شنبه, ۰۵ مهر ۱۳۹۹

به مناسبت صدمین سالگرد تاسیس حزب کمونیست ایران

نزدیک صد سال پیش هشت هزار کارگرمتشکل، زنان ومردان تحت شورای متحد سراسری کارگران ایران با پرچم های سرخ، روز اول ما ه مه، روز همبستگی جهانی کارگری را جشن گرفتند و برای اولین بار در تاریخ مبارزه طبقه کارگر قدرت تشکل وهمبستگی نوینی را به نمایش گذاردند. این رُخداد دوران ساز و تاریخی روش نوینی را برای نجات مردم ایران و طبقه کارگرو زحمتکشان و کلیه ستمدیدگان پیش نهاد. رستاخیزی بود که برای اولین بار

در کشوری در شرق خارج از اروپا، در ارتباطی تنگا تنگ با کارگران پیروزمند روسیه به وقوع پیوست. تاریخ جنبش کارگری، کمونیستی وچپ ایران ریشه در سوسیال – دمکراسی که تحت نام اجتماعیون – عامیون فعالیت می کردند در اوایل قرن بیستم دارد. تشکل های کمونیستی چون حزب عدالت و هسته های غیبی وهمت با شرکت در انقلاب مشروطیت و سپس سازماندهی جنبش های کارگری و دیگر اقشار ستمدیده زمینه را برای ایجاد حزب کمونیست ایران فراهم ساختند. در حقیقت حزب کمونیست ایران از درون سالها مبارزه انقلابی در جوامع در حال تحول آن زمان در منطقه سر کشید. تشکیل دهندگانش در کوران مبارزه ی ایدئولوژیکی که در جنبش کمونیستی جهانی جریان داشت آبدیده شدند و بالاخره در کنگره انزلی تزهای اصلی لنین را در باره امپریالیسم و انقلاب در کشورهای تحت سلطه که در کنگره خلق های خاور در باکو در سال 1919 تشکیل شد در برابر تزهای انترناسیونال دوم و کائوتسکی پذیرفتند. همین خط مشی انقلابی و رادیکال بود که حزب را با عزم راسخ انقلابی وارد کارزار کرد و در اولین گام با همکاری با جنبش جنگل به سرکردگی میرزا کوچک خان، نیروهای مسلح انگلیس را از گیلان بیرون راندند و قدرت سیاسی مستقل از مرکز و در اتحاد با کشور شورا ها را در منطقه وسیعی زیر نام « شورای سوسیالیستی ایران « بنا نهادند.: تجربه ای تاریخی و اولین کوشش برای استقرار حکومت سوسیالیستی درخارج از اتحاد شوروی.

بیداری مردم خاور را تا آن زمان استعمارگران به پای تمدن مسیحیت و اروپایی ها می گذاشتند و خود را متمدن و بقیه جهان را وحشی می نامیدند. در ایران هم نوکران خود را در حاکمیت برای جا انداختن چنین تصور کاذبی به خدمت گرفته بودند. اما توپخانه انقلاب اکتبر جهان را در ده روز دگرگون کرد و در شرق در سرزمین مزدکیان، دربندر انزلی کارگران با تشکیل حزب کمونیستی نوید پیروزی را به توده های وسیع ستمدیده دادند. این راه و پرچم از آن زمان تا بحال همچنان بعنوان یک بدیل و راهبرد برای آزادی و سوسیالیسم نمایان و در اهتزاز بوده است. در صدمین سالگرد کنگره اول حزب کمونیست ایران با تمام افت وخیزها، اشتباهات و سرکوب ها امروز ادامه دهندگان حزب کمونیست ایران همچنان پرچم سرخ انقلابی طبقه کارگر را بعنوان یک بدیل اجتماعی بر دوش می کشند و زمینه هر روز برای تحقق برنامه سوسیالیسم فراهم می شود.

حزب کمونیست ایران با چشم انداز روشنی برای انقلاب کردن، با یکی شدن تشکل های کمونیستی- همت و عدالت، براسا س اصول وبرنامه بنیان گذاشته شد. حزبی که کادر ها و اعضای آن با اندیشه های انقلابی بلشویسم در جریان انقلاب کبیر اکتبر و جنگ داخلی پرولتاریای روسیه علیه ضد انقلاب و قدرت های تجاوزگر کشورهای سرمایه داری آبدیده شده بودند. از آن زمان تا بحال نمایندگان دو طبقه بورژوازی و پرولتاریا، در نبردهای پی در پی همچنان به مبارزه ادامه میدهند. طبقه دارا و سرمایه دار با پشتیبانی امپریالیسم در برابر برنامه و بدیل طبقه کارگر مقاومت کرده و با هر وسیله ممکن خرافات و دین، توپ و تفنگ، شکنجه و زندان راه پیشروی طبقه کارگر و کمونیست ها را سد کرده است. این از ماهیت تسلط گر سرمایه و منطق نمایندگان سیاسی ارتجاعی در جامعه ما بر می خیزد. با تمام انحراف بزرگی که پس از شهریور بیست پایه گزاران حزب توده ایران در جنبش کارگری بوجود آوردند و بجای ادامه مشی انقلابی حزب کمونیست، حزب توده ایران را با پلاتفرم رفرمیستی پایه ریزی کردند و یکی از فرصت های تاریخی که پس از پیروزی جنگ ضد فاشیسم نصیب بشریت مترقی شده بود را از دست دادند. دو دهه طول کشید، تا مبارزات درونی و بیرونی کمونیستها با این گرایش رفرمیستی، باردیگر گرایش انقلابی در مبارزات طبقه کارگر فائق آید. طبقه کارگر ایران امروز در صحنه ی واقعی مبارزه طبقاتی بمثابه بدیلی واقعی، با پیشروان خود در حال تدارک انقلابی با برنامه سوسیالیستی است. باید بخاطر بسپاریم و فراموش نکنیم که هزاران سوسیالیست و کمونیست در این صد سال همچنان وفادار به این طبقه همان راه و همان پرچم را به دست گرفته، نسل اندر نسل به ادامه دهندگان راه پر افتخارشان تحویل داده اند. ادامه دهندگان راه حزب کمونیست قادر شدند مرز میان استثمار شدگان و استثمار کنندگان را روشن کنند و امروز در صحنه سیاسی می بینیم که طبقه کارگرو تشکلات مستقل آنها توانسته اند خود را بعنوان آلترناتیو برای نجات جامعه از این وضع معرفی کنند. در مقابل طبقه بورژوازی سیر قهقرایی را طی کرده و به ساز سیاست جهانی امپریالیستی رقصیده است و امروز به طبقه ای منفور، وچپاولگرتر در نظام جمهوری اسلامی فرومانده تبدیل شده است.

خط مشی سیاسی درست ضامن پیروزیست

در اینجا برای نشان دادن نقش واهمیت خط مشی عمومی در شکست وپیروزی یک حزب اشاره ای داریم به شرایط ایجاد حزب در چین و ایران که هر دو در یک زمان اتفاق افتاده است. طبق تجربه حزب رنجبران وجمعبندی های حاصله از آن دست یافتن به خط مشی عمومی سیاسی منطبق با خصوصیات مشخص آن حلقه زنجیریست که کل زنجیر را در دست می توان گرفت. در چین حزب کمونیست پس از ده سال پراتیک وشکست های بزرگ بالاخره قادر می شود قوانین واصول عام را با خصوصیات چین تطبیق دهد و لی در ایران حتی تا امروز کمونیستها قادر به دست یافتن به چنین خط مشی عمومی منطبق با خصوصیات مشخص جامعه نشده اند و این خود یکی از دلایل اساسی پراکندگی و چند دستگی آنهاست. شرایط متفاوت جوامع، تحلیل درست و مطابق با واقعیات و مهمتر پیشبرد درست مبارزه روی خط مشی درست انقلابی نقش تعیین کننده ای در شکست یا پیروزی حزب و نتیجتا انقلاب دارد.

در چین مائوتسه دون از نقش جنبش دانشجوئی چهارم ماه مه 1919 بعنوان یک حرکت بزرگ تاریخی نام می برد که توانست زمینه را برای ایجاد حزب کمونیست چین فراهم آورد. کنگره حزب کمونیست چین در شانگهای با عضویت 54 کمونیست و شرکت 12 نماینده تشکیل می شود. در ایران ما این جنبش آگاه ومتشکل کارگریست که در بستر خود و بدست کادر های آن حزب کمونیست ایران را با عضویت دوهزار نفر، در کنگره انزلی در ژوئن 1920 تاسیس می کنند. اکثریت نمایندگانش از پیشروان جنبش کارگری بودند و کادرهای حزب سابقه شرکت در انقلاب مشروطیت را داشتند. آنها کسانی بودند که ستارخان وباقر خان سرداران ملی ایران به سر آنها قسم می خوردند. کادر هایی که به رهبری انتخاب شدند انقلابیون حرفه ای، فعالان و کادر های سوسیال – دمکراسی، هسته های غیبی، تشکیلات کمونیستی همت و عدالت بودند.

سرمایه داری ایران نه از خود جوشی طبیعی اقتصاد بومی بلکه طبق نسخه دیکته شده ی خارجی که ضرورت ایجاد یک حکومت مرکزی را برای جلوگیری گسترش نفوذ کمونیسم ایجاب می کرد شکل گرفت. در نتیجه بورژوازی هم بعنوان یک طبقه تنها بازور و دیکتاتوری سلطنتی و یا ولایت فقیه مطلقه با هدایت و پشتیبانی امپریالیسم می توانست قدرت سیاسی را در دست خود نگهدارد.درست بدین خاطر هر دوی این نظام های سیاسی نه در فکر مردم و مملکت بودند و نه آزادی خواه. وظیفه حکومت خدمت به مشتی کوچک و پیروی از خط تعیین شده امپریالیستها بود و هست. هر گاه و هر زمان حکومتی از این خط قرمز عبور کرده و یا گرایش ملی در آن تقویت شده امپریالیستها دخالت کرده و تا حد براندازی و کودتا پیش رفته اند. آنچه امروز بنام حکومت ایران داریم طبق همان نقشه اولیه وزارت امور خارجه انگلیس لرد کرزن پایه ریزی شده است: درست پس از شکست امپریالیستها در جنگ داخلی علیه بلشویک ها، طرح ایجاد ایران ناسیونالیستی را وزارت امور خارجه انگلیس ریخته و رضا خان میرپنج را طی کودتایی به تخت کیانی نشاند. این سیاست تجاوز گرانه همچنان ادامه یافت. کودتای 28 مرداد 32 علیه حکومت مصدق و سرکوب جنبش کارگری وزندانی و اعدام کردن کمونیستها و نیروهای آزادیخواه و زمانی دیگر هنگامی که محمد رضا پهلوی هم دیگر در برابر خیزش جنبش کارگری و توده ها تاب مقاومت را نداشت، برای جلوگیری از پیروزی انقلابی اجتماعی به اسلام و خمینی رو آوردند. چنین است ماهیت طبقه بورژوازی ایران.
 پس از سرکوب خونین دهه شصت و از میان رفتن کادرهای برجسته ی احزاب وتشکل های کمونیستی یک جریان انحلا ل طلبی و نفی گرائی در بقایای تشکل ها بوجود آمد که سلاح انتقاد علمی را برای اصلاح و پیشروی به جلو، به گلوله های زهر آلود برای کشتن بیمار تبدیل کردند. بجای تحلیل مشخص از وضع مشخص و یافتن علل مشخص، بویژه نقد خط مشی های انحرافی اصول را زیر سوال بردند و بعد هم خود را با جدا شدن ها و کناره گیری کردن رها ساختند. امروز این گرایش اپورتونیستی نفی کلیه دستاوردهای کل جنبش کارگری جهان وایران، به سد یکی شدن نیروهای چپ وکمونیست در حزبی واحد بر اساس اصول وبرنامه مشخص تبدیل شده است. بدون مبارزه ای همه جانبه ایدئولوژیک با این بیماری خرده بورژوازی در صفوف جنبش کارگری و کمونیستی وچپ پراکندگی وجدایی ها حرف اول را خواهد زد. هر گونه نوسازی در افکار انقلابی در جنبش کنونی کارگری و کمونیستی ایران در خدمت ایجاد حزب کمونیست واحد باید از همین نکته یعنی شناخت واقعی از جنبش کارگری، درس آموختن از تجارب آن و تاکید روی دستاوردها شروع و درست بخاطر شناخت اشتباه فوق که مانند ابری سیاه حاکم بر آسمان این تشکلات است که هر روز نقش طبقه کارگر و پیشروان وفعالینش در مبارزات جاری در یکی شدن کمونیستها و تشکلات پراکنده آنها زیادتر و برجسته تر می شود. تاریخ لبریز از مقاومت ومبارزه ای که با تمام سرکوب ها، تشکل های مستقل کارگری خود را بوجود آورده و رهبران آنها در سطح سراسری و حتی در سطح جهانی شناخته شده ومورد پشتیبانی کارگران جهان و مردمان آزادیخواه هستند، نشانی است از بالا رفتن آگاهی طبقه کارگر ایران و عمل کردن در صحنه اجتماعی چون یک طبقه. کمونیسم در ایران توسط رضا شاه نزدیک یک قرن پیش، دقیقتر در سال 1310 غیر قانونی اعلام شد و گروه معروف به پنجاه وسه نفر را درست بخاطر تبلیغ نظرات کمونیستی زندانی کردند و دکتر ارانی از کادر های حزب کمونیست ایران را کشتند. روزبه ومبشری هارا تیر باران کردند، جزنی ها و خسرو صفایی هارا در دوره محمد رضا شاه بهمان روشی که همین سا لها ستار بهشتی ها و شاهرخ زمانی ها را می کشند، کشتند، اما جنبش کارگری ایران امروز بار دیگر لرزه به اندام حاکمان بورژوا انداخته است و آلترناتیو کارگری هر روز بیشتر بعنوان بدیلی واقعی وعملی در جامعه پذیرفته می شود.

تاریخ جنبش کارگری – کمونیستی و تجارب حاصل از آن وجود و ضرورت یک حزب کمونیست سرتاسری در ایران را به یک امر ممکن و عاجل تبدیل کرده است به این دلیل می باید با یکی شدن تشکل های کمونیستی، براساس اصول وبرنامه منطبق با شرایط مشخص ایران تحقق بخشید وپرچم حزب کمونیست سراسری و یک پارچه را با خط مشی عمومی راستین انقلابی بار دیگر پیروزمندانه به اهتزاز در آورد.

زنده بادسوسیالیسم

سرنگون باد نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی

پیش به سوی ایجاد حزب کمونیست واحد و سرتاسری در ایران

مرگ برامپریالیسم

حزب رنجبران ایران

ژوئن 2020

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی