جنبش اعتراضی جلیقه زردها

امروز مردم بطور روزانه در خیابان های فرانسه در حال تظاهرات درگیری با پلیس هستند این جنبش که تا کنون صدها زخمی و ۲نفر کشته (براساس گزارش رادیو فرانسه )بجای گذاشته است. منتج فشارهای طولانی دولت امپریالیستی فرانسه علیه مردم نه تنها کشورفرانسه بلکه اقصا نقاط جهان بویژه آفریقا ازیک سو و بحران اقتصاد جهانی ناشی از رقابت های افسار گسیخته دارودسته های امپریالیستی است .وضعیت  کنونی جهان سرمایه داری را می توان با مثال معروف فارسی که می گوید “کلات را بجسب تا دزد نبرد” توضیح داد. برای مدت های مدیدی در کشورهای متروپل توده ها در شرایط “دولت های رفاه ” زندگی کرده اند.در آن دوران ناشی از مبارزات جنبش کارگری و دست آوردهایش توده ها از شرایط بسیار مناسب تری نسبت به امروز برخوردار بودند.خدمات اجتماعی هنوز اقشار کم درآمد و فقیر را تا حدی پوشش می داد. فروپاشی شوروی همراه است با فروپاشی دولت های رفاه و رشد گلوبالیزاسیون و لیبرالیسم اقتصادی و هجوم صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به سرکردگی آمریکا و متحدین اروپائی اش برای یک سره کردن تقسیم جهان بعد از شوروی. اما دوران فروپاشی شوروی آنچه را که سرمایه داری جهانی در انتظار پی آمدهایش بود برآورده نکرد. جهان دو قطبی جنگ سرد فرو ریخت و ریشه های جهان چند قطبی امپریالیستی از دل آن در نبود جنبش کارگری شکل گرفت. امپریالیست های آلمانی همراه دیگر امپریالیست های اروپایی برای ایجاد یک قطب پرقدرت و کارآ، ساختارهای متعددی را در اتحادیه اروپا شکل دادند که رهبری عملی آنها در دست فرانسه و آلمان بوده است.

آلمان و فرانسه دشمنان جنگ دوم جهانی و متحدین امروز با خرج میلیاردها دلار از جیب مردم کشورهای پیرامونی و کارگران و زحمتکشان کشورهای خود، تلاش بی وقفه ای را برای اروپای متحد دنبال می کنند. اگر آلمان به عنوان یکی از کشورهای پرقدرت اقتصادی جهان می تواند این خرج کمرکشن را تحمل کند ، اما برای فرانسه وضعیت بسیار متفاوت است . اولا فرانسه نسبت به آلمان از قدرت اقتصادی بالایی برخوردار نیست.حضور چین در آفریقا دست فرانسه را برای غارت آزادانه گذشته بسیار محدود کرده است. رقبای اقتصادی بطور دائم کنترل بلامنازع فرانسه در آفریقا را مورد چالش قرار می دهند.این وضعیت نه تنها مختص فرانسه بلکه بسیاری از کشورهای اروپایی دیگر مانند اسپانیا و پرتغال و… هم هست .شکنندگی اقتصاد فرانسه بلاواسطه تاثیرش را بر روی کارگران و اقشار کم درآمد فرانسه بجای گذاشته است. امروزه تقریبا در تمامی کشورهای جهان قیمت کالاها ثبات خود را از دست داده است . آنهم در شرایطی که حقوق ها و دستمزدها یا ثابت و یا به نسبت تورم با افزایش بسیار ناچیزی روبرو هستند.هر روز که می گذرد نابرابری طبقاتی و نژادی در فرانسه شدت بیشتری می گیرد. مهاجران سیاه پوست آفریقایی در فرانسه در شرایط بسیار ناگواری زندگی می کنند. درصد بیکاری در بین آنها بسیار بالا ست .خشونت پلیس در برابر آنها بصورت بی درو پیکری اعمال می شود . جنبش جلیقه زردها جنبش تضادهای تلمبار شده جامعه طبقاتی فرانسه است . جامعه فرانسه از سنت های مبارزاتی درخشانی در عرصه طبقاتی برخوردار است. اتحادیه های کارگری هنوز هم نسبت به دیگر کشورهای اروپایی پرقدرت تر هستند. احزاب چپ در نگاه مردم فرانسه هنوز از اعتبار نسبتا خوبی برخوردار هستند. فرهنگ روشنفکری درفرانسه با صدها متفکر جایگاه خوبی در فرهنگ بین المللی دارد. مجموع این عوامل ،اقتصاد خراب ،بالا رفتن بی حساب و کتاب قیمت ها ، سنت های جنبش های پیشرو اجتماعی و…… که مدتها در زیر فشار دم و دستگاه دولت و پلیس تلمبار شده است ناگاه سر باز کرده است . این هفتمین هفته بود که جنبش جلیقه زردها دولت و پلیس را در خیابان های فرانسه به چالش کشیده اند تاکنون از ۲ کشته و چند صد مجروح صحبت می شود. که احتمال بسیار زیاد آمارها بسیار بالاتر هستند. مدیاهای قلم به مزد سرمایه داری که همیشه برای تحقیر کشورهای جهان سوم از کاه کوهی می سازند به این جنبش جلیقه زردها آنطور که باید و شاید نمی پردازند.جنبش جلیقه زردها جنبشی اعتراضی علیه گرانی ، بیکاری و اختلاف طبقاتی است. در عین اینکه نقش احزاب سیاسی برای سازماندهی آن زیاد نیست اما این جنبشی علیه یک دولت کهنه امپریالیستی که امروز باید جوابگوی جنایات ، سرکوب و بی حقوقی ، گرانی و اختلاف فاحش طبقاتی که بوجود آورده باشد. در عین حال این جنبشی در نهایت علیه سرمایه داری است که برای زندگی بهتری به خیابان ها آمده است. در جنبش جلیقه زردها نیروهای گوناگونی حضور دارند که هیچکدام نتوانسته اند مهر خود را بر آن بکوبند.بعد از جنبش عظیم سال ۱۹۶۸ در فرانسه ما هیچ جنبشی را در سطح جلیقه زردها وسیع نداشته ایم. دولت فرانسه سعی کرده است که با دادن امیتازاتی از جمله قیمت نفت و برخی کالاها این جنبش را بخواباند. اما تجربه دو هفته گذشته نشان داد  که این امیتازات کافی نیست جنبش جلیقه زردها با بهره گیری از گذشته با تجربه تر عمل می کند و کار ادامه پیدا کرده است. جنبش جلیقه زردها فضاهای جدید مبارزاتی را در جامعه فرانسه گشوده  است.در برخی از اخبار آمده بود که تظاهراتی نظیر جلیقه زردها در برخی کشورهای اروپایی برپاگردیده است. پیروزی این جنبش فقط نمی تواند در گرو تظاهرات خیابانی باشد گسترش این جنبش به دیگر کشورهای اروپایی می تواند نه تنها فرانسه که اروپا را دچار تحولات غیر منتظره ای نماید. صف بندی و توازن نیروهای مردم و دولت و دستگاه سرکوب و نیز سیاست هایی که جلیقه زردها در پیش گرفته و خواهند گرفت سمت و سو و برآیند نیروهای آنرا به نفع طبقات   تحتانی اجتماعی و یا سازش و تسلیم در آینده ای نه چندان دور نشان خواهد داد. با تمام این عوامل اما پی آمدهای این جنبش در جامعه فرانسه دیرپا خواهد بود.

مهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *