جمعه, ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

روند فرایند انقلاب

از انقلابی که نظام شاهنشاهی را برانداخت و نظام ولایت فقیه را جایگزین کرد چه درس هایی که به درد امروزمان بخورد، می توان گرفت؟ در کشور ما هیچگاه به آن عظمت، توده های وسیع مردم برای براندازی یک نظام ستمگر حاکم پا به میدان مبارزه نگذاشته بودند. حتی بعضی ها بر این عقیده اند از لحاظ شرکت توده ها نمونه ایست نادر در تاریخ انقلابات جهان. این امر آنقدر گسترده و پر قدرت بود که توهمی آفرید که هیچ دجالی به این زودی ها نخواهد توانست دستاورد هایش را

غصب کند و دموکراسی و آزادی بدست آمده را از مردم بگیرد. احزاب و سازمان ها در طیف وسیعی آزادانه دست به سازماندهی علنی زدند و در سراسر ایران دفتر زدند و گردهمایی های علنی برای جلب نیرو بر گزار کردند. اما از همان ورود خمینی به تهران تضاد میان دارو دسته ای که دور او جمع شده بودند برای بدست آوردن قدرت شروع شد. خلخالی نماینده ی خمینی، انتقام جو و آدم کش آغازگر روندی شد که تا به امروز به شیوه اصلی حکومت داری تبدیل شد.

 شعار های ماجراجویانه خمینی برای گسترش اسلام، تضاد های حاکمیت جدید میان جناح بندی های خود هرج ومرجی را پدید آورده بود که صدام حسین را با تشویق آمریکا بر آن داشت که آرزوی تسخیر ایران را در سر بپروراند و جنگی را شروع کرد که هشت سال طول کشید و نیروی انسانی و اقتصادی هر دو کشور را بلعید. سرکوب خونین مخالفان را از جناح های خودی و اسلامی چون بنی صدر و قطب زاده و رجوی گرفته تا چپ و کمونیستها در پیش گرفتند و از اینطریق توانستند جناح سر سختان از نوع فدائیان اسلام با عمامه و عبا را بر اریکه قدرت مطلقه نشانند در پرتو این تجربه تاریخی و اوضاع کنونی ادامه مقاله روند فرایند انقلاب آینده ایران را دنبال می کنیم.

آیا در اوضاع کنونی با اوضاع سال های قبل از انقلاب 57 چه شباهت ها و تفاوت هایی موجود است؟ بنظر می رسد در سه زمینه در خطوط کلی شباهت هایی دیده میشود:

یکم - بحران شدید اقتصادی کنونی که در اوایل دهه پنجاه در ایران آنزمان هم شروع شد و در سال های 56 و 57 تشدید گردید بحرانی است امروز بس عمیقتر از آن سال ها، ماهیتا ساختاری که هفتاد در صد مردم را به زیر خط فقر کشانده است

دوم – توده های وسیع مردم از اوضاع ناراضی اند و با اعتصاب و اعتراض و شورش و خیزش گسترده برای نشان دادن نفرت خود از نظام و رهبران آن بارها به میدان آمده اند

سوم – بار دیگر امپریالیسم آمریکا فیلش هوای هندوستان کرده به زعم خود با شدیدترین تحریم ها و سرکار آمدن جو بایدن به ایجاد ائتلاف نوع گوادولپ در پی تغییر رژیم حاکم است.

اما در سه نکته تفاوت هایی هم دیده می شود :

یکم – حاکمیت در دست جناحی است که مثل شاه نه تنها فرماندار سفیر آمریکا نیست بلکه کاملا ضد آمریکاست و در رقابت با سیاست آمریکا عمل می کند و تضاد اصلی با اصلاح طلبان روی همین موضوع اکنون می چرخد.

دوم - در اوضاع بین المللی تغییرات بزرگی بوقوع پیوسته است که در آن زمان دارو دسته حاکم در شوروی دنباله رو ی از قدرت های سرمایه داری را پیشه کرده بود ولی امروز حکومت پوتین در تضاد با آنهاست و در سمت رژیم جمهوری اسلامی عمل می کند. چین البته در آنزمان با براندازی رژیم شاه و جایگزینی آن با خمینی مخالف بود و امروز هم با دخالت آمریکا و براندازی رژیم حاکم ایران مخالف است اما تفاوت اساسی در تغییرات عظیمی است که در تناسب قدرت و نقش چین در جهان رخ داده است.

سوم – تفاوت اساسی در صف آرایی نیروهای طبقاتی بویژه طبقه کارگر و نیروهای سیاسی آزادی خواه و چپ و کمونیست می باشد. جامعه کنونی ایران در مقایسه با دهه ی پنجاه هم از لحاظ زیر بنائی و هم از لحاظ فرهنگی و روبنایی تغییرات اساسی کرده است. بخصوص نیروهای چپ و کمونیستی با آگاهی بیشتر عمل می کنند و در خط مشی عمومی انقلاب کنونی تضاد های اساسی دیده نمی شود. در پرتو این شش فاکتور اساسی است که ما در زیر سه وظیفه اساسی طرح شده در انتهای بخش دوم را پی می گیریم. در آنجا سه وظیفه مبرم سازماندهی یعنی حزب کمونیست، تشکلات کارگری و اتحاد وسیعترین نیروهای ستمدیدگان و استثمار شوندگان را بعنوان ترکیب اساسی آلترناتیو سوسیالیستی مطرح کردیم. انجام هر سه وظیفه امریست که باید آگاهانه و طبق نقشه صورت گیرد. امروز ما به یکی از این سه وظیفه می پردازیم یعنی مسئله حزب ساز ی که در درجه اول مسئولیت آن بعهده تشکل های چپ و کمونیستی موجود است.

در اینجا باید بار دیگر به بخش های اول و دوم این نوشته که به خصوصیات روند انقلاب ایران برخورد کرده است اشاره ای کنیم بخصوص آن بخش که تأکید دارد روند فرایند انقلاب ایران از مسیر سخت، بغرنج و طولانی می گذرد. بنابر این انجام این سه وظیفه اساسی را باید در پرتو همان خصوصیات در نظر گرفت. درست است که توده ها در این سال ها در میزان میلیونی به خیابان ها ریخته اند ولی هنوز چاره اساسی که تشکیلات است در هر سه زمینه فراهم نشده است. نه کمونیست و چپ یکی شده اند، نه تشکیلات متحد سراسری در برگیرنده اکثریت کارگران بوجود آمده و نه اتحادی گسترده تر از نود درصدی ها.

مبارزه برای ایجاد حزب کمونیست یک مبارزه تمام عمری برای حزب ماست

حزب رنجبران ایران که از نه تشکل کمونیستی با گرایش اندیشه مائوتسه دون در سال 1358 پایه ریزی شد تشکیل دهندگانش یک تجربه مبارزاتی بیست ساله ای را هم در هر سه زمینه سازماندهی که در بالا اشاره شد پشت سر داشتند بویژه سازمان انقلابی حزب توده ایران که تشکیل دهندگانش خود از اعضای حزب توده ایران بودند و از نقد همه جانبه رفرمیسم و رویزیونیسم حزب توده به وظیفه ایجاد یک تشکیلات نوین انقلابی کمونیستی رسیده بودند. در این روند طولانی سخت و بغرنج و در عمل افتان و خیزان رفتن و هر بار با جمعبندی از کار خود، به مبارزه همچنان ادامه داده است. سالهاست حزب ما برای وحدت نیروهای چپ و کمونیست و ایجاد یک حزب واحد کمونیستی مبارزه می کند، سالهاست حزب ما برای ایجاد تشکلات کارگری، سراسری و توده ای مبارزه می کند و سال هاست با سمت سوی کار توده ای برای ایجاد وسیعترین اتحاد های مردمی در سطح جامعه مدنی بویژه تشکل های دموکراتیک توده ای و هریک طبق خواست های مشخص مستقل خود، همچون دانشجویان و محصلین، زنان، آموزگاران، بازنشستگان، فعالان محیط زیست، جمعیت های ضد اعدام و دیگر تشکل های دموکراتیک مبارزه می کند.

تجربه نشان میدهد هر گاه و هر زمان می توانستیم مناسبات درست میان این سه وظیفه سازماندهی برقرار کنیم و مهمترین اینکه دارای یک مشی عمومی سیاسی درست برای انقلاب کردن داشتیم آنجا و آن زمان پیروزی بدست آوردیم و آنجا و آن زمان که در خط مشی عمومی سیاسی دچار انحراف شدیم و مناسبات میان سه وظیفه را به درستی حل نکردیم و دچار یکجانبه گری شدیم شکست خوردیم و دچار خسارت شدیم. در نتیجه امروز وظیفه داریم به احترام خون رفقایی که جان خود را در این سالها برای پیشبرد وظایف محوله فدا کردند با مسئولیت کامل عمل کنیم و با درایت تر در وحله اول خط مشی سیاسی عمومی کنونی جنبش انقلابی ایران را مشخص کنیم و در پرتو آن و وضع مشخص میدانی برنامه سازماندهی سه وظیفه را بعنوان پیشنهاد برای تبادل نظر مطرح سازیم. پس از جنبش های دیماه نود و شش و آبان نود و هشت بطور جدی بین جوانان شرکت کننده مطرح شد چه باید کرد؟ اینهمه مردم در خیابان ها، اینهمه جرأت و از خودگذشتگی چگونه است که حتی نمی توان گامی به جلو بر داشت. جواب ما را سال هاست کمونیسم علمی داده است: بدون حزب سیاسی انقلابی پرولتاریایی مسلح به تئوری و دارای پایه در میان جنبش کارگری هیچ خیزش توده ای  نمی تواند بر بورژوازی حاکم ایران پیروز شود.

حزب رنجبران ایران با توجه به اوضاع کنونی و دورنمای تکامل اوضاع امروز وظیفه وحدت نیروهای چپ و کمونیست را بر اساس اصول و برنامه ای که مشترکن بدان می رسند آن حلقه زنجیری می داند که چنانچه بدست گرفته شود دو وظیفه دیگر یعنی بسط و گسترش تشکل های کارگری و اتحاد سازمان های وسیع توده ای هم بهتر و همه جانبه تر به سرانجام میرسد. تأکید روی این وظیفه بمعنی تعطیل انجام دو وظیفه دیگر نیست چون این سه وظیفه پیوندی ناگسستنی باهم دارند و بهیچ وجه یکی بدون دیگری قابل رشد و تکامل برای انقلاب کردن نمی باشد.

چرا وظیفه ایجاد حزب متحد، یکی شده و یک پارچه حلقه زنجیریست که چنانچه محکم بدست گرفته شود تغییر اساسی در اوضاع بوجود می آورد؟ اوضاع از یکسو برای ایجاد این وظیفه خوبست و از سوی دیگر بد. وضع خوب را کارگران و جنبش های توده ای بوجود آورده اند و وضع بد را تشکل های چپ و کمونیستی موجود.

در درجه اول وجود مبارزات عظیم توده ای و از میان آنها اعتصابات و تظاهرات کارگری است. تجربه تاریخی نشان میدهد که جنبش های توده ای و کارگری بدون وجود یک حزب سیاسی آوانگارد از کادرهای با درایت و از خود گذشته، مسلح به تئوری و جهانبینی کمونیستی هیچگاه قادر به درهم شکستن قدرت عظیم سیاسی و نظامی بورژوازی حاکم را ندارند. خیزش های 96 و 98 این موضوع را یک بار دیگر ثابت کرد. نقد احزاب گذشته کمونیستی نباید تا نفی کلی پدیده حزب شود. این نقد باید با هدف نوسازی و تکامل نظرات پیشرفته صورت گیرد. در کشوری که حتی کارگران نمی توانند تشکلات حداقلی برای تحقق خواست های حقوق عقب افتاده خود را داشته باشند و نیروهای امنیتی در اکثر موسسات بزرگ کارکری مستقرند، نفی یک تشکیلات منظم کمونیستی مدبر و مسلح به سبک کار مبارزه با پلیس و ماهر در حل مناسبات بین کار مخفی و علنی در بهترین حالت از کم بها دادن به دشمن طبقاتی و رژیم جنایتکار حاکم است.

در درجه دوم وجود اشکال مختلف انحرافی در میان جنبش کنونی چپ و کمونیستی است. شاهرخ زمانی این نکته مهم را به قرار زیر فرموله کرده است " وجود انحرافات عمیق درون جنبش کارگری در اشکال اکونومیستی، فرقه گرایی، سوسیال دموکراتیک، اعتقاد به رشد و اعتلای خود به خودی همه در هیئت مشترک انحلال طلبانه و عاجز از پیوند زنده و مبارزه جویانه با جنبش مبارزاتی کارگران از شکل گیری حزب سیاسی سراسری کارگران بعنوان ستاد فرماندهی جنبش انقلابی در سرنگونی نظم موجود و ایجاد حاکمیت شورایی کارگران جلوگیری می کنند." اینکه جهانبینی ما براین واقعیت تاریخی صحه گذارده که توده ها سازندگان تاریخند و طبقه کارگر بدست خودش است که خود را آزاد می کند به معنی آن نیست که توده ها نباید حزب پیشرو خود را داشته باشند و یا طبق شرایطی نیروی مسلح خود را داشته باشتد. بورژوازی تبدیل به یک طبقه جهانی شده است با امکانات بدست آورده اش پر قدرت ترین ارتش ها، سازمان های امنیتی ضد طبقه کارگر و هزار وسایل تبلیغی دیگر بوجود آورده است. دانشگاه ها و مدارس را هدایت می کند و جهان را سرا سر تاریخ دروغین بورژوازی پر کرده است و بیگانگی و بی تفاوتی را می پرا کند. امروز در جنبش چپ و کمونیستی ما بخاطر چهل سال پراکندگی و انشعاب پس از انشعاب کار به جایی رسید که کار گروهی هم دارد جایش را کار فردی می گیرد.

تقدیس جنبش خود بخودی در حقیقت نفی اساسی ترین پراتیک طولانی مبارزه طبقاتی است که مارکس و انگلس بنیان گذارش بودند و اولین اقدام اساسی خود را سازماندهی حزب کمونیست قرار دادند. مانیفست حزب کمونیست نام اولین منشور مبارزاتی طبقه کارگر علیه بورژوازی بود. این منشور تاریخی که محتوای اساسی کمونیسم علمی را مشخص بیان می کند دارای نکاتی است که در جنبش های خود بخودی کارگری تراوش نمی کند بلکه برعکس دارای نکاتی است که باید توسط کمونیستها که در شرایط سخت دیکتاتوری همچنان استوار و بی هرس از مرگ و شکنجه مبارزه را ادامه می دهند و همچنان در درون جنبش های خودبخودی فعالیت می کنند به درون این جنبش برند. انحلال طلبان در حقیقت با ستایش از جنبش های خود بخودی نه تنها به نفی نقش تئوری راهنما یعنی کمونیسم علمی می پردازند بلکه از زیر بار وظیفه رفتن به میان توده ها، پیوند با آنها سرباز می زنند. مرا یاد زمانی می اندازد که با رهبری حزب توده ایران در اواخر دهه ی سی و اوایل دهه ی چهل شمسی گفتگو داشتیم. کلیدی ترین مسئله مورد اختلاف بی عملی هیئت اجرایی حزب در برابر کودتای بیست هشت مرداد آمریکایی و سیاست انتقال کل رهبری حزب به خارج و مهمتر اینکه چندین سال پس از آن نداشتن برنامه برای سازماندهی در ایران. همانطور که شاه ایران پس از ایجاد حزب رستاخیز اعلام کرد هر کس مخالف است بیاید پاسپورت بگیرد برود خارج این رژیم هم با فشار دستگاه های امنیتی اش هشت میلیون ایرانی را که پتانسیل مخالفت با حکومت داشتند را به خارج روانه کرده است. اتاق های فکری بورژوازی جهانی درست جمعبندی کردند که پیروزی انقلاب اکتبر 1917 در روسیه در درجه اول وجود حزب بلشویک و مسلح بودن آن به کمونیسم علمی تا حدی که توانستند اصول آنرا با شرایط مشخص جامعه آنزمان روسیه تلفیق دهند. همینطور است نظر آنها در باره پیروزی انقلاب چین که انقلابیون توانستند هم تجاوز امپریالیسم ژاپن را در هم شکنند وهم ارتش میلیونی مرتجعان و سگ زنجیری امپریالیسم آمریکا را به تایوان فراری دهند. درست بدین خاطر است که در این صد سال گذشته تمرکز اصلی تبلیغاتی خود را در مبارزه با حزب کمونیست گذاشته اند.

حزب رنجبران ایران با درس گیری از تجارب جنبش کمونیستی جهان و ایران براین نظر است که باید در مبارزه با گروهی گری و انحلال طلبی که هدفی جز جلوگیری از ایجاد تشکیلات پیشقراول پرولتری در دل جنبش کارگری ندارد باید آگاهانه به روی نکات زیر تاکید کند:

1– حزب کمونیست جزیی از جنبش طبقه کارگر است، تماما و کاملا در خدمت رهایی طبقه کارگر قرار دارد.

2- حزب کمونیست باید ترکیب اعضای آن عمدتا از کارگران پیشرو باشد که پیوند فشرده با کارگران دارند و این موضوع اگر در گذشته در ایران شرایط برای تحققش نبوده امروز با توجه به وجود جنبش عظیم کارگری از هر لحاظ امکان پذیر است.

3- حزب کمونیست درست بنا بر ماهیتش نباید و نمی تواند به جای تشکلات کارگری و توده ای عمل کند. اداره تشکلات توده ای به شیوه شورایی و براساس اصل اساسی شکوفایی و خلاقیت اعضای خود باید اداره شوند.

4- کمونیستها باید نمونه درستکاری، از خود گذشتگی باشند و منافع جمع را بر منافع شخصی ارجح بدانند.

5- مبارزه درون حزبی باید در محیط گرم سیاسی بدور از هرگونه تهمت های شخصی و دسته بندی های پنهانی صورت گیرد و هدف تصحیح اشتباهات، نوسازی و تحکیم تشکیلات باشد.

با توجه به این نکات حال معلوم می شود که ما برای چگونه حزبی مبارزه می کنیم. در ایران ما در صد سال گذشته انواع مختلف احزاب چپ و کمونیست بوجود آمده و هنوز هم موجودند. بنابراین حزبی که باید ساخته شود بی شک متأثر از پراتیک صد ساله جنبش کارگری و کمونیستی است و در نتیجه باید با یک کار جمعی احزاب و سازمان های موجود کمونیستی از یکسو و پیشروان جنبش های عملی کارگری توده ای جاری از سوی دیگر بوجود آید.

ما در زیر به پلاتفرمی برای چنین وحدتی که در بر گیرنده و اصول و برنامه است اشاره می کنیم

ادامه دارد

محسن رضوانی 26 بهمن 1399

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ