پنجشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۹

کابوس مالی در حال ورود (۲)

کابوس مالی در حال ورود: این چنین است زندگی در رویای آمریکا (۲)

توسط جان دبلیو وایتهد، تحقیقات جهانی – ۲۶ فوریه ۲۰۱۲۰

به این ترتیب ، مجتمع صنعتی نظامی حتی ثروتمند‌ترهم می‌شود و شهروندان مالیات دهنده آمریکایی مجبور می‌شوند حتی بیشتر بودجه برنامه‌هایی را تقبل کنند که نمی‌تواند نقشی در کمک به تقویت زندگی ما، تضمین شادی و بهزیستی ما یا تضمین آزادی‌های

ما داشته باشد. حتی دوایت دی. آیزنهاور در سخنرانی سال 1953 هشدار داد:

هراسله‌ای که ساخته می‌شود، هر ناو جنگی که روانه دریاها می‌شود، هر موشک شلیک شده به معنی نهائی دزدی از کسانی‌‌ست که گرسنه می‌شوند و تنگدست می‌شوند، کسانیکه در سرما می‌لرزند و لباس و جای گرم ندارند. این جهان غرق شده در اسلحه. این کشور تنها پول خرج نمیکند. این کشور در حال خرج کردن عرق کارگران خود است، نبوغ دانشمندان و امید‌های فرزندانش. هزینه یک بمب افکن سنگین مدرن به قرار زیر است: یک مدرسه آجری مدرن در بیش از ۳۰ شهر این کشور. دو نیروگاه الکتریکی‌ست، که هر یک به یک شهر ۶۰ هزار نفری خدمت می‌کنند. دو بیمارستان خوب و کاملا مجهز. شامل ۵۰ مایل آسفالت بتونی‌ست. هزینه یک جنگنده به تنهایی برابر است با نیم میلیون پوند از گندم. ما هزینه خانه‌های جدید را که می‌توانند ۸۰۰۰ نفر را در خود جای دهند، را تنها برای یک ناوشکن هزینه می‌کنیم. تکرار می‌کنم، این بهترین راه زندگی در جاده ای است که جهان در پیش گرفته است. این سبک کار به هیچ وجه به معنی واقعی زندگی نیست. بشریت که در زیر ابر جنگ تهدید آمیز قرار گرفته، از یک صلیب آنی آویزان است. {...} آیا راه دیگری برای زندگی در این جهان وجود دارد؟

این هنوز هیچ راه عقلانی برای زندگی در این جهان نیست.

با این حال، فقط این جنگهای بی پایان دولت نیستند که جیب ما را خالی می‌کند.

ما هم چنین مجبور می‌شویم برای رد یابی حرکات شهروندان خود سیستم‌های نظارتی را هزینه کنیم، پول برای نظامی کردن هر چه بیشتر نیروی پلیسی که قبلا نظامی شده خود، پول به منظور اینکه دولت بتواند به خانه‌ها و حساب‌های بانکی ما حمله کند، پول برای تامین اعتبار جائیکه بچه های ما در آن یچ چیز در آن در مورد آزادی نمی‌آموزند تنها آنها را مطیع اوامر سیستم و غیره بار می‌آورند.

آیا هنوز چیزی دستگیر شما شده است؟ یا به قول ما ایرانی ها دو ریالی شما افتاده است؟

دولت برای بهتر شدن زندگی ما از ما مالیات نمی‌گیرد. تنها کافی‌ست نگاهی به زیرساخت‌های عقیم مانده ملت بیندازید، و ببینید چقدر مختصر و جزئی برای برنامه‌هایی که در پیشبرد منافع مشترک مردم هستند هزینه می‌شود. ما را روز روشن غارت می‌کنند تا نخبگان قدرت و ثروت بیشتر به چنگ بیآورند.

این چیزی کمتر از تجاوز و استبداد مالی نیست که بر سر مردم آمریکا می‌آید.

«ما مردم» در آمریکا تبدیل به طبقه زیر دست جدید دائمی شده‌ایم.

وسوسه انگیز است که بگوئیم در مورد آن کاری نمیتوان انجام داد، جز اینکه بگوئیم این شیوه برخورد کاملا دقیقی نیست. راه چاره‌ای برای گریز از این معضل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی باید باشد.

 چندین کنش وجود دارد که می‌توانیم انجام دهیم (افشاء و طرد سیا‌ست‌های شرکت‌های انحصاری چند ملیتی در قدرت، طلب شفافیت هرچه بیشتر، افشاء و رد انتصاب دوستان و همکاران در سمت‌های مرجعیت، بدون در نظر گرفتن صلاحیت آنها و از همه مهم‌تر اختلاس، اصرار و اعمال بر قیمت گذاری عادلانه و روش های حسابداری صادقانه، متوقف کردن برنامه‌های دولتی که اولویت به سود هر چه بیشتر انحصارات میدهد تا رفاه مردم)، اما این خواسته‌ها مستلزم این خواهد بود که «ما مردم» بازی با سیاست را متوقف کنیم و در برابر شرکت‌های چند ملیتی و نمایندگان سیاسی آنها که دولت و اقتصاد کشور را به میدان بازی‌های فاشیسم تبدیل کرده‌اند متحده و یک پارچه با مقاومت آگاهانه بایستیم.

ما آنقدر در سیاست‌های هویت نهادینه شده‌ایم که براساس تمایلات سیاسی به ما لقب داده شده است. بطوریکه ما را از لقب دیگری که متحدمان میکند محروم کرده اند: ما همه آمریکائی هستیم.

قدرت‌هایی در این سرزمین هستند که می‌خواهند ما را در مقابل یکدیگر قرار دهند. آنها می‌خواهند که ما ذهنیت «ما در مقابل آنها» را اتخاذ کنیم که ما را ضعیف، ناتوان و جدا از یک دیگر نگه می‌دارد.

به من اعتماد کنید تنها «ما در مقابل آنها» ابدا دردی را دوا نکرده و نمیکند و «اتحاد ما مردم» علیه دولت پلیسی‌ست که ما را از این معضل عظیم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نجات میدهد.

ما همه در یک قایق هستیم مردم، و تنها یک محافظ زندگی واقعی وجود دارد و آن قدرت لایزال توده‌های متحد و یک پارچه علیه ظلم و ستم است.

«ما مردم» که در قانون اساسی هم آمده، بزرگترین قدرت ما در مقابل نخبگان حاکم است که تا بحال هم چنان بر سر تردد و ناآگاهی مردم سوار است. این بزرگترین دفاع ما در برابر دولتی‌ست که بخودی خود قدرت نا محدودی بر روی مال و اموال (بودجه مالیات دهندگان) و شمشیر (قدرت نظامی) اعمال کرده است.

این موضوع کاملا روشن است زیرا شما در مورد مراقبت‌های بهداشتی، هزینه‌های جنگ یا دولت پلیسی ایالات متحده آمریکا صحبت می‌کنید.

در حالیکه ما به این موضوع توجه میکنیم، نباید خود را گمراه کنیم و باور داشته باشیم که محصول انتخابات بعدی ناجیان سیاسی بهتر یا متفاوت از پیشینیان آنها خواهند بود. همه آنها وقتی نامزد انتخابات می‌شوند، قول و وعده و عید خیلی می‌دهند، اما وقتی انتخاب می‌شوند، آنها مبالغ هنگفتی از مالیات‌های ما را هزینه نیازهای خودشان می‌کنند.

همانطور که در کتاب «میدان نبرد آمریکا»: جنگ علیه مردم آمریکا را روشن کردم، اینگونه می‌شود که طبقات متوسط و زحمتکش اقتصاد ملت را تقویت می‌کنند و برنامه‌های دولت را تامین می‌کنند، و مرتبا مورد تجاوز قرار می‌گیرند. جرج هریسون که اگر زنده میبود امسال ۷۷ ساله میشد، این وضعیت ظالمانه را در کتاب خود خلاصه کرد.

مأمور مالیات:

اگر با اتومبیل رانندگی کنید، من خیابان را مالیات می‌بندم

اگر بنشینید، من صندلی شما را مالیات می‌بندم

اگر خیلی سردتان شود، من گرما را مالیات می‌بندم،

اگر پیاده روی کنید، من پای شما را مالیات می‌بندم

از من نپرس که برای چه آنرا می‌خواهم

اگر نمی‌خواهید مقدار بیشتری بپردازید

چونکه من مأمور مالیات هستم، بله، من مأمور مالیات هستم

حالا توصیه من برای کسانی که می‌میرند چونکه من مأمور مالیات هستم، بله، من مأمور مالیات هستم و شما برای کسی غیر از من کار نمی‌کنید

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی