پنجشنبه, ۲۱ فروردین ۱۳۹۹

اوضاع و مواضع

ما در شماره های قبلی رنجبر به این مسئله اشاره کردیم که بحران های اجتماعی گروهای سیاسی و افراد را مجبور به موضع گیری در رابطه با آن می کند. از آبان ماه که جنبش اعتراضی با گران شدن سه برابری بنزین سر بلند کرد تا کشتن قاسم سلیمانی و پرتاب موشک به پایگاههای آمریکا در عراق گروههای مختلف سیاسی اپوزیسیون داخل و خارج از ایران با دادن اطلاعیه ها و اعلامیه های متعدد موضع گیری کرده اند. موضع گیری ها عمدتا به چهار دسته تقسیم می شود.

۱ – کسانی که کشتن قاسم سلیمانی را بعلت اینکه یکی از مهره های مهم رژیم جمهوری اسلامی در رابطه با دخالت گری های آن در خاورمیانه بوده است.امری محقانه و در چهارچوب دفاع از مردم ایران می دانند. آنها فقط به سرکوب گری قاسم سلیمانی بدون توجه به شکستن قوانین بین المللی توسط آمریکا و ترور یک فرمانده نظامی در یک کشور ثالث ( اگر چه خود این فرمانده نماینده یک رژیم تروریستی است ) صرفا با مطرح کردن اینکه به ما ربطی ندارد ، دو نیروی جنایتکار به جان هم افتاده اند، رژیم اسلامی هم مانند آمریکا یک رژیم تجاوزگر به عراق است. به نیروی تجاوزگر آمریکا که با تحمیل هزاران سرباز در پادگان های نظامی در اقصا نقاط خاورمیانه و شکستن قوانین بین المللی و براه انداختن جنگ بین دولت ها، اشغال کشورها ، براه انداختن جنگ های داخلی ، محاصره اقتصادی برای ویران کردن ساختارهای زیربنایی جوامع ، سازماندهی مرتجع ترین نیروهای اجتماعی مانند داعش ، طالبان ، رژیم جمهوری اسلامی و...... به یکی از بزرگترین مشکلات خاورمیانه که حضور امپریالیست ها است نقش آنها را تحت عنوان مبارزه طبقاتی در درون جامعه ( تضاد درونی پدیده ) اصل تکامل جامعه است به شرایط بیرونی برای این تکامل با دیده اغماض نگریسته و بجای ماتریالیسم دیالیتیک ، ماتریالیسم متافیزیکی را به کار می برند. این نوع سیستم تحلیلی توجه نمی کند که مسئله آمریکا مترقی بودن و یا نبودن رژیم های مخالف نیست. صرف مخالفت با سیاست ها و منافع، آمریکا این حق را برای خود محفوظ می داند که هر قانون حتی خود نوشته ای را هم زیر پا بگذارد. در حداقل دو دهه گذشته جهان شاهد اشغال سه کشور افغانستان، لیبی ، عراق با همین استدلال دیکتاتوری و جنایتکار بوده است. فقط آنهایی که حاضر نیستند قضایای بدیهی هندسی را قبول کنند از این تجربیات چشم پوشی می کنند.امپریالیست ها از نفرت مردم علیه حکومت های جنایتکار و مرتجعی که خود در به حکومت رسیدنشان نقش داشته اند استفاده می کنند. تا بتوانند تجاوز و دخالتگری خود را توجیه کنند.

۲ -آنهایی  که تضاد بین ایران و آمریکا را واقعی و در ارتباط با منافع این دو دولت سرمایه داری پیرامونی و امپریالیستی می دانند و از موضع فرودستان جامعه خواهان سرنگونی رژیم اسلامی و اخراج آمریکا از کشورهای اشغال شده توسط این امپریالیست هستند.درعین محکومیت آمریکا در کشتن قاسم سلیمانی ولی محاکمه و سپردن کسانی مانند او را حق مردم ستمدیده و زجر کشیده ایران می دانند.قاسم سلیمانی نماینده یک رژیم سفاک و آدم کش جمهوری اسلامی است. او مدافع اعدام های خیابانی، از عوامل کشت و کشتارها و.... رئیس یکی از نهادهای مداخله گر منطقه ای و علیه خلق های این کشورها بود.او و رژیمش بایستی بخاطر ۴۰ سال جنایت علیه مردم ایران و دخالت در امور کشورهای دیگر محاکمه شوند. این دسته از نیروها سمت مبارزه را برای نابودی و سرنگونی کل سیستم سرمایه داری می دانند و در چهارچوب اختلافات بین کشورهای سرمایه داری نمی مانند.

۳ – کسانی سیاست های ضد آمریکایی جمهوری اسلامی را ضد امپریالیستی ارزیابی کرده و مستقیم و غیر مستقیم حمایت خود را از این سیاست ها و عوامل آن مانند قاسم سلیمانی با شعارهای ؛ سردار ملی ، مدافع وطن و.......بیان می کنند.این دسته از نیروها از اصلاح طلبان داخلی تا برخی از نیروهای ظاهرا اپوزیسیون را در بر می گیرد.آنها خود را عملا در کنار رژیم تعریف می کنند و با خط قرمزهای جمهوری اسلامی حرکت کرده ، موضع می گیرند. درحقیقت آنها نصیحت کنندگان رژیم در جهت بقای آن هستند.

۴- اپوزیسیون خود فروخته که به قول معروف از گل آلود شدن آب قصد ماهی گرفتن دارد. آنها موضع امپریالیست های آمریکا و اروپا را تحت عنوان مبارزه با رژیم اسلامی غرغره می کنند. به ظاهر و برای فریب مردم صحبت از دمکراسی ، حقوق بشر و حتی وا اسلاما می کنند، اما به تنها چیزی که فکر نمی کنند منافع مردم در این کشاکش بین جنایتکاران است. آنها از گرفتن پول ازنهادهای جنایتکار بین المللی هیچگونه ابائی نداشته و عملا نقش پادوهای امپریالیست ها را در کشاکش های منطقه ای بازی می کنند. نقش دلال بازی های آنان آنچنان رنگ باخته است که در دور جدید ، ترامپ خواهان فاصله گرفتن از آنان شده است.

برخی  از این چهار دسته ادعای آزادی ،دمکراسی ، حقوق بشر، تامین زندگی انسانی ، علیه شکنجه و اعدام و.... را هم  دارند ولی اینکه چگونه این خواست ها را عملی خواهند کرد عملا حرفی برای گفتن ندارند برخی از آنان تقاضای انتخابات تحت لوای سازمان ملل و ارگان های بین المللی را دارند. برای این دسته از حرافین سیاسی ظاهرا هنوز روشن نشده است که آنجایی که ارتش های بیگانه و کلاه آبی های سازمان ملل پا گذاشتند مردمانش چه سرنوشت شومی پیدا کردند.

تنها درمیان نیروهای سیاسی آنهایی که به دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان جامعه برخاسته اند مسئله سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را با تکیه به نیروی خود مردم و در عین حال علیه دخالت و تجاوزگری امپریالیستی مطرح کرده اند، راه برون رفت از بحران اجتماعی را بطور علمی و مستدل مبارزه علیه کلیت سیستم و نظام ساختاری سرمایه داری و ایجاد تشکیلات مناسب آن یعنی حزب کمونیست واحد نشان داده اند .این ها فقط نیروهای سوسیالیست و کمونیست جامعه هستند که منافع مردم را بالاتر از منافع شخصی و تشکیلات های خود قرار داده اند.

درست در این موضع گیرهای ظاهرا مقطعی ولی عملا تاریخی است که نشان می دهد نیروهای کارگری – کمونیستی همچنان پیشروترین وظایف را در دفاع از عدالت اجتماعی، آزادیخواهی انجام می دهند.

ع.غ

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی