پیروز باد ۸ مارس روز جهانی زن

بار دیگر ۸ مارس (۱۷ اسفند) روز جهانی زن ، سمبل مبارزه تاریخی زنان در جامعه طبقاتی برای کسب حقوق برابر با مردان فرا می رسد. تاریخ این روز همراه است با مبارزه چندین ساله زنان کارگر که در کنگره ۱۹۱۱ بین المللی  سوسیالیست ها با پیشنهاد کلارا زتکین به تصویب رسید.از آن تاریخ تا به امروز مارش عظیم زنان برای برابری حقوق فردی و اجتماعی در جامعه بی وقفه ادامه داشته است. مبارزات زنان جهان در کشورهای مختلف نسبت به سطح رشد و تکامل اجتماعی و نیز تشکل های زنان وظایف متعدد و گاها گوناگونی را جلو برده اند. اما همه این مبارزات در راستای برابری زن ومرد و نهایتاً رهائی انسان از قید و بند سیستم استثمار و ستم انسان از انسان بوده است. این مبارزات بعلت ناهمگونی مبارزات طبقاتی درخواست هایی را در برابر جنبش زنان جهان قرار داده است که بدون متحد بودن و شرکت مردان در آن به سرانجام نهایی نخواهد رسید . بطور مثال ما در کشورهای متروپول سرمایه داری زنان با شعار برابری مزد مبارزه می کنند در حالی که در جوامع کشورهای تحت سلطه و بویژه مذهبی در خواست هایی از جمله انتخاب پوشش ، حق طلاق و حضانت بچه ها و…..در جنبش زنان به شکل قوی و بسیج کننده ای مطرح است.

اگر در گذشته سرمایه داری با بیرون کشیدن زنان از خانه ها و روانه کردن آنها به بازارهای کار و تولید بخاطر رشد سرمایه داری منافع مشخصی را داشت که با رشد تاریخی جوامع همخوانی پیدا می کرد. ولی امروزه سرمایه داری در کشورهای تحت سلطه برای فتح بازارها و غارت منابع طبیعی با دخالت مستقیم برای تحکیم قوانین قرون وسطائی مذهبی سعی دارد زنان را به خانه و کار آشپزخانه و بچه داری برگرداند. در این میان هنوز پیوند های جنبش جهانی زنان در حد احتیاجات آن گسترده نیست. سرمایه داری در برخی از کشورها بازارهای برده فروشی زنان به راه انداخته است که مدیاهای مزدور آنرا شرم بشریت می خوانند بدون اینکه نامی از عوامل و عناصر سازمانده و دست اندرکار بیاورند.

یکی از مسائلی که سرمایه داری با تقویت و سازماندهی گروههای افراطی علیه جنبش زنان و حقوق برابر زن و مرد براه انداخته مذهب و دارو دسته های حاکم و غیر حاکم آن است که حداقل در بخش هایی از آسیا ، آفریقا و مشخصا خاورمیانه توانسته جنبش زنان را به عقب براند. با تبلیغات دروغین بسیاری از سازمان های زنان و چپ پوشش اجباری زنان را یک تمایل زنانه و درخواست شخصی نشان می دهند. همانطوریکه سرمایه داری برخی از کشورها را به ویرانی کشیده است ، در روابط و مناسبات اجتماعی و انسانی این ویرانی هم اتفاق افتاده است . زنان در چند دهه اخیر در بسیاری از کشورهای جهان حتی از حقوق کسب شده در مبارزه تاریخی شان هم عقب رانده شده اند. سرمایه داری سعی کرده  است که آنچنان درخواست های جنبش زنان را به عقب براند که اجازه رانندگی به زنان عربستان سعودی یک “پیروزی چشمگیر” به حساب می آید.

در چند دهه گذشته که با رشد گلوبالیزاسیون سرمایه داری ، به قول مارکس توپ خانه کالا و روابط کالائی تمامی جوامع بشری را در هم کوبیده است ما شاهد زن و سکس به عنوان کالاهای جامعه سرمایه داری هستیم. بر طبق آمارهای جهانی تجارت سکس و فیلم های پورنو یکی از پردرآمدترین مشاغل بین المللی هستند و باند های آدم فروش مشغول تجارت بردگان جنسی به اقصی نقاط جهان هستند.همانطور که در بسیاری از کشورهای جهان دست آوردها و امکانات جامعه از مردم گرفته و یا عقب  رانده شده است مثل قانون خانواده در دو  رژیم، در رژیم جمهوری اسلامی و شاه را مقایسه کنید .هنوز مرکب قانون تک همسری خشک نشده بود که رژیم اسلامی آنرا ملغی کرد و چند همسری را جایگزین آن نمود و این موضوع در بیشتر کشورهای اسلامی زده یا بازگشته است و یا اجرا می شود. در حقیقت حقوق زنان در مشخصاً بسیاری از کشورهای افریقایی و خاورمیانه نسبت به گذشته بدتر شده است. در برابر آن جنبش زنان هم رادیکال تر شده است و خواست های خود را صریح تر و در مبارزه رو در رو با حاکمان جلو می برد. نمونه آن اعتصاب پرستاران در اوایل همین سال بود که بارها انجام شد و برخی از درخواست هایش را به رژیم تحمیل کرد.

به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی موقعیت زنان در جامعه را که بسیار ضعیف بود ضعیف تر کرد و قوانین اسلامی را جایگزین قوانین “مدنی” گذشته کرد. زنان در مسئله سرپرستی بچه ها ، طلاق ، ارث ، ثروت ، و حقوق خانوادگی به  مالکیت مرد درآمدند و بسیاری از حقوق گذشته را از دست دادند ،در سطح اجتماعی آنها در اوایل با پاکسازی های گسترده روبرو شدند و جدایی زن و مرد در جامعه که رژیم بطور پیگیرانه آنرا به عنوان سیاست رسمی خود جلو می برد. جداسازی را از مدارس ، دبیرستان ،دانشگاه تا اتوبوس ها و وسایل نقلیه عمومی شروع کرد. اما اولاً رشد تکامل تولید و تکنیک و صنعت بزرگ وروابط نوین اجتماعی با شهرهای بزرگ و ثانیاً مبارزه جانانه زنان ایران تقریبا اکثر آنها را با شکست روبرو کرد. آنهایی که قصد داشتند دانشگاهها را زنانه و مردانه نمایند در آخر کار مجبور شدند صندلی کلاس های دانشگاه را بصورت زنانه و مردانه بچینند، حتی صحبت کردن دانشجویان دختر و پسر را اجازه نمی دادند. اما این سیاست ها در دنیای امروز آنهم  با جامعه ای که درصد بالایی تحصیل کرده دارد بیشتر به یک مزاح می ماند تا سیاستی که یک رژیم قرون وسطائی علیه مردمش اجرا می کند. رژیم اسلامی بسیار سعی کرد که درهای اجتماع را بطرف زنان بسته و یا بسیار محدود کند. تقریبا مدیریت دستگاههای اداری را در بست در اختیار مردان گذاشت. زنان را برای انتخاب رشته های دانشگاهی با محدودیت روبرو کرد. هر روزه در ۴۰ سال گذشته با زنان بر سر حجاب در خیابان ها درگیر بوده است. رژیم تلاش بی وقفه ای را برای بی ارزش کردن زن در جامعه با الگو سازی های وقیحانه انجام داده است . آنها فاطمه دختر محمد را الگوی زن قرار دادند الگویی بی محتوا و پر از ضد  ارزش و گاهاً با دروغ های شاخدار. اما همه بعداز یک دوره عقب نشینی ، جنبش زنان بصورت بسیار فعال آنهم در سطحی بسیار گسترده در عرصه های گوناگون اجتماعی سر برآورد و خواب های خوش حاکمین را حرام کرد. امروز زنان تحصیل کرده در سطح عالی قابل مقایسه با حتی دو دهه گذشته نیستند ، حجاب عملاً به چالش عمومی کشیده شده است ، حقوق اسلامی خانواده زیر پایش خالی شده و رژیم در حال تهیه تبصره و بند های قانونی برای متوقف کردن بخش هایی از آن است. اینها بدون اعتراض ، درگیری ، ایجاد تشکل های همیاری مستقل از طرف زنان ، ورود زنان به عرصه های قدغن شده اسلامی مثل هنر ،تحصیلات عالیه ، مدیریت شرکت های بزرگ خصوصی و تهاجم برای ورود به عرصه سیاست ریزی های کلان ،جنگیدن حتی در دادگاهها برای حق حضانت و طلاق و ارث و …..نشان از رشد یافتگی جنبش زنان ایران دارد .اعتصاب کارگران هفت تپه و شرکت خانواده های کارگران بویژه زنان در تحصن ها و اعتصابات در دفاع از دیگر کارگران بعد از مدتها قدم مهمی در امر مبارزات زنان کارگر در ایران است ، ما در سال های گذشته در مسئله بازنشستگان و بالا کشیدن پول مردم توسط بانک ها و اعتراضات مالباختگان با شرکت وسیع زنان در آنها در تمامی  شهرها روبرو بودیم . دو دهه نشان داده است که چالش های زنان در عرصه های مختلف برای احقاق حقوق خودشان روبه گسترش است و این امر خوبی برای یادگیری کلیت جنبش زنان از مبارزات زنان کارگر است .

جنبش زنان همچون دیگر بخش های جنبش زنان در دیگر کشورهای جهان دارای نظرات گوناگونی است این نظرات به دو دسته اساسی تقسیم می شوند ۱- برابری زن و مرد امری است که فقط وظیفه زنان است و این جنبش نمی تواند با مردان در جامعه مرد سالار برای رسیدن به برابری متحد شود ۲ – برابری زن و مرد امری اجتماعی است و وظیفه کل جامعه است که بخاطر این برابری مبارزه کند و مردان باید برای این مبارزه و در حین آن تربیت شوند و علیه سیستم مردسالار همراه زنان مبارزه کنند

این دو دسته نظریات که  در بین آنها نظرات گوناگون نزدیک به یکی از آنها وجود دارد. گروه های فمینیست افراطی به دسته اول تعلق دارند. آنها بجای مبارزه علیه سیستم نابرابرو استثمارگر و ستمگر بورژوازی که در شرایط کنونی عامل اصلی بقای مردسالاری است ، دشمن خود را در نظرات فردی مردان  مردسالار می بینند و راست ترین بخش های آنها ضدیت با مردان را بخشی از مبارزه فمینیستی می دانند. در دسته دوم که بیشتر به نظرات سوسیالیست ها و گروههای چپ نزدیک است هم طیف های گوناگونی وجود دارند، بخش های رادیکال آنها اساساً خود را کمونیست می دانند و مبارزه خود را بخشی از مبارزه تاریخی پرولتاریا برای امر رهایی انسان در کلیتش می دانند و مبارزه زنان را بخشی از مبارزه طبقاتی در جهت امحاء ستم انسان از انسان می شمارند. روشن است زنان کمونیست  همیشه نقش پررنگتر و رادیکالتری در عمل و پراتیک انقلابی زنان برای برابری ایفاء کرده اند. لنین با درک این مسئله تا آنجا موضوع را تحلیل کرد که گفت بدون شرکت زنان هیچ جنبش انقلابی به پیروزی نخواهد رسید .کلارا زتکین در مصاحبه از لنین نقل می کند که ” اولین دیکتاتوری پرولتاریا صادقانه در حال صاف کردن جاده برای برابری کامل زنان است این امر پیش داوری های ادبیات فمینیستی را ریشه کن می سازد “(ص۳) البته مشکلات زنان در ایران جدا از مسئله حضور طولانی مذهب که تقدس را که ابزاری برای تحمیق و بی حقوقی زنان است برای تحمیق توده ها مانند میکروبی شیوع داده است ، عدم برابری در مزد ،تامین کار ، آزادی های اجتماعی و فردی ، سنت های عقب مانده تاریخی در جامعه ، عدم آگاهی از حقوق خود ، مردسالاری نه تنها به عنوان یک سیستم بلکه قبول فرهنگی آن عدم حضور سازمان های صنفی سیاسی آزاد در جامعه بخاطر درگیرکردن زنان در عرصه های مختلف جامعه است . سرکوب های تاریخی در جامعه و اضافه بر آن سرکوب زنان و تحمیل نقش درجه دوم به آنان تاثیرات منفی دیرپایی را در خودباوری زنان به همراه داشته است متاسفانه سیاست های سازمان های مترقی چپ و رادیکال هم آنچنان دقیق نبوده است که بتواند این نیروی عظیم توده ای را با سیاست های درست درگیر کار سازماندهی ، مدیریت و متکی به خود نماید. با تمام این احوال جنبش زنان ایران و فعالین این جنبش یکی از فعال ترین جنبش های زنان خاورمیانه است که علیه یک رژیم قرون وسطایی و ضد زن تا پای جان ایستاده است . هم اینک صدها فعال زنان در زندان های رژیم اسلامی هستند. جنبش زنان همچون دیگر جنبش های مترقی اجتماعی برای رسیدن به خواسته های خود بایستی سد حاکمان کنونی ایران را از جلوی پای خود بردارند. برداشتن این رژیم نمی تواند جایگزینی به غیر از یک رژیم سوسیالیستی که بطور واقعی مسئله آزادی زن را در کلیه عرصه های اجتماعی همراه با آزادی کل جامعه از قید سیستم استثمارگر و ستمگر سرمایه داری است به همراه داشته باشد

روز زن را به همه زنان کارگر و زحمتکش جامعه تبریک می گویم

زنان متشکل شوید و علیه سیستم سرمایه داری بجنگید

حجاب اجباری و تمامی قوانین ضد زن بایستی ملغی شوند

فعالین زندانی جنبش زنان بایستی بدون  قید و شرط آزاد گردند

سرنگون باد رژیم ضد زن جمهوری اسلامی ایران

حزب رنجبران ایران

۳ مارس ۱۳۹۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *