سرای تمدن
.
 دیوار رخنه داری و طاقی شکافته  پوشیده سقف آن همه از تار عنکبوت
 هر گونه مور و مار در آن راه یافته  صحن‌اش پر از مهابت و تاریکی و سکوت
 برجی قدیم و کهنه و پوسیده و بلند  ازکان آن شکسته و از هم گسیخته
 هر گوشه قطعه - قطعه ستونهای ارجمند  از جای خود برآ»ده بر خاک ریخته
 در سر ستون و سردر و ایوان و سقف آن  با خط زر نوشته هزاران کتیبه‌ها
 اما سیاه گشته و یکسر شده نهان  در زیر دود آن همه آثار بر بها
 ها، یک کتاب پاره!  بخوانیم از آن کتاب
 شاید شود پدید که این خانه ملک کیست....  پوسیده....
 آه، بلکه بود چشم من به خواب آن خانه‌ای که نور فشاندی به کائنات
 از بهر این سرای فلک سای پر شکست  نبود به غیر راه لنینی راه نجات

ابوالقاسم لاهوتی