دوشنبه, ۰۴ شهریور ۱۳۹۸

راه ما سوسیالیسم

و تکیه به کارگران و زحمتکشان برای تغییر انقلابی جامعه

در تغييرات و تحولات عظيمي كه در جامعه ايران در حال تكوين است و صف آرائي طبقاتي هر روز  شكل نهايي كي بر كي را به خود مي گيرد پرولتارياي ايران با سابقه بيش از صد سال مبارزه افتخار آميز همراه متحدين نزدیک خود : توده های

وسیع مردم از جمله زنان ستمدیده ،خلق های تحت ستم ،معلمان ، پرستاران ،قشون عظیم بیکاران  -  اكنون چه راه حلي را ارايه مي دهد و در برابر بديل هاي طبقات ستمگر واستثمار گر كه از پشتباني ارتجاع منطقه اي و امپرياليسم جهاني برخور دارند و از لحاظ طبقاتی دارای پایه های مشترکی با حاکمان کنونی دارند ، چه مشي سياسي عمومي را كه متكي به توده هاي عظيم مردم ايران است و در خدمت آنهاست پيشنهاد مي كند؟

ای کاش چپ و کمونیستها ی ایران در این سال های طولانی  تدارک برای چنین روز هائی را می توانستند  با جمعبندی از کل جنبش جهانی کمونیستی وایران ، با مطالعه و بررسی اوضاع تغییر یافته ، جمعی و در همکاری باهم ، به نتایج مشترکی برسند . ای کاش امروز می شد بر اساس آن کار جمعی و دقیق   پلاتفرم مشترک  بدیل کارگری  را دربرابر بدیل بورژوازی  رو به امپریالیسم  متحدن قرار داده ، به خواست قاطبه نیروهای طرفدار چپ و طبقه کارگر که از پراکندگی چپ درد می کشند پاسخی مثبت می داد. البته نباید فراموش کرد که امروز همان مبارزات طولانی نظری ،همان تلاش های وحدت طلبانه ،همان وجود کنفراس ها و تبادل نظر های پالتاکی تاثیرات مثبت خود را گذاشته و می توان گفت امروز اکثریتی در خطوط کلی  روی یک مشی سیاسی عمومی مشترکی عمل می کنند. این مشی عمومی  که بر اساس اندیشه های اساسی کمونیسم علمی ریخته شده است و از موضع طبقه کارگر و جهانبینی آن برای تغییر جهان کنونی حرکت می کند براندازی کل نظام سرمایه داری حاکم  و جا گرینیش با نظامی کاملن نوین یعنی سوسیالیسم را در دستور کاردارد . این مشی بر اصل اساسی " توده ها سازندکان تاریخند " استوار است و تاکید دارد برای اینکه مطمئن شویم پیروزی از آن طبقه کارگر خواهد شد و پس از کسب قدرت سیاسی قادر به حفظ آنست  باید عظیم ترین نیروهای اجتماعی جامعه را تا سطح 98 در صد  بسیج ومتشکل کرد  و روی اصل تمام وکمال در خدمت آنها بودن پافشاری نمود.

از سوی دیگر خود جنبش کارگری با گسترش وسیع وبی سابقه  ،با ایجاد تشکل های مستقل خود در شرایط بسیار سخت دیکتا توری ، با جانفشانی پیشروان خود توانسته به عنوان یک نیروی  موثری در صحنه اجتماعی ظاهر شود و فعالینی چون شاهرخ زمانی از میان آنها برخیزد که بطور همه جانبه و سیستماتیک اصول وبرنامه ای را بعنوان پیشنهاد ارائه دهد. پیشنهادی که در بر گیرنده ی سه بخش کلیدی برای پیروزی انقلاب سوسیالیستی پیش روست :

یکم – باید برای یکی شدن نیروهای چپ انقلابی در حزب سیاسی پیشرو کارگری مبارزه کرد

دوم – باید برای ادامه ایجاد تشکل های مستقل کارگری بهر شکل طبق شرایط مشخص و تکامل آنها با  اتحاد بزرگتر وسراسری آنها با تمام نیرو وبدور از فرقه گرائی تلاش کرد

سوم -  برای ایجاد ا تحادی وسیعتر و گسترده تر که بتواند عظیم ترین  توده های ستم دیده و استثمار شده را زیر یک چتر در آورد و به هدف ایجاد  وسیعترین دمکراسی توده ای برای خود آگاهی ونوسازی در خدمت مشی عمومی پرولتاریائی تلاش کرد. 

پراتیک وسیع جنبش کارگری، پسی از کشتن شاهرخ زمانی توسط نیروهای امنیتی در زندان نه تنها صحت گفتار اورا به ثبوت رسانده است بلکه با جنبش دیماه نود شش و در سال گذشته مبارزات کارگران هفت تپه و فولاد اهواز گامی بازهم موثر تر در بدیل کارگری برداشته شد. کارگران هفت تپه با کشاندن مبارزه خود تا سطح مبارزه با خصوصی سازی و جایگزینی آن با قدرت شورا های کارگری

راه عملی نوینی را در پیشروی جنبش کارگری نشان داد. وجود تضادهای متعد در جامعه ،فروماندگی حکومت و تضاد میان خود حاکمان  برای واحدهای اقتصادی مانند هفت تپه شرایط برای قدرت گیری شورای کارگران در مقیا س کارخانه ای و محلی موجود است و هرچه با مبارزات تود ه ای ضعف بازهم بیشتر حکومت عیان شود بر توانائی پائینی ها برای اداره کردن امور خود بیشتر خواهد شد. احزاب و سازمان های چپ و کمونیستی هوشیارانه این حرکت های جنبش های عملی کارگری را باید دنبال کنند، تجارب را در پرتو اصول کمونیسم جمعبندی کنند و راه مشخص انقلاب کنونی ایران را قدم به قدم به عمل توده ای تبدیل سازند.

حزب رنجبران ایران با گذشتن از فراز ونشیب های زیادی ، با پراتیک طولانی که در آن گاهی اشتباهات و انحرافات خط مشی هم بوده ، با جمعبندی  مکرر ، با بکار بردن شیوه راستین انتقاد وانتقاد از خود و در این زمینه مبارزه با نفی گرائی وانحلال طلبی و پافشاری روی  اصل "نجات بیمار نه کشتن او " ، توانسته با درایت بیشتر ، براساس  سه نکته  اساسی با لا کار کند .

امروز دیگر زندگی حزبی ما و پراتیک اجتماعی کل جنبش چپ ایران این حقیقت را آشکار کرده است  که کسب قدرت سیا سی توسط طبقه کارگر به آسانی امکان پذیر نیست.

 قوی شدن دشمنان طبقه کارگر  ، بسط و گسترش شیوه تولید سرمایه داری در کلیه رمینه ها و به روز کردن دائمی خود ، رشد و تکامل آن به قدرت های سیاسی انحصاری تا حد سرکردگی بر کل نظام که امپریالیسم آمریکا یک نمونه بارز آنست ،وجود جناح های پر قدرت بورژوازی وخرده بورژوازی در صحنه سیاسی ایران ، انجام وظیفه تاریخی طبقه کارگر که مارکس آنرا گورکن سرمایه داری خواند بس سخت و بغرنج شده است. دیگر نه می تواند با موتور کوچکی ،موتور بزرگ را راه انداخت و نه می شود با حمله دروغین به خط مشی توده ای تحت عنوان پاپولیسم از نقش تعیین کننده توده در انجام انقلاب دوری جست.

 علاوه براین و جود صنعت نفت و در آمد هنگفت آن در دست بوروکراسی نظامی -اداری حاکم ، رشد ناموزون اقتصاد و اساسن کمپرادوری بودن آن ،  قرار گرفتن ایران در یک منطقه استراتژیک جهانی ، دخالت قدرت های بزرگ در امور ایران ، دمیدن خرافات و اعتقادات غیر علمی و ده ها عوامل دیگر  همه و همه بر سختی ، نا همواری و طولانی راه  برای رسیدن به آزادی و برابری گواهی  می دهند.

با اینکه امروز احزاب و سازمان های چپ در این چهل سال گذشته توانسته اند با درایت تر از گذشته عمل کنند و امروز  در خطوط کلی دارای  برنامه های مشترکی برای پیش روی به جلو هستند  اما درست به خاطر نداشتن درک مشترک در زمینه این خصوصیات سه گانه انقلاب کنونی ایران : سخت ،بغرنج و طولانی  از یک سو و دوری از پراتیک عملی در میدان های گسترده مبارزات طبقاتی در جامعه  هنوز باید گام مهمی را در امر یکی شدن ومتحد شدن در یک حزب متحد انقلابی پیشرو طبقه کارگر  بعنوان وظیفه ای مبرم و ضروری  بر دارند.

 فرقه ها نسبت به این او ضاع انقلاب ایران دچار توهم ا ند  به بورژوازی حاکم ،بورژوازی و خرده بورژوازی مخالف حاکمیت ،به نقش امپریالیسم در ایران  کم بها میدهند هنوز فکر می کنند نقش موتور کوچک را می توانند با نیروی حزبی خود  بازی کنند و  طبقه کارگر را به حرکت در آورند. آنها  با غلو کردن در راستین بودن مشی  و توانائی  دسته خود و کم بها دادن تا حد نفی دیگر نیرو ها  و مهمتر کم بها دادن به نقش تاریخ  ساز فعالان کارگری و دیگر پیشروان جنبش های توده ای عملن سدی در برابر یکی شدن  ومتحد شدن  نیروهای چپ و کمونیست هستند. واقعیت اینست که دراین اوضاع خوب که اکثریت مردم از رژیم جمهوری اسلامی رو گرد دانده اند و رژیم در مانده وفرومانده است ،نیروهای چپ وکمونیست همچنان پراکنده عمل می کنند ،نفی گرایی و فرقه گرایی همچنان موجود است و هیچ  حزبی  به تنهایی قادر نیست  خط مشی عمومی خود را به میان توده ها برد و آنرا به نیروی مادی برای آزادی وبرابری و سوسیالیسم تبدیل سازد.

بهترین حرف ها و ده ها برنامه درست چنانچه نتواند تبدیل به یک قدم عملی توده ای شود بی ارزش است. ارزش واقعی یک برنامه انقلابی هنگامی  شناخته می شود که توده ها آنرا بپذیرند ، متشکل شده ومبارزه کنند. این کار در گرو گام تعیین کننده بعدی جنبش کارگری وکمونیستی است.

در استانه ی اول ماه مه ،روز همبستگی کارگری  باید  برای یکی شدن جنبش پرافتخار کمونیستی ایران که در این صد سال هزاران کشته داده ،خالق یک راه ، روش وفرهنگ نوینی در جامعه بوده است بعنوان وظیفه مبرم تلاش کرد. برای اینکار باید روی نکات مشترک که اصول اند متحد شد و به ضرورت چگونگی براندازی  سرمایه داری جمهوری اسلامی حاکم پاسخ  گفت. کمونیستها ایران در صورت متحد شدن می توانند با توجه به خیزش پر قدرت جنبش کارگری و توده ای  به نیروی اصلی تغییر برای آزادی ،دمکراسی و سوسیالیسم تبدیل شوند.

 در اوضاع کنونی که بدیل های پرو امپر یالیسم و پرو اسرائیل و عربستان سعودی در بازار به فروش می رسد کمونیست باید ضمن حفظ رادیکالیسم انقلابی در براندازی رژیم سرمایه داری حاکم از خواست توده های وسیع مردم پیروی کنند ،با جنگ علیه ایران ،با ورود نیروهای بیگانه زیر هر عنوان وبا هر نامی باشد مخالفت کنند،  خود پرچم میهن دوستی و مبارزه ضد امپریالیسم وارتجاع محلی را  برافراشته نگهدارند.

 انتخاب بد وبدتر  ورشکستگی خود را در میزان داخلی در این سال ها  بخوبی نشان داده است نباید در سطح جهانی با چشم داشت به امپریالیسم و مرتجعن منطقه ای تحت عنوان اینها از رژیم حاکمان کنونی ایران که بدتر نیستند دنباله رو این توطئه ی نوین سرمایه داری جهانی  شد. مردم ایران بی شک جواب دندان شکنی به مزدوران و جیره خواران خارجی که  در ارتباط با دستگاه های امنیتی کشور های امپریالیستی برای براندازی هستند خواهد داد. طبقه کارگر ایران همراه توده های وسیع متحدش با تحقق امر ضروری ومبرم یکی شدن کمونیستی چنان قدرتی است که با اتکا ء به نیروی خود و با همبستگی مردم مترقی  جهان می تواند به نیرویی شکست ناپذیر در براندازی رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شود.

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی