پنجشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۹

طبقه کارگر راه را برای انقلابی دیگر باز می کند
این روز ها تا صحبت از انقلاب در حال شدن است می کنی بعضی ها که خواهان آنند، با نا باوری نشدنی بودن آنر به رخ می کشند.از توازن قوا و خونخواری نیروهای سرکوب گر شروع می کنند ، از چهل سال مبارزه و شکست نبردهای پی در پی احزاب وسازمان های سیاسی ،از خیزش های توده ها، خلاصه هرچه بار منفی در کله دارند بعنوان فاکت رو سرت خالی می کنند. خوب جواب چنین نظراتی را چگونه باید داد؟

در سال های پنجاه وشش وپنجاه وهفت یادم هست همین نوع حرف ها در میان مردم رواج داشت. ماهم جزء نیروهایی بودیم که از ببر کاغذی بودن امپریالیسم ورژیم شاه حرف می زدیم و در ستاره سرخ ارگان سازمان انقلابی مقاله ای نوشتیم که سرنگونی رژیم حتمی است و شاه رفتنی است. مقاله با گفتگوی لنین با زندابانش شروع می شد که چنین بود :
در سالهای آخر قرن نوزدهم لنین را بعلت فعالیت های سیاسی اش دستگیر و زندان می کنند. روزی زندان بانش به لنیین می گوید تو با این سرکچل و قد کوتاه ات چطور می توانی امپراتواری تزار را که از اروپای در غرب و تا دریای آرام در شرق وسعت دارد سرنگون کنی؟ لنین به دیوار مخروبه و در حال ریزش زندان اشاره می کند و می گوید دیواریست پوسیده!
امروزهم فکر می کنم رژیم جمهوری اسلامی از درون گندیده و پوسیده است وبا اینکه دندان های جنایتکارانه ای دارد ولی پا هایش گلی است و شیری است برفی. اما یک تفاوت اساسی وکیفی در سمت انقلاب ونیروهای انقلابی بوجود آمده است و آنهم وجود یک جنبش عظیم کارگری است که امروز همراه و متحد با دیگر جنبش های توده ای زنان، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان و تهی دستان که میلیونی هستند در پیشاپیش مبارزات قرار دارد. ما در زیر یک بیک به بررسی مناسبات بین دو طبقه اصلی جامعه طبقه کارگر و بورژوازی می پردازیم :
یکم مارکس را بحرا ن ساختاری زنده کرد
از زنده شدن مارکس شروع می کنم چون اوست که به بشریت مترقی، علمی را عرضه کرد که براساس اصول، تئوری ها و سبک درست اندیشیدن می توان به حقیقت نسبی و درست ترین ها در باره اوضاع دست یافت.
بحران ساختاری سرمایه داری در سال 2008 تمام رشته هائی که رویزیونیستها و ایدئولوگهای بورژوازی باهم در چند دهه آخر قرن بیستم بهم بافته بودند، پنبه کرد. نویسنده کتاب " پایان تاریخ " را مجبور کرد به اشتباه خود اعتراف کند و کار به جایی رسید که مجله تایم آمریکا با چاپ عکسی از کارل مارکس روی جلد
نوشت : حق با مارکس بود
- Marx was right
این بحران ساختاری سرمایه داری با تمام تلاش های جی هفت، جی هشت وجی بیست نتوانست گرایش عمومی بحران زای ساختاری سرمایه را که در ذات نظام است تغییر دهند وامروز با بروز ویروس واگیر کرونا ناتوانی نظام های سرمایه داری را باز هم بیشتر بر ملا ساخت. بزرگترین قدرت انحصاری جهان، امپریالیسم آمریکا که قرن بیستم را بنام خود سکه زده بود و ادعای قرن بیستم راهم بعنوان قرن آمریکا داشت هنوز دو دهه از قرن بیست ویکم نگذشته که سیر نزولی اش بعنوان ابر قدرت دیده می شود. ویروس کرونا خصوصیت ذاتی سرمایه داری را در گرایش به رکود و گندیدگی جلو چشمان مردم جهان به نمایش گذارد.
این بحران ساختاری سرمایه داری در ایران هم در هردو جبهه تاثیر بسیار وتعیین کننده ای گذاشت. طرح نئولیبرالیستی نظام را با شکست کامل روبرو ساخت و از سوی دیگر جنبش کارگری وارد مرحله ی نوینی برای ایجاد تشکلات مستقل از شورا های اسلامی و در نتیجه بسط وگسترش مبارزات کارگری با سمت وسوی ضد سرمایه داری کرد. در این دوازده سال گذشته کلیه حرکت های مردمی و اجتماعی تدریجن خود را از نفوذ طبقه متوسط وخرده بورژوازی رها کرده است و به گرایش عمومی ضد سرمایه داری که در مراکز بزرگ کارگری ایران شکل گرفته ، گرویده است. در زیر بیشتر به این تغییر مهم تاریخی خواهیم پرداخت.
دوم پیوند دیروز و امروز و فردا
ماتریالیست های تاریخی سیر حوادث را بهم پیوسته می بینند، گذشته وحال را برای شناخت از آینده مورد بررسی قرار می د هند.خوب مقایسه کنیم وضغ رژیم جمهوری اسلامی را در پس از کسب قدرت سیاسی در بهمن 57 و پس از چهل ویک سا ل حکومت. رژیمی که در آغاز مورد پشتیبانی اکثریت مردم بود امروز به رژیمی فرومانده با پشتیبانی اقلیتی بس ناچیز آنهم جیره خواران وابسته تبدیل شده است. چنانچه تنها همین عامل را در نظر بگیریم می بینیم این یک تحول بزرگ به سود انقلاب و تغییر بزرگ اجتماعی است. این پیروزی البته به آسانی بدست نیامده است. در مبارزه ای سخت، بغرنج و طولانی حاصل گردیده است. از قیام توده ای وسیع زنان علیه حکم حجاب اجباری خمینی آغاز شد تا مبارزات مسلحانه در ترکمن صحرا، بابل وگرگان، سنندج و شیراز و خرمشهر تا خیزش های 88، 96، 98 منطق دشمن سرکوب وکشتار وشکنجه بود وهنوز هست ولی منطق جبهه ی مقاومت وضد نظام حاکم هم مبارزه ومقاومت در برابر آن. البته هنوز مسئله کی برکی پیروز می شود حل نشده است اما در این مسیر طولانی جبهه ی حاکم فرسوده وضعیف شده و جبهه مردمی قوی و قدرتمند.
سوم جنبش مستقل کارگری راه را باز می کند.
مبارزه ی طبقه کار گر ایران پشتوانه ای قوی از صد سال پیش دارد. این طبقه نافش به بلشویسم و جنبش انقلابی سو سیال دمکراسی روسیه که انقلاب اکتبر را به پیروزی رساند از همان آغاز وصل بوده است. در آستانه انقلاب 57 آن نیرویی که استخوانبندی جنبش تود ه ای شهر ها بود کارگران بویژه کارگران متمرکز در صنایع پیشرفته از جمله کارگران نفت بودند. بسته شدن شیر نفت کمر دیکتاتوری محمد رضا شاه را شکست. این نیروی عظیم اجتماعی امروز از هر لحاظ رشد و تکامل یافته است وبه نیروی تعیین کننده در سرنوشت جامعه وانقلاب در حال شدن تبدیل شده است. رژیم جمهوری اسلامی فرومانده ودر مانده با ماهیت ضد کارگری اش بازهم از طریق شوراهای اسلامی وبا پشتیبانی اصلاح طلبان و گرایش های رویزیونیستی همراه رگه هایی از ته مانده های عمده کردن خطر امپریالیستی با جمع آوری شش هزار امضا تلاش مذبوحانه ای کردند تا راه را بر جنبش مستقل کارگری برای پیشرفت که جنبش آبان ماه مهرماه و تائید جنبش دانشجویی هموار کرده است منحرف سازند. اما بیانیه مشترک ومتحد چهارده تشکل مستقل کارگری جوابی راستین ودندان شکن به این جریان بود. که ما در این شماره این بیانیه را کامل آورده ایم. حزب ما سال هاست برای ایجاد اتحاد کلیه نیروهای توده ای به گرد تشکل های مستقل کارگری برای براندازی نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی بعنوان بدیلی در برابر بدیل های بورژوازی راست و اصلاح طلبانه که هدفشان استقرار یک نظام دیگر سرمایه داریست مبارزه می کند. اعلامیه چهارده تشکل نویدی است برای این مشی و این بدیل که باید با تمام نیرو پیگیری شود.
چها رم قدرت ما در درستی خط مشی سیاسی ماست
اما بزرگترین پیروزی در جبهه ی ایدئولوژیک ومشی سیاسی است. چپ ایران در این روند چهل ساله و در جریان سرکوب همه جانبه به یک عقب نشینی استراتژیکی تن داد. جوانه هایی در درون آن با نقد گذشته توانستند تدریجا راه رشد وپیشروی را باز کنند و با نقد همه جانبه گذشته راه و روش انقلابی که هیچگونه توهمی به بورژوازی وخرده بورژوازی ندارد بدست دهد.
تشکیلات کمونیستی ما که در مبارزه علیه رفرمیسم و رویزیونیسم حزب توده ایران جان گرفته بود و در مبارزه ی 16 ساله خود علیه رژیم شاهنشاهی جزء پیشقراولان بود در آستانه انقلاب 57 دچار یک مشی انحرافی راست سیاسی در پشتیبانی از بورژوازی وخرده بورژوازی اسلامی شد و برخورد دوگانه را به نظام تازه پا گرفته در پیش گرفت. برای توجیه این مشی نادرست عمده کردن خطر امپریالیسم بویژه سوسیال امپریالیسم بود. عملکرد ضد کمونیستی رژیم از همان روز های اول که در اسفند ماه 57 میتینگ سازمان انقلابی را حزب اللهی ها با همراهی دارودسته کیانوری بهم زدند زنگ های خطر را به صدا در آورد اما بیش از یکسال طول کشید تا مبارزه درون حزب به پیروزی خط مشی براندازی کل نظام جمهوری اسلامی در نیمه دوم سال 1359 برسد. هنگامی که نادرستی آن در عمل ثابت شد تغییر آن به مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی تا سطح مقاومت مسلحانه جریان یافت.
حزب در گنگره دوم خود در کردستان با جمعبندی از این پراتیک چند ساله مسیر نوینی را در پیش گرفت که تا امروز ادامه یافته است. سه نکته اساسی این جمعبندی بقرار زیر است.
یکم: انقلاب ایران در مرحله انقلاب سوسیالیستی است و دوطبقه اصلی پرولتاریا و بورژوازی در برابر هم صف آرائی کرده اند. حزب ما جزیی از طبقه پرولتاریاست و خود را جدا از آن نمی داند و باید تمامن وکاملا خود را در خدمت این رسالت تاریخی پرولتاریا بگذارد.
دوم: توده ها سازندگان تاریخند، انقلاب سوسیالیستی را کارگران وتوده های عظیم مردم استثمار شده و ستمدیده به سرانجام می رسانند بنابراین کار اساسی حزب در سازماندهی و تشکیلات کار در میان کارگران ومتحدان آنست. سوم: تئوری راهنمای حزب دیگر ایسم های ترکیب شده مارکسیسم – لنینیسم و اندیشه مائوتسه دون نیست بلکه کمونیسم علمی است که باید به عنوان راهنمای عمل بکار گرفته شود و بدور از هرگونه الگو برداری بر اساس شرایط مشخص جامعه کنونی ایران و انقلاب سوسیالیستی آن بکار رود. این مبارزه برای دسترسی به نظرات درست به آسانی بدست نیامده است و همچنان باید ادامه یابد. ما امروز از پراتیک اجتماعی – سیاسی دیروز هستیم و در عمل آموختیم که یک حزب سیاسی را چه خطراتی تهدید می کند. آموختیم که باید دمکراسی درون تشکیلات را چون مردمک چشم حفظ کرد، در روند تصمیم گیری ها بویژه خط مشی های عمومی و رهنمود های عمومی از پائین به بالا واز با لا به پائین در محیط یادگیری از هم و باشیوه ای علمی عمل کرد. نقد گذشته و جمعبندی مکرر در مکرر از پراتیک خود در پرتو تجارب جدید و از همه مهمتر آموزش از پراتیک گسترده ی جنبشهای کمونیستی و کارگری در سراسر کشورهایی چون ایران – کشور های پیرامونی یا جنوبی ما را بادرایت تر کرده است و همه شواهد حکایت دارد که نسل جوانی از میان جنبش قدرتمند مستقل کارگری ایران در حال شکل گیریست که حزب ما با تمام نیرو تلاش دارد با آن همراه وهمسو و یکی شود.
خطر این جنبش نوین کمونیستی را هیچکس بهتر از حکومت نمی شناسد. خامنه ای بارها رو به این خطر اشاره کرده است. پشتوانه این گرایش کمونیستی جنبش های وسیع اجتماعی کارگران وزحمتکشان بویژه خیزش های دی ماه 96 و آبان 98 اند که نه تنها کل نظام را هدف قرار داده بلکه پرچم راستین ضد سرمایه داری را به اهتزاز در آورده است.

محسن رضوانی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی