پنجشنبه, ۲۱ فروردین ۱۳۹۹

در چهل ویکمین سالگرد انقلاب

انقلاب سیاسی پیروز مند توده های عظیم مردم در  بهمن ماه سال 1357 پس از مقاومت  ومبارزه  نیروهای چپ وکمونیستی وآزادیخواه که سهم مهم واساسی  در مبارزه با دیکتاتوری سلطنتی و وابسته به امپریالیسم را بعهده داشتند مصادره شد و قدرت جمهوری اسلامی کاملا مستقر گردید.

مسیر چهار دهه حکومت اسلامی، مسیری ضد مردمی، ضد کارگران وزحمتکشان، ضد آزادی خواهان و بغایت ارتجاعی بوده که ایران را بعنوان یک واحد

کشوری به لبه پرتگاه انحطاط کامل ونابودی کشیده است. نظام ولایت فقیه از اساس با خواست وسیع ترین نیروهای مردمی ما در تضاد است و دارودسته حاکم تحت رهبری خامنه ای امروز به دشمن عمده واصلی مردم ایران تبدیل شده است .  چهل ویکسال مبارزه  علیه این دستگاه سرکوبگر نتیجه اش  خیزش آبانماه نود هشت است. با اوج گیری جنبش های توده ای بویژه فرودستان در آبانماه 98  روندی را برای  انقلابی دیگر با دورنمایی کاملا نوین به سود اکثریت عظیم کارگران وزحمتکشان بوجود آورد.

 گاهی در تاریخ یک حرکت عملی انقلابی و تاثیر  اجتماعی که خود نتیجه   یک دوران طولانی تبلیغات وترویج است چنان تکان دهنده است که بر مسیر طولانی وسختی که آن حرکت طی کرده سایه می اندازد.آبانماه 98 وخیزش عظیم تاریخی فرودستان از آن نوع رخداد های تاریخی است، چنان اوضاع  ایران را  تغییر داده است که باز نگری از گذشته برای روشن کردن از کجا بدین جا رسیده ایم و به کجا باید برسیم را  طلب می کند.

در سا لگرد 22 بهمن  با توجه به اوضاع  جنبش کنونی و صف آرایی نیروها روی سه نکته اساسی ومهم  که نقش تعیین کننده ای در تکامل اوضاع بسود طبقه کارگرخواهد داشت  تامل می کنیم :.

 اولین نکته

چگونه انقلابی در پیش است، ماهیت آن چیست؟ به کدامین طبقه خدمت می کند و د وستان ودشمنان آن کیاهستند.

دومین نکته

پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی  چگونه نظامی می تواند  به نیازمندی های اکثریت توده های مردم پاسخ مثبت بدهد

سومین نکته

وظایف ما امروز  چیست؟

چگونه انقلابی در پیش است

 ما شش دهه پیش در آغازکار جدی کمونیستی متشکل، زمانی که نقد حزب توده ایران ما را به این نتیجه رساند که بریدن از رهبری آن وایجاد سازمان انقلابی قدمی انقلابی است،  بر این نظر بودیم که جامعه ایران از یکسو از لحاظ زیر بنائی نیمه فئودالی است واز سوی دیگر بخاطر وابستگی رژیم سلطنتی به امپریالیسم از لحاظ سیاسی نیمه مستعمره است.  تدر یجا  با بررسی اوضاع تغییر یافته جامعه و گرایش عمومی قدرت سیاسی برای سرمایه داری کردن ایران در  سازمان انقلابی به این نتیجه رسید که سرمایه داری جنبه غالب در شیوه تولید را بدست آورده ولی انقلاب همچنان در مرحله دمکراتیک از نوع نوین همچنان باقی است .این بدان معنی بود که انقلاب در دو مرحله است. یعنی پس از خاتمه انقلاب دمکرتیک، انقلاب سوسیالیستی بدون  توقف شروع می شود. تفاوت کلیدی در شرط رهبری طبقه کارگر در هردو مرحله انقلابی است. این نتیجه گیری وقبول دو مرحله ای تاثیر تعیین کننده ای در استراتژی و تاکتیک پرولتاریا    و نیروهای انقلابی می گذارد چنانچه در مورد سازمان انقلابی.  رخ داد. بر اثر این ارزیابی از مرحله انقلاب در آستانه انقلاب 57 براین باور بودیم که قدرت سیاسی جدید با اینکه از لحاظ طبقاتی متعلق به طبقه بوژروازی است اما از لحاظ سیاسی  به دو جناح  ملی - مذهبی و سر سختان انحصار طلب یا خط امامی ها  تقسیم  می شوند و ما سیاست برخورد دو گانه را به معنی وحدت و مبارزه را در پیش گرفتیم  که انحرافی و از لحاظ تئوری مارکسیستی رویزیونیستی بود چون یک حزب کمونیستی هیچگاه نمی تواند با نماینده بورژوازی مذهبی در یک صف باشد و سیاست وحدت مبارزه را با جناحی از آن حکوکت دنبال کند. در مدتی کوتاه در عمل قدرت سیاسی  حاکم با کنار گذاشتن بنی صدر و بازرگان تمام قدرت را یکدست کرد و سرکوب عمومی علیه نیروهای مخالف را آغاز نمود. متقا بلا حزب ما بعد از9 ماه خط مشی راست رویزیو نیستی در برخورد به بورژوازی  وبرخورد دوگانه به آن را نقد و طرد کرد و در بهمن 59  دفتر سیاسی حزب رنجبران به اتفاق آرا ء سلطه ضد انقلاب را به  رهبری خمینی باز شناخت و براندازی تمامیت رژیم جمهوری اسلامی را از طریق قهر آمیز ومبارزه ی مسلحانه در دستور قرار داد. این یک پیروزی بزرگی بود که از طریق پراتیک و شکوفا ساختن نظرات درون حزبی قادر شدیم بدون انشعاب و دودستگی مشی درست را کل حزب بپذیرد و به نوسازی خود بپردازد. اما زمانی بازهم بیشتر لازم بود تا حزب ما از سرمایه داری شدن جامعه به این نتیجه رسد که حل تضادهای جامعه بطور ریشه ای تنها با براندازی کل نظام سرمایه داری و تنها با انقلاب سو سیالیستی است که می تواند  وظایف دمکراتیک باقی مانده از جامعه کهن را به سر انجام رساند. بنابراین  امروز ما برای اینکه به پیروزی طبقه کارگر و توده های وسیع فرودستان اطمینان یابیم ضروریست آشکارا و بدون پرده پوشی وتزلزل این جمعبندی پیشرفته حزب را که با خون جگر بدست آمده است و طبق شرایط مشخص جامعه ایران است، محکم چون مردمک چشم از ان  حفاظت کنیم ومهمتر به میان توده ها ببریم تا به نیروی مادی برای تغییر انقلابی جامعه تبدیل شوند. اینجاست که نقش مهم جمعبندی ها و تئوری های کمونیسم برجسته می شود. امروز برای حزب ما پرچم سرخ انقلاب سوسیالیستی، انقلابی که تحت رهبری طبقه کارگر و با شرکت وسیعترین نیروها وجنبش های توده ا ی استثمار شده وستمدیده  به سرانجام میرسد و پس از پیروزی قدرت سیاسی مستقر در خدمت به همان اکثریت عظیم مردم قراردارد، اصولی است و بر سنگ خارای تئوری های کمونیستی در تلفیق با شرایط ایران استوار است.   

دومین نکته :

 پس از سرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی  چگونه نظامی می تواند  به نیازمندی های اکثریت توده های مردم پاسخ مثبت بدهد؟ ما براین باوریم برای پاسخ به پرسش همانطور که مرحله انقلاب را طبق شرایط مشخص جامعه کنونی  تعیین کردیم باید برای پاسخ به این پرسش از درد عمومی مردم ستمدیده وزجر کشیده این آب وخاک حرکت کرد. وقتی در تمام این سالهای طولانی چپ ونیروهای مترقی از شعار های نان، کار،آزادی  اداره شورائی یا حکومت شورایی حرف زده اند نمی توانند مثل نمایندگان بورژوازی پس از انتخاب شدن کار دیگری کنند و زیر همه حرف هایشان بزنند و مثل خمینی جانی که گفت خدعه کرده  ودروغ گفتم عمل کنیم.

کسی که امروز برای آزادی زندانیان سیاسی مبارزه می کند نمی تواند در جامعه آینده خود هرگز حکم دستگیری کسی را صادر کند که با نظراتش زاویه دارد،

 بگذارید یک به یک اساسی ترین خواست های کنونی مردم ستمدیده ایران را مورد مداقه قرار دهیم تا محتوای برنامه طبقه کارگر پس از براندازی انقلابی نظام جمهوری اسلامی در خطوط اساسی روشن شود.

الف - امروز طبق گفته های خود مسئولین رژیم شصت میلیون انسان در ایران زیر خط فقر زندگی می کنند . ایران به یکی از کشور های رتبه پائین جهان در کلیه زمینه های اجتماعی از بهداشت  عمومی گرفته تا نیازمندی های اولیه انسانی تبدیل شده است. بنابراین اولین واساسی ترین نیازمندی اکثریت عظیم مردم بالا کشیدن آنها از خط زیر فقر است. باید فوری وبطور عاجل  مسئله نان، کار، مسکن وبهداشت آنها را حل کرد. هیچ  بهانه  ویا ضرورتی نباید حاکمان یا مسئولان نظام نوین را از این امر مبرم وفوری توده ها دور کند. انترناسیولیسم در اینجا یعنی در درجه اول  انقلاب کردن در ایران است و برای حفظ چنین انقلابی باید از نان ونمک مردم واساسی ترین خواست های معیشتی وبهداشتی وفرهنگی آنها حرکت کرد. توده تنها از این طریق است به حکومت تازه پا گرفته اطمینان می کنند.

ب -  کار و اشتغال کامل یک از خواست های فرودستان وکارگران ما بوده است. شاه اصلاحات ارضی را به حکم امپریالیسم آمریکا صادر می کند نه برای بهبودی وضع دهقانان بلکه برای ایجاد کارگر ارزان  تا سرمایه های خارجی با همپالگان داخلی بیشتر و سریع تر بتوانند ارزش اضافی را به شکرانه ی کار ارزان روستائیان در جستجوی کار، انباشته نمایند. جامعه امروز ما دارای 25 میلیون بیکار و حاشیه نشینان کم کار است که در فقر و تهی دستی زندگی می کنند. قدرت شورائی حاکم پس از براندازی رژیم کنونی باید مشکل این توده های فرودست را حل کند .

پ - آزادی در این صد سال گذشته یکی از خواست های عمومی مردم بوده است. آزادیخواهان در این صد سال  با سرکوب، شکنجه واعدام برای کوچکترین خواست خود روبرو بوده اند. نظام سلطنتی پهلوی ونظام کنونی ولایت فقیه یکی از نظام های خشن ضد بشری در جهان بوده ا ند. بنابراین یکی دیگر از اساسی ترین خواست های مردم ما آزادی بیان، اجتماع، واز همه مهمتر اداره شورائی امور خود است. بوروکراسی اداری ونظامی موجود باید برانداخته شود و توده در کارخانه ها ومحلات وموسسات بشیوه شورایی امور خود را اداره نمایند. احزاب سیاسی باید حق فعالیت داشته باشند وکسی را بخاطر عقاید دینی ومذهبی وسیاسی اش نباید دستگیر کرد و به زندان انداخت. ایران ما باید به سرزمینی تبدیل شود که از  فرهنگی شکوفا ومتنوع برخوردار باشد تا صدها گل رنگارنگ بشکفد وده ها مکتب در زمینه اندیشها باهم رقابت کنند.

ت – ایران سرزمین گسترده ی تاریخی قوم ها و در دوران سرمایه داری که ملیت ها شکل گرفتند ملیت های متنوعی است. انقلاب باید اصل حق تعیین سرنوشت ملیت های داخل این سرزمین را به رسمیت بشناسد. از سوی دیگر با سیاست قدرت های امپریالیستی که تخم نفاق میان مردم به بهانه دین، مذهب، ملیت وقوم می پاشند مبارزه کند. ما برای جهانی بدون تبعیض نژادی، جنسیتی، ملیتی، دینی وقومی مبارزه می کنیم و در نتیجه باهرگونه تجزیه ایران به زور اسلحه و با کمک نیروهای گوناگون فرقه گرای سرمایه داری جهانی مخالفیم. شونیسم ناسیونالیستی گرو های وابسته به قدرت های خارجی دشمنان خلق های ایران هستند و باید افشا شوند. طبقه کارگر ایران دارای دشمن مشترک اند وآنهم سرمایه داری داخلی وامپریالیسم جهانی است. ایران سرزمین لبریز از معادن نفت، گاز، طلا ودیگر فلزات گرانبهاست که متعلق به کلیه مرد مان این سرزمین است. قرن ها فرودستان  این سرزمین بردگان پادشاهان، مالکان  بوده اند و تنها در این دوران تاریخی است که شرایط برای رهائی کامل ومشترکشان بوجود آمده است. از این درک درست تاریخی است که شعار کارگران جهان متحد شوید به پرچم سرخ همه ی کارگران ملل تبدیل شده است.

سومین نکته

وظایف ما امروز  چیست؟

وظایف ما بعنوان گردانی از طبقه کارگر که خود را ادامه دهنده ی راه سخت، بغرنج و طولانی اتقلاب اجتماعی ایران وجهان می دانیم، برای ما که شصت سال پیش رفقایمان به درستی علیه رهبری رویزیونیست حزب توده ایران بر خاستند و وفادار به اصول کمونیسم برای ایجاد حزب نوینی که در برگیرنده ی همه ی کمونیستها، در پیوند با جنبش کارگری  تلاش کردند امروز چگونه به این تجربه نگاه می کنیم. و ظایف خود را چگونه با شرایط امروز به روز باید کرد ؟

الف – مبارزه ی پرولتاریا ی جهانی و طبقه کارگر ایران، بویژه پیروزی ها وشکست های پرولتاریای کشور هایی چون روسیه وچین وهمچنین مبارزه صد سال گذشته ی پرولتاریای ایران و پیشروان آن احزاب وسازمان های کمونیستی نشان می دهد که درستی و نادرستی خطمشی سیاسی – ایدئولوژیک نقش تعیین کننده ای در کلیه امور و وظایف مطرح شده در مقابل تشکیلات دارد. خط مشی درست باعث بسط وگسترش تشکیلات حزبی می شود، در میان توده شور وشوق بوجود می آورد چون در عمل می بینند قدم به قدم دستاورد دارند و به پیش می روند و مهتر اینکه دشمن را به عقب نشینی مجبور می کند. خط مشی صحیح البته به آسانی  قابل دسترسی نیست. درست است که پرولتاریا دارای تئوریست واصول اساسی کمونیسم بخوبی می تواند راهنما ه باشد   اما چون در جامعه طبقاتی زندگی می کنیم و بورژوازی در کلیه زمینه ها دست بالا را دارد و چون در هر کشوری شرایط متفاوتی چه از لحاظ تکامل زیر بنایی و چه از لحاظ تاریخ ورو بنایی مو جود است، پرولتاریا برای بدست آوردن خط مشی درست سیاسی خود مجبور است  از یک مبارزه سخت ایدئولوژیک در درون خود و در بیرون عبور کند. لنین در جمعبندی از انقلاب اکتبر با اشاره به این موضوع که چه عواملی در پیروزی حزب بلشویک دخیل بودند روی سه نکته تاکید می کند اولین نکته سازماندهی بلشویک ها در کارخانه های بزرگ جایی که کارگران متمرکز بودند. دومین نکته سیزده سال مبارزه اصولی اندیشه ای متمرکز روی خط مشی که اساسا اپورتونیسم راست کائوتسکی بود که راه سازش با بورژوازی آلمان را در پیش گرفت و سومین نکته تاکید می کند توده ها در عمل قدم به قدم به صحت حرف ها وپیشنهاد های بلشویک آگاهی یافتند. صد سال مبارزه ی پرولتاریای ایران نشان می دهد  که ارودی کار وزحمت در ایران در هر سه زمینه تلاش های پر ارزشی کرده است و با توجه به شرایط سرکوب و خفقانی که در ایران بوده است بازهم هیچگاه از مبارزه برای سازماندهی میان کارگران ،از مبارزه ایدئولوژیک علیه رویزیونیسم واپور تونیسم باز نیایستاده است. اما آنچه می توان بعنوان کمبود  مطرح کرد داشتن خط مشی عمومی سیاسی است. ما خود در این زمینه از یک مسیر پر سنگلاخی گذشته ایم و الگو برداری از تجارب کشور های دیگریک فاکتور مهم در این موضوع بوده است. اکنون که در آستانه ی یک تحول تاریخی بزرگی قرار گرفته ایم بدور از هر الگو برداری و با توجه به خصوصیات جامعه ایران  در برابر خط مشی های موجود، پرولتاریا چه خط مشی ای را ارائه میدهد؟

با توجه به وجود نظام کنونی سرمایه داری جمهوری اسلامی و هدف براندازی ریشه ای زیر بنائی و رو بنایی آن، با توجه به ماهیت نئولیبرالیستی نظام کنونی که نظامی است  در حلقه منحوس وابستگی به سرمایه جهانی وامپریالیسم با توجه به تسلط مشتی کوچک از صنف روحانیت و سپاه پاسداران  هدف خط مشی عمومی سیاسی طبقه کارگر براندازی کل نظام  سرمایداری موجود است. برای به سرانجام رساندن این کار احتیاج به شرکت وسیعترین تود ه های مردم هست چون طبقه کارگر به تنهایی نمی تواند این جنگ طبقاتی را به پیروزی رساند. بنابراین باید برای بسیج ومتشکل کردن توده های وسیع فرودستان، دیگر اقشاری که از وضع موجود نا راضی اند مبارزه کند.  این خط مشی عمومی  بدیلی است که با بسیج کردن توده های وسیع مردم ستمدیده  به پیروزی میرسد و تنها می تواند وباید در خدمت این اکثریت عظیم باشد. این امر تنها با یک برنامه سیاسی طبقاتی کارگری قابل تحقق است. نظام های تابحال موجود همگی در خدمت  مشتی کوچک بود ه اند.  تنها نظام سوسیالیستی که  که با جایگزینی مالکیت عمومی بر وسایل تولید شرایط را برای تغییر انقلابی به سود اکثریت عظیم مردم فراهم می آورد. روشن است بخاطر خصوصیات حاکمیت سرمایه در ایران کنونی  وبویژه روبنای اجتماعی ایران ولایت فقیهی ای، انقلاب مجبور است وظایف مهمی را که ماهیت دمکراتیک دارند در گام های اول حل کند. اما این کار دمکراتیک تحت شرایط  نوین تاریخی  وبا هژمونی مشی عمومی انقلاب سوسیالیستی تحقق می یابد. این همان نقطه نظر مارکس در باره انقلاب دائمی است که پرولتاریا وظیفه تحقق آنرا دارد.

این مقاله در بخش بعدی در باره  سه نکته که جزوی از وظایف است ادامه خواهد یافت

وظیفه حزب سازی و وحدت کمونیست

وظیفه بسط وگسترش تشکیلات کارگری و شرکت فعال کمونیست ها در میان آنها

وظیفه همسو و همراه کردن کلیه نیروهایی را که می شود متحد کرد

ادامه دارد

دیلم

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی