلکه در کل جوامع بشری هستند.

روشن است که کوتاه کردن دست امپریالیست ها از سر مردم جهان فقط با مبارزه در درجه اول طبقه کارگر متحد به همراه توده های ستمدیده  امکان پذیر است. رقابت گروههای مختلف امپریالیستی و دارودسته های مختلف سرمایه داری جهانی نه تنها گرهی از مشکلات عدیده ای که برای بشریت بوجود آورده اند نخواهد گشود بلکه بربریتی را در پیش پای بشریت کنونی قرار داده اند که فقط با درهم شکستن آن یعنی سیستم سرمایه داری و نابودی زنجیره سرطانی امپریالیستی و سیستم استثمار و بردگی می توان ازشَر آن خلاص شد و یکی از خونبارترین دوران تاریخ بشریت را به  موزه تاریخ سپرد.

ع.غ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *