کنگره دوم حزب رنجبران ایران پس از تدوین بیانیه دومین کنگره، به کمیته مرکزی منتخب خود وظیفه داد تا علل اشتباهات حزب را بر مبنای مصوبات ذکر شده تنظیم و انتشار دهد.
لذا بعد از کنگره دوم حزب بیانیه انتشار یافت و مدتی بعد هم قطعنامه علل اشتباهات حزب توسط کمیته مرکزی تنظیم و منتشر گردید.   
ما هر دوی این اسناد را در این سایت در اختیار پروهشگران تاریخ جنبش  کمونیستی قرار می‌دهیم

*********

 

پرولتاریای جهان متحد شوید

das

 

بیانیه دومین کنگره حزب رنجبران ایران

مهر ماه ۱۳۶۳

 

کارگران، دهقانان، زحمتکشان و رفقا!

دومین کنگره حزب رنجبران ایران در نیمه دوم مهر ماه ۱۳۶۳، با گذشتن از مبارزه‌ای سخت و خونین با دشمنان طبقاتی بیرونی و مبارزه‌ای بغرنج و پیجیده در زمینه‌ی ایدئولوژیک - سیاسی و تشکیلاتی درونی، برگزار شد.

بی تردید با پافشاری رهبری، کادرها، اعضاء و هواداران حزب روی موضع، نقطه نظر و اسلوب مارکسیستی - لنینیستی، روی مشی مقاومت و پایداری تا به آخر، دست زدن به مبارزه‌ی مسلحانه، وفاداری به طبقه کارگر و ایمان به حتمیت انقلاب، چنین نشستی تحقق یافت.

اهمیت کنگره برای حزب ما تنها در این نیست که از آزمایش سخت و خونین در مبارزه علیه جمهوری اسلامی و هم چنین مبارزه ایدئولوژیک بغرنجی پیروزمندانه بیرون آمده بلکه در این نیز هست که با درس گیری از تجارب گذشته به اوضاع کنونی و راه آینده‌ی حزبمان پاسخ می‌دهد، اوضاعی که طبقه کارگر و پیش روان کمونیست آن به عنوان تنها بدیل مترقی و پیشرو در برابر طبقات بورژوا - ارتجاعی حاکم و امپریالیسم ایستاده و برای رهبری توده‌های وسیع خلق در پیروزی بر ضد انقلاب حاکم و استقرار جمهوری دموکراتیک خلق مبارزه می‌کنند.

دومین کنگره پس از تدارک درون حزبی، بر اساس دموکراسی و انضباط و پاافشاری روی:

-  داشتن استقلال اندیشه و توجه به پراتیک انقلاب ایران،

-  جستجوی حقیقت از میان واقعیات،

-  برخورد به خطاها و اشتباهات برای درس گیری و اجتناب از آن‌ها در آینده، برگزار شد.

اهم مصوبات، تصمیمات و تاییدات کنگره عبارتند از:

  • تایید گزارش کمیته مرکزی که عمدتا جمعبندی از عملکرد حزب بود.
  • تصویب سندی به نام «خطاها و اشتباهات، شرایط و علل آن‌ها»
  • تصویب اساسنامه
  • تایید برنامه
  • انتخاب کمیته مرکزی

کنگره دوم درباره خطاها و اشتباهات یادآور شد:

بررسی تزهای کنگره اول و عملکرد یازده ماهه متعاقب آن نشان می دهد که انحراف عمده، انحراف رویزیونیستی یعنی روند راست و بورژوایی در حزب بوده است.

تظاهر تئوریک - سیاسی این انحراف به قرار زیر است:

-  کم بها دادن به مبارزه طبقاتی درون جامعه و عمده کردن مبارزه ضد امپریالیستی،

-  پیروی از سیاست همگرائی طبقاتی، تأکید یکجانبه روی وحدت با بورژوازی ملی و نادیده گرفتن جنبه‌ی ارتجاعی، ضد کمونیستی و ضد دمکراتیک آن،

-   فاز تراشی در روند انقلاب دمکراتیک نوین و واگذاری رهبری انقلاب در این فاز به خرده بورژوازی و بورژوازی متوسط و از این طریق نفی مبارزه پرولتاریا برای کسب قدرت سیاسی و استقرار جمهوری دمکراتیک خلق،

-   پشتیبانی از نیروهای مسلح طبقات حاکم، تشویق آن‌ها به نوسازی و بسط و گسترش آن‌ها، به جای تبلیغ ضرورت تسلیح طبقه کارگر و توده‌های زحمتکش، داشتن خیال واهی نسبت به دمکراسی بورژازی و عدم تدارک جدی برای مقابله‌ی مسلحانه و قهرآمیز با دشمنان طبقاتی پرولتاریا،

-  کنار گذاشتن موضع اصولی پشتیبانی از حق ملیت‌های تحت ستم ایران در تعیین سرنوشت خود تا حد جدائی و تشکیل دولت مستقل خود، به بهانه‌ی خطر دو ابر قدرت و عمال آن‌ها و در پیش گرفتن سیاست پشتیبانی از بورژوازی شووینیست حاکم که به سرکوب خلق‌های تحت ستم دست زده بود.

در زمینه تشکیلاتی نیز کنگره روی عدم اجرای صحیح اصل مرکزیت - دموکراتیک انگشت گذاشت.

کنگره دوم شرایط بروز خطاها و اشتباهات را مورد بررسی قرار داد و یاد آور شد:

در شرایط داخلی: فعال شدن بورژوازی ملی و قرار گرفتن آن در رأس جنبش عظیم توده‌ای، همسو و همگرا شدن طبقات مختلف در مبارزه علیه رژیم سلطنتی، ضعف پرولتاریا از نظر تشکل و خود آگاهی طبقاتی و پراکندگی صفوف جنبش کمونیستی ایران و فقدان برنامه صحیح مارکسیستی - لنینیستی،

در شرایط بین‌المللی: وجود حرکت استقلال خواهی در سطح جهان و تشتت در جنبش کمونیستی و کارگری بین‌المللی ناشی از اختلافات درونی آن و اخلال رویزیونیسم مدرن،

ترکیب طبقاتی حزب: که عمدتا از منشأ خرده بورژوازی بود و ضعف آن در پیوند با طبقه‌ی کارگر و توده‌ها و مبارزات و جنبش‌های آنان.

در مورد علل ایدئولوژیک - تئوریک بروز خطاها و اشتباهات، کنگره روی دو نکته اساسی زیر تأکید کرد:

-   کم بها دادن به مبارزه طبقاتی، تبلیغ سازش طبقاتی، در این رابطه کم بها دادن به پرولتاریا و نیروهای وابسته به آن و پر بها دادن به قدرت بورژوازی،

-   دنباله روی از توده‌ها و ارائه نکردن حزب به عنوان بدیل پیشرو.

کنگره تأثیر «تئوری سه جهان» را در بروز این خطاها و اشتباهات چنین ارزیابی کرد: تحت تأثیر «تئوری سه جهان» در سطح داخلی تضادهای طبقاتی جامعه را نادرست ارزیابی کردیم و به جای مبارزه با مرتجعین حاکم و سرنگون کردن آن‌ها به آنان به عنوان دوست انقلاب برخورد نمودیم. کنگره اعلام کرد تا جمعبندی و نتیجه‌گیری کامل از بحث‌های درون حزبی در مورد «تائوری سه جهان»  که باید حداکثر تا یکسال آینده صورت گیرد و بر اساس آن موضع حزب صریحا نسبت به این «تئوری» مشخص شود، حزب از آن دفاع نمی‌کند و رفقای حزبی می‌توانند نظرات خود را له و یا علیه آن در داخل و خارج حزب بیان دارند.

سیر مبارزه برای تصحیح خطاها و اشتباهات در عمل و تئوری:

از انجا که حزب از یک موضع مارکسیستی - لنینیستی به وجود آمد و در صفوف آن کادرها و اعضاء با تجربه‌ی مبارزه علیه امپریالیسم، ارتجاع و رویزیونیسم مدرن بودند، از همان آغاز حتی در کنگره اول انتقاد از تزهای اساسی کنگره شروع شد و تدریجا در جریان عمل انتقادات قوت گرفت و در ارگان‌های رهبری بازتاب یافت، تا این که بالاخره پلنوم پنجم کمیته مرکزی (بهمن ماه ۱۳۵۹)، یازده ماه پس از تشکیل حزب، به طور آشکار حزب را در تقابل با جناح بورژوازی مسلط در حاکمیت قرار داد و سیاست مشت در مقابل مشت و به کار برد قهر در برابر آن‌ را مشخص نمود.

مشی پلنوم پنجم کمیته مرکزی در کلیه سطح حزب با استقبال روبرو شد و تشکیلات حزب را در جهت تدارک مبارزه‌ی مسلحانه و تقویت کار مخفی در مبارزه علیه حاکمین کشاند و از این طریق ضربه‌ی محکمی به انحراف رویزیونیستی وارد ساخت.

اما مبارزه بین دو خط مشی، میان مارکسیسم - لنینیسم و اپورتونیسم در شرایط جدید ادامه یافت و مسیر پر پیچ و خمی را طی کرد. مضمون اساسی این مبارزه عبارت بود از:

-    مبارزه بر سر برخورد به خطاها و اشتباهات، جمعبندی همه جانبه از تئوری و پراتیک حزب با هدف درس گیری از اشتباهات گذشته برای اجتناب از آن‌ها در آینده،

-    مبارزه بر سر قانونیت حزبی و رعایت موازین تشکیلاتی یا «مشروعیت» طلبی و انشعابگری.

نشست دفتر سیاسی کمیته مرکزی در بهمن ماه ۱۳۶۱ با پافشاری روی مارکسیسم - لنینیسم و انتقاد و طرد اپورتونیسم راست انشعابگران، از کلیه رفقای حزبی خواست تا با جمعبندی از گذشته و ادامه مبارزه ایدسولوژیک درون حزبی بر اساس موازین تشکیلاتی، در تئوری و عمل برای برگزاری دومین کنگره کوشش و مبارزه کنند.

دستاوردهای دومین کنگره در حقیقت پاسخی است به جریان نسبتاً طولانی و بغرنج مبارزه‌ی درون حزبی که پیروزی مارکسیسم - لنینیسم - اندیشه مائوتسه‌دون را بر انحراف رویزیونیستی کنگره اول و اپورتونیسم راست انشعابگر، اعلام داشته و نشاندهنده‌ی آن است که حزب رنجبران ایران کوشیده تا تجارب را جمعبندی نماید، درس‌های ضروری را فرا گیرد و بی هراس از دشمنان طبقاتی و امپریالیسم راه گلگون شده با خون شهیدان کمونیست و انقلابی را با درایت و شجاعت ادامه داده و برای پیروزی دمکراسی نوین، سوسیالیسم و کمونیسم مبارزه نماید.

مواضع اساسی دومین کنگره:

کنگره تأکید کرد حزب رنجبران ایران جزئی از جنبش کمونیستی و یکی از تشکلهای مارکسیستی - لنینیستی ایران است که با حرکت از مصالح عالی پرولتاریا (سوسیالیسم و کمونیسم) در جهت:  ایجاد سازمان سیاسی پیشرو طبقه کارگر ایران (حزب کمونیست)، رهبری طبقه کارگر و توده‌های خلق کلیه ملیت‌های ایران برای پیروزی در انقلاب دموکراتیک نوین (سرنگونی قهرآمیز طبقات ارتجاعی، درهم شکستن ماشین دولتی آن‌ها و برقراری جمهوری دموکراتیک خلق - به عنوان برنامه حداقل پرولتاریا)؛ گذار بلاوقفه به انقلاب سوسیالیستی (نابودی سرمایه‌داری و ساختمان سوسیالیسم تحت دیکتاتوری پرولتاریا - به عنوان برنامه حداکثر پرولتاریا)، مبارزه می‌کند. هدف نهائی حزب نیل به جامعه بدون طبقه، بدون استثمار و ستم طبقاتی یعنی جامعه کمونیستی است.

تئوری راهنمای حزب در کلیه‌ی فعالیت‌های آن مارکسیسم - لنینیسم - اندیشه مائوتسه‌دون است. دفاع از تئوری و تلفیق آن با شرایط مشخص جامعه، درس آموزی از تجارب ۷۰ ساله‌ی جنبش کمونیستی و کارگری ایران، طرد افکار و گرایشات غیر پرولتری و مبارزه با نظرات و مکاتب ضد مارکسیستی و غیر مارکسیستی یکی از وظائف اساسی و تخطی ناپذیر حزب در تضمین و تحکیم وحدت درونی حزب و وحدت جنبش کمونیستی و کارگری می‌باشد.

حزب باید به پرولتاریا و توده‌های وسیع خلق خدمت کند، آن‌ها را در سطوح مختلف متشکل سازد، روی راه انقلاب مسلحانه توده‌ای و ایجاد ارتش کارگران - دهقانان، پافشاری نماید.

حزب باید دارای یک خط مشی تشکیلاتی مارکسیستی - لنینیستی بوده، از اصل مرکزیت - دموکراتیک یعنی وجود درجه‌ی بالائی از مرکزیت بر اساس دموکراسی و درجه‌ی بالائی از دمکراسی تحت هدایت مرکزیت، با توجه به مضمون «از توده‌ها به توده‌ها» پیروی نماید. رهبری  حزب باید در کلیه‌ی فعالیت‌ها به اعضای حزب تکبه کند، شراطی فراهم آورد تا انتقادات و نظرات اعضاء ابراز شده و زمینه برای شکوفائی استعداد و توانائی‌ها فراهم گردد.

تشکیلات حزب باید در میان کارگران، زحمتکشان شهر و ده گسترش یابد و به کار در میان ملیت‌های تحت ستم و ایجاد تشکیلات حزبی در میان کارگران و زحمتکشان این ملیت‌ها توجه خاص مبذول دارد.

حزب باید سازمان انقلابیون حرفه‌ای یعنی تشکیلات کادرها باشد، کادرهائی که از میان صفوف کارگران و زحمتکشان پیشرو ملیت‌های مختالف برخاسته، آموزش دیده، تجربه یافته و در نبردهای طبقاتی آبدیده شده‌اند.

حزب باید روی سه سبک کار مارکسیستی: تلفیق تئوری با پراتیک، پیوند فشرده با توده‌ها و انتقاد و انتقاد از خود، پافشاری کند.  

حزب باید به مبارزه ایدئولوژیک درونی و نوسازی دائمی خود توجه نموده و این مبارزه را بر اساس نکات زیر سازماندهی و هدایت کند:

-   تمایز گذاری صریح و روشن میان دو نوع تضاد ماهیتا متفاوت (درون خلق و بین خلق و دشمن)،

-   پیروی از موازین و انضباط تشکیلاتی،

-   بکار برد شیوه «وحدت - مبارزه - وحدت»،

-   حرکت از واقعیات و جستجوی حقیقت از میان آن‌ها،

-   جمعبندی تجارب در پرتو تئوری راهنما.

موضع بین‌المللی: حزب ضمن پشتیبانی قاطع از مبارزات طبقه کارگر کشورهای مختلف و جنبش‌های آزادیبخش در مبارزه علیه امپریالیسم، بورژوازی و ارتجاع تأکید دارد که بزرگترین وظیفه‌ی انترناسیونالیستی حزب انقلاب کردن در ایران می‌باشد.

حزب معتقد  است این وظیفه را باید با اتکاء به نیروی کارگران و زحمتکشان و خلق‌های سراسر کشورِ با اتکاء به نیروی خود و اندیشیدن مستقل و مبارزه با دنباله روی، با تلفیق مارکسیسم - لنینیسم - اندیشه مائوتسه‌دون به شرایط مشخص جامعه‌ی ایران، تحقق بخشد. حزب در شرایط کنونی «مرکز»ی را در جنبش بین‌المللی قبول ندارد ولی برای وحدت دادن به صفوف این جنبش مبارزه می‌کند.

اوضاع کنونی و وظائف حزب:

کنگره مؤکدا یادآور شد: دولت سازمان طبقات استثمارگر و ستمگر حاکم - بورژوازی، زمینداران بزرگ و بقایای اربابان و سران عشایر که از طرف امپریالیسم پشتیبانی می‌شوند، می‌باشد. قدرت مسلط و هدایت کننده را در حاکمیت، بورژوازی تشکیل می‌دهد.

بورژوازی با پشتیبانی امپریالیسم، در تحکیم قدرت سیاسی خود ماشین دولتی‌اش را گسترش داده و بر ستمگری آن افزوده است. امروز حاکمین در جامعه ایران نه تنها بزرگترین سرمایه را در دست خود دارند بلکه از بوروکراسی عظیم نظامی - اداری و دستگاه‌های قضائی و زندان‌های بیشماری برخوردارند.

سیستم دولتی در ایران استبداد مطلقه تا حد دیکتاتوری فردی است که قبلا در شکل رژیم سلطنتی و امروز در شکل رژیم ولایت فقیه خود را بر جامعه تحمیل می‌کند.

تضادهای بزرگ کنونی جامعه ایران عبارتند از:

تضاد بین طبقه کارگر و بورژوازی.

تضاد بین طبقه کارگر و سایر توده‌های خلق با امپریالیسم

تضاد بین دهقانان و سایر توده‌های خلق با بقایای فئودالیسم و دیگر شیوه‌های تولید ماقبل سرمایه‌داری

تضادهای درونی حاکمین

تضاد بین ملل ستمدیده‌ی ایران با شووینیسم ملت فارس حاکمین.

این تضادها به طور ملموسی به چشم می‌خورند و حِدّت می‌یابند.

وجود تضادهای مختلف، تأثیر آن‌ها بر یکدیگر و ترکیب آن‌ها با هم سیمای بغرنج و پیجیده‌ای را به انقلاب جامعه ایران داده و نیروهای متخاصم را عملا به دو اردو تقسیم کرده است:

اردوی انقلاب شامل طبقه کارگر، دهقانان، سایر توده‌های زحمتکش و سایر اقشار خرده بورژوازی میگردد که در رأس آن پرولتاریا قرار دارد.

اردوی ضد انقلاب شامل بورژوازی بزرگ (دولتی و خصوصی)، مالکین ارضی، اربابان و رأسای عشایر میگردد که در رأس آن بورژوازی قرار دارد.

بورژوازی متوسط در بین دو اردوی انقلاب و ضد انقلاب در نوسان است. تاریخ کشور ما نشان می‌دهد که بورژوازی ملی به طور عمده موضع ضد کمونیستی اتحاذ نموده، برای محدودیت جنبش کارگری و کمونیستی فعالیت کرده و به هنگام رسیدن به قدرت همچون بقیه‌ی طبقات حاکم در سرکوب کمونیست‌ها و زحمتکشان شرکت نموده است.

بنابراین تضاد عمده‌ی جامعه کنونی ایران را ترکیبی از تضادهای بالا تشکیل می‌دهد که در یکطرف آن حاکمین و در طرف دیگر پرولتاریا و سایر توده‌های خلق قرار دارند.

وظیفه مرکزی انقلاب، سرنگونی مسلحانه رژیم جمهوری اسلامی و استقرار جمهور دمکراتیک خلق است.

در خدمت این وظیفه مرکزی، چهار وظیفه‌ی اساسی قرار دارند که کلیه کمونیست‌ها برای تحقق آن‌ها باید بکوشند.

این وظایف عبارتند از:

۱- مبارزه مسلحانه را گسترش داده و به ایجاد نیروی مسلح یا توسع‌ی آن تا ایجاد ارتش سرخ کارگران - دهقانان به رهبری طبقه کارگر دست زنند.

۲- به امر پیوند، سارماندهی و رهبری مبارزات توده‌ای به ویژه مبارزه کارگران، دهقانان و دیگر زحمتکشان شهر و ده بپردازند. این مبارزات را با مبارزات مسلحانه پیوند داده و همسو سازند.

۳- برای تحقق بدیل کمونیستی که تنها بدیل مترقی و انقلابی و ضامن تحقق دمکراسی، آزادی، پیشرفت و ترقی، صلح و رفاه برای طبقات استثمار شونده و ستمدیده و ملیت‌های تحت ستم، زنان تحقیر شده جامعه و میهن پرستان واقعی است، یعنی بدیل دموکراسی نوینِ مبارزه کنند. بدیل‌های بورژوائی و خرده بورژوائی سرابی بیش نیستند، تا به حال چندین بار تجربه شده‌اند، انقلاب را به شکست و توقف در نیمه راه کشانده‌اند و واپسگرا می‌باشند.

۴- مبارزه برای وحدت بخشیدن به صفوف جنبش کمونیستی ایران که هم اکنون به صورت تشکل‌های پراکنده موجودند، یکی دیگر از وظائف اساسی کمونیست‌ها را تشکیل می‌دهد. حزب ما ضمن پیشبرد وظائف خود به طور مستقل برای همکاری با دیگر نیروهای چپ بر روی تحقق این وظائف کوشش مینماید و به خاطر ایجاد حزب کمونیست واحد ایران، مبارزه ایدئولوژیک را در زمینه‌ی اصول و مواد اساسی برنامه و تاکتیک مصوبه‌ی کنگره دوم خود به جلو می‌برد.

کنگره در پایان روی پیاده کردن تصمیمات و مصوبات فوق تأکید کرد و یاد آور شد که آن‌ها هنگامی ارزش واقعی خود را می‌یابند که با مبارزات توده‌ها تلفیق یافته و طبقه‌ی کارگر و توده‌های زحمتکش صحت و سقم آن‌ها را در عمل بیازمایند. دشمن طبقاتی موقتا قوی است و از لحاظ نظامی بر نیروهای انقلابی برتری دارد. از این لحاظ باید آن‌ را جدی گرفت و به هیچ وجه در زمینه‌ی تاکتیک دچار شتابزدگی و روحیه‌ی کسب پیروزی سریع نشد. در عین حال باید عمیقا درک کرد که رژیم جمهوری اسلامی از درون پوسیده است و اکثریت طبقه‌ی کارگر، زحمتکشان و توده‌های مردم را علیه خود برانگیخته و از این لحاظ باید آن‌ را غولی پاگلی دانست و با عزم پرولتری به مبارزه علیه آن ادامه داد.

کنگره از کلیه‌ی رفقای حزبی، کلیه‌ی کمونیست‌های ایران خواست تا به دفاع از مارکسیسم - لنینیسم برخیزند، ارتداد، انفعال، انفراد منشی ضد تشکیلاتی، همنوائی با جریانات بورژوائی چون سوسیال - دموکراسی و رویزیونیسم مدرن و شبه تروتسکیسم را مورد انتقاد و طرد قرار دهند.

کمونیست‌ها باید سربلند و پر افتخار از سنن مبارزاتی و انقلابی جنبش کمونیستی و کارگری جهان و ایران دفاع نموده و به حملات بورژوازی در نفی آن، در زیر هر پوششی که باشد، به طور قاطع پاسخ دهند.

کمونیست‌ها باید همچنان روی مبارزه‌ی مسلحانه و گسترش آن پافشاری نموده و برای پیوند با مبارزات طبقه‌ی کارگر و توده‌های وسیع خلق و جنبش‌های ملی کوششی همه جانبه کنند.

طبقه کارگر ایران دارای سنن انقلابی و نقش تاریخی در رهبری انقلاب است. بدیل و راه طبقه کارگر تنها بدیل و راه نجات دهنده و مترقی می‌باشد. پیروزی طبقه کارگر حتمی است.

زنده باد مارکسیسم - لنینیسم - اندیشه مائوتسه دون!

زنده باد سوسیالیسم و کمونیسم!

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی، برقرار باد جمهوری دمکراتیک خلق!