چهارشنبه, ۰۹ مهر ۱۳۹۹

گرگ ها به جان هم افتاده‌اند

انتخابات کنونی ایران  برای بدر بردن رقبای خامنه ای و یکدست کردن کل نظام دیکتاتوری مطلق ولایت فقیه است. ناتوانی احزاب وسازمان های مخالف بویژه چپ وکمونیست وپراکندگی وچند دستگی آنها یکی از عواملی است که چنین گستاخی را  به خامنه ای میدهد. توده های وسیع مردم در جنبش های اعتراضی خود بارها برخاسته اند و برای براندازی خامنه ای ودارودسته اش تا پای جان مایه گذاشته اند. البته اوضاع جهانی وبحران ساختاری سرمایه هم هرج ومرجی را بوجود آورده که دیکتاتور هایی چون خامنه ای می توانند جان سالم بدر کنند. البته یکی از خصوصیات تاریخی سرزمین ما در دوران طولانی دست بدست شدن قدرت از طریق جنگ های درون دربار وخانوادگی ویا ایلات وفرقه ها بوده است.

که  پس از  سرا زیر شدن قدرت های استعماری بویژه در این دویست سال گذشته نقش مهمی در این نوع جابجایی ها داشته اند.  یکی دیگرا زخصوصیات  در تاریخ  بس طولانی ایران قدرت سیاسی  همیشه دست بدست شدنش  با جنگ وخونریزی وکشت وکشتار همراه  بوده و بنظر می رسد اینبار هم با چنین وضعی روبرو هستیم.  رژیم جمهوری اسلامی با  سرکوب مخالفان  طی یک جنگ خونین چند ساله و کشتار وزندانی کردن، خود را مستقر کرد  خامنه ای با حذف گرگان دیگرو پیروزی بر کلیه رقبای  روی رضا شاه ومحمد رضا شاه را سفید کرده است. آنقدراین نظام ولایت فقیه در این زمینه جنایت کارانه عمل کرده که  یکی از ویژگی هایش بلعید ن فرزندان خود انقلاب بوده است.از عزل اولین رئیس جمهور بگیرید تا خفه کردن رفسنجانی در استخر، از اعدام قطب زاده تا خانه نشین کردن منتظری، نه خبری از احمدی نژاد هست ونه خاتمی ومیر حسین موسوی .هر جائی هم کم آورده تروریست های دیگر به کمکش رفته اند و رقبای اورا ازاز همان اوایل انقلاب تابحال از میان برداشته اند.آخریش  ترور  قاسم سلیمانی است که می توانست مهره ای درشت در امر قدرت حکومتی باشد.  چون به سابقه طولانی شیوه کار خامنه ای نگاه کنیم از میان برداشتن یک رقیب نیرومندی که  محبوبیتی  در پایه های طرفداران جمهوری اسلامی وبویژه میان نیروهای مسلح داشت و در دوران بحرانی کنونی می توانست به الترناتیوی برای حفظ نظام باشد  طبعن بردی ارزان وبدون هزینه محسوب می شود. کشتن قاسم سلیمانی به دستور مستقیم رئیس جمهور آمریکا نه در خدمت سیاست براندازی رژیم خامنه ای  بلکه از دید منافع پیروزی انتخاباتی جمهوری خواهان و شخص ترامپ بود.

خیزش آبانماه با اینکه با خشن ترین شیوه های ضد مردمی به فرمان مستقیم خامنه ای فرونشست ، اساسن هدفش گرفتن قدرت نبود، جنبشی از پائین ترین اقشار جامعه بود در اعتراض به  بالا بردن نرخ بنزین . اما چنان بنیادی وریشه ای بر خاست که هراس سراسر حکومت را فرا گرفت .درست بد ین علت بود که خامنه ای  برای سرکوب این جنبش فرودستان خود رأاسا به میدان آمد، از کلیه وسایل، از کلیه اشکال وتشکیلات نظامی استفاده کرد.

این جنبش نقطه عطفی در حرکت توده برای تغییر انقلابی جامعه محسوب می شود. در ارزیابی از آن و چگونگی پاسخ بدان احزاب وسازمان های سیاسی نتایج گوناگونی را عرضه کردند.ا خامنه ای ودارودسته اش هم در مسیر همیشگی سیاست انحصار طلبانه نتیجه گیری خود را کرده است. همه شواهد نشان میدهد خامنه ای ودارودسته اش سیاست  یکدست کردن قدرت حاکمیت را با حذف  اصلاح طلبان حکومتی در پیش گرفته است. ورشکستگی کامل جناح دیگر از خاتمی گرفته تا روحانی  و در یوزگی آنها در دنباله روی از خامنه ای در موقعیت های حساس، وابستگی طبقاتی شان و شریک طولانی دزدی ها و جنایت ها بودن،  از مردم رانده و از طرف خامنه ای، فتنه گر و دزد خوانده میشود. بدین ترتیب یک بخش شعار توده ها اصلاح طلب تمومه ماجرا به دست خود گرگ ها به راستی به پایان نزدیک شده است.

اما طبقه کارگر وفرودستان از این اوضاع چه نتیجه گیری کردند و می کنند ؟.  برخورد طبقاتی و تحلیل بر اساس تئوری  کمونیسم علمی کارگران را هدایت به رسیدن نتایجی می کند که بسود اکثریت عظیم توده های مردم است. حرکت کارگران و اکثریت عظیم مردم براساس جمعبندی از چهل ویکسال حکومت سرمایه داری اسلامی است که فقر وبدبختی کل زندگی آنها را فرا گرفته است، براسا س سرکوب لاینقطع احزاب وسازمان های طرفداران آنهاست که دستگاه های جنایتکار امنیتی اعمال کرده اند. براساس سیاست خارجی تروریستی رژیم است که زیر پرچم اسلام و فتح کربلا یک میلیون جوان ایرانی را به کشتن داده و خود را به ژاندارم اسلامی منطقه تبدیل کرده است. از این موضع رژیم سرمایه داری اسلامی دشمن کارگران وتوده های عظیم مردم است و تنها راه نجات براندازی این نظام و جایگزینی آن با نظامی در خدمت اکثریت یعنی 99 در صد مردم می باشد. این اکثریت باید سرمایه داری کنونی را که بر استثمارشدید  وستم به زنان واقلیت های ملی ومذهبی بناشده است از جلو پا بردارد و وسایل عمده ی تولید را از چنگ  سرمایه داران پس بگیرد و شیوه تولید سوسیالیستی که اساس آن مالکیت همگانی بر وسایل تولید   و  همراه با اداره ی شورائی است جایگزین کند.  انتخابات مهندسی شده درظاهر در  خدمت استراتژی خامنه ایست که رقبای درون نظام را خفه کند.  با یکدست کردن مجلس  ممکن است روحانی را خلع کند البته این امر بستگی به جنبش تحریم انتخابات و مقاومت دارودسته ی اصلاح طلبان دارد. اما گفته ای است که می گویند ادب از کی آموختی پاسخی بس دیالکتیکی داده می شود: از بی ادبان .  یا گفته اند امر بد را می شود به امر خوب تبدیل کرد. همانطور که محمد رضا شاه تلاش کرد و حزب خود ساخته را یکی کند  امروز هم خامنه ای با یکدست کردن قدرت خود پا به همان راهی می گذارد که انتهایش سرنگونی است. امر بدی است که توده ونیروهای انقلابی آنرا به امر خوب  تبدیل می کنند. تحریم کنونی از سوی کلیه احزاب وسازمان ها اولین گامی است در این راه. طبقه کارگر ایران ودیگر نیروهای متحد آن تجربه بیش از صد سال مبارزه متشکل وآگاه علیه بورژوازی وسرمایه داری وامپریالیسم دارد . این آگاهی به آسانی بدست نیامده است . پیشروان آنها همچون شاهرخ زمانی که جانشان را فدا کرده اند توانسته اند  راه   را  بر اساس شرایط مشخص ایران نشاندهند،. متشکل شوند و متشکل  کنند و با دیگر نیروها اتحادی بزرگ وسراسری براساس مشی عمومی انقلاب سوسیالیستی  بوجود آورند. باید برای یکی شدن چپ وکمونیستها بر اساس اصول وبرنامه مبارزه کرد، باید برای  ایجاد تشکلات کارگری وسراسری همه جانبه کارکرد. باید  همراه این دو وظیفه و درست در خدمت آن دو،  برای همسو وهمراه کردن کلیه حرکت ها و جنبش های توده ای اعتراضی. کارکرد..این سه وظیفه چون پره های چرخ باهم اند وباهم می چرخند و چنانچه کادر های آگاه وتوانا قادر شوند این وظایف را به میان کارگران ببرند چون با منافع آنها تطابق دارد به نیرویی تبدیل می شود که بر می خیزد و اینبار بادرایت تر از گذشته متحدتر ومتشکل تر نبر دهای آخرین را با پیروزی به سرانجام می رساند.

دیلم

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی