ماه مرداد (اوت) خوني

ماه مرداد (اوت) خونين !

4-2-2_03_hunger_buchenwald.jpgدهه‌ی اول ماه اوت ١٩٤٥ : اردوگاه بوخنوالد

جاده‌ی ورودی به اين اردوگاه اسيران نازی، جاده‌ی خون نام گذاری شده است که توسط زندانيان اين اردوگاه ساخته شد.
درجريان جنگ جهانی دوم، بيش از ٢٥٠ هزارنفر دراين اردوگاه زندانی شده و به کار اجباری پرداختند. قرار نازيستها براين بود که آن قدر از زندانيان کار بکَشند و آن قدر به آنها اذيت و آزار برسانند تا بميرند.
بر در ورودی آهنی اين اردوگاه با خطی آهنی نوشته شده است : ” حق‌تان است”!
آری دفاع از آزادی و به‌روزی انسانها، با داغ و درفش نازيها پاسخ می گرفت. تعريف “حق” ازجانب هارترين ديکتاتوریها جزاين نمی تواند باشد!
دراين اردوگاه مخوف ٤ کوره‌ی آدم‌سوزی درکنارهم ساخته شده‌بودند. در کنار اين کوره ها، حمام کوچکی قرارداشت که افرادی که به هر بهانه‌ای به‌مرگ محکوم شده‌بودند، به بهانه‌ی معاينه پزشکی، به‌آن‌جا برده می شدند. بر روی ديواری از اين حمام، جائی که قد انسانها را اندازه می گرفتند، شکافی درست شده بود و زمانی که قربانی پشت به ديوار می‌ايستاد، از درون شکاف تيری بر گردن قربانی شليک می شد.
دراين اردوگاه، مردان و زنان و حتا کودکان به کاراجباری تا دَم مرگ می‌پرداختند. سنگ می‌کشيدند و در واگنهای قطارهای باری که وارد اردوگاه می شدند، می گذاشتند تا به جاهای موردنظر نازيها برده‌شوند.


طی جنگ جهانی دوم، نزديک به ٦٠ هزارنفر دراين اردوگاه دراثر انجام کارطاقت فرسا و يا محکوم‌شدن به اعدام، به قتل رسيدند. بنای يادبود قربانيان از ١٨ کشور اروپائی ، که پس از اتمام جنگ شناسائی شدند، توسط جمهوری دموکراتيک آلمان ساخته شد. اما گفته می شود قربانيان از قريب به ٥٠ کشوربوده‌اند. گورهای جمعی آنها در سه نقطه و نزديک به ديوار اردوگاه قرار داشته و بنای يادبودی به ارتفاع ٦٠ متر ساخته شده و مجسمه‌ای از شورش زندانيان بربالای اين گورهای جمعی و درپائين بنای يادبود قرار دارد.
“هرجاکه ظلم و ستم باشد، مقاومت و مبارزه وجود دارد”. در اين اردوگاه کميته‌ای مرکب از نماينده‌گان ١١ حزب کمونيست تشکيل شد. اينها با کمک ٩٠٠ نفر از کمونيستها، مقاومت و مبارزه عليه نازيها و دفاع از اسيران اردوگاه را سازمان دادند.
اردوگاه بوخنوالد تنها اردوگاهی بود که با قيام اسيران در اوايل اوت و پس از سه روز مبارزه و جنگ ـ جنگی تدارک ديده توسط کميته رهبری کننده ـ و قبل از آن که پای ارتشهای متفقين به آن‌جا برسد، آزادشد.
دراين نبرد قهرمانانه‌ی تاريخی، بيش از ٣٠٠٠ زندانی جان باختند. به هنگام آزادی، تنها ٢١ هزارنفر زندانی در اردوگاه باقی مانده‌بودند.
رفيق ارنست تلمن، دبير اول حزب کمونيست آلمان، حدود يک سال قبل در ١٨ اوت ١٩٤٤ توسط نازيها دراين اردوگاه تيرباران شد.
نبرد قهرمانانه‌ی اين اسيران يک بار ديگرنشان داد که پيش‌روی تاريخ مبارزات طبقاتی “ازحيطه‌ی ضرورتها به قلمرو آزادی” با خون نوشته می شود. جنگ جهانی دوم با بيش از ٦٠‌ميليون قربانی در اروپا و آسيا، نهايتا به شکست نازيسم و فاشيسم انجاميد. بهای سنگين اين مبارزه را هرگز نبايد فراموش کنيم.

حق‌مان نبود بميريم
زيرا
سراينده‌گان شعرزنده‌گی بوديم.
شما تاريک انديشان رذل و پَست
حق حيات را گرفتيد از ما، اما
شعرزنده‌گی را
سردادند، رفيقانمان،
انسانهای سازنده فردا.
خواندند درکنار گورهای مان
باقلبهائی سرشار ازنفرت و کين
برشما ای دشمنان زنده‌گی!
و سوگند ياد می کنند
هر روز، هر ماه، هرسال
و سال پشت سال،
تا نگذارند فاشيسم برگردد.
ما برفاشيسم شوريديم و جان باختيم
چه، می دانستيم درخت آزادی
ازخون ما سيراب می شود
گل می‌دهد و به بار می نشيند.
اردوگاه بوخنوالد، اينک
شگفت آور مدرسه‌ای است
برای آموختن مقاومت و مبارزه
و اميد به آينده‌ای تابناک.
دربوخنوالد، داغ و درفش
با عشق و ايمان، ستيزيدند
ستيزی که مرز نشناخت
و گل آزادی حاصل آن بود.
آی انسانهای خفته بر گورهای جمعی
آی قربانيان جنگ فاشيستی
هم اينک از گورستان نازيسم
کرمهائی سر برون کرده‌اند
و قصد حمله
بردرخت تنومند زنده‌گی دارند.
سوگند براراده‌ی آهنين‌تان
سوگند بر راه درخشان‌تان
نخواهيم گذاشت
تاريخ دوباره تکرارشود.
آی انسانهای سربلند
ما عزم ايستاده‌گی و نبرد را ازشما آموختيم
و شما را هرگز فراموش نمی‌کنيم
٤ اوت ٢٠٠٧ـ ع. بينالودی

٦ و ٩ اوت ١٩٤٥‌را هرگز فراموش نکنيم.
در ٦ اوت ١٩٤٥، امپرياليسم جنايتکار آمريکا، بمب اتمی را برسر مردم بی دفاع شهر هيروشيما ريخت. ٦٢‌سال بعد از آن ، هنوزهم نفرت مردم در سراسر ژاپون و جهان از آن عمل جنايتکارانه موج می‌رند. دريک هفته‌ی اول حدود ١٠٠ هزار نفر و در هفته‌های بعد ١٠٠ هزارنفر ديگر جان باختند، با دردهای سرطانی. با نسلهای معلولی در پی آنان.
٩ اوت ١٩٤٥ بمب ديگری شهر ناکازاکی را هدف گرفت. امپرياليسم آمريکا تحت رياست جمهوری ترومن اهريمن سرشار از لذت شد. زيرا توانسته بود سلاح کُشتار جمعی مخوف ديگری به دست آورد که فکر می کرد ديگرمی‌تواند با تکيه برآن برجهان آقائی کند! تا آخر سال ١٩٤٥، ٧٠هزارنفر دراين شهر قربانی انفجار بمب اتمی شدند.
اين جنايت زمانی صورت گرفت که ژاپون شکست خورده بود. اما امپرياليسم آمريکا زمينه‌ی مناسبی يافته بود تا بمبهای خود را امتحان کند، چه باک اگر صدها هزارنفر ديگر قربانی شوند!
چندسال بعد و با آغاز جنگ سرد، ترومن، شوروی را تهديد به استفاده از سلاح اتمی کرد. ترومن به ژنرال مک‌آرتور دستور داد تا درصورت لزوم درجنگ کُره از بمب اتمی استفاده ببرد و شهرهای پرچمعيتی نظير شانگهای و شهرهای کُره شمالی را هدف بگيرد. پيشنهاد استفاده از سلاح هسته‌ای در جنگ ويتنام به هنگام به محاصره افتادن ارتش فرانسه توسط نيروهای ويت مين درسال ١٩٥٥ـ ١٩٥٨، با ويت کنگها در سال ١٩٦٨ بازهم در ويتنام، درسالهای پُرتلاطم جنگ هندوستان و پاکستان درسال ١٩٧١ و جنگ اسرائيل با اعراب درسال ١٩٧٣ استفاده از بمبهای هسته‌ای تاکتيکی به هنگام شکست در ويتنام درسال ١٩٧٥، مطرح گرديد.
درسال ١٩٨٠ کارتر رئيس جمهوروقت آمريکا گفت ” هرگونه تلاش نيروهای خارجی برای کنترل منطقه‌ی خليج فارس، به مثابه امری خلاف منافع آمريکا تلقی شده و با کليه ی ابزار جنگی موجود جواب خواهد يافت.
دولت بوش پدر درجنگ خليج فارس درسال ١٩٩١، تصميم گرفت که درصورتی که رژيم عراق سلاحهای شيميائی و بيولوژيکی به کارببرد، با بمب اتم سروکارخواهد داشت و درعين حال از اورانيوم تضعيف شده در ساختن گلوله‌های توپ و تانگ استفاده نموده و به آلوده کردن محيط زيست عراق پرداخت که حتا باعث کشته شدن خودسربازان متحدين آمريکا نيز گرديد.
کلينتون درسال ٢٠٠١، چين ، ليبی و عراق را تهديد به استفاده از بمب اتمی نمود.
والتر س. اوهلر طی مقاله‌ای به نام “هيروشيما و ناکازاکی و تمايل غيراخلاقی آمريکا به استفاده ار بمبهای هسته‌ای” (٦ اوت ٢٠٠٧) نوشت : تمايل غيراخلاقی آمريکا به استفاده از بمبهای هسته‌ای درهفته گذشته، بعد از آن که باراک اوباما (يکی از کانديداهای حزب دموکرات آمريکا برای رياست جمهوری) توانائی خود را در فکرکردن و گفتن اين که سياست مداران آمريکائی اين آزادی را ندارند که از جمله بگويند درافغانستان و پاکستان درهيچ موقعيتی از بمب هسته‌ای استفاده نخواهندکرد، نشان داد.
اما بلافاصله سناتور هيلاری کلينتون، کانديد ديگر اين حزب گفت : من معتقدم که هيچ رئيس جمهوری نبايد در رابطه با عدم استفاده از سلاحهای هسته‌ای آشکارا اظهارنظرنمايد. هيلاری بيچاره!! (.info.de/ ?s1=1&p=34848&s2=28 www.uruknet)
آری! امپرياليسم آمريکا هرگزاز تهديد مردم جهان با سلاح هسته‌ای و به کاربردن آن درصورت لزوم، دست برنخواهدداشت.
“يک فرمانده گاردجمهوری سابق عراق می گويد : درجنگ بغداد، نظاميان آمريکا از بمب نوترونی استفاده کردند. چند افسر بازنشسته‌ی آمريکا نيز اين امر را تاييد نموده‌اند.
سیف الدين حسن طاها در مصاحبه‌ای در ٩ آوريل با تلويزيون الجزيره گفت : ” نيروهای آمريکا بمبهای نوترونی و فسفری را درحمله به فرودگاه بغداد، جهت تسخير پای‌تخت به‌کار بردند” اين بمب بيش از ٢٠٠٠ نفر از گارد رياست جمهوری را سوزاند، اما به بناها و تاسيسات زيربنائی، آسيبی نرساند.
بمبهای نوترونی به‌گونه‌ای درست شده‌اند که موجی از اشعه‌های نوترون و گاما را به‌وجود می آورند که می‌تواند تا چندين متر در زمين نفوذ کند. اين بمبها برای اولين بار درعراق مورد آزمايش قرارگرفتند.
نظاميان آمريکائی و کاخ سفيد اين واقعه را مخفی نگه‌داشته‌اند. زيرا طبق قرارداد ژنو، اين امر جنايت جنگی محسوب می‌شود. حتا راديو تلويزيون بی.بی.سی. در ٢٤ مارس ٢٠٠٣ اين واقعه را افشا کرد. اما بلافاصله اين خبر از رسانه ها پاک شد. اين بمب سلاحی است که باعث می شود تا هوا از ششهای انسان بيرون کشيده شود و اعضای داخلی بدن به‌طور وحشتناکی نابود گردند.
مردم آمريکا هنوز هم نمی دانند که در نبرد بغداد اين بمبها چه فاجعه‌ی مرگ‌باری آفريدند.
ما دراين انديشه‌ايم که آيا بوش از خدا اجازه‌ی سوزاندن مردم عراق را توسط بمبهای نوترونی گرفته‌بود؟ به نقل ار “ستاره سرخ” ـ ارگان حزب کمونيست هندوستان (مارکسيست ـ لنينيست) ـ ٣٠/٧/٢٠٠٧

شعری از زندان گوانتانامو ـ ١٢/٨/٢٠٠٧

آيا درست است ؟
آيا درست است که چمنها پس از ريزش باران دوباره رشد می کنند؟
آيا درست است که گلها دربهار بيرون می آيند ؟
آيا درست است که پرنده‌گان دوباره به خانه بازخواهندگشت؟
آيا درست است که ماهی آزاد ضدجريان آب شنا می کند؟
آری ، درست است. اين درست است به سان معجزه‌ای.
اما، اين هم درست است که روزی ما زندان گوانتنامو را ترک خواهيم کرد؟
آيا درست است که روزی ما به خانه‌هايمان برخواهيم گشت؟
من در رؤياهايم پارو می زنم، در رؤیای سرزمينم.
بودن با فرزندان که پاره‌ای از وجود منند؛
بودن با همسرم و ديگرانی که دوستشان دارم؛
بودن با والدينم، اين قلبهای پُرعطوفت دنيايم.
من در رؤيای درخانه بودن و رهائی از اين قفس هستم.
اما، شما ای قاضی ، مرا می‌شنويد يا نه؟
ما بی گناهيم. جرمی مرتکب نشده‌ايم.
مرا و ديگران را آزاد کنيد.
چنان‌چه هنوز عدالت و رحم جائی درجهان داشته باشد.