جمعه, ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

اتحاد چپ و یک ضرورت

مبارزه طبقاتی در سطح جهانی و ملی بعد از شکست جنبش کمونیستی و از بین رفتن سوسیالیسم در بزرگترین آنها یعنی چین و روسیه دارای پی آمدهای متعدد و مخربی در سطح جهانی، جنبش کارگری و کمونیستی و نیز کل مبارزات طبقات ضعیف و فرودست اجتماعی در راستای انقلاب اجتماعی بود. از هم پاشیدگی سازمان و احزاب کمونیستی، عقب راندن و سرکوب و یا کنترل اتحادیه ها و تشکلات کارگری، پس گرفتن دستآوردهای اجتماعی و انداختن  خدمات اجتماعی به دوش

 مردم عمدتا متوسط به پائین، رشد فاشیسم و دولت های بشدت استبدادی، باز شدن دست امپریالیست ها برای درهم شکستن جنبش های انقلابی و رادیکال، بال و پر دادن به عقب مانده و ارتجاعی ترین ایده های مذهبی و ناسیونالیستی و خرافات و.....

سرکوب سازمان های کمونیستی که در اکثر کشورهای جهان بعد از فروپاشی شوروی با شدت و حدت بی سابقه ای دامن زده شد. به دربدری و آوارگی و پناهندگی هزاران عضو، کادر و طرفداران آنها به کشورهای گوناگون بویژه غربی انجامید. جنگ های داخلی آوارگی و پناهندگی در سطح جهانی و در ابعاد میلیونی را تشدید کرد.

ایران از روندی که در طی ۴۰ سال گذشته در سطح جهانی جریان داشت بی نصیب نماند. و با روی کار آمدن یک رژیم استبداد مذهبی سرکوب سازمان های چپ و انقلابی با خشونت زاید الوصفی آغاز شد. اشتباهات و خیانت ها امکان تحکیم و پایداری رژیم جمهوری اسلامی را فراهم آورد و با اعدام هزاران نفر در دهه ۶۰ سازمان های سیاسی مجبور به ترک ایران شدند.

شکست نیروهای چپ و کمونیستی و پراکنده شدن آنها در کشورهای گوناگون و اساسا در کشورهای متروپل سرمایه داری، و ایجاد مشغولیت های جدید، باعث از بین رفتن تمرکز درونی سازمان ها و ضعیف شدن توانمندی آنها برای جمع بندی از اشتباهات و تصحیح خط مشی و اشتباهات شان بود. روند اوضاع بجای تمرکز پراکندگی بود و هنوز هم تاحدی هست. در نتیجه افکار غیر پرولتری قدم به قدم توانست جای خالی افکار انقلابی و رادیکالیسم فکری و درونی سازمان های جنبش کمونیستی را گرفته و آنها را در هم بریزد. شکست باعث بوجود آمدن پاسیویسم و یاس و تشکیلات گریزی، و تجدید نظر در رابطه با حزب، دیکتاتوری پرولتاریا، تاریخ جنبش کمونیستی، نفی دستاوردهای جنبش های کارگری و کمونیستی در گذشته و نفی گرایی و....شد. ضرباتی که به جنبش کارگری – کمونیستی ناشی از تهاجم سرمایه داری امپریالیستی به کمک بورژوازی کشورهای پیرامونی وارد آمد، برای چند دهه اجازه نوسازی و بازسازی سازمان های چپ و کمونیستی را از ما گرفت. خرده کاری و پراگماتیسم جای خود را به کار انقلابی با برنامه داد. این روند با تغییراتی در جنبش انقلابی و دموکراتیک ایران روی داد، متوقف و کند شد. مبارزه برای ایجاد سندیکا و اتحادیه های کارگری در درون جنبش کارگری و عقب ماندن جنبش کمونیستی از آن، فضا و شرایطی را بوجود آورد که ارزیابی و جمع بندی از کارهای گذشته برای دستیابی به خط مشی ایدئولوژیک – سیاسی منطبق با شرایط عینی مبارزه طبقاتی مجددا مورد بررسی و درس آموزی قرار گیرد. از میان صدها موضوع برای ارزیابی و جمع بندی و پیدا کردن علل عقب نشینی  سازمان های جنبش کمونیستی در برابر رژیم جمهوری اسلامی مسئله رابطه سازمان های چپ و کمونیستی و چگونگی مناسبات آنها در طی چند دهه گذشته مطرح و اتحاد هایی برای رفع مشکل پراکندگی و عدم هماهنگی آن در سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و مبارزه علیه آلترناتیوهای بورژوایی شکل گرفت. اما این اتحادها در عین اینکه تا حدی توانست از تنش موجود بین سازمان ها و احزاب جنبش کمونیستی را کاهش بدهد ولی قادر به تنظیم دقیق این مناسبات و ایجاد راهکاری های نهادینه و پایداری نشد.

چند نقطه نظر در این میان مشخصا برای ایجاد راهکار مناسب برای مشکل پراکندگی، عدم انسجام و خرده کاری مطرح شده است که ما به برخی از آنان اشاره خواهیم کرد

۱ – ایجاد حزب کمونیست واحد و سرتاسری ایران از طریق وحدت تشکیلاتی تشکلات رادیکال جنبش چپ و پیوند آن با طبقه کارگر. این نظر معتقد است که چپ از طریق اتحاد عمل نمی تواند بطور موثری در مبارزه طبقاتی علیه بورژوازی شرکت کند این امر فقط از طریق شرکت در حزب کمونیست واحد و پیوند با طبقه کارگر و بسط و گسترش حزب از طریق شرکت در مبارزات صنفی سیاسی طبقه کارگر اساسا و حمایت و همکاری از دیگر جنبش های مترقی توده ای بوجود می آید و اتحاد های تشکیلاتی بسیار شکننده و مقطعی هستند.

۲ – عده ای می گویند حزب ساخته شده است ( بسیاری از تشکل ها که نام خود را به حزب تغییر داده اند – آنرا حزب طبقه کارگر می دانند) و تنها راه برای دیگران پیوستن به حزب ماست. این نظر به صورت دیگری هم بیان می شود: که احتیاج به پیوند طبقه و حزب نبوده و ما باید از هم اکنون قدرت سیاسی را کسب کنیم و بعد از آن می توانیم امر سازماندهی طبقه و قدرت سیاسی را حل کنیم

۳- نظر دیگر بر آن است که احتیاج به حزب نیست. موتور کوچک (عده ای کمونیست مبارز و انقلابی) با مبارزات خود می توانند موتور بزرگ ( طبقه کارگر و تودهها ) را به حرکت در آورد

۴ – نظر دیگری بر آن است که درست است که طبقه کارگر باید قدرت سیاسی را بدست بگیرد، اما احتیاج به حزب نیست و حزب سازی لنینی متعلق به گذشته است و امروز از طریق اینترنت می توان مبارزات توده ها را سازماندهی کرد.

روشن است که نظرات فوق که در رابطه با حزب طبقه کارگر و قدرت سیاسی مطرح می شود، مسئله رابطه نیروها و سازمان ها و احزاب درون جنبش کمونیستی هم به نوعی جواب می گیرد. نظر اول اتحاد عمل را اگر به وحدت تشکیلاتی بین سازمان های جنبش کمونیستی باهم نیانجامد، آنرا خرده کاری می داند و معتقد است که اتحاد عمل باید سمت و سوی روشنی در رابطه با حزب سازی و طبقه داشته باشد. اتحاد عمل هایی از نوع اتحاد چپ کارگری، اتحاد نیروهای چپ و کمونیست و یا شش جریان چپ و کمونیست کار خوب و مثبتی است اگر با هدف روشن وحدت تشکیلاتی و نه صرفا برگزاری چند نشست در رابطه با مباحث عمومی و دادن اعلامیه انجام شود. این نوع اتحاد ها با شدت گیری مبارزه طبقاتی خیلی زود از یکدیگر دچار گسست می شوند و امر وحدت جنبش کمونیستی ناشی از شکست این نوع اتحادها پیچیده تر و مشکل تر می شود.

نظر دوم قبل از اینکه به مشکل کل جنبش کمونیستی و حل مناسبات طبقه و قدرت سیاسی نگاهی داشته باشد، از دریچه تنگ نظرانه تشکیلات خود به انقلاب برخورد می کند در نتیجه نمی تواند قدمی به طرف امر متحد کردن و نهایتا وحدت جنبش کمونیستی بردارد. این نظر تشکیلات خود را بجای کل جنبش کمونیستی در نظر گرفته و هیچ زمینه های تاریخی مثبتی در حضور دیگر سازمان های سیاسی در جنبش کمونیستی نمی بیند.

در برخورد به نظر سوم می توان شکست آنرا در طول بیش از ۶۰ سال مبارزه طبقاتی در ایران به عینه دید. این دیدگاه از یک نکته مثبت یعنی حضور یک عده انقلابی کمونیست و متشکل در راستای انقلاب اجتماعی و بزرگنمایی آن نقش طبقه کارگر و فرودستان جامعه در شرکت در مبارزه طبقاتی را بسیار ناچیز می دانند. و عملا آنرا نفی می کنند.

نظر چهارم که بعد از انقلاب مخملی و بهار عرب شکل گرفته است هم ازیک نکته مثبت یعنی استفاده درست  و صحیح از اینترنت و تکنولوژی جدید ارتباطات و بزرگنمایی این ابزار آنرا بجای حزب گذاشته و عملا زیر پای طبقه کارگر برای تشکل و سازماندهی تشکلات مستقل صنفی و سیاسی خود را خالی می کند.

کمونیست ها با مانیفست حزب کمونیست توسط مارکس و انگلس خود را این چنین توضیح می دهند  "نزديک‌ترين هدف کمونيستها همان است که ديگر احزاب پرولترى در پى آنند، يعنى متشکل ساختن پرولتاريا بصورت يک طبقه، سرنگون ساختن سيادت بورژوازى و احراز قدرت حاکمه سياسى پرولتاريا.نظريات تئوريک کمونيستها به هيچوجه مبتنى بر ايده‌ها و اصولى که يک مصلح جهان کشف و يا اختراع کرده باشد نيست " .  در نتیجه کمونیست ها و چپ های رادیکال متحد شدن در حزب پرولتری برای سرنگونی سیادت بورژوازی را بایستی وظیفه فوری قرار دهند. جدایی کمونیست ها در احزاب و سازمان های پراکنده و منشعب شده با اهداف مطرح شده در مانیفست حزب کمونیست همخوانی نداشته و به مانعی در راه ایجاد حزب کمونیست تبدیل می شوند.

موضوع دیگری که تا به حال جلوی وحدت نیروهای کمونیستی و چپ رادیکال را بگیرد درک نادرست از دموکراسی درون حزبی و سانترالیسم دموکراتیک است. باز هم در اینجا ما با نظرات گوناگونی روبرو هستیم که تشتت درونی کمونیست ها را نشان می دهد. از جمله اینکه حزب لنینی دیگر به درد انقلاب نمی خورد و یا سانترالیسم دموکراتیک باعث دیکتاتوری در احزاب شده است و سانترالیسم دموکراتیک قابل اجرا نیست و......

تفکرات بالا اجازه نمی دهد که اکثریت و اقلیت در احزاب بتوانند در کنار هم و آنهم در یک تشکیلات مبارزه کنند. این نوع تفکر بیش از آنکه نقطه نظر غیر خود را بپذیرد ترجیح می دهد که یک فراکسیون و بصورت محفلیسم در یک جمع شرکت کند. پلورالیسم و فراکسیونیسم اشکال مختلفی هستند که جلوی وحدت کمونیستها را می گیرد و بایستی مورد نقد جدی برای وحدت جنبش کمونیستی قرار بگیرد. 

و اما پایه ای ترین موضوع برای وحدت جنبش کمونیستی، وحدت مبارزاتی آن طبقه ای است که کمونیست ها، چپ ها و مدافعین و فعالین کارگری خود را مدافع و متعلق به آن می دانند و آن طبقه کارگری است که در صورت تحرکات قوی اجتماعی به نزدیکی چپ رادیکال به لحاظ زمینه مادی کمک کند. دور جدید مبارزات کارگری در ایران این زمینه ها را فراهم کرده است آیا احزاب کمونیست ایرانی که موید فکری کمونیسم تعریف می شوند قادر به حل فکری و سازمانی پراکندگی و ضعف شرایط موجود هستند. این جوابی تاریخی به وظایف تاریخی سازمان های کمونیستی موجود در این مقطع تاریخی در ایران خواهد بود.  آیا جنبش کارگری – کمونیستی شعار اتحاد، مبارزه، پیروزی. را متحقق خواهد کرد؟

مهران پیامی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ