جمعه, ۲۴ آبان ۱۳۹۸

چرا حکومتی دزد، جنایتکار و فرومانده همچون جمهوری اسلامی فرو نمی ریزد ؟
پرسشی است که این روزها برای مردم بطور جدی مطرح شده است وعلل مختلف را می شنوی بگذارید برخی از آنها را بیاورم :
1- بعضی ها می گویند روحانیت و صاحبان دین چون به حکومت برسند بخاطر انسجام قدرت سیاسی باقدرت دینی واعتقادات توده براندازی آن سخت تر است،

2- بعضی ها جلادی آنها وسرکوبگری را به شهادت می کشند، کشتار هارا یادآور می شوند،
3- بعضی ها می گویند با اینکه کارد به استخوان مردم رسیده است ولی تکان جدی حاضر نیستند به خود دهند،
4- بعضی می گویند مردم فقط به جمع کوچک خانوادگی خود فکر می کنند و کلاهشان را محکم چسبیده که باد نبرد.
5- بعضی ها روی عقب ماندگی فرهنگی ودوری از تشکل یابی توده سخن می گویند،
6 سلطه و حضور ایدئولوژیک و نظامی و مستشاری جمهوری اسلامی در لابی های کشورهای منطقه
7- بعضی ها می گویند بخشی از قدرتهای سرمایهای جهانی ، کنسرنهای عظیم بینالمللی . مثلا با نک آلمان، بانک جهانی، کنسرنهای اسلحه سازی روسیه و چین، حامی واقعی و فعال جمهوری اسلامی اند
8 بعضی ها نقش جنگ ایران وعراق را که خمینی نعمتی خواند موثر در این امر می دانند
9- بعضی دیگر از نقش مخرب آمریکا و پشتیبانی ترامپ از سلطنت طلب، مجاهدین وناسیونالیست های کرد، حرف می زنند.

در هر کدام از گفته ها ی بالا نکته ای قابل بررسی موجود است که نمی توان به آسانی از آن ها گذشت، اما علل بالا گویای تمام حقیقت نیست، باید جستجو کرد چرا پس از چهل سال استبداد مطلقه ی ارتجاعی هنوز هیچ نیرویی نتوانسته انسجام یابد که بتواند رژیم اسلامی حاکم را سرنگون کند؟
برای یافتن جواب کمی به عقب برگردیم . یک به یک به آنچه گذشته نظر افکنیم :
اطاعت کور کورانه از خمینی
اولین نکته این است که خمینی قدرت را به آسانی، با دروغ وبه قول خودش با خدعه بدست آورد، چنان مردم او را ستایش کردند که هر چه می گفت کورکورانه اطاعت می کردند. حتی خلخالی جلاد هم بعدها اقرار کرد که همه جنایاتش به دستور خمینی بوده است. اسناد فاش شده نشان می دهد از همان روز اول خمینی چرک وخون از پنجه هایش می چکید وتما م افرادی که حلقه های قدرت نزدیک به اورا پر کرده بودند در اطاعت کورکورانه از او از یکدیگر سبقت می گرفتند. در آغاز پشتبانی رهبران سیاسی ضد رژیم شاه از جمله جبهه ملی، نهضت آزادی وبطور عموم نمایندگان بورژوازی وخرده بورژوازی از خمینی در ایجاد چنین اوضاعی نقش مهمی داشت.
پشنیبانی حزب توده ایران وفداییان خلق ( اکثریت )
تاریخ هیچگاه رهبری این دو سازمان را تبرئه نخواهد کرد. اینان با پشتبانی از به اصطلاح خط امامی ها که خمینی را نماینده آن می دانستند، بزرگترین لطمه را به جنبش طبقه کارگر و چپ ایران وارد نمودند و پشتبانی شان تا جایی پیش رفت که در سپردن نیروهای ضد رژیم جمهوری اسلامی به دستگاه های امنیتی کمک می کردند.
انحراف حزب رنجبران ایران در سال اول انقلاب
سا زمان انقلابی وحزب رنجبران ایران در نه ماه اول تاسیس دچار انحراف به راست و برخورد دوگانه با رژیم جمهوری اسلامی شد و در جناح بندی های حاکمیت از جناح ملی - مذهبی ها پشتیبانی کرد. این حزب با اینکه پس از 9 ماه، مشی مبارزه با تمامیت رژیم خمینی را در پیش گرفت اما گرایش اپورتونیستی راست، تاتیرات منفی خود را در سبک کارعلنی گری و ایجاد توهم نسبت به دار و دسته ی خمینی گذاشت. خوشبختانه ادامه دهندگان مشی راستین کمونیستی توانستند با نقد همه جانبه اپورتونیسم راست حاکم در حزب، در کنگره دوم سال 1363 در کردستان پرچم مبارزه علیه تمامیت رژیم جمهوری اسلامی را همچنان بر افراشته نگه دارند. بی شک این انحراف راست سازمان انقلابی وحزب رنجبران نقش منفی در جنبش کمونیستی ایران داشت و خسارات جبران ناپذیری به نیروهای خود حزب وارد آورد و باید آنرا در حد خود یکی از نکاتی در تحکیم ادامه سلطه خمینی به حساب آورد.
نفوذ نظرات چپروانه خرده بورژوازی و اقدامات ماجراجویان در برا بر رژیم جمهوری اسلامی
مجاهدین سر دسته ی این مشی ماجرا جویانه ی مقاومت بودند. بنی صدر و رجوی هنوز از آسمان ایران دور نشده بودند اعلام کردند تا چند روز دیگر برخواهند گشت. بقیه نیروهای چپ وکمونیست هم راه مقاومت را با سازماندهی نیروهای مسلحانه همساز کردند. ازجمله حزب رنجبران ایران ، اتحادیه کمونیست ها که دست به مبارزه ای نا برا یر با رژیم جمهوری اسلامی زدند.
تسلط مشی سکتاریستی منصور حکمت در کومله در کردستان تحت عنوان مبارزه با پاپولیسم و ایجاد انشعاب وپراکندگی در میان نیروهای چپ و کمونیستی را هم باید به حساب توهمات خرده بورژوازی در جنبش کارگری گذاشت که بی شک شرایط را برای شکست جنبش بزرگ توده ای در کردستان بسود نیروهای رژیم خمینی فراهم تر کرد.
انگشت گذاشتن روی نکات بالا که البته تمام نکاتی نیستند برای اینست که نشان دهم درستی ونادرستی خط مشی سیاسی احزاب وسازمان های چپ و کمونیست در ایران نقش تعیین کننده ای در پیشرفت جامعه و ادامه سلطه بورژوازی وارتجا ع داشته وهنوز هم دارد.
لنین و مائوتسه دون دو رهبر بزرگ انقلابات دوران نوین تاریخی یاد آور شده اند که پیروزی کمونیستها به شکرانه ی مبارزه بی وقفه علیه مشی های انحرافی و دفاع از مشی درست پرولتاریایی بوده است، مشیی که از شرایط مشخص جامعه روسیه وچین مایه گرفته و درستی آنرا توده ها در عمل تجربه کرده اند. متا سفانه چپ ایران در این صد سال گذشته نتوانسته به چنان موفقیتی دست یابد و این کمبود یکی از دلایل اساسی ادامه حکومت در مانده ی حاکم کنونی ایران است.
بنابراین در پاسخ به پرسش :
چرا حکومتی دزد، جنایتکار، فرومانده همچون جمهوری اسلامی فرو نمی ریزد ؟
براین باورم که احزاب وسازمان های چپ که خود را جزیی از طبقه کارگر می دانند، مدعی دفاع از منافع این طبقه اند وتئوری ر اهنمای خود را سوسیالیسم علمی اعلام کرده اند در این سال های طولانی دچار انحرافات واشتباهات خط مشی ای شده اند و درست بدین دلیل آنها نتوانسته اند اعتماد توده ها را به خود جلب کنند و مردم هنوز به درستی یک خط مشی عمومی سیاسی مطرح شده توسط احزاب وتشکل های کنونی باور ندارند.
هیچگاه درایران آنقدر احزاب وسازمان های چپ وکمونیست، آنقدر رسانه های عمومی برای تبلیغ و ترویج و دست به کار در افشای حکومت نبودند. در دوره حاکمیت شاه حتی سانسور شدیدتر از امروز بود و دامنه انتشارات و ادبیات انقلابی ومترقی بسی محدودتر. البته باید تاکید کنم به دست آوردن یک مشی عمومی راستین در کشوری مثل ایران کار آسانی نبوده ونخواهد بود. تجربه نشان داده است که انقلاب در ایران کار سخت وبغرنجی است ودرست بدین خاطر باید با دیدی طولانی و زمانمند کارکرد. امروز ما بار دیگر با همان مشکل گذشته روبروهستیم . اوضاع از هر زمان دیگری بغرنج تر شده است . در صفوف نیروهای چپ وکمونیست در کلیه زمینه ها تفاوت ها در استراتژی و تاکتیک دیده می شود . بورژوازی ایران وخرده بورژوازی در جدالی بزرگ باهم قرار دارند. در درون هیئت حاکمه تضاد های انباشته شده، حدت و شدت بیشتری یافته است. تضاد های قدرت های بزرگ جهان در منطقه و ایران تمرکز یافته و جنگ های نیابتی سال هاست ادامه دارد. از سوی دیگر وضع جامعه ایران درهم ریخته، فقر ونداری دامنگیر اکثریت عظیم مردم شده وهر روز وضع بدتر می شود. بنابراین از هر زمان دیگر وحدت کمونیست ها ویاری وهمکاری آنها بر اساس اصول و برنامه ضروری تر است. زنده یاد شاهرخ زمانی از درون زندان به این امر توجه ویژه داشت و احزاب وسازمان ها ی چپ با اینکه تلاش های زیادی در این چهل سال برای وحدت کرده اند ولی براثر نداشتن یک مشی عمومی سیاسی منطبق با شرایط مشخص ایران هیچگاه نتوانستند به وحدتی یک پارچه دست یابند. در نتیجه این احزاب گسترش نیافته و برنامه های شان اجتماعی نگردیده است. بعضی ها حتی نیرو از دست داده و دچار انشعاب شده اند.
در چنین اوضاع بغرنجی، مشی عمومی سیاسی درستی که بتواند مورد پذیرش اکثریت عظیم مردم ستمدیده ایران قرار گیرد و در خدمت رهایی وآزادی آنها باشد کدام است و چگونه باید بدست آید؟ اساسی ترین قدم برای نیروهای چپ و کمونیست - تشکیلاتی یا منفرد، اینست که به مردم ، به توده های میلیونی فرودستان، به جنبش های روزمره اعتراضی رو کنند وبه آنها بپیوندند، در غم و شادی، درد ورنج شان شریک شوند و خود را جزوی از آنها بدانند.
تجربه صد سال مبارزه ی آگاهانه طبقه کارگر ایران گواهی بر این است که خط مشی عمومی نقش تعیین کننده ای در شکست ویا در پیروزی دارد. امروز ما باید در یافتن خط مشی عمومی درست پافشاری کنیم و براساس آن ببینیم که صف آرائی طبقاتی چگونه است وچه کسی درکجا ایستاده است. بگذارید یک به یک عناصر تشکیل دهنده ی این خط مشی درست را معین کنیم وعناصری که ویژگی انقلابی در ایران را دارند و در این صد سال نقش مهمی در پیروزی وشکست مردم داشته اند را بر شماریم:
یکم
طبقه کارگر و بورژوا، دو طبقه ی فعال در جامعه ، در برابر هم صف آرایی کرده اند و در این صد سال در مبارزه ای سخت قرار داشته اند. در دوران نوین تاریخی طبقه کارگر به طبقه ی اصلی وتعیین کننده درجهان وایران تبدیل شده است. این دوطبقه بنا برخصلت جهانی بودن شان در سطح جهانی متحدین خود را دارا هستند.
دوم
سرمایه داری جهانی و امپریالیسم که نقش مهمی در توازن قوا میان دو طبقه متخاصم جامعه دارند همیشه ضد کارگران و نیرو های چپ و کمونیست عمل می کنند.
سوم
قشر روحانیت شیعه که دراین صد سال از بازیگران بر جسته ای در سیاست ایران بوده و چهل سال است حکومت مطلقه ی مذهبی را بر گرده مردم تحمیل کرده است.
چهارم
بوروکراسی نظامی واداری در دوران سلطنت وهم در نظام ولایت فقیه به ابزار ی برای سرکوب طبقه کارگرو نیروهای چپ و انقلابی بکارگرفته شده است.
پنجم
علاوه بر عامل استثمار که در جامعه ی سرمایه داری فاکتور اساسی است در جامعه ایران عامل ستم نقش برجسته ای داشته است.از آن جمله است ستم به زن، ستم به ملیت ها وستم به اقلیت های مذهبی
چنانچه به گذشته نگاه بیاندازیم می بینیم اشتباهات خط مشی چپ در این بوده که به پنج عنصر مهم بالا توجهی نداشته وخط مشی خود را معین نکرده است.
امروز برای اینکه اکثریت عظیم مردم ایران در جنبشی عظیم تا حد 99 در صد بسیج ومتشکل گردند نیاز به یک خط مشی درستی هست که مردم صحت آنرا درعمل دریابند و به آسانی پی برند که منافعشان در آن خط مشی صحیح نهفته است .
این مشی عمومی را به اشکال مختلف می شود فرموله کرد وتوضیح داد از جمله به قرار زیر :
" نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی را باید با نیروی عظیم توده ها سرنگون کرد تا بتوان قدرت سیاسی سوسیالیستی نوینی را در خدمت به همان اکثریت عظیم مردم جایگزین نمود. روند تاریخی پیروزی طبقه کارگر ایران که تا بحال از مسیری سخت وبغرنج گذشته احتیاج به سه تشکیلات اساسی نیرومند دارد. تجربه جهانی و ایران نشان می دهد برای اطمینان از پیروزی این مشی و اطمینان از اینکه دشمنان پرولتاریا نتوانند پس از پیروزی بار دیگر به صحنه بر گردند ابتدا باید تشکیلا ت حزبی کادری که مسلح به تئوری کمونیسم باشد و دوم اینکه این تشکیلات حزبی بتواند طبق شرایط مشخص کل طبقه را در یک تشکیلات توده ای کارگری در کارخانه ها هدایت نماید . و سوم اینکه تشکیلات اتحادی بزرگ از کل جنبش های توده ای – ستمدیدگان واستثمار شدگان است."
بدون یک حزب سیاسی پیشرو، طبقه کارگر نمی تواند مبارزه بی امان خود را علیه انحرافات در جنبش کارگری به پیش ببرد ، بدون تشکیلات سراسری متحد وشورایی کارگری و بدون یک اتحاد بزرگ سراسری، انقلابی به سود اکثریت عظیم مردم صورت نمی گیرد.
این سه تشکیلات هم اکنون موجودند.
احزاب و سازمان های موجود چپ و کمونیستی پراکنده اند ولی مشکل اساسی این است که آنها جدا از طبقه کارگر وتوده ها افتاده و جدا عمل می کنند. مبارزه برای یکی شدن این تشکل ها براساس اصول وبرنامه همچنان باید مبرم و ضروری تلقی گردد و اعضای این تشکل ها وظیفه دارند کارکرد رهبری را در این زمینه مورد بررسی دائمی قرار دهند.
تشکلات کارگری مستقل هم موجودند و در سال های اخیر توانسته اند در مبارزه ای سخت به جریان تشکل های مستقل کارگری انسجام بخشند. گسترش آنها با گرایش پیشنهادی شورای گارگری هفت تپه : نان- کار- آزادی اداره شورایی گامی است که با ید برداشته شود.
اتحاد بزرگ توده ای از شرکت کنندگان جنبش دیماه نود و شش زمینه را برای اعتلای انقلابی فراهم می سازد .این اتحاد باید در بر گیرنده ی همه نیروهای سیاسی باشد که از مشی عمومی بالا پیروی کرده و بدیل کارگری در برابربدیل های پرو آمریکایی قرار گیرد.
دیلم مرداد1398

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی