صدمین سالگرد ایجاد حزب کمونیست ایران
نزدیک صد  سال پیش هشت هزار کارگرمتشکل، زنان ومردان تحت شورای متحد سراسری کارگران ایران با پرچم های سرخ، روز اول ما ه مه، روز همبستگی جهانی کارگری را جشن گرفتند و برای اولین بار در تاریخ مبارزه طبقه کارگر قدرت تشکل وهمبستگی نوینی را به نمایش گذاردند. این رُخداد دوران ساز و تاریخی روش نوینی را برای نجات مردم ایران و طبقه کارگرو زحمتکشان و کلیه ستمدیدگان پیش نهاد. رستاخیزی بود که برای اولین بار در کشوری در شرق خارج از اروپا، در ارتباطی تنگا تنگ با کارگران پیروزمند روسیه به وقوع پیوست. تاریخ جنبش کارگری، کمونیستی وچپ ایران ریشه در سوسیال – دمکراسی که تحت نام اجتماعیون – عامیون فعالیت می کردند در اوایل قرن بیستم دارد. تشکل های کمونیستی چون حزب عدالت و هسته های غیبی وهمت  با شرکت در انقلاب مشروطیت و سپس سازماندهی جنبش های کارگری و دیگر اقشار ستمدیده زمینه را برای ایجاد حزب کمونیست ایران فراهم ساختند. در حقیقت حزب کمونیست ایران ازدرون سال ها مبارزه انقلابی در جوامع در حال تحول آن زمان در منطقه سر کشید. تشکیل دهندگانش در کوران مبارزه ی ایدئولوژیکی که در جنبش کمونیستی جهانی جریان داشت آبدیده شدند و بالاخره در کنگره انزلی تز های اصلی لنین را در باره امپریالیسم و انقلاب در کشورهای تحت سلطه که در کنگره خلق های خاور در باکو در سال 1919 تشکیل شد  در برابر تزهای  انترناسیونال دوم و کائوتسکی پذیرفتند. همین خط مشی انقلابی و رادیکال بود که حزب را  با عزم راسخ انقلابی وارد کارزار کرد و در اولین گام با همکاری با جنبش جنگل به سرکردگی میرزا کوچک خان، نیروهای مسلح انگلیسها را از گیلان بیرون راندند و قدرت سیاسی  مستقل از مرکز و در اتحا د با کشورشورا ها را درمنطقه وسیعی زیر نام " شورای سوسیالیستی ایران "  بنا نهادند.: تجربه ای  تاریخی و اولین کوشش برای استقرار حکومت سوسیالیستی  در خارج از اتحاد شوروی .

بیداری مردم خاور را تا آن زمان استعمارگران به پای تمدن مسیحیت و اروپایی ها می گذاشتند و خود را متمدن وبقیه جهان را وحشی  می نامیدند. در ایران هم نوکران خود را  در حاکمیت برای جا انداختن چنین تصور کاذبی به خدمت گرفته بودند. اما توپخانه انقلاب اکتبر جهان را درده روز دگرگون کرد و در شرق در سرزمین مزدکیان، دربندر انزلی کارگران با تشکیل حزب کمونیستی  نوید پیروزی  را به  توده های وسیع ستمدیده دادند. این راه و پرچم از آن زمان تا بحال همچنان  بعنوان یک بدیل وراه برد برای آزادی و سوسیالیسم نمایان و در اهتزاز بوده است. درصدمین سالگرد کنگره اول حزب کمونیست ایران با تما م افت وخیزها، اشتباهات وسرکوب ها امروز ادامه دهندگان حزب کمونیست ایران همچنان  پرچم سرخ انقلابی طبقه کارگررا  بعنوان یک بدیل اجتماعی بر دوش می کشند و زمینه هر روز برای تحقق برنامه سوسیالیسم فراهم می شود.

حزب کمونیست ایران با چشم انداز روشنی برای انقلاب کردن،  با یکی شدن تشکل های کمونیستی- همت و عدالت،  براسا س اصول وبرنامه  بنیان گذاشته شد. حزبی که کادر ها و اعضای آن با اندیشه های انقلابی بلشویسم در جریان انقلاب کبیر اکتبر و جنگ  داخلی پرولتاریای روسیه علیه ضد انقلاب و قدرت های تجاوز گر کشور های سرمایه داری آبدیده شده بودند. از آن زمان تابحال نمایندگان دو طبقه بورژوازی و پرولتاریا، در نبردهای پی در پی همچنان  به مبارزه ادامه میدهند. طبقه دارا و سرمایه داربا پشتیبانی امپریالیسم در برابر برنامه وبدیل طبقه کارگر مقاومت کرده وبا هر وسیله ممکن خرافات و دین، تو پ وتفنگ، شکنجه وزندان راه پیشروی طبقه کارگر و کمونیست ها را سد کرده است. این ازماهیت تسلط گر سرمایه و منطق نمایندگان سیاسی ارتجاعی در جامعه ما  برمی خیزد. با تمام انحراف بزرگی که پس از شهریور بیست  پایه گزاران حزب توده ایران در جنبش کارگری  بوجود آوردند و بجای ادامه مشی انقلابی حزب کمونیست، حزب توده ایران را با  پلاتفرم رفرمیستی پایه ریزی کردند و یکی از فرصت های تاریخی که پس از پیروزی جنگ ضد فاشیسم نصیب بشریت مترقی شده بود را از دست دادند. دو دهه طول کشید، تا مبارزات درونی وبیرونی کمونیستها با این گرایش رفرمیستی ، باردیگر گرایش انقلابی در مبارزات طبقه کارگر فائق آید. طبقه کارگر ایران امروز در صحنه ی واقعی مبارزه طبقاتی بمثابه بدیلی واقعی، با پیشروان خود در حال تدارک انقلابی با برنامه سوسیالیستی است. باید بخاطر بسپاریم وفراموش نکنیم که هزاران سوسیالیست و کمونیست در این صد سال همچنان وفادار به این طبقه همان راه وهمان پرچم را به دست گرفته، نسل اندر نسل به ادامه دهندگان راه پر افتخا رشان تحویل داده اند. ادامه دهندگان راه حزب کمونیست  قادر شدند مرز میان استثمار شدگان و استثمار کنند گان را روشن کنند  و امروز در صحنه سیاسی می بینیم که طبقه کارگرو تشکلات مستقل آنها توانسته اند خود را بعنوان آلترناتیو   برای نجات جامعه از این وضع معرفی کنند. در مقابل طبقه بورژوازی سیر قهقرا یی را  طی کرده و به ساز سیاست جهانی امپریالیستی رقصیده است و امروز به طبقه ای منفور، وچپاولگرتر در نظام جمهوری اسلامی فرومانده تبدیل شده است.

خط مشی سیاسی درست ضامن پیروزیست

در اینجا برای نشان دادن نقش واهمیت  خط مشی عمومی در شکست وپیروزی یک حزب اشاره ای داریم  به شرایط ایجاد حزب درچین وایران که هر دو در یک زمان اتفاق افتاده است .طبق تجربه حزب رنجبران وجمعبندی های حاصله از آن  دست یافتن به خط مشی عمومی سیاسی منطبق با خصوصیات  مشخص آن حلقه زنجیریست که کل زنجیر را در دست می توان گرفت. در چین حزب کمونیست پس از ده سال پراتیک وشکست های بزرگ بالاخره  قادر می شود قوانین واصول عام را با خصوصیات چین   تطبیق دهد و لی  در ایران حتی تا امروز کمونیستها قادر به دست یافتن به چنین خط مشی عمومی منطبق با خصوصیات  مشخص جامعه نشده اند و این خود یکی از دلایل اساسی پراکندگی و چند دستگی آنهاست. شرایط متفاوت جوامع، تحلیل درست ومطابق با واقعیات و مهمتر پیشبرد درست مبارزه روی خط مشی درست انقلابی نقش تعیین کننده ای در شکست یا پیروزی حزب و نتیجتا انقلاب دارد.

درچین مائوتسه دون از نقش جنبش دانشجوئی  چهارم ماه مه 1919 بعنوان یک حرکت بزرگ تاریخی نام می برد که توانست زمینه را برای ایجاد حزب کمونیست چین فراهم آورد. کنگره حزب کمونیست چین در شانگهای با عضویت 54 کمونیست و شرکت 12 نماینده تشکیل می شود. در ایران ما این جنبش آگاه ومتشکل کارگریست که در بستر خود و بدست کادر های آن  حزب کمونیست ایران  را با عضویت دوهزار نفر، در کنگره انزلی  در ژوئن 1920 تاسیس می کنند. اکثریت نمایندگا نش از پیشروان جنبش کارگری بودند و کادرهای حزب سابقه شرکت در انقلاب مشروطیت را داشتند. آنها کسانی بودند که ستارخان وباقر خان سرداران ملی ایران به سر آنها قسم می خوردند. کادر هایی که به رهبری انتخاب شدند انقلابیون حرفه ای، فعالان وکادر های سوسیال – دمکراسی، هسته های غیبی، تشکیلات کمونیستی همت و عدالت بودند.

سرمایه داری ایران نه از خود جوشی طبیعی اقتصاد بومی بلکه طبق نسخه  دیکته شده ی خارجی که ضرورت ایجاد یک حکومت مرکزی را برای جلوگیری گسترش نفوذ کمونیسم ایجاب می کرد شکل گرفت.در نتیجه بورژوازی هم بعنوان یک طبقه تنها بازور و دیکتاتوری سلطنتی ویا ولایت فقیه مطلقه با هدایت و پشتیبانی امپریالیسم می توانست قدرت سیاسی را در دست خود نگهدارد.درست بدین خاطرهردوی این نظام های سیاسی نه درفکرمردم و مملکت بودند و نه  آزادی خواه. وظیفه حکومت خدمت به مشتی کوچک و پیروی از  خط تعیین شده امپریالیستها بود و هست. هر گاه وهر زمان حکومتی از این خط قرمز عبورکرده و یا گرایش ملی در آن تقویت شده امپریالیستها دخالت کرده و تا حد براندازی وکودتا پیش رفته اند. آنچه امروز بنام حکومت ایران داریم طبق همان نقشه اولیه وزارت امور خارجه انگلیس لرد کرزن پایه ریزی شده است :  درست پس از شکست امپریالیستها در جنگ داخلی علیه بلشویک ها، طرح ایجاد ایران ناسیونالیستی را وزارت امور خارجه انگلیس ریخته و رضا خان میرپنج  را طی کودتایی به تخت کیانی نشاند. این سیاست تجاوز گرانه همچنان ادامه یافت. کودتای 28 مرداد 32  علیه حکومت مصدق و سرکوب  جنبش کارگری وزندانی و اعدام کردن کمونیستها و نیروهای آزادیخواه و زمانی دیگر هنگامی که محمد رضا  پهلوی هم دیگر دربرابر خیزش جنبش کارگری و توده ها تاب مقاومت را نداشت، برای جلوگیری از پیروزی انقلابی اجتماعی به اسلام و خمینی رو آوردند. چنین است ماهیت طبقه بورژوازی ایران.
 پس از سرکوب خونین دهه شصت و از میان رفتن کادرهای برجسته ی احزاب وتشکل های کمونیستی یک جریان انحلا ل طلبی و نفی گرائی در بقایای تشکل ها بوجود آمد که سلاح انتقاد علمی را برای اصلاح و پیشروی به جلو، به گلوله های زهر آلود برای کشتن بیمار تبدیل کردند. بجای تحلیل مشخص از وضع مشخص و یافتن علل مشخص، بویژه نقد خط مشی های انحرافی اصول را زیر سوال بردند وبعدهم خود را با جدا شدن ها وکناره گیری کردن رها ساختند . امروز این گرایش اپورتونیستی نفی کلیه دستاوردهای کل جنبش کارگری جهان وایران، به سد یکی شدن نیروهای چپ وکمونیست در حزبی واحد  بر اساس اصول وبرنامه مشخص  تبدیل شده است. بدون مبارزه ای همه جانبه ایدئولوژیک  با این بیماری خرده بورژوازی در صفوف جنبش کارگری و کمونیستی وچپ  پراکندگی وجدایی ها حرف اول را خواهد زد. هر گونه نوسازی در افکار انقلابی و در جنبش کنونی کارگری و کمونیستی ایران در خدمت ایجاد حزب کمونیست واحد باید از همین نکته  یعنی شناخت واقعی از جنبش کارگری، درس آموختن از تجارب آن و تاکید روی دستاوردها شروع شود.درست بخاطر شناخت اشتباه فوق که مانند ابری سیاه حاکم بر آسمان این تشکلات است که هر روز نقش طبقه کارگر و پیشروان وفعالینش در مبارزات جاری در یکی شدن کمونیستها و تشکلات پراکنده آنها زیادتر و برجسته تر می شود. تاریخ لبریز از مقاومت ومبارزه ای که با تمام سرکوب ها،  تشکل  های مستقل کارگری خود را بوجود آورده و رهبران آنها در سطح سراسری و حتی در سطح جهانی شناخته شده ومورد پشتیبانی کارگران جهان و مردمان آزادیخواه هستند، نشانی است از بالا رفتن آگاهی طبقه کارگر ایران و عمل کردن در صحنه اجتماعی چون یک طبقه. کمونیسم در ایران توسط رضا شاه نزدیک یک قرن پیش، دقیقتر در سال 1310 غیر قانونی اعلام شد و گروه معروف به پنجاه وسه نفر را درست بخاطر تبلیغ نظرات کمونیستی زندانی کردند و دکتر ارانی از کادر های حزب کمونیست ایران را کشتند. روزبه ومبشری هارا تیر باران کردند، جزنی ها و خسرو صفایی هارا  در دوره محمد رضا شاه  بهمان روشی که همین سا لها ستار بهشتی ها وشاهرخ زمانی ها را می کشند، کشتند، اما  جنبش کارگری ایران  امروز بار دیگر لرزه به اندام حاکمان بورژوا انداخته است و الترناتیو کارگری هر روز بیشتر بعنوان بدیلی واقعی وعملی در جامعه پذیرفته می شود.

تاریخ جنبش کارگری – کمونیستی و تجارب حاصل از آن وجود و ضرورت یک حزب کمونیست سرتاسری در ایران را به یک امر ممکن و عاجل تبدیل کرده است به این دلیل بایستی ،

با  یکی شدن تشکل های کمونیستی، براساس اصول وبرنامه منطبق با شرایط مشخص ایران تحقق بخشید وپرچم حزب کمونیست سراسری و یکپارچه را با خط مشی عمومی راستین انقلابی بار دیگر پیروزمندانه به اهتزاز در آورد.

زناده بادسوسیالیسم

سرنگون باد نظام سرمایه داری حجمهوری اسلامی

پیش به سوی ایجاد حزب  کمونیست واحد و سرتاسری در ایران

مرگ برامپریالیسم

حزب رنجبران ایران

ژوئن 2020

اعلامیه و اطلاعیه‌ها