پنجشنبه, ۲۱ فروردین ۱۳۹۹

ذات شر و شریر: تجاوز جنسی به کودکان در آمریکا به یک تجارت بزرگ تبدیل شده است

خوانندگان عزیز نشریه رنجبر، مقاله زیر که توسط یک آمریکائی شرافتمند به نگارش درآمده مطالب بسیار جالب و بسیار هولناکی را در مورد فساد بیش از حد جامعه سرمایه داری منحط و در حال اضمحلال مطرح کرده. منتها از آنجائیکه این نویسنده تربیت شده همین جامعه‌ی بسته که تحت کنترل شدید رسانه های اصلی وابسته به شرکتهای غول پیکر و چند ملیتی ست، قادر گشته است به ریشه و علت اصلی

وجود قربانیان سکس و خشونت که اکثرا کودکان خردسال چه دختر و چه پسر زیر سن قانونی پی ببرد. روی این اصل، این نویسنده به مردم نیکخواه و پلیس برای « ر فرم» پناه می آورد. در صورتیکه تا زمانیکه جامعه طبقاتی که تحت تسلط مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و مبادله است هرگز نمیتوان این مشکل را برطرف ساخت زیرا در چنین جامعه ای مقصر اصلی نخبگان قدرت و ثروت می باشند که جامعه را به فساد و ویرانی سوق می دهند.     

 **********

« کودکان در ایالات متحده هر روز با تجاوز جنسی مورد هدف قرار می گیرند و به فروش می رسند. »، جان رایان، مرکز ملی کودکان مفقود شده و بهره برداری شده.

کودکان، دختران جوان – برخی تا حدود ۹ سال سن در آمریکا به منظور داشتن رابطه جنسی خرید و فروش می شوند.

این راز کثیف و پنهانی ست که در ایالات متحده وجود دارد.

قاچاق رابطه جنسی – به ویژه هنگامیکه خرید و فروش دختران جوان در میان است – در آمریکا به یک تجارت بزرگ تبدیل شده است، سریع ترین تجارت در جرایم سازمان یافته و دومین و پر سود ترین کالا پس از مواد مخدر و اسلحه غیر قانونی تجارت می شود.

همانطور که ایمی فاین کالینز، روزنامه نگار محقق و پژوهشگر می گوید، «فروش نو جوانان نرم تر و متورّق تر از مواد مخدر یا اسلحه بسیار پر سود تر و بی خطر تر است. یک پوند هروئین یا یک ای ک ۴۷ می تواند یک بار خرید و فروش شوند، اما یک دختر نو جوان روزانه ۱۰ تا ۱۵ بار به خرید و فروش میرسد – و یک دلال « صالح » ۱۰۰ در صد از درآمد را خود غصب می کند.»

 این را در نظر بگیرید: هر دو دقیقه یک کودک در صنعت سکس مورد تجاوز قرار می گیرد. طبق گزارش روزنامه آمریکا امروز، در ایالات متحده،  بزرگ سالان کودکان را برای رابطه جنسی حد اقل دو نیم میلیون بار در سال خریداری می کنند.

چه کسی یک کودک را برای رابطه جنسی خریداری می کند؟ به طریق دیگر، مردان عادی در هر لباسی. تم سوآرنز، روزنامه نگار می نویسد: « آنها می توانند هم کار، پزشک، کشیش یا همسر شما باشند »، این روزنامه نگار بیش از یک سال در آمریکا در مورد تجارت جنسی تحقیق و بررسی کرده است.

در ایالت جورجیا به تنهایی تخمین زده می شود که ۷۲۰۰ مرد ( نیمی از آنها در سنین ۳۰ سالگی) هر ماه به دنبال خرید رابطه جنسی با دختران نو جوان هستند و حد متوسط آنها تقریبا ۳۰۰ نفر در روز است.

بطور متوسط،  یک کودک ممکن است طی یک دوره ۵ ساله از بندگی توسط ۶۰۰۰ مرد مورد تجاوز جنسی قرار گیرد.

تخمین زده می شود که حد اقل ۱۰۰ هزار کودک – دختر و پسر – هر سال برای آمیزش جنسی خریداری می شوند، در حالیکه سالانه ۳۰۰ هزار کودک در معرض خطر قاچاق قرار دارند. بعضی از این کودکان به زور ربوده می شوند، برخی دیگر فراری هستند، و برخی دیگر توسط اقوام و آشنایان به درون سیستم تجاوز فروخته می شوند.

دادستان، کریشنا پاتل گفت: قاچاق انسان – بهره برداری جنسی تجاری از کودکان و زنان آمریکائی از طریق اینترنت، کلوپ های لختی، خدمات اسکورت یا روسپی گری خیابانی - در حال رسیدن به یکی از بدترین جنایات در ایالات متحده می شود.

این صنعتی ست که حول محور رابطه جنسی ارزان با دختران و خانم های جوان که روزانه به ۵۰ مرد با نرخ ۲۵ دلار هر دفعه در احتراز است، در حالیکه دستفروشان آنها سالیانه بین ۱۵۰ هزار دلار تا ۲۰۰ هزار دلار برای هر کودک کاسب هستند.

این به هیچ وجه مشکلی نیست که تنها در شهرهای بزرگ یافت می شود.

این در همه جا اتفاق میافتد، دقیقا در نزدیکی چشمان ما، در حومه شهرها و شهرهای بزرگ در سراسر این کشور.

هم چنانکه ارنی الن از مرکز ملی کودکان مفقود شده و بهره برداری شده اشاره می کند: « تنها راه برای ندیدن این مورد در هر شهر آمریکا این است که صرفاً جستجو نکنیم. »

خود را فریب ندهید که اعتقاد داشته باشید که این صرفاً نگرانی منطق کم درآمد یا مهاجران است.

هرگز اینطور نیست.

تخمین زده می شود که در ایالات متحده آمریکا بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار کودک زیر سن قانونی که گرفتار این فحشا شدند وجود دارد.

این دختران داوطلب نبودند و نمی شوند که برده جنسی باشند. آنها به وسیله تطمیع به دام قاچاق قرار می گیرند. در بیشتر موارد آنها چاره ای جز تسلیم ندارند.

به منظور جلوگیری از شناسا یی ( در بعضی موارد توسط پلیس و به کمک آنها) و تقاضای خریداران مرد برای برقراری رابطه جنسی با زنان مختلف، دلالان سکس و باندها و سندیکاهای جنایتکار برای آنها کار می کنند، قاچاق سکس را به یک شرکت کاملا تهور آمیز موبایل تبدیل کرده اند. دختران،  پسران و زنان قاچاق شده، دائما از شهری به شهری دیگر، از این ایالت به آن ایالت و از این کشور به کشور دیگر انتقال می یابند.

به عنوان مثال، منطقه بالتیمور- واشنگتن، که به عنوان حوزه فعالیت نامیده می شود، با اتوبان آی- ۹۵ که به منظور توقف گاه ایستگاه های استراحت، ایستگاه های اتوبوس و ایستگاه های کامیون می باشد، قطبی ست برای تجارت جنسی (سکس).

در این مورد شکی نیست: این تجارت بسیار سود آور، بسیار سازمان یافته و بسیار پیشرفته در زمینه قاچاق سکس است که در شهرهای بزرگ و کوچک فعالیت می کند و با ربودن و فروش دختران جوان به منظور رابطه جنسی، سالانه به تنهایی ۹ و نیم میلیارد دلار به اقتصاد ایالات متحده واریز می گردد و افزایش می یابد.

هر ساله دخترانی که خریداری می شوند و به فروش می رسند جوان تر و جوان تر می شوند.

حد متوسط افرادی که قاچاق می شوند ۱۳ سال است. در عین حال، به عنوان رئیس گروهی که با قاچاق مبارزه می کند، خاطرنشان کرد:

« بیابید در مورد معنی میانگین تعمق کنیم. این بدان معنی ست که کودکانی هستند که کمتر از ۱۳ سال می باشند. این یعنی کودکان ۸ ، ۹ ، ۱۰ ساله. »

« برای هر ۱۰ زن نجات یافته، ۵۰ تا ۱۰۰ زن دیگر وجود دارند که توسط قاچاقچی های سکس وارد تن فروشی می شوند. متأسفانه، آنها دیگر ۱۸ و ۲۰ ساله نیستند. » این نکته را یک قربانی ۲۵ ساله قاچاق سکس متذکر شد. « آنها با سن ۱۳ سالگی که زیر سن قانونی ست قربانی قاچاق سکس می شوند. آنها دختران کوچکی هستند. »

این اشتها برای دختران جوان از کجا به وجود آمده است؟

« ارزشهای جامعه غربی » منحط، قاچاق انسان و بردگی جنسی

به اطراف خود نگاه کنید.

دختران جوان سالهاست که در ویدیو های موزیکال، بیلبوردهای تبلیغاتی، تبلیغات تلویزیونی و فروشگاه های پوشاک تقریباً لخت به معرض نمایش گذارده می شوند. بازار یابان برای دختران و پسران بسیار جوان خوش برو رو، یک منبع کاملا آماده از کودکان بیش از حد جذاب جنسی را فراهم کرده اند.

جسیکا بنت برای مجله نیوزویک مینویسد: « تنها چیزی که لازم است یک نگاه به عکسهای نوجوانان در اینترنت (۱ ) بیندازید تا نمونه ها را مشاهده کنید. اگر آنها از پور نو که در واقع دیده اند تقلید نمی کنند، آنها از تصاویر الهام گرفته از پور نو را تقلید می کنند و به نظر می رسد آنها در جای دیگر جذب شده اند. » « لیتکس (۲ )، کرست و رقص برهنه با پاشنه بلند (۳ ) که سابقاً روش و مد ستارگان پور نو بودند، راهی دبیرستان ها شدند.»

این چیزی ست که بنت از آن به عنوان « مستهجن سازی (۴ ) یک نسل » یاد می کند.

بنت نتیجه میگیرد: « در بازاریکه کفش پاشنه بلند برای اطفال و صندل سبک برای دختر/ پسر بچه های ده تا سیزده ساله میفروشد، نباید نابغه باشیم تا به این نتیجه برسیم که رابطه جنسی را اگر نه پورنو زندگی ما را مورد حمله قرار داده است. » برنت میگوید: « چه از آن استقبال بکنیم یا نکنیم، تلویزیون آنرا به اطاق های نشیمن ما منتقل می کند و وب سایتها آنرا به اطاق های خواب ما میآورد. بر اساس یک تحقیق در سال ۲۰۰۷ از دانشگاه آلبرتا، حدود ۹۰ درصد از پسران و ۷۰ در صد از دختران از ۱۳ تا ۱۴ سال حد اقل یک بار به محتوای صریح و آشکار جنسی دسترسی پیدا کرده اند. »

به عبارت دیگر، این فرهنگ در حال آراستن و آماده کردن این جوانان هستند که توسط یغما گران جنسی طعمه گردند. و پس از آن تعجب می کنیم که چرا زنان جوان ما در معرض ابتذال، قاچاق و توهین و سوء استفاده قرار می گیرند؟

رسانه های جامعه این کار را آسان می کنند. همانطور که یکی از مراکز خبری گزارش داد:

« پیدا کردن دختران برای دلالان سکس آسان است. آنها در اینترنت (۱ )، فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی نگاه می کنند. آنها و دستیاران شان مراکز خرید، تفرجگاه، دبیرستان ها و مدارس راهنمایی را گشت می زنند. آنها را در ایستگاه های اتوبوس به چنگ میآورند. روی واگن های برقی. گاهی اتفاق میافتد که دخترهای هم سن و این کاره دختران را به دام می اندازند. »

پرورشگاه ها و پناهگاه های جوانان نیز به اهداف اصلی قاچاقچی های سکس تبدیل شده است.

به ندرت این دختران با میل خود و داوطلبانه وارد فحشا می شوند. بسیاری از آنها به صورت فراری یا بدور انداخته شده شروع می کنند و فقط توسط دلالان سکس و حلقه های سازمان داده شده و بزرگتر ربوده می شوند. برخی دیگر، پس از تعامل آنلاین از طریق یکی از بسیاری  سایت های شبکه های اجتماعی، متقاعد می شوند تا با یک غریبه ملاقات کنند و خود را به سرعت در زندگی جدید خود به عنوان برده های جنسی آغاز به کار کنند.

دبی، دانشجوی بسیار باهوش و برجسته که متعلق به یک خانواده نزدیک به نیروی هوائی ساکن در فینکس، اریزونا است، نمونه ایست از این تجارت سکس. دبی 15 ساله بود که توسط یکی از آشنایان دوستش مقابل منزل اش ربوده شد. با زور او را وارد ماشین کردند، سپس او  به مکانی نا معلوم منتقل شد، که با اسلحه مورد تهدید قرار گرفت و توسط چندین مرد مورد تجاوز جنسی قرار گرفت. سپس او را در درون یک لانه سگ قرار دادند و با زور او را وادار به خوردن غذای سگ کردند. کسانیکه او را اسیر کرده بودند در کریگلیست خدمات جنسی او را تبلیغ کردند. مردانی که مراجعه می کردند اغلب متاهل و دارای فرزند نیز بودند و پولی که دبی در ازای دادن خدمات جنسی « بدست میآورد »، آدم ربایان دریافت می کردند. تجاوز جنسی از جانب این باند جنایتکار ادامه داشت. پس از جستجوی آپارتمانی که دبی در آن اسیر بود، سرانجام پلیس دبی را در درون یک کشو زیر تخت پیدا می کنند. مصیبت هولناک او چهل روز به طول انجامید.

در حالیکه دبی به اندازه کافی خوش شانس بود که نجات یابد، دیگران چندان خوش شانس نیستند. بر اساس اظهار مرکز ملی کودکان مفقود شده، تقریباً ۸۰۰ هزار کودک هر سال گم می شوند ( تقریباً ۲۱۸۵ کودک در روز). (باز هم به این جامعه منحط،  فاسد و گندیده سرمایه داری، هستند اکثریتی که امید به ر فرم آن دارند!!- مترجم).

با تقاضای فزاینده برای برده داری جنسی و عرضه بی پایان دختران و پسرانی که مورد هدف آدم ربایان قرار می گیرند، این مشکلی نخواهد بود که به زودی در این جامعه فاسد از بین برود. برای کسانی که ربوده و قاچاق می شوند، از ابتدا تا انتها یک کابوس خوفناکی خواهد بود.

کسانیکه به منظور رابطه جنسی فروخته می شوند، حد متوسط ۷ سال زندگی می کنند، و آن سالها کابوسی است زنده از تجاوز بی پایان جنسی، مواد مخدر اجباری، تحقیر، پستی، تهدید، بیماری، بارداری، سقط جنین، شکنجه، درد، و ترس همیشگی از مرگ، یا بدتر عزیزان و جگر گوشه های شان صدمه دیده یا کشته شوند.

پیتر لند زمن، در مقاله خود تحت عنوان « دختران در همسایگی » انتشار یافته در نیویورک تایمز شرایط زندگی وحشتناک را برای آن دسته از قربانیان جنسی ترسیم می کند:

آندره به من گفت که او و دیگر بچه هایی که با او در محلی نگه داشته بودند مرتبا مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند تا آنها را از تعادل خارج کنند و مطیع باشند. بعضی اوقات که مجبور به برقراری رابطه جنسی با بزرگ سالان و یا با یکدیگر می شوند، فیلم برداری میشد. اغلب به او گفته میشد، که باید نقش هایی را بازی کند: بیمار درمانگر یا دختر مطیع. سلول قاچاقچیان جنسی وی سه رده سنی از شریک جنسی – کودک تازه براه افتاده (تادلر)، از سنین ۴ ، ۵ تا ۱۲ و نو جوانان – مقابل وی قرار میدادند، هم چنین آنچه که وی « گروه آسیب دیده » نامیده است. او توضیح داد: « در گروه آسیب دیده آنها می توانند به شما ضربه بزنند یا هرکاری را که می خواهند انجام دهند.» « اگر چه عمل مقاربتی یا جنسی همیشه بسیار دردناک است وقتی شما کوچک هستید، یعنی همیشه خشن است، بنابراین همیشه خشونت آمیز است زمانیکه در گروه آسیب قرار گرفتید، همه چیز بسیار دردناک تر بود. »

آنچه آندره در شرح بعدی توضیح داد، نشان می دهد که چگونه بخش هایی از جامعه آمریکا به فساد و تباهی کشیده شدند.

« آنها شما را گرسنه نگه میدارند تا به شما آموزش مورد نظر دهند » یعنی از طریق دهان رابطه جنسی را انجام دهند. « آنها آلت مرد را آغشته به عسل میکنند. برای بچه های کوچک، شما باید یاد میگرفتید تا دهان را نبندید. و آنها چیزهایی را در دهان فرو میکنند تا دهان بهتر باز بماند. ما واکنش ها را فرا گرفتیم. مثل اینکه اگر آنها میخواستند ما مرطوب یا سکسی و یا سراسیمه و نروس باشیم. بیشتر آنها میخواستند شما ترسیده باشید. وقتی بزرگتر شدم من به بچه های کوچکتر یاد میدهم که چگونه انجام دهند که آسیب نبینند. »

مأمورین مهاجرت و اجرای گمرک در مرکز جرائم سایبری، در فر فکس، واشنگتن، گزارش میدهند وقتی صحبت از رابطه جنسی می شود، اشتهای بسیاری از آمریکائی ها اکنون تغییر کرده است. آنچه که زمانی غیر طبیعی تلقی میشد اکنون کاملا نرمال است. این مأمورین در حال پیگیری افزایش شدید تقاضای پورنوگرافی سخت در اینترنت هستند. همانطور که یکی از مأمورین خاطرنشان کرد:. « ما با چیزهای نرم بی حس شده ایم. اکنون به یک اصابت سخت تر و سخت تر احتیاج داریم.»

این روند با علاج بسیاری از دختران بدست قاچاقچیان مواد مخدر و مردانی که این دختران را خریداری می کنند، منعکس شده است. پیتر لندزمن در مصاحبه با خانم روزا ریو، زن مکزیکی که به نیویورک قاچاق شده بود و چندین سال در اسارت بود گفت: « در آمریکا، ما " شغل مخصوصی " داشتیم. اغلب با بسیاری از مردان رابطه جنسی دهانی، رابطه جنسی از طریق مقعد داشتیم. رابطه جنسی اکنون پر ماجرا تر و سخت تر است. »

تجارب مشترکی که بیشتر نجات یافته گان (بازماندگان) این شرایط سخت دارند، مجبور شدن به بی خوابی، گرسنگی تا زمانیکه حد اقل با ۴۰ مرد رابطه جنسی داشتن است. یک زن بازگو میکند که چگونه قاچاقچی او باعث شده است که هنگام بارداری، دمر روی زمین دراز بکشد و سپس به معنی واقعی کلمه روی پشت زن با جهشی شیرجه ای، او را مجبور به سقط جنین کند.

هالی آستین اسمیت  هنگامیکه ۱۴ ساله بود ربوده شد، مورد تجاوز قرار گرفت و سپس مجبور شده خود را روسپی کند. دلال امور جنسی او  (پمپ) وقتی محاکمه شد، تنها به مدت یک سال زندانی شد.

باربارا امایا، بارها ما بین قاچاقچیان سکس فروخته شد، خار و خفیف شد، مورد اصابت قرار گرفت، زخمی شد، مورد تجاوز قرار گرفت، ربوده شد، مورد ضرب و شتم و زندانی قرار گرفت، تماما قبل از ۱۸ سالگی. وی افزود: « سهمیه ای داشتم که قرار بود هر شب آنرا پر کنم. و اگر من این مقدار پول را برای دلال سکس بدست نمی آوردم، کتک میخوردم و از پله ها به پائین پرتاب میشدم. او یک بار مرا با سیم چوب رختی کتک زد، سیمی که لباسهای تان به آن آویزان می شود، او این سیم را صاف کرد و پس از کتک تمام پشت من خون آلود شده بود. »

هم چنانکه دیوید مکسوآین در یک قطعه ناراحت کننده و غمناک در روزنامه هار ولد تریبیون  روایت میکند: وی گفت، « در والد پارک (یا پارک اوکلند) یک شهر حومه ای صنعتی فورت لادردیل، مأموران فدرال با یک فاحشه خانه روبرو شدند که توسط یک زوج متاهل اداره میشود. در داخل " اطاق بوم بوم "، همانطور که با این اسم مشخص می شد، مشتریان مبلغی را پرداخت می کردند

و به آنها یک کاپوت و زمان سنجی (ساعت) میدادند و با یکی از ۸ نو جوان فاحشه خانه،  کودکانی که تا سن ۱۳ سالگی در آن فاحشه خانه زندگی می کردند، خلوت میکردند. یک دختر بچه ۱۶ ساله شهادت داد که او به عنوان فرد امنیتی عمل میکرد، در حالیکه یک دختر ۱۷ ساله به قاضی فدرال شهادت داد که او مجبور بود تا با ۲۰ نفر در هر شب رابطه جنسی داشته باشد. »

یک حلقه قاچاق سکس مختص کارگران مهاجر که بطور فصلی در مزارع در سراسر ایالت های جنوب شرقی به ویژه ایالات کارولینای شمالی و جنوبی و جورجیا کار می کنند، اختصاص دارد، گرچه این تجارت در تمام ایالات این کشور شکوفا ست. قاچاقچیان سکس زنان را از مزرعه به مزرعه دیگر منتقل می کنند، جائیکه کارگران مهاجر تا ۳۰ نفر هر بار به خط در بیرون کلبه می ایستند تا رابطه جنسی به این زنان برقرار می کنند تا قبل از انتقال به یک مزرعه دیگر، جائیکه این روند از نو تکرار می شود.

این وضعیت شرور در حال رشد و توسعه به منظور تمام اهداف و مقاصد آن، کاملا آشکارا در ملاء عام صورت می گیرد.

زنان و کودکانی که قاچاق جنسی شدند دائما در اینترنت تبلیغ می شوند، بین ایالات این کشور نقل و انتقال می یابند و در هتل های گران قیمت به فروش میر سند.

در واقع، هم چنانکه در کتابم " میدان جنگ و نبرد در آمریکا " روشن ساختم، جنگ علیه مردم آمریکا، جنگ دولت علیه قاچاق سکس – دقیقا مانند جنگ دولت علیه تروریسم، مواد مخدر و جنایت – به بهانه ای مناسب برای تحمیل تاکتیک های بیشتر در مورد وضعیت پلیسی شدن کشور تبدیل شده است (محل بازجویی توسط پلیس، بازرسی و جستجو، نظارت و کنترل، و شدید کردن کنترل امنیتی) را بر روی یک جامعه آسیب پذیر را نشان می دهد، در حالیکه کارهای بسیار کمی برای ایجاد امنیت لازم در جامعه انجام می گیرد.

ما باید خود و فرزندان خود را در مورد این خطر فزاینده و تهدید کننده در جامعه امروز آموزش دهیم.

باید تغذیه این هیولا را متوقف ساخت : قاچاق سکس بخشی از یک زنجیره بزرگتر در آمریکا ست که دامنه و حیطه را از بی خانمانی، فقر و مسائل مربوط به عزت نفس و شخصیت تا ابتذال جنسی در تلویزیون سوق می دهد، تجلیل و تمجید از فرهنگ دلالان سکس – آنچه که اغلب به آن مستهجن گفته می شود – و یک صنعت یک میلیارد دلاری فحشا ساخته شده در پس پروناگرافی (مستهجن)، موسیقی، سرگرمی های متعدد و غیره.

این بیماری عالمگیر عمدتا یکی از ساختهای ماست، به ویژه در عصر انحصارات چند ملیتی عظیم، جائیکه ارزش زندگی انسان در مقابل سود آوری در مرحله ماقبل قرار میگیرد. تخمین زده شده که صنعت پرنو درآمد بیشتری از آمازون، مایکروسافت، گو گل، اپل و یاهو دارد.

از تعقیب بزرگسالان به دلیل « جنایات » کاملا بیهوده که در آن هیچ فرد آسیب دیده وجود ندارد، مانند به عمل آوردن کاهو در جلوی منزل خود جلوگیری کنید و در عوض تمرکز خود را بر روی حبس و زندانی کردن دلالان سکس و خرید ارانی که این زنان و دختران کوچک را قربانی می کنند بگذارید.

بسیاری از زنان و کودکان که قربانی وحشیانه ترین و جنایت بار ترین رفتار با آنها می شوند، ناشی از سه چیز است: اول، تقاضای مصرف کننده که بطور فزاینده ای پر منفعت (به جز قربانیان آن) برای همه دلالان سکس که  درگیرند؛ دوم، سطح فساد در سطح محلی و بین المللی چنان تهاجمی ست که امید زیادی برای کار از طریق کانال های مستقر برای تغییر هرگز وجود ندارد؛ و سوم، سکوت ترساننده و وهم آور از افرادی که قادر به قد علم کردن و سخن گفتن در برابر چنین ظلم ها، قساوت ها و بی رحمی ها نیستند.

اما حقیقت این است که همه ما مقصر هستیم (که در مقابل این همه جنایاتی که عامل اصلی سیستم گندیده سرمایه داری است – مترجم) که در مقابل این همه جنایت و رنج انسانی سکوت اختیار می کنیم. مقامات فاسد انتظامی و دولتی مقصر هستند. گروه های به اصطلاح متشکل زنان که هیچ کاری نمی کنند مقصر هستند. مدافعان صلح و امداد گران خارجی که به تقاضای برده های جنسی کمک می کنند مقصر هستند. مهم تر از همه، تمام افرادی که از افزایش قساوت و ظلم علیه زنان و کودکان در تقریبا در هر کشور در سراسر جهان – از جمله ایالات متحده - فریاد شان به آسمان نمی رود، مقصر هستند.

توسط جان دبلیو وایتهد – ۱۶ نوامبر ۲۰۱۹ – تحقیقات جهانی

مؤسسه راترفورد – ۲۳ آوریل ۲۰۱۹

By John W. Whitehead, The Rutherford Institute 23 April 2019

نا گفته نماند در ایران ما هم که تحت حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه داری ست طبق اظهار رئیس دفتر انترپول، امروزه تجارت سکس یکی از سودآور ترین کارها در ایران است. این تجارت جنایت آمیز بدون اطلاع داشتن و شرکت بنیاد گرایان حاکم صورت نمیگیرد. مقامات حاکمیت مرتجع جمهوری اسلامی خود نیز در تجارت و آزار جنسی زنان و کودکان (چه دختر و چه پسر) دست دارند. فقر و تنگدستی بیش از حد، بیکاری، عدم استقلال خواهران و مادران ما ست که تن فروشی را به یک تجارت بزرگ و سودآور تبدیل کرده. گزارش سازمان دفاع از خشونت نشان می دهد، سن شماری از دختران قربانی سکس حتی کمتر از چهارده سال است (مترجم).  

 Constitutional attorney and author John W. Whitehead is founder and president of The Rutherford Institute. His new book Battlefield America: The War on the American People  (SelectBooks, 2015) is available online at www.amazon.com. Whitehead can be contacted at این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید.

The original source of this article is The Rutherford Institute

Copyright © John W. Whitehead, The Rutherford Institute, 2019      

1 – My Space photos

2 - Latex      

3 – Stripper hills

4 – Pornification

افزایش وقوع و پذیرش تم های جنسی و تصاویر صریح و آشکار در فرهنگ عامه یا رسانه های جریان اصلی

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی