یکشنبه, ۰۶ مهر ۱۳۹۹

برای بدیل سوسیالیسم متشکل شویم

در این جهان پر از هرج ومرج وتضاد که خا لق اصلی اش انحصارات غول آسای سرمایه و امپریالیسم جهانی است و کل بشریت را به لبه پرتگاه سوق داده است چه باید کرد؟ چگونه باید کلیه نیروهایی را که مخالف این اوضاع وشرایط هستند متشکل ومتحد کرد وچون مشتی فشرده بکار برد ؟ کارگران که مارکس وانگلس از آنها بعنوان گورکنان سرمایه داری نام می برند و امروز به اکثریت عظیمی در جهان تبدیل شده اند

چگونه باید این جنگ تاریخی طبقاتی را به پایان رسانند؟ بنظر میرسد ویروس کرونا نقش نیشدری را داشت که دُ مل نظام سرمایه داری را ترکاند و بوی تعفنش مراکز قدرت سیاسی صاحبان سرمایه را به گند کشید. باردیگر نشانی فبرستان تاریخی سرمایه را به گورکنانش گوش زد کرد تا برای تغییر جهان بر لبه پرتگاه، به وظیفه تاریخیشان عمل کنند و لاشه ی گندیده نظام سرمایه داری را به خاک سپارند.اما برای به سر انجام رساندن چنین وظیفه ای کار بسیار باید کرد:

یکم - بازهم بیشتر وهمه جانبه تر به افشای جنایات سرمایه داری بپردازیم

برای تحقق این وظیفه تاریخی پرولتاریا، اساسی ترین گام آگاهی طبقاتی است، آگاهی از نقش سرمایه داری درعصرمعاصر، از انحصارات و امپریالیسم در ضدیت با طبقه کارگر. درک این روند تاریخی از مناسبات بین طبقه کارگر وطبقه سرمایه دار و تحولات میان این دو از کوچک به بزرگ، از متحد تا دشمن و تا امروز که سرمایه داران دیگر به یک مشت کوچک با ثروت های عظیم تبدیل شده و ماشین جنگی دولتی را درمقابل نود ونه درصد ازمردم جهان قرار داده اند.آگاهی به این تاریخ و وضع کنونی، مسئله کلیدی در تعیین دوستان ودشمنان انقلاب سوسیالیستی در کل جنبش کارگری جهان است. این یعنی مسلح شدن به تئوری، به کمونیسم علمی و مهمتر تلفیق آن با شرایط مشخص ایران. در جهان مادی ودر جهانبینی ماتریالیسم دیالکتیکی، ماده قبل از ایده است وتغییرات عینی تولید کننده ی ایده های نوینند اما اندیشیدن وتجارب را به دست تحلیل دیالکتیکی سپردن ودر سطح بالاتری نتیجه بدست آوردن بازگشت تئوری به پراتیک را قدر می نهد.علاوه براین پراتیک را باید بارها جمعبندی کرد چون با پیشرفت دانش و تکامل شیوه های تفکر وبررسی وتحقیق، همان داده ها نتایج متفاوتی را بدست میدهند. ما دیگر نه عقل ابدی را می پذیریم ونه عقل مطلق را.

 فاجعه ویروس ومشاهده ی ناتوانی های حکومت های سرمایه داری چه در پیش گیری از آن و چه در مبارزه با آن دنیا را به باز خوانی تاریخ و عملکرد سرمایه داری واداشته است وبه این نتیجه واندیشه رسانده که مهر جنایت  به کل بشریت را بر پیشانی این مشت کوچک صاحبان ثروت جهان و دولت های نماینده ی آنها بزنند. اوضاع با عمیق شدن بحران اقتصادی و سقوط همه جانبه بورس ها ومهمتر بیکاری وبیکاری گسترده در کشورهای متروپل، جهان بازهم بیشتربه ناتوانی نظام جهانی کنونی سرمایه داری پی خواهد برد و زمینه برای طبقه کارگر و چپ وکمونیست وسوسیالیست برای انقلاب کردن بهتر می شود. باید از این اوضاع مبلغان کمونیست بسود حرکت تاریخی پرولتاریا کمال استفاده را کنند و افکار عمومی را برای اُوج گیری جنبشی سراسری و جهانی علیه سرمایه داری آماده سازند. وظیفه اساسی کا ر تبلیغی کنونی ما رو به توده های وسیع مردم که بزرگترین لطمه را خورده اند، افشای همه جانبه جنایات سرمایه داریست. تا همه جانبه چهره کریه آنرا نه در محافل کمونیستی بلکه سرگذرها وتوی کارخانه ها،هر جا مقاومت وجنبش علیه حکومت هست، افشا کنیم. مارکس از چرک وخونی که از پنجه های سرمایه داران می چکد حرف می زد، انگلس نفرت کارگران از سرمایه داران را جزیی از بیداری طبقه می دانست و با اشاره به زمانی که کارگران زیر فشار کار، ماشین ها را می شکستند یا زمانی که دزدی را ازانبار سرمایه دار چون خود تولید کرده بودند، حق خود تلقی می کردند تا زمانی که  نفرت به سرمایه دار را پیدا کردند این روند را تغییر بسوی آگاهی یافتن طبقه ارزیابی می کند وآغازی در هدف گیری درست می داند. یکی از اساسی ترین خط قرمز ها در مبارزه میان کمونیستها و سوسیال-دمکراتها ورویزیونیست ها در این نکته نهفته شده است . براثر وجود گرایش های رفرمیستی در جنبش کارگری ورشد تجدید نظر طلبی در جنبش کمونیستی انقلاب کردن از دستور کار اکثر جنبش های کارگری وسازمان های کارگری برداشته شده است. سوسیالیست های انقلابی ایران که نقش تعیین کننده طبقه کارگر را در انقلاب کنونی دخیل می دانند باید امروز عمیق وهمه جانبه جنایات نظام سرمایه داری وسرمایه داران را تشریح کنند. بی کفایتی ودروغ وتزویر نمایندگان بورژوازی حاکم را به کارگران بشناسانند و در مبارزه ایدئولوژیک باتوجه به اوضاع مشخص کنونی در دفاع از اصول و رد نظرات رویزیونیستی کوشا باشند.

در زمینه جنایات نظام سرمایه داری تشریح عملکرد نظام سرمایه داری اسلامی ایران در این چهار ده ی سلطه سیاسی دارودسته خمینی وخیانت سرمایه داران به کارگران وقاطبه فرودستان کار را آسان کرده است. مردمی در وسعت میلیونی علیه نظام پادشاهی پهلوی بر می خیزند و خواهان آزادی وعدالت اجتماعی اند. دارودسته ای از فدائیان اسلام که با شیوه های ترور در پس از شهریور بیست که جنبش کمونیستی وکارگری به شکرانه ی پیروزی علیه فاشیسم، بطور بی سابقه ای رشد وگسترش یافته بود، به جایی نرسیده بودند، خمینی خُدعه گر را جلو انداختند. او با خُدعه ودروغ وجلب محافل امپریالیستی، به مجرد کسب قدرت سیاسی به مردم خیانت کرد و به قتل عام کمونیستها پرداخت. کارنامه چهل ساله ی این سرمایه داری لجام گسیخته نئولیبرالیستی اسلامی امروز برای اکثریت مردم جز مشتی کوچک که بر تخت قدرت لم داده اند، باز است. خیانت خمینی ودارودسته اش بعنوان نماینده سیاسی سرمایه داری ایران منتها در پوشش اسلامی و با شمشیر ذوالفقار علی به مردمی که گُول این شیاد سیاسی را خوردند، هیچگاه فراموش نخواهد شد ودر حافظه تاریخ همچون هجوم مغول به ایران در سرکوب مردمان این سرزمین باقی خواهد ماند.

 اما عمر سرمایه داری جهانی بیش از چهار دهه اخیر ایران است. بگذارید نگاهی به رشد وتکامل و گندیدگی سرمایه داری در جهان بیا ندازیم. در آغاز سرمایه داران، کارگران را با بیش از دوازده ساعت کار، بدون تأمین اجتماعی تنها با مزدی برای ادامه زندگی اجیر می کردند. جنایاتی که باید نامش را بربریت سرمایه داری نامید. تنها با مبارزه طولانی وکشته دادن ها بود که اولین بار در سال 1886 در شیکاگو، طبقه کارگر توانست در میزان وسیع ودر اتحادی سراسری از کارگران منطقه، تظاهراتی برای 8 ساعت کار سازمان دهند. همان تظاهراتی که اول ماه مه را به روز همبستگی جهانی کارگران به یادگار گذاشت. سرمایه داری بنا بر طبعیت کسب سود بیشتر، گرایش دیوانه واربه گسترش و تسخیر بازهم بیشتر بازارها همچنان به جنایاتش در استثمار شدیدتر کارگران وستم همه جانبه تر به توده ها و ملت ها ادامه داد. با ایجاد انحصارات وحاد شدن تضادهای آنها برای تقسیم مجدد جهان طبق اوضاع تغییر یافته، قدرت ها به دوران امپریالیستی رسید که لنین به درستی آنرا مرحله ی گندیگی سرمایه داری می نامد. در دورانی که در پرونده اش  دو جنگ جهانی و بکار بردن بمب اتم توسط آمریکا در هیروشیما وناکازاکی را دارد

 من در دربدری های طولانی و متعد د فرصتی داشتم تا اندازه ای از نزدیک با وضع طبقه کارگر کشور های متعدد در جهان آشنا شوم. انگلستان اولین کشوری بود بعد از خروج از ایران پا گذاشتم . در شش سالی که اجازه دادند در آنجا بمانم، ضمن درس خواندن وفعالیت دانشجویی وسیاسی مجبور بود م کارکنم این کارکردن مدرسه اصلی تربیت من در آن زمان شد. کارگری ساده از تمیز کردن دیواره های سیمانی استخر های ثروت مندان گرفته تا میوه چینی فصلی در باغات مکانیزه شده انحصارات، از بستنی فروشی دوره گردی با یک چرخ دستی تا کار در رستوران . در این تجربه شش ساله بود که تازه چشم دل بیمار خرده بورژوایم به سوی حقایق درون واقعیت ها باز شد و سرمایه داران را از زاویه کارگران شناختم وبه احساسات نفرت انگیز آنها نسبت به سرمایه داری و رسانه هایشان پی بردم. یکسا ل زندگی در پانسیونی که دوازده کارگر از نقاط مختلف بریتانیا برای کار به ساری منطقه ای در حومه لندن آمده بودند وهر روز وشب در فرصت هایی با علاقه به سخنان صاف وصادقانه کارگران گوش دادن که از سختی ها ومشکلات خود وخانواده ها حرف می زدند، تصورات وتوهماتم در برابر واقعیات دگرگون شد. تازه فراموش نشود این حرف های کارگران از وضع نیمه دوم قرن بیستم است یعنی بیش از صد سال از زمانی که چارلز دیکنز در داستان هایش از وضع خانواده های کارگری نوشته بود و وضع کارگران را برای به رحم آوردن دل سرمایه داران بیان می کرد. هما نطور است از زمانی که فردریش انگلس خالق مشترک مانیفست حزب کمونیست در باره “وضع کارگران انگلیس” به کار تحقیقی پرداخته وکتاب خود را انتشار داده بود . از کوزه همان تراود که  در اوست، پس از صد سال همچنان از پنجه های سرمایه داری چرک وخون می چکید و کارگران انگلیس با آگاهی بیشتری از نظام حاکم نا راضی بودند. پس از آن به هر کجای دیگر که رفتم الجزیره، آلمان، فرانسه ... آسمان را همان رنگ دیدم. درچین و کوبا فرصتی بازهم مناسبتر بدست آمد همه جانبه تر،از گذشته فلاکت بار کارگران وزحمتکشان این کشورها از زبان کارگران و دهقانان بشنوم و بازهم بیشتر به عمق فاجعه ی عظیم بشریت پی بردم و در یافتم چرا در این کشورها مبارزه کردند وپیروز شدند. شناخت از عملکرد سرمایه داران کاری که مارکس سی سال از زندگی زیبای خود را برای آن گذاشت انسان را حتی اگر از طبقات غیر کارگری باشی به آدمی برای تغییر تبدیل می کند. پس از آن تبدیل شدن به یک فعال کمونیست در خدمت سازماندهی انقلابی در افغانستان، عراق بویژه کردستان عراق، کار طولانی در میان کارگران مهاجر ایرانی در خلیج فارس و سپس انقلاب 57 و استفاده از مدتی کوتا ه آزادی، شرکت در حوزه های کارگری کمونیستی و پای حرف های رفقای کارگر نشستن، سازماندهی یک تحقیق وبررسی همه جانبه براساس علمی صد سوالی توسط تشکیلات سراسری حزب رنجبران ایران در احوال کار وزندگی کارگران ودهقانان همه صحت اصولی را که مارکس وانگلس در مورد سرمایه داری پایه ریختند تائید کردند.علت اساسی شکست ما و یطور کلی در پس از انقلاب 57 کل جنبش چپ از همینجا بر می خاست که مرزدوست ودشمن طبقاتی را درست تشخیص ندادیم و نسبت به بورژوازی تازه به قدرت رسیده دچار توهمات شدیم.

دوم - جنایات سرمایه داری در تاریخ بی همتاست

 براساس عملکرد این چند قرن سرمایه داری می توان با اطمینان گفت که هیچ طبقه ای در گذشته چنان جنایات گسترده ای را دراین مدت کوتاه مرتکب نشده است. ضمن قبول این واقعیت که سرمایه داری حرکتی تاریخی از قلمرو جبر ونیازمندی به قلمرو آزادی وبی نیازی مادی است وپیشرفت در تاریخ جوامع بشری موجب شده ولی نظامی است که موتور نابودی بشریت را در دل خود دارد. زنده ماندنش در تعرض، توسعه وتسخیر وتمرکز ثروت در دست مشتی کوچک، جنگ و چپاول دائمی طبعیت است. این موتورسرمایه داری نهادینه است و ایستش عدمش است. همانطور که این روزها ترسش برداشته وشتابان در پی راه انداختن چرخ هایش هست. نا ا یستاست و راندگان واداره کنندگان این موتور آگا هانه در این سیصد سال آنرا در خدمت خود بکارگرفته اند.

سوم - هراس از طبقه کارگر و سرکوب جنبش سوسیالیستی وکمونیستی

تاریخ سرمایه داری در میزان اجتماعی تاریخ هراس از طبقه کارگر این نیروی اصلی وتعیین کننده ی تولید، انباشت سرمایه و گرداننده ی چرخ کلیه سرویس های خدمات اجتماعی بوده است. هر جا این طبقه خواستی داشته با سد بزرگ نیروهای زورگو وسرکوب گر سرمایه روبروشده است، هر گاه وهر جا احزاب سیاسی طرفدار طبقه کارگر اقدامی برای تغییر ریشه ای جوامع پیشنهاد کرده اند با مخالفت سرمایه داران روبرو شدند و با تمامی قدرت حا کمه از پیشروی آنها جلو گرفتند. در ایران کتاب های علمی طرفداری از طبقه کارگررا اوراق ضاله نامیدند ومطالعه آنهارا غیر قانونی کردندو مجازات سنگین برای دارندگان این نوع کتاب ها بریدند. اینجا دیگر تنها سرمایه دار داخلی نبود بلکه دست نامریی دستگاهای امنیتی انگلیس وسپس آمریکا واسرائیل در کار بود. در میدان مبارزه ایدئولوژیک پس از پیروزی بلشویک ها در روسیه و استقرار جهموری های سوسیالیستی در همسایگی ایران پرچم شونیسم و ناسیو نالیسم تنگ نظرانه را همراه با اسلام در برابر شعار کارگران جهان متحد شوید قرار دادند.

هیچگاه در تاریخ بشر آنقدر زندان وزندانی، آنقدر سلاح های جنگی تا حد هسته ای وشیمیایی نبوده است. آفریقا را به ویرانی کامل کشاندند ،انسان ها ی آزاده را شکارکردند، برده کردند و از 23 میلیون ده میلیون را چون مقاومت می کردند به دریا ریختند و برای قرن ها نسل اندر نسل آنها را بکار مجانی در مزارع گماردند. با اینکه بر اثر قیام های خونین بردگان و مبارزه دائمی کارگران در سراسر جهان امروزهم همچنان میلیاردها کارگر و کودکان در خط زیر فقر به کار مشغولند وهمچنان در وضع اسفناکی زندگی می کنند.

 ترس سرمایه داران از طبقه کارگر وفرودستان تا آنجاست که هر بار وهر زمان که خطر را حس کرده اند ، رقابت ها را میان خود کنار گذاشته و علیه قیام کارگران وانقلابات کارگری متحد شده اند. اروپای متمدن زیر فرمان سرمایه به دیو مخوف سرکوبگر تبد یل می شود. سربازان پروس وفرانسه که در حال جنگ باهم هستند هنگامی که کارگران پاریس قیام می کنند و کمون پاریس را به شیوه شورایی بدست می گیرند هر دو قدرت رقیب، متحدانه ودست در دست هم آنرا وحشیانه وجنایتکارانه سرکوب میکنند. در روسیه پس از پیروزی کمونیستها نیروهای امپریالیستی مستقیم برای سرنگونی قدرت سیاسی شوراها وارد جنگ شدند. از هم اکنون حاکمان سرمایه داری برای مقابله با خیزش کارگری پس از کرونا خود را آماده می کنند.

چهارم - مبارزه طبقه کارگر برای دنیای نوین از مسیرسخت وبغرنجی گذشته است

جهان در سر دوراهی است. سرمایه داری با تمام جنایاتی که مرتکب شده است و ما در بالا اشاره ای به آنها کردیم با تمام ناتوانی هایش در مبارزه علیه ویروس کرونا با تمام تضاد های حاد موجود میان صاحبان آن، با تما م تعفن وگندیدگی اش که در پی سود بیشتر کره زمین ومحیط زیست آن را به غیر قابل زیست انسان تبدیل کرده است؛ اما به آسانی به بدیل سوسیالیسم تن نداده وبازهم نخواهد داد. تمام تلاش های گوناگون دولت ها در مبارزه علیه ویروس کرونا با دید حفظ نظام و هرچه سریعتر بازگشت به جای اول است. در همین چند ماهه در عین حالی که خرافات جای خود را تا اندازه ای به بحث هایی علمی داد، با اینکه برای مردم ناتوانی دولت های سرمایه داری در خدمت به مردم بویژه فرودستان جامعه در میزان وسیعی بر ملا شد اما با خواباندن چرخ اقتصاد وبالا رفتن آهنگ بیکاری وخطر یک رکود عمیق اقتصادی ماشین ایجاد ترس سرمایه در میان کارگران و زحمتکشان بکار افتاده است. سرمایه داری تنها بازندان وشکنجه و نیروهای سرکوبگرش نیست که کارگران به ترس از خود وحاکمیت می کشاند بلکه ایجاد ترس در میان کارگران از طریق بیکار کردن آنها همیشه بطور مؤثری به کار گرفته می شود. ما امروز شاهد دستگاه های بزرگ تبلیغی هستیم که بدون سانسور دم از چرخ های اقتصادی می خوابد و بیکاری دامن گیر همگان خواهد شد، میزنند. بی خود نیست کسانی چون ترامپ وروحانی طوری جلوه میدهند که طرفدار بازکردن اقتصاد هستند. چون ترس از بیکاری توده را به طرفداری از آنها سوق خواهد داد و با تمام نفرت شان از ترامپ وروحانی ها تن به سیاست هایشان میدهند. در ست همین وضع است که خطر رشد گرایش فاشیستی در جهان زیاد خواهد شد. درست با توجه به این اوضاع است که وظیفه کمونیست ها ونیروهای آزادی خواه و مترقی در جهان آسان نیست.

پنجم بدیل طبقه کارگر سوسیالیسم است !

 در ایران اوضاع چگونه پیش خواهد رفت و پاسخ ما به پرسشی که در آغاز طرح کردیم چیست ؟ ما قدم به قدم نکاتی را مطرح کرد یم که سرمایه داری جنایت کرده و همچنان با پیروی ازاصل مسلط بر این نظام یعنی دنبال سود بیشتر از طریق استثمار انسان، جامعه بشریت را به لبه پرتگاه نابودی کشانده است. ما نشان دادیم سرمایه داری واحزاب وسازمان های نماینده آن هدف اصلی اشان حفظ نظام بردگی موجود و سرکوب دائمی طبقه کارگر واحزاب وسازمان های طرفدار آن است. مانشان دادیم اینکار را تنها با بکاربردن قهر عریان نمی کند، بلکه ایجاد ترس با ابزارهای دیگر اجتماعی توده ها را از دست زدن به انقلاب باز میدارد. ما در جمعبندی از تاریخ مبارزات طولانی طبقه کارگرنقش رویزیونیست ها واپورتونیسم را در مبارزه صد ساله طبقه کارگر ایران یاد آور شدیم. نتیجه اینکه همچنان مسیر سخت وپر پیچ وخمی را باید هنوز طی کنیم.

بنابراین پاسخ ما بعنوان یک گردان انقلابی پرولتری اینست که برای تغییر یزرگ یعنی براندازی ریشه فساد کارکنیم و بی پرده وآشکارا حقایق را برای کارگران وتوده های مردم روشن کنیم. در این زمینه هیچگونه پرده پوشی جایز نیست . کمونیسم علمی و مبارزه ی پرولتاریای جهانی و تجربه صد ساله ی طبقه کارگر ایران به ما در پاسخ به پرسش با لا چنین می گوید :

یکم- باید برای انقلاب کردن و قادر شدن به مصاف پیروزمندانه با دشمنان طبقه کارگر دارای حزب انقلابی، حزبی مسلح به تئوری علمی و با برنامه ی سوسیالیستی پیشرو طبقه کارگر بود. شرایط برای ایجاد چنین حزبی هر روز بهتر می شود از یکسو احزاب وسازمان های موجود که خود را طرفدارطبقه کارگر می دانند و برنامه انقلاب سوسیالیستی را با توجه به وضع مشخص جامعه ایران درست می دانند بر اثر قدرت گیری خود جنبش کارگری در ایران و رشد کیفی وکمی پیشروان کارگری و ضرورت مبرم داشتن یک ستاد واحد کمونیستی باید گرایش یکی شدن را هر چه بیشتر تقویت کنیم وبر اساس اصول وبرنامه یکی شویم.

دوم – چنین حزبی بدون داشتن یک تشکیلات سراسری کارگری که در برگیرنده ی واحدهای بزرگ و متمرکز کارگری حداقل بالای صد شهرک صنعتی کارگری باشد نمی تواند در برابر قدرت مسلح حاکم نقش سیاسی خود را بازی کند. بنابراین برای تحقق وظیفه اول باید آنرا با وظیفه سازماند هی کارگران پیوند داد. روابط این دو باهم مثل ماهی وآب است. بدون یک جنبش سراسری کارگری یک حزب توانا وسراسری کمونیست هم نمی تواند در برایر سرکوب خشن ضد کمونیستی رژیم دوام بیاورد.

سوم – هم اکنون بزرگترین جنبش های توده ای در ایران در حال شکل گیری هستند. همانطور که در این سالها شاهد بودید بدون خبر قبلی بر می خیزند و با سمت گیری مبارزه علیه قدرت حاکم به میدان می آیند. متأسفانه هر بار که به میدان آمده اند در شرایطی که تشکیلات پیشرو کمونیستی که ریشه در میان طبقه کارگر داشته باشد و توده ها به آنها با تجربه خود اطمینان داشته باشند موجود نبوده است. پس وظیفه دیگر رفع این کمبود است. این جنبش ها هستند که در آخرین آن پنج هزار کشته دادند، بیش از ده هزار نفرزندانی و در جریان مصاف با نیروهای سرکوب گر به کمونیستها پیام می داد ند اینهمه توده می کنید ما از جان گذشته در میدان های نبردیم شما ها کجائید ؟ برای پاسخ مثبت به این خواست عمومی جنبش های توده ای باید ظرفی که بتواند در برگیرنده عظیم ترین نیروهای توده ای همان کسانی که در جنبش آبان 98 بودند و حتی وسیعتر از آنها باشد. ایجاد ظرفی به پهنای سراسر ایران و با پوشش دادن به کلیه جنبش ها ونهاد های ضد نظام جمهوری اسلامی که هم اکنون بصورت پراکنده موجودند یکی از ملزومات برای تحقق دو ظیفه با لاست ؛ چون موجودند، چندین بار بر خا ستند وبی شک در پسا کرونا فعالتر به میدان خواهند آمد.

این سه سلاح اساسی انقلاب کردن در اوضاع کنونی است که کمونیست ها باید محکم دردست بگیرند و هر سه را برای تحقق خط مشی سیاسی عمومی کنونی طبقه کارگر بکارگیرند.

این خط مشی عبارت از بسیج ومتشکل کردن وسیعترین مردم فرودست که در برگیرنده کل جنبش وتشکل های توده ای ضد نظام حاکم برای براندازی ریشه ای ورادیکال نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی است.

چنین است بدیل کارگری وتنها چنین بدیلی است که کارگران و زحمتکشان ایران را نجات خواهد داد، رژیم حاکم را بر می اندازد و نظامی نوین بدست اکثریت عظیم تودها و در خدمت اکثریت عظیم توده ها فراهم می سازد. چنین است انقلاب سوسیالیستی ایران که ویژگی هایش بر سنگ خارای شرایط تاریخی و وضع مشخص سرمایه داری ایران حک شده است.

محسن رضوانی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی