شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۹

نئولیبرالیسم و رژیم اسلامی

امپریالیسم مرحله ای از انکشاف سرمایه داری در سطح جهانی است که تا به حال از  فراز نشیب‌هایی چند  گذشته است. امپریالیسم در این صد سال گذشته تنها در روند رقابت‌های درونی، دو جنگ جهانی را که میلیون ها انسان  فدا شدندبرپا کرده است. ناشی از این جنگ‌ها خسارات مالی و روحی به بازماندگان  چنان گسترده بود که سالها طول کشید تا کارگران و زحمتکشان آنرا جبران کنند. از جنگ جهانی دوم تا بحال هم  جنگهای نا عادلانه  منطقه ای که دست انحصارات در کار بوده و از دولت های محلی هم استفاده شده،

همچنان ادامه یافته است. بحران‌های عمومی یکی از بر جسته ترین ویژگی این مرحله از تکامل سرمایه داریست که هر بار بشریت را به لبه نابودی می‌کشاند و فقر عمومی را بر اکثریت عظیم مردم تحمیل می‌کند. رقابت و تضاد میان انحصارات دائمی و سازش تحت شرایطی موقتی و گذراست.

نئولیبرالیسم یکی از این فازهای سرمایه در دوران تاریخی امپریالیسم است که جهانی شدن سرمایه و مالی شدن انحصارات عمده را با تسلط کامل بر قدرت سیاسی در کشورهای سرمایه‌داری به منتها رسانده است. نئولیبرالیسم اولین اپلیکشن خود را با کودتای شیلی علیه آلنده و به قدرت رساندن دیکتاتور جنایت کار پینوشه آغاز کرد. این فاز از سرمایه داری  همراه است با حرکت آمپریالیسم آمریکا برای سرکردگی کامل برجهان و در خدمت آن. امروز می بینیم که چگونه قدرت جهانی نظامی آمریکا از مرز هزار پایگاه در خارج از ایالات متحده و تاسیسات نظامی دیگر در سراسر جهان گذشته است.بعضی ها به نادرستی  با نادیده گرفتن مراحل رشد سرمایه داری، با یکسان شمردن خصوصیات  سرمایه انحصاری با سرمایه‌داری دوران رقابت آزاد – دوران مانیفست حزب کمونیست - در قرن نوزدهم عملا مبارزه علیه امپریالیسم را از دستور خارج می کنند. لذا امروز ما در جنبش ایران شاهد نزدیکی گرو‌های سیاسی "چپ" و راستی هستیم که دست همکاری با امپریالیسم  آمریکا دراز کرده‌اند. و بهانه‌ای دست دستگاه های تبلیغی رژیم میدهند که خود را ضد امپریالیسم و مدافع منافع ملی جا زنند، در حالیکه خود با کمک آنها به قدرت رسیده‌اند و  با قبول برجام تلاش کرده‌اند همچنان  از سیاست های نئولیبرالیستی امپریالیسی پیروی کنند.

خاور میانه ی بزرگ یکی از جولان گاه‌های پر ارزش قدرت‌های بزرگ انحصاریست که هنوز نفت نقش عمده را دارد. در اینجا همه کشورهای امپریالیستی برای بردن سهم بیشتر با هم در رقابت‌اند و دسته بندی‌های آنها کاملا آشکار است. گوشش‌های تسلط‌گرانه بر ایران که دارای یک قشون عظیم کار ارزان است، دارای دومین ذخیره نفت و گاز میباشد، با شانزده کشور هم مرز است و از لحاظ استراتژیکی از مهمترین حلقه‌های برتری نظامی است، امروز به آشکارترین شکلی خود را نشان می دهد. ماهیت این آشوب بر پا شده در منطقه که احتمال یک در گیری جهانی را هم ممکن میسازد، ارتجاعی، ضد منافع خلق‌های منطقه، ضد کارگران و اکثریت عظیم توده هاست. وظیفه پرولتاریا، کمونیست‌ها و کلیه مردمان آزادیخواه است که علیه این اشوبگری‌ها و جنگ طلبی‌ها مبارزه کنند. امپریالیست‌ها بهیچوجه دوستان مردم منطقه ازجمله مردم ایران نیستند. کشتن قاسم سلیمانی توسط  دارودسته‌ی ترامپ آنهم در کشور همسایه هدفی جز ایجاد اختلاف و گسترش آشوب نداشته و نشان از تروریسم دولتی این ابر قدرت جهانخوار است که هنوز مردم جهان جنایات سربازان آنرا در ویتنام، عراق و... فراموش نکرده‌اند. این عمل آمریکا  به سود رژیم جمهوری اسلامی تمام شد.  خامنه‌ای با به راه انداختن بلوای ضد  تروریسم دولتی ترامپ،  حرکت بزرگ ضد رژیم جمهوری اسلامی  آبانماه را خواباند. ترامپ با اعلام علنی اسامی هفت گرایش راست و ناسیونالیستی ایرانی و بر حذر داشتن آنها از تماس با  سفارتخانه‌های  آمریکا تا روشن شدن چگونگی روابط ایران و آمریکا، وابستگی این گروه ها را بازهم بیشتر در افکار توده‌ها افشا نمود.

بعضی نیروهای چپ و راست سیاسی که پشت شعار شکست خورده ی خمینی " همه با هم " ، جمع شده‌اند، امروز دست طلب بسوی دستگاه شبه فاشیستی ترامپ دراز کرده‌اند . آنها برای مدت طولانی دل به  اصلاح طالبان داخل داده بودند و امروز  امید خود را به قدرت نمایی ترامپ و نشانه رفتن او به 52 مرکز صنعتی و فرهنگی ایران بسته اند. صد سال مبارزه جنبش مترقی و آزادیخواه ایران حکایت از این دارد که امپریالیست‌ها دوست مردم ایران نیستند. مردم ایران هم توانا هستند و هم با درایت و بی شک به حساب رژیم جمهوری اسلامی و جنایاتش با اتکا به نیروی خود خواهند رسید . باید در مبارزه جاری مبارزه علیه ارتجاع داخلی را از  مبارزه علیه امپریالیسم جهانی جدا نکرد. در عین حال جنبش کمونیسی باید در جریان یاری رساندن به سازماندهی طبقه کارگر، شرایطی به وجود آورد تا این طبقه بتواند در جریان مبارزه و انقلاب قهر آمیز ضد سرمایه داری وسیع‌ترین اقشار و طبقات ستم دیده، استثمار شده و آزادیخواهان را با خود متحد کند.

طبقه کارگر ایران، کمونیستها و کلیه جنبش‌های سوسیالیستی و چپ ایران سربلند است که همیشه  پرچم مبارزه علیه امپریالیسم را بلند نگه داشته است. امروز هم  طبقه کارگر و نمایندگان واقعی آنها همچنان این مسیر تاریخی را ادامه می دهد. طبقه کارگر ایران در سطح جهانی رو به هم طبقاتی‌های خود دارد و دست آنها در همبستگی می‌فشارد و علیه نمایندگان سرمایه جهانی مبارزه می‌کند.

راه طبقه کارگر راه سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و بر پائی سوسیالیسم است . طبقه کارگر ایران در طول مبارزات پر افتخارش فرزندان شایسته، دانا و مقاومی را پرورانده است که چون ستاره‌های پر فروغی میدرخشند. در دوران اخیر نیز شاهرخ زمانی بر آسمان مبارزات این طبقه لحظه‌ای درخشید و در قلب زحمتکشان پنهان شد. پرچم همان پرچم شورای کارگری هفت تپه " نان ، کار،آزادی ،اداره شورائی " است . جنبش‌های توده‌ای چون توفانی سهمگین و عظیم‌تر از جنبش‌های هشتاد وهشت، نود و شش و آبان نود و هشت بازهم  بر خواهند خاست و منظم تر و  با تاکتیک‌های مناسب‌تر، براندازی کل رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی را هدف خواهند گرفت..

وفا جاسمی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی