جمعه, ۲۴ آبان ۱۳۹۸

ملاحظاتی بر مقاله عوامل شکست چپ در انقلاب
پس از حاکمیت رویزیونیسم خروشچفی در شوروی و آغاز شکست تاریخی انقلاب بلشویکی بالاخره ناشی از ادامه پیشبرد سیاستهای اپورتونیستی، درسال 1991 قدرتهای امپریالیستی توانستند علیه انقلاب کبیر سوسیالیستی شوروی به پیروزی نهائی در زمینه شکل و ساختارهای دولتی به دولت عریان بورژوایی دست یابند.
و این دقیقا 13 سال بعد از پیروزی اسلام سیاسی تحت عنوان "انقلاب اسلامی" است.

آغاز این پیروزی بورژوازی طبیعتا" آغاز تجارب بسیار تلخی است که کارگران و زحمتکشان و خلقهای ایران آنرا کسب کردند. امروز پس از مروری به تاریخ این 40 سال میتوان دریافت که آغاز شکست انقلاب اکتبر در سالها قبل از آن ، آغازی برای شکست های پی در پی انقلابات دیگر بوده است. حوادثی که درکلیه کشورهای شرق اروپا رخ دادند و بعضا" نام انقلاب را بدنبال خود میکشیدند نشان دادند که چیزی نیستند جز تداوم شکست انقلاب اکتبر و بازگشت نظام سرمایه با چهره ای بزک شده که وظیفه ای جز نفی عملی و ایدئولوژیک سوسیالیسم برای خود قائل نیستند.
آنچه مسلم است این حوادث چه بلحاظ سیاسی یا تاریخی در پیوند با " انقلاب اسلامی " پیش آمد و با کمال تأسف باید گفت آنچه خود شکستی برای انقلابات کارگری محسوب میشد، به خود نام پیشرفت و ترقی نهاد.
از اینسو در ایران بطور عینی " انقلاب اسلامی " خود وجوه کامل عقب ماندگی تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی را بطور کامل با خود حمل میکرد.
باید یادآورشد : پیش از آمدن خمینی و تا دوسال بعد از آن در ایران واژه انقلاب از تقدسی تاریخی بهره مند بود و مورد احترام تمامی اقشار پائین و میانی جامعه قرار داشت . در این میان با آغاز جنگ و حوادث پس از آن رفته رفته "انقلاب اسلامی" با عملکرد خود واژه انقلاب و نفس انقلاب را در پراتیک مشخص توده های مردم زیر سوال برد. نسل های بعدی این دوره یکی بعد از دیگری ابعاد بیشتری از واپسگرائی های کشت و کشتار ها و ستمهای طبقاتی را تجربه کردند و هر بار واژه انقلاب و نقش آنرا بیشتر زیر سوال بردند.
باید گفت برای بورژوازی جهانی و قدرتهای حاکم برآن، نفی انقلاب اجتماعی و به زیر سئوال کشیدن آن در اذهان عمومی، یکی از پیروزیها و دستاوردهای عظیمی به شمار می آید که سالهای سال از آن سود برده و خواهند برد.
و اما در جامعه ما این تجارب محصولی بسیار زهرآگین ببار آورد.
نسل امروز مرتب از خود و ما سوال میکنند آیا اینست نتایج انقلابی که شما با آن میخواستید بشریت را از غل و زنجیر سرمایه داری برهانید.
و ما خود که تجارب تلخ تری در پشت و روی داریم پاسخ میدهیم اما نه چنان پاسخی که بتواند آنان را به این قناعت برساند که انقلاب است که ما را رها خواهد کرد. بجای آن پاسخ ما درک طبقاتی و سیاسی از انقلابات برای رهائی جامعه از سیستم های ستمگر و استثمار گر سرمایه داری در عصر کنونی است.
باید گفت آنان باید خود این دوران را با پوست و گوشت لمس کنند که برای رهائی راهی جز انقلاب کردن نیست.
حوادث سالهای اخیر به اثبات رساند" انقلاب اسلامی" چیزی نبوده است جز ضد انقلابی که بر چهره نقابی انقلابی آویز کرده بود شکست ها خود به تجربیات و آموزش هایی برای نسل های بعد تبدیل خواهد شد.
طبیعی ست برای رسیدن به درکی عمیق تجاربی دیگر ضرور است تا توده های مردم خود به حتمیت ضرورت انقلابی راستین کارگری دست یازد. تجاربی که در هر روز در تقابلات طبقاتی بین کارگران و زحمتکشان از یک سو و رژیم جمهوری اسلامی از سوی دیگر کسب می شود بخشی ضروری و چراغی برای راه آینده است
این است یکی از اساسی ترین پاسخهائی که میتوان به پرسش شما مطرح کرد.

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی