عدالت خانه یا سلاخ خانه؟

 

دادگاه تجدیدنظراستان خوزستان علی نجاتی، فریدون نیکوفرو قربان علی پوراز مسئولان سندیکای شرکت نی شکر هفت تپه را به 6 ماه حبس تعزیری و 6 ماه حبس تعلیقی و هم چنین جلیل احمدی را به 4 ماه حبس تعزیری و 8 ماه حبس تعلیقی، به خاطراعتراض به تجاوز کارفرما به حقوق اولیه ی کارگران و ازجمله اعتراض به عدم پرداخت مزدهای معوقه درسال 1386، محکوم کرد. اینان نماینده ی هزاران کارگر بودند که در اعتراض علیه بی حقوقی شان بپاخاستند و علارغم تمامی تهدیدها و سرکوب گریهای رژیم درجلوگیری از ایجاد سندیکای مستقل کارگران شرکن نی شکر هفت تپه، این سندیکا را تشکیل دادند و به همین علت نیز هیئت مدیره ی سندیکا پیوسته طی دوسال اخیربه طورویژه ای مورد قهر و غضب رژیم استبدادی اسلامی حاکم و ازجمله بازداشت و زندان و اخراج ازکار قرارگرفته است.

هم چنین طبق خبر نامه دانش جوئی امیرکبیر، دوشنبه هفته پیش، دادگاه 10 نفر از دانش جویان دانش گاه مازندران که پس از حوادث خردادماه بازداشت شده بودند، درشعبه 101 دادگاه عمومی انقلاب دربابلسر برگزارگردید. از هنرهای این بی دادگاه اسلامی یکی بود که برای نیمی از این دانش جویان هیچ احضاریه ای برای حضور دردادگاه ارسال نشده و دادگاه بدون حضور دادستان تشکیل شد. هنردیگری که به کاررفت این بود که گرچه  اتهام این دانش جویان درابتدا "اخلال درنظم عمومی" ذکرشده بود، اما دردادگاه این اتهام به اتهام "برگزاری تجمع غیرقانونی" تغییریافت. به علاوه، نماینده ی وزارت اطلاعات که نقش شاکی خصوصی پرونده را ایفا می کرد به جای دادستان عمل کرده و درخود دادگاه دانش جویان را مورد تهدید قرارمی داد که حق دفاع ازخود را نداشته باشند. اما دانش جویان از شکنجه یک نظامی با درجه ی سروان اطلاعاتی دراداره ی آگاهی بابلسر صحبت کردند که آنها را لخت کرده و تهدید به تجاوزجنسی نموده بود.

ازاین قبیل سرکوب گریها و تشکیل "دادگاههای" عهد دقیانوسی روزی نیست که گزارشی نشود. امری که نشان دهنده ی آن است که دردهه ی اول قرن 21 ام، تبدیل عدالت خانه به سلاخ خانه و تنزل انسانها به حد حیوانات محکوم به مرگ، دردادگاههای سلاخ خانه ای درایران امری عادی و روزمره شده است. چرا که تکلیف زندانی از قبل معلوم شده و باید به هرترتیبی که شده محکوم گردد.  

حزب رنجبران ایران با ابراز نفرت از عمل کرد بی دادگاههای اسلامی نسبت به کارگران و زحمت کشان، به حاکمان هشدار می دهد که هراندازه بیشتر درسرکوب انسانهای آزاده و سربلند و مبارز پافشاری کنند، قبرخود را زودتر می کَنَند و درفردا روزی که بساط ظلم و ستم شان بادستهای پرتوان کارگران و زحمت کشان فروریخته شد، دردادگاههای عدل توده های تحت استثمار و ستم باید جواب پس بدهند و آن روز هم چندان دورنیست.

سالوسی حاکمان همین بس که روزی که اینان قصد رسیدن به قدرت را داشتند عوام فریبانه شعار "حاکمیت با کفر پابرجا می ماند اما نه با ظلم" را ورد زبان کرده بودند و حتا عدل را یکی از اصول دین درمذهب شیعه معرفی کرده ومی کنند، تا مردم را به دنبال خودبکشانند. اما آن چه که درعمل اتفاق افتاد توسل آنان به زورگوئی و تشکیل بی دادگاههای اسلامی بود که از فردای انقلاب با محکوم کردن انسانها به مرگ و زندان شروع شد و تلاش کردند تا مردم را وادار به سکوت و تمکین نمایند. پس این منافع کورطبقاتی درجامعه ی سرمایه داری است که حرف اول را درراس قدرت می زند ـ اعم ازاین که رژیم درشکل سلطنتی، جمهوری و یا جمهوری اسلامی و غیره خود رابرجامعه تحمیل کرده باشد ـ و به خاطر تامین آن منافع است که باید شلاق بی عدالتی بر جسم و تن انسانهای آزادی خواه و عدالت پرورفرودآید و نه ادعاهای قلابی ازبالای منابر که هدفی جز به خواب توهم کردن مردم ندارند!!

 

محکومیت کارگران ودانش جویان را به زندان شدیدا محکوم می کنیم!

برای آزادی بی قید و شرط کلیه ی زندانیان سیاسی متحدا مبارزه کنیم !

شکنجه گران را درهرلباس و مقامی که هستند شناسائی و افشا کنیم !

جدائی دین از دولت و از موسسات آموزشی، خواستی حق طلبانه است!

برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی حامی سرمایه داران و استقرار سوسیالیسم بپاخیزیم!

 

حزب رنجبران ایران ـ 28 مهر 1388