نشانی دیگراز فروماندگی

حادثه مرگبار و جانگدازی برای دانشجویان دانشگاه آزاد علوم تحقیقات در تاریخ سه شنبه 4 دی ماه 1397 رخ داد. در این حادثه بیش از 27 نفر مجروح و 10 نفر تابه حال جان خود را از دست داده اند.تبعا این درد و غم همگانی است تنها درد و رنج مادران و پدران این جانباختگان و مجرو حین نیست. فرهنگ مردمی ما براین بنا شده که بنی آدم اعضای یک دیگرند و چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نباشد قرار.ما شاهد بودیم که نه تنها خانواده ها به سوگ از دست رفتن عزیزانشان نشسته اند بلکه فریاد اعتراضشان رسا تر به سراسر ایران رسید. برجسته تر این که غم را دانشجویان به نیرو برای اعتراض به مقامات و مسئولین دولتی و دانشگاهی تبدیل کردند.به درستی خانواده های جانباختگان این حادثه در عکس العمل خود نه تنها تبلیغات حکومت  که خرافات را دامن زده اند و یا مسئول این حادثه را بر گردن راننده انداخته اند بلکه با صدای بلند دست به اعتراض زده اند و از جمله یکی از مادران که در مصاحبه ای گفت:”برای 8 واحد درسی 2میلیون 500 هزار تومان دریافت می کنید مگر عوض کردن یک لنت چقدر است؟” .به گفته یکی از مجروحین دررد ادعای مسئولین گفت:”راننده تا آخرین لحظه فداکاری کرد در حالی که می توانست خود را از اتوبوس به بیرون پرت کرده و جان خود را نجات دهد.”

در این فاجعه نه تنها دکتر علی اکبر ولایتی عکس العملی از خود نشان نداد و بازدیدی از محل حادثه نکرد بلکه کسی را  برای خنثی کردن اعتراضات در جمع دانشجویان فرستاد که یک صدا شعار” مسئول بی کفایت استعفا، استعفا”را می دادند چنین گفت:”من اینجا آمده ام (صدای بلند اعتراض دانشجویان)…من اینجا آمده ام که بگم حق با مشتری است.”

چنین است عکس العمل مسئولین جمهوری اسلامی در جمع خانواده ها و دانشجویان که آن ها را مشتری خطاب می  کنند.به گفته مادر یکی از دانشجویان فوت شده در همین تجمع خطاب به دولتی ها یاد آور شد:”چطور وقتی که اتوبوس کربلا واژگون میشه سرنشینان فوتی شهید خطاب می شوند ولی دانشجویانی  که براثر بی توجهی مسئولین رهسپار دره مرگ میشوند فوتی نامیده می شوند.این نشانه ای از انحصار طلبی و تبعیضی است که رژیم جمهوری اسلامی از همان آغاز بین خودی و مردم قائل شده است.

حال پرسش هایی بار دیگر در رابطه با این حادثه برای ما مطرح می شود،پرسش هایی که بارها در این سال ها هنگامی که یک حادثه جانگدازی نظیر اتش سوزی پلاسکو،کشتی سانچی یا اخیرا آتش سوزی کلاس درسی در سیستان و بلوچستان و ده ها حادثه جانگداز دیگر. چگونه است که رژیمی با بزرگترین نیروی امنیتی و نظامی در منطقه که بال های خود را از یک سوتا سواحل دریای مدیترانه  واز سوی دیگر منطقه طالبان در افغانستان گسترده اند ولی در مقابل این حادثه فرومانده و درمانده اند! این امر ناشی از ماهیت چنین رژیمی است که از همان آغاز، ضد مردمی و ضد خواست های توده ها عمل کرده و به نظامی انحصاری متعلق به جمع کوچکی از روحانیت و سران سپا ه و دستگاه های امنیتی تبدیل شده است.

به درستی که دانشجویان مسئولیت را به ولایتی حواله دادند ،مردی که در این نظام دارای بیش از سی مسئولیت  عا لی حکومتی است و یکی از مشاوران نزدیک ولایت فقیه خامنه ای است.

چهل سال دیکتاتوری اسلامی همانند پنجا ه سال دیکتاتوری سلطنتی پهلوی ها  با اینکه از لحاظ نظامی ظاهرن مقتدر به نظر می رسد اما از درون پوسیده ، درمانده وفرو مانده است.  این وضع مربوط به  نظام اجتماعی سرمایه داریست واز ماهیت آن نشات می گیرد.از نظامی که چرک وخون از پنجه هایش جاریست ومیلیون ها کارگر ومزدبگیر را این روز ها به خاک سیاه نشانده. خیا ل واهی است چنان چه انتظاری جز این داشت.خیزش دی ماه 96  پاسخی راستین به اوضاع بود و با اینکه بر اثر سرکوب ونبودن تشکیلات سیاسی منسجم پرولتری نتوانست به پیروزی رسد اما منطق استثمار شوندگان و ستم ستیزان ادامه مبارزه تا پیروزی نهایی است.

راه ما همان پاسخی است که شاهرخ زمانی در پیام خود از درون زندان به دانشجویان داد. باید یکی شویم ،باید همانطور که در دفاع از کارگران هفت تپه دانشجویان نشان دادند باکارگران یکی شوند وبزرگترین نیروی اجتماعی را برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی با اتکا به نیروی خود به وجود آورند.

10 دی ماه 1397